چراغپور:امکان برگزاری مسابقات لیگ برتر پس از جام جهانی وجود ندارد/در مورد کسب نتیجه در جام جهانی نباید رویابافی کنیم
جلال چراغپور در گفتوگو با خبرگزاری آنا، در مورد تعویق مسابقات لیگ برتر و برگزاری آن پس از جام جهانی اظهار داشت: این تصمیم از لحاظ فنی، فیزیولوژیکی، حرفهای و برنامهریزی دچار اشکال خواهد بود. در درجه اول، این اتفاق منجر به یک تعطیلی تقریبا دو سه ماهه میشود. بازیکنان از مسابقات و فوتبال رقابتی (Competition) دور میمانند و این موضوع خود به خود باعث افت بازی و افت نگرش آنها به مسابقه میگردد. با این وقفه چهار پنج ماهه، برخی موارد از بدن و ذهن فوتبالیست خارج میشود، کما اینکه پس از هر آسیبدیدگی سنگین نیز شاهد افت محسوس بازیکن هستیم. وقتی بازیکنی جراحی میشود و مدتی در آتل حرکت میکند، پس از بازگشت میگویند دیگر به فوتبال برنگشت و یک پله پایینتر رفت. حتی بزرگان فوتبال هم دچار همین وضعیت شدهاند. این اولین پیامد است.
امکان برگزاری مسابقات لیگ برتر پس از جام جهانی وجود ندارد
وی افزود: دومین مسئله، موضوع قرارداد بازیکنان است. این مدتی که بازی نمیکنند، در هر صورت جزو قراردادشان محسوب میشود و باید از لحاظ قانونی، مالی و توافقی به شکلی حل و فصل شود. اکنون در اواخر اردیبهشت ماه، قراردادهای سال ۱۴۰۴ به اتمام میرسد. وقتی قراردادها تمام شود، شما آن سوی جام جهانی دیگر با بازیکنان قرارداد ندارید و در آن مقطع چه کسانی بازی خواهند کرد؟ آیا بازیکنی حاضر میشود فقط برای آن هشت هفته باقیمانده بازی کند؟ تکلیف آسیبدیدگیها و فرسودگیها چه میشود؟ آیا اساسا بازیکنان با تمام وجود بازی میکنند و تن به این کار میدهند؟ به نظر من امکانش نیست.
عدم بازگشت بازیکنان خارجی از معضلات تصمیم سازمان لیگ است
او ادامه داد: قضیه سوم، مربوط به بازیکنان خارجی است که در تیمها حضور داشتند و اکنون رفتهاند. برخی تیمها اگر بازیکنان خارجی خود را در اختیار نداشته باشند، ممکن است از رتبههای بالایی نظیر پنجم، به سرعت و به شدت به پایین جدول سقوط کنند. این هم معمای دیگری است که اگر قرار باشد آن سوی سال بازی کنند، با چنین معضلاتی روبرو خواهند بود که باید حل شود. ضمن اینکه شنیده میشود برخی تیمها دیگر آن بودجه و قدرت قبلی را ندارند. برای سطح قراردادها سقف تعیین میکنند و این تجربهای است که قبلا هم انجام شده و سعی کردند با مشوقهایی مثل ماشینهای صادراتی و وارداتی آن را جبران کنند که در پی آن، مسائل زیرمیزی و پرداختهای خارج از استاندارد مطرح شد. رویکردی که اصلا دوام نداشت و هر کس هر چقدر میتوانست دریافت میکرد.
این فشارها باعث آسیبدیدگی ستارههای کلیدی تیم ملی میشود
مربی سابق تیم ملی در مورد اینکه عدم برگزاری لیگ برتر تا چه حد در آمادگی بدنی بازیکنان ملیپوش اثرگذار است، گفت: انسجام بازیهای لیگ و برنامه فوتبال بازی کردن در فواصل پنج روزه، یک تیغ دو لبه برای تیم ملی است. از یک سو، این فشارها ممکن است باعث آسیبدیدگی ستارههای کلیدی تیم ملی شود. کما اینکه شاهد بودیم بازیکنانی نظیر قلیزاده و جهانبخش و دیگران دچار آسیب شدند. در لیگ خودمان هم دیدهایم که این فشار منجر به آسیبدیدگی تکستارههای تاثیرگذار تیم ملی میشود اما از سوی دیگر، پنج روز یک بار بازی کردن باعث میشود بازیکن بهروز و در لحظه باشد و از فوتبال دور نشود. اگر لیگ تعطیل میشود، تمرینات تیم ملی باید از لحاظ برنامهریزی یک فصل جدید (Caption) برای نوع تمرینات باز کند. نوع تمرینات باید متناسب با فشاری باشد که در پیش دارند.
تمرینات درون تیمی، فشار یک مسابقه حقیقی را ندارد
چراغپور تصریح کرد: اگر تمرینات همان مواردی باشد که گاهی از تلویزیون میبینیم، مثلا بازیهای پنج به پنج (Small Sided Game) یا تمریناتی که بازیکنان صرفا پاس میدهند و جایشان را عوض میکنند و منتظر میمانند تا نوبتشان شود. این تمرینات ممکن است از نظر سازماندهی و چیدمان در زمین برنامه داشته باشند اما یک فاکتور در آنها وجود ندارد و آن فاکتور «تطبیق فشار تمرین با آنچه در مسابقه لازم است» میباشد. در بازی بایرن مونیخ و پاریسن ژرمن، مشاهده کردید که عدم تطبیق فشار چه بر سر بایرن مونیخ آورد. با وجود اینکه بایرن تیم بزرگی است اما به دلیل فشاری که تیم حریف برای اعمال بر آنها تطبیق داده بود، نتوانستند موقعیتسازی کنند و آمار هدف (Target) آنها بسیار پایین بود.
باید نحوه، برنامه، فشار و شکل تمرینات عوض شود
وی افزود: حالا تصور کنید اگر بایرن مونیخ بدون مسابقه و صرفا با یک یا دو هفته تمرین وارد این مسابقه میشد. اکنون در تیم ملی ما، اگر مراقب نباشند و به موضوع تطبیق فشار تمرین بر آنچه در مسابقه لازم است توجه نکنند دچار مشکل خواهیم شد. در جریان رقابت (Competition) و جنگ مسابقه، باید نحوه، برنامه، فشار و شکل تمرینات عوض شود. تمرینات باید به صورت «فوتبال اکشن» (Football Action) و موقعیت مسابقه (Game Situation) باشد. همه حرکات باید همان کارهایی باشد که در فوتبال انجام میدهند، نه اینکه صرفاً یک بغلپا بزنند و بایستند تا نوبتشان شود. این تمرینات متعلق به بیش از پنجاه سال پیش است.
در دیدارهای درون تیمی، هیچ درگیری و کورسی واقعی نیست
مربی مس رفسنجان خاطرنشان کرد: تیم ملی چارهای ندارد و نتوانسته بازی تدارکاتی مناسبی ترتیب دهد. لذا خودشان با هم بازی کردهاند. مسلم است وقتی تیم را به دو قسمت تقسیم میکنید و در یک اردو مقابل هم قرار میدهید، این نمیتواند تدارکات جام جهانی را برای شما تعریف کند. در چنین دیداری، هیچ صحنهای طبیعی نیست و نه تکلها واقعی است، نه چلنجها و نه کورسها. وقتی کورس، چلنج و تکل واقعی را از تیم جدا کنید، دیگر چیزی از فوتبال باقی نمیماند. تنها چارهای که باقی میماند، تغییر متدولوژی تمرین تیم ملی است. متدولوژی باید بر اساس دو موضوع استوار شود: یکی «موقعیت مسابقه» (Game Situation) و دیگری «فوتبال اکشن» (Football Action)؛ یعنی تمامی اعمال باید دقیقا همان چیزی باشد که درون فوتبال مورد نیاز است. کادرفنی میتواند مقالات و تمرینات مربوط به این حوزه را جستوجو و پیدا کند. مسئله اصلی توانایی کوچینگ و پیادهسازی این موارد به جای تمرینات عادی و معمولی است که معمولا در اردوها انجام میدهند.
نباید دچار توهم کسب نتایج درخشان در جام جهانی شویم
چراغپور در مورد فاصله اندک تا آغاز جام جهانی و چالش آن برای تیم ملی گفت: اگر واقعیت به آرزو تبدیل نشود، تبدیل به توهم میشود. ما نباید دچار این توهم شویم که نتایج درخشانی در جام جهانی پیش رو خواهیم گرفت و نباید رویاپروری کنیم. اگر از همین امروز شروع کنیم و این ۳۰ روز باقیمانده را به سه فاز تعریف شده تقسیم کنیم. فاز اول: مقدماتی (Primary)، فاز دوم: میانه یا پیشرفته (Advanced) و فاز سوم: رقابتی (Competition) و کادر تیم ملی دانش خود را برای پر کردن این سه ظرف به کار گیرند، شرایط متفاوت خواهد شد. تمرینات باید بر اساس سیستم تیم و چیدمان نفرات باشد و مثلا هافبک راست و چپ را در موقعیتهای تخصصی خودشان به کار بگیرند که به آن پوزیشنال (Positional) و فانکشنال (Functional) میگوییم. یعنی تمرینات بر اساس وظیفه، سیستم و موقعیت فردی (Individual) باشد. اگر بتوانند پنج عامل مدرن تمرینات را وارد کار کنند، این عمل میتواند جایگزین عدم بازی در باشگاهها در این یک ماه باشد.
در تمرینات باید یک ماتریس سه در سه تعریف و طراحی شود
وی ادامه داد: سه آیتم عرضی داریم؛ مقدماتی، میانه (پیشرفته) و رقابتی. سه آیتم عمودی هم داریم؛ فانکشنال (وظیفهای)، پوزیشنال (پستی) و ایندیویژوال (فردی). اگر تمرینات را در این جدول تنظیم کنند و در تمرینات فردی، بررسی کنند که آیا این حرکت فوتبال اکشن هست یا خیر. اگر بگویند بازیکن کل زمین را لیلی برود، این تمرین فردی هست اما فوتبال اکشن نیست، چون در فوتبال چنین حرکتی نداریم. اگر کادرفنی به صورت موزاییکی بررسی کند که هر تمرین آیا پیشرفته است، آیا فوتبال اکشن است، آیا فردی است و آیا وظیفه سیستم در آن تعریف شده است، آنگاه مدرنیته را وارد تمرینات کردهاند. در این صورت حتی با تمرینات صبح و عصر میتوانند به سطح لازم برای جام جهانی برسند. در غیر این صورت، با تمرینات غیر فوتبال اکشن و غیر گیم سیچویشن، به نتیجه نخواهند رسید.
ایراد تیم ملی در گلوگاه کوچک و ایجاد ترافیک است
او در خصوص احتمال بالای انتخاب حسین عبدی بهعنوان سرمربی تیم ملی امید گفت: من سابقه حضور در تیم ملی امید را به عنوان دستیار حسن حبیبی و همچنین در دوره حاجانور داشتهام. تیم امید مانند یک گلوگاه یا پاسگاه عوارضی در یک اتوبان است و فرقی نمیکند اتوبان این طرف یا آن طرف چند بانده باشد، این گلوگاه کوچک است و ترافیک ایجاد میکند. مهم نیست چقدر فوتبالیست در ردههای زیر ۱۹ یا ۲۱ سال در باشگاهها و شهرها داریم و مهم این است که در این گلوگاه که باید بازیکن پرورش یافته و از عوارضی رد شود تا بتواند در ادامه با سرعت ۲۰۰ کیلومتر برود، ایراد وجود دارد. مربیان و کمیته آموزش ما باید در این گلوگاه سواد فوتبال را بیاموزند و اجازه عبور را فقط به کسانی بدهند که ژنتیک و دیانای فوتبال برتر را دارند. متأسفانه ما ۲۴ سال است که کلاس مربیگری ویژهای برای سطح پایه (Young Player) برگزار نکردهایم. سلسلهمراتب کمیته آموزش ما صرفاً نشستن در کلاسهای D و C و B است، در حالی که فیفا در بحث بازیکنان آینده به شدت هشدار میدهد که خلاقیت بازیکنان از آموزشها جلو زده است.
عبدی تلاش خود را خواهد کرد اما پروسه پرورش بازیکنان درست نیست
وی افزود: فیفا میگوید باید شرایط این جلو زدن را فراهم کنید یعنی چمن، امکانات و مربیانی (Statutor) که همزمان معلم، تمریندهنده (Trainer)، کوچ و روانشناس باشند. اکنون وضعیت ما را با گفتههای فیفا تطبیق دهید. ما حتی یک زمین ویژه که مخصوص پایه باشد با ابزار آموزشی خاص نداریم. حسین عبدی مربی باسوادی است اما او هم با مقوله اردوهای کوتاهمدت مواجه میشود. در دوره گذشته،، حسن حبیبی سرمربی، همایون شاهرخی دستیار اول، صالحنیا دستیار دوم، بنده دستیار سوم و جهانگیر کوثری سرپرست بودند، یعنی یک کادر کامل که کل فوتبال را پوشش میداد اما باز هم جواب نداد. مشکل با این روشها حل نمیشود و ریشه مشکل در کمیته آموزش، کلاسهای مربیگری و عدم دانشِ بازی (Knowledge of the game) در ردههای پایه است. حسین عبدی تلاش خود را خواهد کرد اما باید پروسه پرورش بازیکنان پیش از رسیدن به این سن، به درستی اتفاق افتاده باشد که متأسفانه اینگونه نیست.
انتهای پیام/