تهدید دونالد ترامپ علیه «تمدن ایران» از منظر حقوق بینالملل
به گزارش خبرگزاری آنا، دکتر سیدرسول موسوی معاون بینالملل و امور دانشجویان غیرایرانی دانشگاه آزاد اسلامی بهصورت برخط در نشست بررسی اقدامات تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران در دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه با بیان اینکه مسائل حقوقی برخلاف بسیاری از موضوعات، ماندگار و قابل پیگیری در بلندمدت هستند، اظهار کرد: در بررسی اقدامات آمریکا و رژیم صهیونیستی نباید صرفاً به تحولات اخیر بسنده کرد، بلکه باید این رفتارها را در یک چارچوب تاریخی و مستمر تحلیل کرد.
متن کامل سخنرانی معاون بین الملل دانشگاه آزاد اسلامی به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
از همه سروران گرامی حاضر در نشست" اقدامات تروریستی و حمله نظامی آمریکایی و صهیونیستی علیه ایران از منظر حقوق بین الملل و نحوه کنشگری و مطالبه گری در خصوص محکومیت این جنایات"که یکی از مسائل اصلی موجود در مقاومت مردم ایران عزیز را به بحث گذاشتهاند بسیار تشکر میکنم.
طرح موضوعات اساسی امنیت ملی و دفاعی کشور از دیدگاه حقوقی خصوصا حقوق بین الملل یکی از خلاءهای موجود در تحقیقات و پژوهشهای ملی و دانشگاهی است. در جامعه ما بیشتر مباحث مطروحه درباره جنایات آمریکا و رژیم صهیونیسیتی مباحثی سیاسی هستند که مانند تمام مسائل سیاسی آثار آنها تحت تاثیر زمان و شرایط محیطی میتواند شدت و ضعف و نتایج متفاوتی داشته باشد در حالیکه مباحث حقوقی مباحثی مانا و پایدار بوده و گذشت زمان حتی میتواند موجب استحکام آن مباحث میشود.
مشکلات کشور ما با آمریکا سابقه طولانی دارد و با اندک تسامحی میتوانیم مداخلات آمریکا در کشورمان را به دوران ملی شدن صنعت نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و حوادث بعد از آن باز گردانیم. بعد از کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد به مرور دخالت آمریکا در تمام ارکان کشور افزایش یافته و به تصویب قانون کاپیتولاسیون در مجلس وقت و حوادث خرداد ۱۳۴۲ میانجامد.
با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ و اخراج آمریکاییها از ایران ابعاد توطئه و مداخلات آمریکا تغییر یافته و اشکال جدیدی بخود میگیرد که از مهمترین این مداخلات میتوان به حمایت اطلاعاتی و جاسوسی از رژیم بعثی عراق در جنگ هشت ساله علیه جمهوری اسلامی ایران، مداخله سازمان سیا در جلوگیری از طرح موضوع کاربرد سلاح شیمیایی توسط ارتش بعثی عراق در شورای امنیت سازمان ملل که باعث عدم تصویب محکو میت کاربرد سلاح شیمایی شد (در حالی که آمریکا اسناد مثبته کاربرد سلاح شیمیایی را در اختیار داشت)، حمله موشکی ناو نیمیتس نیروی دریایی آمریکا به پرواز ۶۵۵ هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران بر فراز خلیج فارس و به شهادت رساندن ۲۹۰ سرنشین آن که ۶۶ نفر از آنان کودک زیر ۱۳ سال بودند.
حمایتهای آمریکا از گروههای مختلف تروریستی مانند منافقین و تجزیه طلب مورد دیگری از مداخلات مغایر حقوق بین الملل آمریکا علیه حاکمیت و تمامیت ارضی ایران است که آخرین مورد آن اعتراف شخص ترامپ است که به صراحت اعلام نمود به گروههای تجزیه طلب کرد سلاح و تجهیزات ارسال نموده است و ارسال این سلاحها و تجهیزات درست در میانه مذاکرات با هیات ایرانی در مسقط و ژنو است.
هر یک از موارد فوق به تنهایی میتواند یک پرونده کامل از نقض حقوق بین الملل توسط آمریکا و جرم بین المللی علیه کشور ما و جنایت جنگی باشد که لازم است توسط حقوق دانان و دانشگاهیان و جوامع مدنی مختلف مورد توجه قرار گیرد تا در جهت احقاق حقوق ملت ایران مورد پیگیری قرار گیرد.
موردی از نقض فاحش حقوق بین الملل بشردوستانه که در این مقاله مورد توجه است به تهدید اخیر ترامپ درباره نابودسازی تمدن ایرانی باز میگردد. تهدید اخیر ترامپ در نابود سازی تمدن ایران از موارد آشکار مغایر حقوق بین الملل در حد جنایت جنگی و نسل زدایی است که ضرورت دارد بطور خاص از طرف حقوقدانان و پژوهشگران مورد توجه قرار گیرد و اجازه داده نشود تا تهدید به نابود سازی یک تمدن پرشکوه تاریخی مانند تمدن ایرانی تهدیدی عادی به شمار آید.
این سخنرانی / مقاله در پنج بخش تنظیم شده است:
۱ – تهدید ترامپ علیه تمدن ایران
۲- چارچوبهای هنجاری حقوق بین الملل بشردوستانه
۳- تحلیل تهدید تمدنی ترامپ
۴- پیامدهای حقوقی و مسئولیت کیفری
۵- نتیجه گیری و پیشنهادات
۱ - تهدید ترامپ علیه تمدن ایران
در ۷ آوریل ۲۰۲۶ (۱۸ فروردین ۱۴۰۵) ترامپ در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» نوشت:
«تمدن کاملی امشب خواهد مرد و هرگز باز نخواهد گشت. من نمیخواهم این اتفاق بیفتد، اما احتمالاً خواهد افتاد. با این حال، اکنون که ما تغییر کامل و مطلق رژیم را داریم، جایی که ذهنهای متفاوت، باهوشتر و کمرادیکالتر حاکم شدهاند، شاید چیزی انقلابی و شگفتانگیز رخ دهد، چه کسی میداند؟ ما امشب خواهیم فهمید، یکی از مهمترین لحظات در تاریخ طولانی و پیچیده جهان.
این تهدید در حالی مطرح شد که آمریکا مهلتی ۴۸ ساعته برای ایران تعیین کرده بود تا تنگه هرمز را بازگشایی کند، در غیر این صورت حملات گسترده به زیرساختهای غیرنظامی از جمله «تمامی پلها و نیروگاههای ایران» آغاز خواهد شد. معاون رئیسجمهور آمریکا، جی. دی. ونس، نیز با اشاره به وجود «ابزارهایی در جعبه ابزار» که تاکنون استفاده نشدهاند، گمانهزنیها درباره احتمال استفاده از تسلیحات هستهای را تقویت کرد.
تهدید ترامپ با عملیات نظامی همزمان همراه بود. در همان روز، نیروهای آمریکایی و رژیم صهیونیستی به زیرساختهای غیر نظامی مهم زیر حمله کردند:
- جزیره خارگ (پایانه اصلی صادرات نفت ایران) را هدف حملات هوایی قرار دادند.
- هشت پل در مناطق مختلف ایران بمباران شد.
- راهآهنها و تأسیسات راهبردی دیگر مورد حمله قرار گرفتند.
- فرودگاه مهرآباد تهران و تأسیسات پتروشیمی امیرکبیر ماهشهر بمباران شدند.
در ارتباط با حملات فوق به زیرساختهای غیرنظامی ایران، سخنگوی دبیرکل سازمان ملل متحد اعلام کرد که حمله به نیروگاهها و زیرساختهای غیرنظامی، نقض قوانین بینالمللی بشمار میآید و بر فرض چنانچه برخی از این زیرساختها به عنوان «هدف نظامی» طبقهبندی شوند، حقوق بینالملل بشردوستانه وقتی که «خسارات جانبی بیش از حد» باشد انجام چنین حملاتی را مجاز نمیداند.
۲- چارچوبهای هنجاری حقوق بین الملل بشردوستانه
حقوق بین الملل بشردوستانه برای جنگها و منازعات مسلحانه چارچوبهای هنجاری خاصی را به عنوان اصول کلیدی حقوق بین الملل بشردوستانه به رسمیت میشناسد و نادیده گرفته شدن آن هنجارها را جنایت جنگی میداند. این هنجارها عبارتند از:
الف) اصل تفکیک (Distinction)
اصل تفکیک یکی از بنیادیترین اصول حقوق بشردوستانه بینالمللی (حقوق مخاصمات مسلحانه) است. بر اساس این اصل، طرفین درگیری موظفند همواره میان اشخاص و اهداف نظامی با اشخاص و اهداف غیرنظامی تفکیک قائل شوند و حملات را به اهداف نظامی محدود کنند. این اصل در ماده ۴۸ و ۵۱ پروتکل اول الحاقی به کنوانسیونهای چهارگانه ژنو (۱۹۷۷) به رسمیت شناخته شده و بخشی از حقوق بینالملل عرفی محسوب میشود که برای همه دولتها، حتی دولتهای غیرعضوهای پروتکل، الزامآور است.
تهدید صریح ترامپ به بمباران «تمامی پلها» و «تمامی نیروگاهها» بدون هرگونه تمایز میان اهداف نظامی و غیرنظامی، نقض آشکار و فاحش اصل بنیادین تفکیک است.
ب) اصل تناسب (Proportionality)
ماده ۵۱ پروتکل اول الحاقی به کنوانسیونهای ژنو اصلی را به عنوان اصل تناسب به رسمیت میشناسد. بر اساس اصل تناسب حتی در صورتی که یک هدف نظامی قانونی وجود داشته باشد، حمله به آن تنها در صورتی مجاز است که خسارات و تلفات وارد به غیرنظامیان و اموال غیرنظامی در مقایسه با مزیت نظامی مورد انتظار از آن حمله، «بیش از حد و نامتناسب» نباشد.
همانگونه که در بالا گفته شد سخنگوی دبیرکل سازمان ملل متحد در واکنش به تهدید ترامپ تأکید کرد که حتی اگر برخی از این زیرساختهای غیرنظامی به عنوان اهداف نظامی طبقهبندی شوند، حقوق بشردوستانه بینالمللی در صورت «خسارات جانبی بیش از حد» (به معنی تلفات و خسارات گسترده غیرنظامی) همچنان چنین حملاتی را ممنوع میداند.
ج) ممنوعیت حمله به «اشیای ضروری برای بقای غیرنظامیان»
ماده ۵۴ پروتکل اول الحاقی به صراحت حمله، تخریب، خارج کردن از دسترس یا از کار انداختن «اشیایی که برای بقای جمعیت غیرنظامی ضروری هستند» از جمله تأسیسات و ذخایر آب، مواد غذایی، مزارع و محصولات کشاورزی و شبکههای آبیاری را ممنوع اعلام کرده است. هدف از این ماده، جلوگیری از استفاده از گرسنگی و محرومیت از نیازهای اساسی به عنوان روشی برای جنگ علیه غیرنظامیان است. در همین ارتباط کمیته بینالمللی صلیب سرخ در تفسیر رسمی این قاعده تأکید کرده است: «اشیایی که برای بقای جمعیت غیرنظامی ضروری هستند، نباید هدف حمله قرار گیرند.»
تهدید ترامپ به نابودی «تمامی نیروگاهها» و «تمامی پلها» مصداق بارز تهدید علیه اشیای ضروری برای بقای جمعیت غیرنظامی ایران است؛ چراکه نیروگاهها برای تأمین برق بیمارستانها، مراکز درمانی، تصفیهخانههای آب و نگهداری مواد غذایی ضروری هستند و پلها نیز برای جابجایی کمکهای بشردوستانه، دسترسی به خدمات درمانی و تأمین نیازهای اساسی حیاتیاند.
د) ممنوعیت تخریب میراث فرهنگی
ماده ۵۳ پروتکل اول الحاقی به کنوانسیونهای چهارگانه ژنو و کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه برای حمایت از اموال فرهنگی هرگونه «اقدام خصمانه علیه بناهای تاریخی، آثار هنری یا مکانهای عبادی که میراث فرهنگی یا معنوی ملل را تشکیل میدهند» را مطلقاً ممنوع ساخته است. این ماده به همراه کنوانسیون لاهه برای حمایت از اموال فرهنگی در صورت مخاصمه مسلحانه (۱۹۵۴) و پروتکل دوم آن (۱۹۹۹)، مجموعهای جامع از حمایتهای بینالمللی را از میراث فرهنگی فراهم میآورد.
هرچند ترامپ در تهدید خود علیه تمدن ایران مستقیما بر تخریب میراث فرهنگی ایران تمرکز نمیکند ولی درعمل شاهد حملات مکرر به دهها سکوی میراث فرهنگی در تهران (مانند کاخهای گلستان و سعد آباد) اصفهان (مانند عمارت چهلستون)، خرم آباد (مانند قلعه فلک افلاک) و دیگر شهرهای ایران بودیم. ترامپ همچنین در ۱۴دی ماه ۱۳۹۸ در پی به شهادت رساندن سردار سلیمانی تهدید نمود به ۵۲ هدف از جمله مکانهای دارای اهمیت فرهنگی حمله خواهد کرد. (دنیای اقتصاد ۱۵/ ۱۰/ ۱۳۹۸) آن تهدید با واکنش شدید جهانی و اتهام «جنایت جنگی» مواجه شد و حتی وزیر دفاع وقت آمریکا، مارک اسپر، آشکارا با رئیسجمهور خود مخالفت کرد و اعلام داشت که پنتاگون به قوانین بینالمللی پایبند خواهد ماند.
ه) ممنوعیت «مجازات دستهجمعی» (Collective Punishment)
بند «د» ماده ۳۳ کنوانسیون چهارم ژنو (۱۹۴۹) با صراحت کامل «مجازات دستهجمعی» افراد تحت حمایت را ممنوع اعلام کرده است. مجازات دستهجمعی به معنای اعمال تحریم، تنبیه یا حمله نظامی علیه تمام اعضای یک گروه یا جمعیت به دلیل اقدامات برخی از اعضای آن یا به دلیل اقدامات دولت متبوع آنان است.
کنت راث (Kenneth Roth)، مدیر اجرایی اسبق دیدهبان حقوق بشر، در واکنش به تهدید تمدنی ترامپ به صراحت اعلام کرد: «ترامپ آشکارا مجازات دستهجمعی را مطرح میکند، که هدف آن نظامیان ایران نیست، بلکه مردم ایران هستند. حمله به غیرنظامیان یک جنایت جنگی است. تهدید با هدف ترساندن جمعیت غیرنظامی نیز همین طور است.»
۳- تحلیل تهدید تمدنی ترامپ
تهدید ترامپ برای نابود سازی تمدن ایران را میتوان ذیل سه عنوان مجرمانه اصلی در نظام کیفری بینالمللی تحلیل نمود:
الف) جنایت جنگی (War Crime)
دادگاه کیفری بینالمللی (ICC) در اساسنامه رم (ماده ۸) طیف گستردهای از اقدامات را در مخاصمات مسلحانه بینالمللی به عنوان «جنایت جنگی» تعریف کرده است. مهمترین مصادیق مرتبط با تهدید ترامپ عبارتند از:
• حمله عمدی با علم به این که چنین حملهای باعث تلفات یا صدمات بدنی غیرنظامیان یا آسیب به اموال غیرنظامی خواهد شد، به شرطی که این تلفات نسبت به مزیت نظامی ملموس و مستقیم مورد انتظار، آشکارا بیش از حد باشد (ماده ۸ (۲) (ب) (۴)).
• حمله به اشیایی که برای بقای غیرنظامیان ضروری است، از جمله محروم کردن عمدی آنان از منابع غذایی و زیرساختهای حیاتی (ماده ۸ (۲) (ب) (xxv)).
• حمله عمدی به بناهای تاریخی، آثار هنری، مکانهای عبادی یا اهداف فرهنگی که میراث فرهنگی ملل را تشکیل میدهند، در صورتی که این اهداف به هدف نظامی تبدیل نشده باشند (ماده ۸ (۲) (ب) (ix)).
کارشناسان حقوقی متعددی در واکنش به تهدیدات ترامپ تأکید کردهاند که بمباران نیروگاهها، پلها و زیرساختهای حیاتی ایران که زندگی روزمره و بقای ۹۰ میلیون غیرنظامی به آنها وابسته است، مصداق بارز جنایت جنگی است. آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، نیز به صراحت هشدار داد که «اگر رئیسجمهور آمریکا تهدید خود به بمباران نیروگاهها و پلها را عملی کند، دیوان بینالمللی دادگستری میتواند این حملات را جنایت جنگی تشخیص دهد.»
علاوه بر این، صرف تهدید با هدف «ترساندن جمعیت غیرنظامی» نیز میتواند خود به تنهایی ناقض ماده ۵۱ پروتکل اول الحاقی تلقی شود که «اقدامات یا تهدیدات به خشونت با هدف اولیه ایجاد وحشت در میان جمعیت غیرنظامی» را ممنوع اعلام کرده است.
ب) جنایت علیه بشریت (Crime against Humanity)
بر اساس ماده ۷ اساسنامه رم، «جنایت علیه بشریت» به ارتکاب برخی اقدامات از جمله قتل، نابودی، آزار و اذیت، اخراج اجباری جمعیت، محرومیت اساسی از حقوق بشر و سایر اعمال غیرانسانی در چارچوب یک «حمله گسترده یا سیستماتیک علیه جمعیت غیرنظامی» اطلاق میشود. توصیف رئیسجمهور آمریکا از حملات خود به عنوان عملیاتی که «تمدن کامل یک ملت» را نابود میکند، ماهیت «گسترده» و «سیستماتیک» این حملات را نشان میدهد.
به جهت حقوقی میتوان اثبات کرد اگر تهدید ترامپ به مرحله اجرا درآید و زیرساختهای حیاتی ایران به گونهای هدف قرار گیرد که شرایط زندگی برای میلیونها غیرنظامی ایرانی غیرممکن شود، این اقدامات را میتوان «آزار و اذیت» (Persecution) در چارچوب یک حمله گسترده و سیستماتیک علیه جمعیت غیرنظامی ایران قلمداد کرد.
ج) نسلزدایی (Genocide)
ماده ۲ کنوانسیون پیشگیری و مجازات جنایت نسلزدایی (۱۹۴۸) و ماده ۶ اساسنامه رم، پنج عمل را به عنوان نسلزدایی تعریف کردهاند:
- کشتن اعضای گروه؛ وارد کردن صدمات جدی جسمی یا روحی به اعضای گروه؛ تحمیل عمدی شرایط زندگی به گروه که برای نابودی فیزیکی آن گروه در تمام یا بخشی از آن محاسبه شده باشد؛ اعمال تدابیری که برای جلوگیری از زادوولد در داخل گروه طراحی شده باشد؛ انتقال اجباری کودکان گروه به گروه دیگر.
جمله ترامپ که میگوید «تمدن ایران امشب خواهد مرد و هرگز باز نخواهد گشت»، صرفاً تهدیدی علیه زیرساختها نیست؛ بلکه مستقیماً به «نابودی یک هویت جمعی» اشاره دارد. «تمدن» مفهومی است که فراتر از ابنیه و تأسیسات، به زبان، تاریخ، مذهب، آداب و رسوم و حافظه جمعی یک ملت اشاره دارد. از این روباید گفت که این تهدید میتواند «بیان قصد مجرمانه برای نسلزدایی فرهنگی» تلقی شود.
۴- پیامدهای حقوقی و مسئولیت کیفری
تهدید ترامپ برای نابودی تمدن ایران پیامدهای حقوقی زیر را دارد:
الف) نقض تعهدات بینالمللی آمریکا
ایالات متحده به عنوان عضو کنوانسیونهای چهارگانه ژنو (۱۹۴۹) و کنوانسیون لاهه برای حمایت از اموال فرهنگی (۱۹۵۴)، متعهد به رعایت اصول حقوق بشردوستانه بینالمللی است. اگرچه آمریکا پروتکل اول الحاقی (۱۹۷۷) را تصویب نکرده است، اما امروزه بسیاری از مقررات آن، از جمله مواد ۴۸، ۵۱، ۵۲، ۵۳ و ۵۴ (اصول تفکیک، تناسب، حمایت از غیرنظامیان، ممنوعیت تخریب میراث فرهنگی و حمایت از اشیای ضروری برای بقای غیرنظامیان) به عنوان بخشی از «حقوق بینالملل عرفی» شناخته میشوند و برای همه دولتها، صرفنظر از عضویت در پروتکل، الزامآور هستند. بنابراین، تهدید ترامپ و هرگونه اقدام عملی مبتنی بر آن، نقض تعهدات عرفی و معاهدهای آمریکا محسوب میشود.
ب) مسئولیت بینالمللی دولت آمریکا
دولت آمریکا به عنوان یک نهاد حقوقی در قبال نقض قوانین بینالمللی مسئول است. بر اساس قواعد مسئولیت بینالمللی دولتها (Draft Articles on Responsibility of States for Internationally Wrongful Acts, ۲۰۰۱)، دولت آمریکا موظف به توقف اقدامات متخلفانه، جبران خسارات وارده (شامل بازسازی زیرساختهای تخریبشده و پرداخت غرامت به قربانیان) و تضمین عدم تکرار است.
ج) مسئولیت کیفری شخص ترامپ
بر اساس اصل مسئولیت کیفری فردی (Individual Criminal Responsibility) که در ماده ۲۵ اساسنامه رم و رویه قضایی دیوانهای کیفری بینالمللی (نورنبرگ، یوگسلاوی سابق، رواندا و ICC) تثبیت شده است، دونالد ترامپ به عنوان رئیسجمهور و فرمانده کل قوای آمریکا، مستقیماً مسئول صدور دستور ارتکاب جنایات بینالمللی است. به لحاظ حقوقی در صورت وقوع حملات مشابه بر اساس این تهدید، «سربازان آمریکایی موظف به نافرمانی از دستورات غیرقانونی هستند و اعضای کنگره باید خواستار استیضاح و برکناری رئیسجمهور شوند.»
۵- نتیجه گیری و پیشنهادات
تهدید دونالد ترامپ مبنی بر «نابودی تمدن ایران»، صرفاً یک لفاظی سیاسی نیست؛ بلکه در چارچوب حقوق بینالملل، عملی دارای وصف کیفری است که میتواند ذیل عناوین متعددی از جمله «بیان قصد مجرمانه برای جنایت جنگی»، «تهدید به مجازات دستهجمعی»، و حتی در صورت تحقق عملی، «نسلزدایی» یا «جنایت علیه بشریت» تحلیل شود.
برای پیگیری این موضوع پیشنهاد میشود:
الف) دولت جمهوری اسلامی ایران نسبت به تهیه و تنظیم پرونده حقوقی جامع برای طرح شکایت در دیوان بینالمللی دادگستری (ICJ) بر اساس کنوانسیونهای چهارگانه ژنو (نقض مواد مشترک ۳ و ۱۴۷) و کنوانسیون منع نسلزدایی، و همچنین ارجاع وضعیت به دادستان دیوان بینالمللی کیفری (ICC) برای بررسی «جنایات جنگی» و «جنایات علیه بشریت» اقدام نماید.
ب) حقوقدانان، اساتید دانشگاه و مراکز پژوهشی حقوقی در بررسی تطبیقی «قصد نسلزدایی» در پروندههای دیوانهای کیفری بینالمللی (یوگسلاوی سابق، رواندا، کامبوج) با عبارتپردازی تهدید ترامپ به «نابودی تمدن» و تحلیل امکان استناد به مفهوم «نسلزدایی فرهنگی» در تفاسیر موسع از ماده ۲ کنوانسیون نسلزدایی اهتمام ورزند.
ج) بر قراری ارتباطات دانشگاهی با دانشگاههای مهم جهان از جمله دانشگاههای آمریکایی توسط دانشگاههای ایران خصوصا دانشگاه آزاد اسلامی برای همکاریهای مشترک حقوقی در جهت فعالسازی مکانیسمهای نظارتی از جمله استیضاح رئیسجمهور در صورت اصرار بر اجرای تهدیدات، تصویب قوانین محدودکننده اختیارات جنگی رئیسجمهور در قبال ایران، و انجام تحقیقات فراحزبی درباره نقض قوانین داخلی و بینالمللی توسط رئیسجمهور.
انتهای پیام/