محمدی: «بعثت امروز» هم‌افزایی ملت و نظام برای ایفای نقش در جهان آینده است/ علیان‌نژادی: «بعثت ملت ایران»؛ الگویی برای ملت‌ها در نظم نوین جهانی است/میری: «اوتیسم فکری» دامنگیر نخبگان ایرانی نشود

استاد علوم سیاسی دانشگاه امام صادق (ع) با تأکید بر اینکه «بعثت امروز» اشاره به بیداری دوباره و هم‌افزایی آگاهانه ملت و نظام در شرایط حساس کنونی دارد، گفت: جمهوری اسلامی ایران با حفظ پیوند ارگانیک میان مردم و نظام و تبدیل مفهوم ثبات به کنش فعال، آماده ایفای نقش در تکوین ساختار معنایی نظم نوین جهانی است.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، نشست هم‌اندیشی «سناریو‌های جایگزین در نظم جهانی» با هدف بررسی ابعاد معرفتی و اجتماعی جایگاه ایران در نظم آینده جهانی در «خبرگزاری آنا» برگزار شد.

محمدی: «بعثت امروز» هم‌افزایی ملت و نظام برای ایفای نقش در جهان آینده است/ علیان‌نژادی: «بعثت ملت ایران»؛ الگویی برای ملت‌ها در نظم نوین جهانی است/میری: «اوتیسم فکری» دامنگیر نخبگان ایرانی نشود

«حسین محمدی سیرت» استاد علوم سیاسی دانشگاه امام صادق (ع) در این نشست علمی با موضوع «بعثت ملت ایران و تکوین ساختار معنایی جهان آینده» به تبیین جایگاه جمهوری اسلامی ایران در تحولات راهبردی معاصر پرداخت.

دکترین بقا؛ از انفعال ظاهری تا کنش فعال

وی با اشاره به ضرورت شناخت گذشته برای ترسیم آینده ادامه داد: اگر با نگاهی واقع‌بینانه به دکترین «تثبیت» یا «بقا» بنگریم، ممکن است در ابتدا قرار گرفتن جمهوری اسلامی ایران در موقعیتی انفعالی نسبت به نظم جدید به نظر برسد؛ اما با تعمیق تحلیل در تکانه‌های تحولات سیاسی، مفهوم ثبات ماهیتی کاملاً فعال دارد. در همین چارچوب، خودِ امکان ماندگاری و عبور از تکانه‌های شدید، نه‌تنها ضامن بقای ساختار سیاسی ایران است، بلکه آن را به بازیگری معنادار در نظم آینده تبدیل می‌کند. برای فهم این مسیر باید پرسید آیا آینده ایران با توجه به گذشته‌اش معنادار می‌شود یا خیر؛ پاسخ را می‌توان در بررسی سه مولفه کلانی که تاریخ معاصر ایران را شکل داده‌اند، جست‌و‌جو کرد.

مفهوم بعثت و رابطه متقابل امام و امت

استاد دانشگاه امام صادق (ع) در تبیین واژه «بعثت» افزود: پس از انتشار پیام نخست رهبر معظم انقلاب، این پرسش مطرح شد که چرا در این مقطع از چنین واژه‌ای استفاده شده است. با مراجعه به مبانی اندیشه سیاسی اسلام و رابطه «امام و امت»، درمی‌یابیم که این پیوند صرفاً سلسله‌مراتبی از بالا به پایین نیست، بلکه رابطه‌ای متکافئ و متقابل است. وی با استناد به خطبه ۲۰۶ نهج‌البلاغه یادآور شد: امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند مردم جز با اصلاح حاکمان اصلاح نمی‌شوند و حاکمان نیز جز با استقامت رعیت اصلاح نمی‌گردند. بنابراین، بعثت امروز اشاره به بیداری دوباره و هم‌افزایی آگاهانه ملت و نظام در شرایط حساس کنونی دارد.

تداوم ساختار نظام پس از رحلت بنیان‌گذار

این پژوهشگر علوم سیاسی با اشاره به تجربه تاریخی جمهوری اسلامی ایران ادامه داد: در تاریخ اسلام، تقریباً نمونه‌ای یافت نمی‌شود که با فقدان رهبر، امت مسیر خود را بدون گسست ادامه دهد. پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) و شهادت امیرالمؤمنین (ع)، جوامع اسلامی با فروپاشی‌های ساختاری یا انحرافات جدی مواجه شدند. اما در جمهوری اسلامی ایران، پدیده‌ای بی‌سابقه رخ داد که با رحلت امام خمینی (ره)، جامعه دچار فروپاشی یا تردید هویتی نشد. وی تأکید کرد: این تداوم، ریشه در نهادینه‌سازی عمیق آرمان‌ها و ساختار‌های مردم‌پایه دارد که بستر بعثت مجدد جامعه ایرانی را در برابر چالش‌های نوین فراهم کرده است.

ایران در نظم جهانی اول؛ پراکندگی، قحطی و انفعال

وی در ادامه به مقایسه وضعیت ایران در جنگ جهانی اول (اواخر دوره قاجار) پرداخت و گفت: در آن مقطع، ایران در سه مولفه بدنه اجتماعی، نخبگان و ساختار قدرت/اقتصاد وضعیت بسیار شکننده‌ای داشت. از منظر اجتماعی، شبکه آگاهی جامعه پراکنده و پس از مشروطه دچار سرخوردگی بود و ایران «بی‌طرفی مظلومانه و تحقیرآمیز» را تجربه کرد که نتیجه آن فاجعه قحطی بزرگ بود.

استاد دانشگاه امام صادق (ع) در تحلیل علل این فاجعه تصریح کرد: ساختار اقتصادی کاملاً ارباب‌رعیتی بود و با ورود نیرو‌های خارجی و خرید گسترده غلات توسط بریتانیایی‌ها از خوانین، سیستم توزیع فروپاشید. از سوی دیگر، احمدشاه قاجار هیچ درکی از نظم نوین نداشت و ایلات و عشایر نیز در فرسایش‌های دوره مشروطه تضعیف شده بودند. در نتیجه، ایران در آن نظم، بازیگری منفعل و قربانی ساختار‌های فرسوده بود.

جنگ جهانی دوم و فروپاشی سرمایه اجتماعی

این استاد دانشگاه در ادامه به وضعیت ایران در جنگ جهانی دوم و دوره پهلوی اول اشاره کرد و افزود: در این مقطع، سرمایه اجتماعی نسبت به جنگ اول به‌طور جدی تخریب شده بود. بر اساس اسناد وزارت خارجه آمریکا که در پژوهش‌های مرتبط نیز بازتاب یافته، دیپلماسی غرب در دوره قاجار بسیار آماتورانه بود؛ اما در دوره رضاشاه و پس از سال ۱۳۱۲، سیاست متمرکزسازی و سرکوب سیستماتیک، نخبگان مستقل، کنشگران بومی، عشایر و ایلات را حذف کرد. وی خاطرنشان کرد: در نتیجه، هنگام اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، جامعه فاقد هرگونه شبکه مقاومت خودجوش بود و حتی خرده‌مقاومت‌های جنگ اول نیز دیده نمی‌شد. به این ترتیب، کشور پس از قرن‌ها بار دیگر و بدون واکنش ملی معنادار، اشغال گردید.

محمدی: «بعثت امروز» هم‌افزایی ملت و نظام برای ایفای نقش در جهان آینده است/ علیان‌نژادی: «بعثت ملت ایران»؛ الگویی برای ملت‌ها در نظم نوین جهانی است/میری: «اوتیسم فکری» دامنگیر نخبگان ایرانی نشود

بعثت آگاهانه و بازیگری در نظم آینده

وی در تکمیل این مباحث نتیجه‌گیری کرد: مقایسه این مقاطع تاریخی نشان می‌دهد که «بعثت ملت ایران» امروز، صرفاً یک شعار نیست، بلکه بازسازی ساختار معنایی و عاملیت تاریخی ملتی است که گذشته‌ای پر از انفعال و تحقیر ژئوپلیتیک را پشت سر گذاشته است. جمهوری اسلامی ایران با حفظ پیوند ارگانیک میان مردم و نظام، نه‌تنها بقای خود را تضمین کرده، بلکه با تبدیل مفهوم ثبات به کنش فعال، آماده ایفای نقش در تکوین ساختار معنایی نظم نوین جهانی است.

تحول جایگاه نخبگان؛ از انفعال تا پیش‌بینی راهبردی

محمدی سیرت با اشاره به وضعیت نخبگان ایرانی در نظم‌های جهانی پیشین ادامه داد: در سطح نخبگان، ما در دوره‌های گذشته شاهد آگاهی اطلاعاتی بودیم، اما کنشگری فعال وجود نداشت. در سطح مؤلفه‌های قدرت نیز اگرچه ارتش کلاسیک شکل گرفته بود، اما تاریخ گواهی می‌دهد که در لحظات حساس، فرمان «ترک مخاصمه» صادر شد و سلاح‌ها زمین نهاده شد؛ سربازان در تهران رها شدند و تنها گروه‌های محدودی در جنوب کشور به مقاومت پرداختند.

استاد دانشگاه امام صادق (ع) در مقایسه آن وضعیت با شرایط کنونی افزود: امروز وقتی به واقعیت‌های موجود می‌نگریم، بدون تخیل‌پردازی و با نگاهی واقع‌بینانه، شاهد تحولی معنادار هستیم. نخستین بار در سال ۱۳۹۱ و در اجلاس جنبش عدم تعهد، جمهوری اسلامی ایران به صورت علنی و راهبردی در مورد نظم جدید سخن گفت. امروز که در سال ۱۴۰۵ قرار داریم، فاصله‌ای ۱۴ ساله از آن موضع‌گیری وجود دارد؛ این یعنی گذر از «بی‌خبری» و «مشاهده منفعلانه» در دو نظم پیشین، به «پیش‌بینی و کنشگری فعال» در نظم آینده.

سرمایه اجتماعی؛ از انقلاب توده‌ای تا مشارکت پایدار

این پژوهشگر علوم سیاسی با استناد به آمار‌های تطبیقی تصریح کرد: کریس هارمن در کتاب «انقلاب‌های قرن بیست و یکم» تأکید می‌کند که انقلاب ایران یکی از توده‌ای‌ترین انقلاب‌های تاریخ است؛ به‌گونه‌ای که حدود ۱۰ درصد از جمعیت ایران درگیر فرآیند انقلاب بودند، در حالی که این رقم در انقلاب فرانسه یک درصد و در انقلاب روسیه دو درصد بوده است.

وی با اشاره به پیمایش‌های اخیر در حوزه سرمایه اجتماعی ادامه داد: بر اساس یک پیمایش ۲۰۰۰ نفره که اخیراً انجام شده، ۵۰.۳ درصد از پاسخ‌دهندگان اعلام کرده‌اند که حداقل دو تا سه بار در اجتماعات و کنش‌های جمعی مشارکت داشته‌اند. حتی اگر با نگاهی محتاطانه این آمار را تعدیل کنیم، باز هم نشان‌دهنده آن است که سرمایه اجتماعی در ایران نه‌تنها دچار تنزل نشده، بلکه توسعه و تعمیق یافته است. این وضعیت، همان رابطه متقابل و متکافئ امام و امت را که پیش‌تر اشاره شد، در مقیاسی کلان بازتولید می‌کند.

مؤلفه‌های قدرت نظامی و دیپلماسیک؛ از انزوا تا تأثیرگذاری

محمدی سیرت در بخش دیگری از سخنانش به تحول در مؤلفه‌های قدرت نظامی و دیپلماتیک ایران پرداخت و گفت: در سطح مؤلفه‌های قدرت، امروز جمهوری اسلامی ایران در موقعیتی قرار دارد که کنش‌های آن در صحنه بین‌الملل بازتاب فوری دارد. به عنوان نمونه، در سال ۱۴۰۲ زمانی که وزیر امور خارجه ایران برای رایزنی به کشور‌های اروپایی سفر کرد، یکی از نخست‌وزیران اروپایی دیدار با سفیر ایران را لغو کرد و مراتب اعتراض خود را اعلام نمود.

وی با تحلیل این رخداد افزود: برای من مهم نبود که ایران را مقصر بدانند یا نه؛ نکته حائز اهمیت این بود که اروپایی‌ها پس از ۷۰ سال، مجدداً صدای جنگ را در قاره خود شنیدند و ایران را به عنوان یک بازیگر تأثیرگذار در این معادله دیدند. این یعنی گذر از «شاهد بی‌خبر جنگ اول» و «ناظر منفعل جنگ دوم» به «کنشگر مؤثر در بازی بزرگان». بسیاری از مواضع اخیر اروپا علیه ایران، در واقع واکنشی به تحولات چند سال اخیر و تلاش برای بازتعریف جایگاه خود در برابر بازیگری جدید است.

ضرورت باور به واقعیت‌های میدانی در سیاست خارجی

این استاد علوم سیاسی با تأکید بر لزوم درک واقع‌بینانه تصمیم‌گیران کشور ادامه داد: مسیر تاریخی واقعی در سه مولفه نخبگان، سرمایه اجتماعی و مؤلفه‌های قدرت، امروز جمهوری اسلامی ایران را در وضعیتی قرار داده که نه‌تنها امکان ماندن در نظم بعدی را دارد، بلکه محکوم به حضور و تأثیرگذاری است.

وی افزود: درخواست من از تصمیم‌گیران عرصه سیاست خارجی این است که این واقعیت را باور کنند؛ حضور ایران در نظم آینده یک تخیل نیست، بلکه برآمده از مؤلفه‌های عینی و قابل‌سنجش است. زمانی که این باور شکل گیرد، کنشگری‌های بعدی نیز بر اساس واقعیت‌ها طراحی خواهد شد، نه تخیلاتی که تنها درصد ناچیزی از آنها محقق می‌شود. برای نمونه، طرح پیشنهادی پیمان تأمین امنیت منطقه‌ای یا سرمایه‌گذاری‌های کلان در حاشیه خلیج فارس، زمانی امکان‌پذیر است که ناظر به گذشته و واقعیت‌های امروز باشد، نه بر مبنای تصورات انتزاعی.

مشروعیت دوپایه و تبلور سرمایه اجتماعی در انتخابات

محمدی سیرت در پایان به بعد مشروعیت‌ساز نظام سیاسی ایران اشاره کرد و گفت: سرمایه اجتماعی ایران در سه دهه گذشته، ناظر به سرنوشت سیاسی کشور، در انتخابات مختلف سال‌های ۱۳۷۶، ۱۳۸۴، ۱۳۸۸ و ۱۳۹۲ تبلور یافته و هر بار نقش‌آفرینی جدیدی را رقم زده است. این سرمایه اجتماعی، تشخص و هویت مستقل خود را پیدا کرده است.

استاد دانشگاه امام صادق (ع) با استناد به بیانات رهبرشهید انقلاب خاطرنشان کرد: همان‌گونه که ایشان در دیدار با اعضای مجلس خبرگان فرمودند، ولایت فقیه یک نظام سیاسی دارای مشروعیت دوپایه است؛ این تعبیر دقیقاً نشان‌دهنده همان پیوند ارگانیک و متقابل میان مردم و نظام است که در شرایط حساس، ضامن بقا، ثبات و کنشگری فعال جمهوری اسلامی ایران در ساختار معنایی جهان آینده خواهد بود.

محمدی: «بعثت امروز» هم‌افزایی ملت و نظام برای ایفای نقش در جهان آینده است/ علیان‌نژادی: «بعثت ملت ایران»؛ الگویی برای ملت‌ها در نظم نوین جهانی است/میری: «اوتیسم فکری» دامنگیر نخبگان ایرانی نشود

«جعفر علیان‌نژادی» پژوهشگر اندیشه سیاسی در ادامه این نشست علمی با موضوع «بعثت ملت ایران و تکوین ساختار معنایی جهان آینده» به تبیین نظریه «بعثت» و نسبت آن با تحولات فکری جامعه ایران پرداخت.

وی با اشاره به ضرورت بازخوانی مفهومی «بعثت» در اندیشه انقلاب اسلامی ادامه داد: برای فهم چرایی و چگونگی رسیدن مردم به نقطه کنونی، باید به رخداد فکری‌ای بپردازیم که در گستره جامعه اتفاق می‌افتد. این تحول فکری سه مرحله کلیدی دارد: نخست، انگیزش و پیدایش تحول فکری در میان مردم؛ دوم، پایداری و تداوم این تحول؛ و سوم، تثبیت آن در قالب یک نظم سیاسی-اقتصادی پایدار. در نهایت، این فرآیند به شکل‌گیری نظم جدید سیاسی-اجتماعی منتهی می‌شود.

این پژوهشگر اندیشه سیاسی افزود: درک عمیق‌تر این مضامین نیازمند واکاوی ساحت‌های دیگری است که در بیانات پیشین به آنها اشاره شد؛ از جمله نقش علما، مراجع و نخبگان ایمانی در پیشبرد تحول فکری بزرگ. با این حال، عامل اصلی این تحول، صرفاً اندیشه نیست، بلکه ابزار‌ها و سازوکار‌هایی است که این اندیشه را در بستر جامعه جاری می‌سازد.

چارچوب نظری «بعثت»؛ تمایز

استاد اندیشه سیاسی با تبیین نسبت «بعثت» با نظریه‌های رایج ادامه داد: به شکل اجمالی، چارچوب نظری «بعثت» همان الگویی است که در اندیشه اسلامی برای فهم تحولات اجتماعی ارائه شده است. در تفکر مادی نیز فرمول‌هایی برای شناسایی تغییرات اجتماعی وجود دارد، اما تفاوت بنیادین در این است که در آن مکاتب، این رخداد فکری لزوماً عمل کل مردم نیست، بلکه بخش خاصی از جامعه را در بر می‌گیرد.

علیان‌نژادی با ارجاع به کتاب «مردم چیست؟» که دو سال پیش منتشر شده، تصریح کرد: هرگاه سخن از «مردم» به میان می‌آید، گویی با دو دسته مواجهیم: یک دسته، توده مردم و عموم جامعه هستند؛ و دسته دیگر، «مردمِ خالص‌سازی‌شده» یا نخبگان کنشگری که تحول را آغاز و پیش می‌برند. در نظریه بعثت، این تمایز وجود دارد، اما پیوند ارگانیک میان این دو لایه حفظ می‌شود.

نقش عواطف و عقلانیت در پایداری تحول اجتماعی

این پژوهشگر علوم سیاسی در تحلیل محرک‌های تحول فکری گفت: یکی دیگر از تفاوت‌های نظریه بعثت با مکاتب مادی، در نسبت عقل و عاطفه است. در اندیشه مادی، معمولاً عقلانیت ابزاری یا احساسات مادی به‌عنوان محرک اصلی تغییرات در نظر گرفته می‌شود؛ اما در نظریه بعثت، ترکیبی متوازن از عقلانیت وحیانی و عواطف ایمانی، موتور محرکه تحول است.

وی با اشاره به پایداری نظم‌های اجتماعی افزود: ممکن است پرسیده شود که نظم مدرن غربی نیز قرن‌هاست تداوم یافته؛ اما از منظر مکاتب انتقادی، این نظم همواره با بحران‌های متوالی و تعلیق‌های ساختاری روبه‌رو بوده است. به تعبیر برخی اندیشمندان، نظم مدرن، نظمی توأم با هراس است که مدام از یک چاله به چاله دیگر می‌غلتد و نمی‌تواند به ثبات وجودی دست یابد.

نقد نظم تحمیلی؛ از رژیم‌های انضباطی تا روان‌سیاست

علیان‌نژادی در ادامه به تحلیل سازوکار‌های حفظ نظم در اندیشه مدرن پرداخت و ادامه داد: در ظاهر، نظم مدرن با ابزار‌هایی مانند رژیم‌های انضباطی، کنترل‌های نهادی و حتی روان‌سیاست سعی در تثبیت خود دارد. فیلسوفان مادی، حتی با فرض نیت‌های خیرخواهانه، در نهایت به بازتولید ساختار‌هایی می‌رسند که مبتنی بر کنترل نفسانی و مدیریت ادراکی جامعه است.

این پژوهشگر اندیشه سیاسی تأکید کرد: نکته حائز اهمیت این است که در برابر این شکل از نظم تحمیلی، «بعثت» قد علم می‌کند. بعثت به ما کمک می‌کند تا نه‌تنها ماهیت نظم‌های مبتنی بر سلطه را بشناسیم، بلکه الگویی بدیل برای ساختار آینده ارائه دهیم؛ الگویی که در آن، تحول فکری مردم نه با اجبار، بلکه با بیداری آگاهانه و پیوند ایمانی-عقلانی محقق می‌شود.

بعثت؛ راهبرد تکوین ساختار معنایی جهان آینده

وی در جمع‌بندی این بخش از سخنان خود تاکید کرد: دستور جلسه امروز ما «ساختار آینده» بود. در این افق، بعثت صرفاً یک مفهوم تاریخی یا شعاری نیست، بلکه راهبردی برای تکوین ساختار معنایی جهان آینده است. ساختاری که در آن، مردم نه ابژه کنترل، بلکه سوژه‌های آگاه و کنشگر تاریخ هستند.

این استاد اندیشه سیاسی افزود: جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر این نظریه، می‌تواند از مرحله «واکنش به نظم تحمیلی» عبور کند و به مرحله «پیش‌نهاد نظم بدیل» وارد شود. این گذار، نیازمند باور عمیق به ظرفیت‌های تحول‌آفرین بعثت، تقویت پیوند نخبگان و توده مردم، و طراحی سازوکار‌هایی برای تثبیت این تحول در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است. در این مسیر، بعثت ملت ایران می‌تواند الگویی برای سایر ملت‌های بیدار شده در نظم نوین جهانی باشد.

محمدی: «بعثت امروز» هم‌افزایی ملت و نظام برای ایفای نقش در جهان آینده است/ علیان‌نژادی: «بعثت ملت ایران»؛ الگویی برای ملت‌ها در نظم نوین جهانی است/میری: «اوتیسم فکری» دامنگیر نخبگان ایرانی نشود

تعریف «مردم» در اندیشه انقلابی؛ پیوند رهبر و امت

وی با اشاره به نسبت رهبر انقلاب و مفهوم «مردم» ادامه داد: در تعریف انقلابی از مردم، خود رهبر انقلاب نیز جدا از این مفهوم نیست؛ بلکه امام و رهبر، بخشی از پیکره مردم و در عین حال هدایت‌گر این جریان هستند. رهبر انقلاب خود را در میان مردم فرض می‌کند و می‌داند که مشروعیت و مقبولیت نظام، ریشه در همین پیوند ارگانیک دارد. این نکته حائز اهمیت است که در چارچوب اندیشه اسلامی، رابطه امام و امت، رابطه‌ای دوسویه و تکمیل‌کننده است، نه رابطه‌ای یک‌سویه یا حذف‌کننده.

نقد قرائت‌های مادی از «مردم»؛ از نفی مطلق تا مدیریت خصومت

این پژوهشگر اندیشه سیاسی با اشاره به موج اخیر کتاب‌های ترجمه‌شده در حوزه نظریه سیاسی افزود: در سال‌های اخیر، مجموعه‌ای از آثار با رویکرد‌های چپ رادیکال و پست‌مدرن منتشر شده که تعاریف خاصی از «مردم» ارائه می‌دهند. برای نمونه، بنجامین نویز در کتاب «شناسی سیاسی جهان» فرضیه‌ای مبتنی بر «نفی مطلق» را مطرح می‌کند؛ به این معنا که امر سلبی را نمی‌توان انکار کرد و مردم به معنای مثبت آن وجود ندارند.

علیان‌نژادی با اشاره به آثار دیگر در این حوزه ادامه داد: فرانکو در کتاب «ظهور دوم» و نیز مباحثی تحت عنوان «چگونه به آشوب سر کنیم؟»، مردم را به معنای سنتی کلمه مورد تردید قرار می‌دهند. برخی دیگر با مفاهیمی مانند «امر سیاسی اشمیتی» که نهایتاً بر محور دوست و دشمن استوار است، یا بحث‌هایی مانند «مدیریت خصومت‌های داخلی»، سعی در بازتعریف روابط اجتماعی دارند. حتی آثاری مانند «زیر پوست: خوانش روانکاوانه از بدن» که بدن را به مثابه ابژه سینمایی تحلیل می‌کند، در همین چارچوب قابل فهم است.

فاصله‌گیری از چارچوب‌های نظریه مادی و کشف معنای نوین «مردم»

استاد اندیشه سیاسی با نقد این قرائت‌ها تصریح کرد: تمام این آثار، تعریفی بسیار «نکره» و سلبی از مردم ارائه می‌دهند. در این چارچوب‌های مادی، مردم یا به مثابه «توده» منفعل، یا به عنوان «دیگری» طردشده، و یا به عنوان ابژه کنترل تعریف می‌شوند. به نظرم می‌رسد باید با این چهارچوب‌ها فاصله بگیریم تا بتوانیم به فهم تمام‌عیار و معنای جدیدی از «مردم» دست یابیم.

وی افزود: این خلق معنای جدید از مردم، خود بخشی از همان «ساختار معنایی» است که در دستور جلسه امروز قرار داشت. نظام انقلابی ایران، به عنوان یک نظم طبیعی در برابر نظم‌های تحمیلی مدرن، نسبتش با تحول در انقلاب اسلامی، نسبتی مثبت و سازنده است؛ نه بر مبنای نفی رادیکال یا دیالکتیک تضاد.

انقلاب اسلامی؛ تحولی انباشته و پایان‌ناپذیر

این پژوهشگر علوم سیاسی در تبیین ماهیت انقلاب اسلامی ادامه داد: تعریف ما از نفی، به معنای تضاد و تقابل مطلق نیست، بلکه از مقوله مقاومت و تکامل است. انقلاب اسلامی به شکل «انباشته» و تدریجی پیش آمده و این تعریف، تعریفی «تمام‌نشدنی» است؛ به این معنا که انقلاب فرآیندی پویا، مستمر و رو به رشد است، نه رویدادی مقطعی که با یک نفی رادیکال به پایان برسد.

علیان‌نژادی در پایان مباحث خود خاطرنشان کرد: وقتی از انقلاب صحبت می‌کنیم، باید توجه داشته باشیم که انقلاب اسلامی ایران، الگویی از تحول مستمر است که در آن، مردم نه ابژه تغییر، بلکه سوژه‌های آگاه و خالق معنای جدید تاریخ هستند. این معنا، همان چیزی است که می‌تواند مبنای نظریه «بعثت» در ساختار معنایی جهان آینده قرار گیرد.

محمدی: «بعثت امروز» هم‌افزایی ملت و نظام برای ایفای نقش در جهان آینده است/ علیان‌نژادی: «بعثت ملت ایران»؛ الگویی برای ملت‌ها در نظم نوین جهانی است/میری: «اوتیسم فکری» دامنگیر نخبگان ایرانی نشود

«سیدجواد میری» استاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در ادامه این  نشست علمی با موضوع «بعثت ملت ایران و تکوین ساختار معنایی جهان آینده» به واکاوی ریشه‌های فکری اندیشه انقلاب اسلامی و نسبت مفاهیمی، چون «بعثت» و «هجرت» با تحولات نظری معاصر پرداخت.

ضرورت بازخوانی سیر اندیشه رهبر شهید انقلاب

وی با تأکید بر لزوم توجه به عقبه فکری رهبر شهید انقلاب ادامه داد: اگر عقبه فکری اندیشه ایشان را نبینیم و آن را برجسته نکنیم، بسیاری از مباحثی که در منظومه فکری ایشان صورت‌بندی شده و به نقشه راه فکری و حتی فلسفه سیاسی نظام جمهوری اسلامی تبدیل گردیده، به درستی فهمیده نخواهد شد.

این استاد علوم انسانی افزود: گاهی تصور می‌شود که ایده‌های مطرح‌شده از سوی ایشان، صرفاً مباحثی است که در اواخر عمر و با رنگ‌وبوی دینی بیان شده است؛ اما واقعیت این است که این اندیشه‌ها ریشه در سنت فکری عمیقی دارد که نیازمند واکاوی تاریخی-تحلیلی است. برای نمونه، مفهوم «احسان» در سنت مسیحی، اگر به‌درستی فهمیده نشود و در نقشه راه تحلیلی ما قرار نگیرد، اروپای آینده با خطر فروپاشی مواجه خواهد شد.

مفهوم «احسان» و نقد گسست از سنت‌های معنوی

استاد پژوهشگاه علوم انسانی با اشاره به نسبت سنت‌های دینی و آینده تمدنی غرب تصریح کرد: اروپایی که امروز در آن زندگی می‌کنیم، بسیاری از اصول سنت احسان مسیحی را فراموش کرده است؛ سنتی که بر پایه «عشق به همسایه بیش از خود» استوار بود. در حالی که ریشه‌های این تفکر، حتی در اندیشه متفکرانی مانند کریستوای جوان نیز قابل ردیابی است.

میری تأکید کرد: ایده‌های ما از «ناکجاآباد» نشأت نمی‌گیرد؛ ما میراثی غنی داریم و اگر نخواهیم به انتزاع محض دچار شویم، باید به این میراث تکیه کنیم. شناخت یک متفکر نیز بدون دنبال کردن سیر تصورات و تحول فکری او ممکن نیست؛ هرچند ممکن است در مسیر اندیشه برخی متفکران گسست‌هایی نیز رخ دهد، اما پیوستگی‌های درونی اغلب بیشتر از گسست‌هاست.

ریشه‌یابی مفهوم «بعثت»؛ از تفکر سنتی تا بازسازی انقلابی

این پژوهشگر علوم فرهنگی در تحلیل مفهوم «بعثت» ادامه داد: پرسش اساسی این است که مفهوم بعثت با این قرائت جدید که مردم بعثت می‌کنند و این بعثت در سطح عام تحولات تاریخی تأثیر می‌گذارد از کجا آمده است؟ آیا این قرائت، مختص مردم ایران یا شیعیان جهان است، یا ریشه در اندیشه متفکران دیگر جهان اسلام دارد؟

وی با اشاره به تجربه بازسازی مفاهیم دینی افزود: برای درک این موضوع، می‌توان به مفهوم «هجرت» اشاره کرد. تا پیش از آنکه علی شریعتی بازسازی نظری از هجرت ارائه دهد، این مفهوم صرفاً به مهاجرت پیامبر (ص) از مکه به مدینه تقلیل یافته بود. اما شریعتی با بازخوانی این مفهوم، هجرت را به یک الگوی عمومی تحول تاریخی تبدیل کرد: هرگاه انسان‌ها یا جامعه‌ای دست به «هجرت» وجودی و آگاهانه بزنند، تحول بزرگی رخ می‌دهد.

هجرت به مثابه الگوی تحول؛ از تجربه زیسته تا نظریه‌پردازی

استاد پژوهشگاه علوم انسانی با بیان خاطره‌ای شخصی برای تقریب مفهوم هجرت ادامه داد: گاهی مفاهیم نظری در تجربه زیسته ما نیز بازتاب می‌یابد. برای نمونه، زمانی که در نوجوانی مجبور به تغییر مدرسه شدم، آن تجربه را نوعی «هجرت» احساس کردم؛ هجرتی که اگرچه کوچک بود، اما در ذهن من به عنوان الگویی از گذار و تحول ثبت شد. وقتی بعد‌ها از ایران مهاجرت کردم، باز هم مفهوم هجرت برایم معنای عمیق‌تری یافت.

وی افزود: شریعتی نیز در کتاب‌های خود درباره پیامبر (ص) تأکید می‌کند که ما باید به نبی تأسّی کنیم، اما این تأسّی نباید محدود به بازگویی وقایع تاریخی باشد؛ بلکه باید مفاهیمی مانند «بعثت» و «نبوت» را به الگو‌هایی عمومی برای تحول بشری تبدیل کنیم.

نسبت حق‌الناس و حق‌الله؛ بازخوانی شریعتی و واکنش نخبگان

این استاد علوم انسانی با اشاره به بحث‌های شریعتی در حسینیه ارشاد خاطرنشان کرد: شریعتی قاعده‌ای را در نسبت «حق‌الله» و «حق‌الناس» مطرح کرد که حتی برای نخبگان فکری آن دوره نیز تازگی داشت. سید حسین نصر در خاطرات خود نقل می‌کند که زمانی در دانشگاه جرج واشنگتن، شریعتی را به دانشجویان معرفی می‌کرد و با تعجب از این پرسش مواجه شد که چگونه کسی که درباره امام حسین (ع) و چگوارا صحبت می‌کند، می‌تواند مفسر مفاهیم عمیق دینی باشد.

وی تأکید کرد: جالب اینجاست که همان شریعتی، با همان دغدغه‌های به‌ظاهر رادیکال، عمیق‌ترین بازخوانی‌ها را از مفاهیم دینی ارائه داد. این نشان می‌دهد که بازسازی مفاهیم دینی برای جهان امروز، نه تنها با سنت‌شکنی سطحی، بلکه با فهم عمیق میراث فکری اسلام امکان‌پذیر است.

بعثت؛ از مفهوم نبوی تا الگوی تمدنی آینده

میری بیان کرد: مفهوم «بعثت» نیز دقیقاً در همین افق قابل فهم است. بعثت صرفاً یک رخداد تاریخی در زندگی پیامبر (ص) نیست، بلکه الگویی برای بیداری آگاهانه جامعه، تحول فکری نخبگان و تکوین ساختار معنایی جدید است.

این پژوهشگر اندیشه سیاسی افزود: جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر این بازخوانی از مفاهیم دینی از هجرت تا بعثت، از احسان تا حق‌الناس می‌تواند نه‌تنها برای خود، بلکه برای جهان آینده نیز الگویی از نظم معنوی-عقلانی ارائه دهد. شرط تحقق این افق، آن است که تصمیم‌گیران و نخبگان فکری، به جای تقلید از چارچوب‌های انتزاعی غربی، به میراث فکری غنی خود تکیه کنند و آن را برای پاسخ به مسائل جهان امروز بازسازی نمایند.

محمدی: «بعثت امروز» هم‌افزایی ملت و نظام برای ایفای نقش در جهان آینده است/ علیان‌نژادی: «بعثت ملت ایران»؛ الگویی برای ملت‌ها در نظم نوین جهانی است/میری: «اوتیسم فکری» دامنگیر نخبگان ایرانی نشود

امت میانه؛ شاخصه‌ها و چالش‌های هویت تمدنی

میری با اشاره به تفسیر علی شریعتی از سوره روم ادامه داد: شریعتی در تحلیل وضعیت جهان اسلام تأکید می‌کند که امروز امت اسلامی در موقعیتی مشابه «امت وسط» قرار دارد؛ نه به سمت شرق متمایل می‌شود و نه به سمت غرب، نه به چپ گرایش دارد و نه به راست. این «امت میانه بودن» شاخصه‌ها و مولفه‌های خاصی دارد که اگر به آنها توجه نشود، جامعه اسلامی دچار انحراف، ضعف و فتور خواهد شد.

این استاد پژوهشگاه علوم انسانی افزود: نکته حائز اهمیت این است که امروز مسئولیت اهل تفکر در ایران سنگین‌تر شده است؛ ما نباید دچار «اوتیسم فکری» شویم و در خود فرو برویم. با وجود تمامی سختی‌ها، رنج‌ها و سوءتفاهم‌هایی که ممکن است برخی همسایگان، به‌ویژه در جهان عرب، نسبت به ما پیدا کرده باشند، باید جایگاه تفکر شیعی در جهان اسلام را به‌درستی تبیین کنیم.

از انترناسیونالیسم اسلامی تا چالش‌های ژئوپلیتیک

وی با تحلیل سیر تحولات گفتمانی انقلاب اسلامی گفت: یکی از نقاط قوت بزرگ انقلاب، شعار «انترناسیونالیسم اسلامی» بود؛ اما به دلایل مختلف، از جمله نظم جهانی حاکم در آن دوران، جنگ تحمیلی و تحریم‌ها، ایران از نظر ژئوپلیتیک و استراتژیک در موقعیتی قرار گرفت که اگرچه در ساحت گفتمانی به امتداد آن آرمان‌ها پرداخته می‌شد، اما در عرصه عمل، فشار‌های خارجی ما را به سمتی سوق می‌داد که گویی دنبال «هلال شیعی» یا احیای فرقه‌گرایی هستیم.

میری تأکید کرد: در حالی که واقعیت ماجرا این نبود؛ امروز جمهوری اسلامی ایران در برابر تحریم‌ها و آنچه می‌توان «دیکتاتوری سیاره‌ای آمریکا» نامید، ایستادگی می‌کند. این دیکتاتوری، منافع، ضرر، زور و منزلت جهانی را در خدمت خود گرفته و می‌خواهد به سایر ملت‌ها تحمیل کند. در چنین فضایی، این پرسش جدی مطرح می‌شود که آیا می‌توانیم فرآیند «مبعوث شدن» جامعه ایرانی را بدون توجه به جهان اسلام و به‌صورت انزواطلبانه پیش ببریم؟

ضرورت بازتعریف میراث فکری مشترک در جهان اسلام

این پژوهشگر اندیشه سیاسی با ارجاع به سخنان مهاتیر محمد، نخست‌وزیر اسبق مالزی در سال ۲۰۱۹ ادامه داد: وی در بحث آبراه‌های جهانی تأکید کرد که در نظم نوین آینده، نمی‌توان از کنار مفاهیمی مانند تنگه مالاکا و تنگه هرمز به سادگی گذر کرد. جهان اسلام به‌گونه‌ای استقرار یافته که اگر بیداری و حس وحدت در ملت‌های مسلمان ایجاد شود، می‌توانند هم از نظر قدرت، هم ثروت و هم منزلت، به جایگاه شایسته‌ای دست یابند.

وی افزود: اگر در فرصت تاریخی کنونی بگوییم «ما به جهان اسلام کار نداریم»، این یک خطای راهبردی خواهد بود. در اینجا نقش متفکران برجسته می‌شود؛ اینکه میراث فکری مشترک ما در جهان چیست؟ به نظر من میراث ما فقط فقه نیست؛ فلسفه، عرفان، تصوف، ادبیات و شعر نیز بخش‌های جدایی‌ناپذیر این میراث هستند که در پهنه جهان اسلام و حتی فراتر از آن، به یمن جهانی‌شدن، حضور داشته‌اند؛ از مالکوم ایکس در آمریکا تا حسن البنا و طارق رمضان در جهان عرب.

گذار از مدیریت سنتی به حکمرانی نوین پس از تحولات اخیر

استاد پژوهشگاه علوم انسانی با اشاره به تحولات داخلی کشور تصریح کرد: وضعیت کنونی، فضایی است که شاید تجربه تاریخی ملموسی از آن نداشته باشیم و همین امر موجب نوعی ابهام در دستگاه حاکمیت شده است. امروز نمی‌توان با همان مدل‌های پیشین با مردم سخن گفت؛ برای نمونه، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی باید بتواند نقشه راهی ارائه دهد که فراتر از «تنظیم کارخانه‌ای» فرهنگ باشد.

میری خاطرنشان کرد: به نظر می‌رسد جامعه ایران پس از تحولات اخیر، شاهد نوعی نوزایش است که باید به واقعیات عینی ترجمه شود؛ نه صرفاً در حد گفتار باقی بماند. این گذار، نیازمند بازخوانی جدی تجربه‌های تاریخی و تطبیق آن با شرایط نوین است.

درس‌های تاریخی؛ از صفویه تا نادرشاه و بازسازی قدرت ملی

این استاد علوم انسانی با ارائه تحلیلی از تجربه تاریخی ایران ادامه داد: اگر به ۲۲۰ سال پیش و دوران صفویه بازگردیم، می‌بینیم که شاه اسماعیل در سطح جهانی بازی می‌کرد، اما پس از او وقفه‌ای ایجاد شد و شاه طهماسب بیشتر در پی تثبیت وضعیت داخلی بود تا جهان‌گشایی. اما اتفاق نادر با ظهور نادرشاه رخ داد.

وی افزود: نادرشاه در فضایی ظهور کرد که عملاً ایران به معنای جغرافیایی-سیاسی وجود نداشت؛ روس‌ها از شمال و عثمانی‌ها از غرب فشار می‌آوردند و در سال ۱۷۲۲، سه قدرت بزرگ در پی اشغال هندوستان بودند. با این حال، نادر در عرض ده سال ایران را بازسازی کرد، ارتش را نوسازی نمود و هندوستان را ضمیمه خاک ایران کرد. ضرب‌المثل «از محمدشاه تا نادرشاه، فاصله صبح تا عصر است» ناظر به همین تحول شگرف است؛ نادر با ارتشی ۷۰ هزار نفره، ارتش ۴۰۰ هزار نفره حریف را شکست داد و سطح بازی ایران را به «لیگ برتر» قدرت جهانی ارتقا بخشید.

وضعیت نوین ایران؛ از انفعال تاریخی تا کنشگری راهبردی

میری با مقایسه وضعیت کنونی با تجربیات تاریخی گذشته تأکید کرد: امروز ایران در موقعیتی جدید قرار دارد که با تجربیات گذشته تفاوت بنیادین دارد. در گذشته، روایت غالب، روایت انفعال بود: «شاهد منفعل بودیم، چپ و راستمان را زدند، مناطق زیادی از کشور جدا شد». اما امروز، جمهوری اسلامی ایران نه‌تنها منفعل نیست، بلکه در برابر نظم تحمیلی جهانی ایستاده است.

این پژوهشگر اندیشه سیاسی افزود: در چنین فضایی، یارگیری هوشمندانه—چه در داخل و چه در جهان اسلام—ضروری است. به تعبیری، اگر قبلاً در زمین کوچک فوتبال بازی می‌کردیم، امروز ما را در برابر آرژانتین، برزیل و ایتالیا قرار داده‌اند؛ طبیعی است که استراتژی‌های قبلی پاسخگو نباشد.

قدرت تفکر و سیاست در تغییر معادلات اقتصادی و اجتماعی

استاد پژوهشگاه علوم انسانی با اشاره به دستاورد‌های مختلف نظام ادامه داد: بخش نظامی ما بسیار فراتر از انتظارات عمل کرده است؛ اما در بخش اقتصادی نیز نشانه‌هایی از تحول دیده می‌شود. برای نمونه، اخیراً با یکی از جوانان که پیش‌تر از گروه‌های خاص بود، گفت‌و‌گو داشتم. وی که دانشجویی ممتاز و فعال در حوزه تکنولوژی بود، گفت: «من همراه جمهوری اسلامی هستم، چون دیدم این تفکر توانسته معادله را تغییر دهد.»

وی تأکید کرد: این همان نقطه کلیدی است؛ تفکر، سیاست و آموزش می‌توانند مدل‌ها را تغییر دهند. البته تنوع‌بخشی به این فرآیند توسط ساختار‌های حزبی و بوروکراتیک گاهی آزاردهنده است. اگر بخواهیم دقیقاً به مدل‌های پیش از تحولات اخیر بازگردیم، گویی پس از پایان یک جنگ، هنوز در حال جنگیدن با همان تاکتیک‌های قدیمی هستیم.

آزادی و عدالت؛ دو بال پرواز تمدن نوین اسلامی

میری در جمع‌بندی مباحث خود با اشاره به تجربه تاریخی عثمانی‌ها خاطرنشان کرد: وقتی عثمانی‌ها قصد حمله به قسطنطنیه را داشتند، فرماندهانشان با دیدن نزدیکی به هدف، تعجب کردند که چگونه می‌توان به چنین دستاوردی رسید. امروز نیز جامعه ایران در آستانه دستیابی به افق‌های جدیدی از آزادی و عدالت است؛ اما این مسیر نیازمند بازتعریف مفاهیم، پرهیز از انزوا، و تکیه بر میراث غنی فکری اسلام است.

این استاد علوم انسانی در انتها گفت: «بعثت ملت ایران» امروز، دعوت به بیداری آگاهانه، وحدت امت اسلامی و ارائه الگویی بدیل برای نظم جهانی است؛ الگویی که در آن، قدرت مادی با معنویت اخلاقی، و عدالت اجتماعی با آزادی مسئولانه، در هم می‌آمیزد. تحقق این افق، نیازمند نقش‌آفرینی متفکران، نخبگان و مردمی است که باور دارند می‌توانند تاریخ را نه با انفعال، بلکه با کنش آگاهانه رقم بزنند.

انتهای پیام/

ارسال نظر