دکترین کنترل هوشمند تنگه هرمز؛ سیاست پیروزمندانه ایران مقابل آمریکا؛ کابوس غرب با نفت ۲۰۰ دلاری عملی میشود؟
خبرگزاری آنا ـ حسین بوذری؛ با آغاز جنگ تحمیلی دشمنان آمریکایی ـ صهیونیستی علیه ایران اسلامی، تحولات مرتبط با تجارت خارجی، امنیت انرژی و مدیریت آبراه راهبردی تنگه هرمز نقش تعیینکنندهای در شکلدهی به مناسبات اقتصادی و سیاسی کشورها داشته است.
پویاییهای مرتبط با زنجیره تأمین کالاهای اساسی، مسیرهای حملونقل بینالمللی و وابستگی متقابل اقتصادی، از عوامل اصلی اثرگذار بر ثبات منطقهای و جهانی به شمار میروند.
اهمیت روزافزون تنگه هرمز این گذرگاههای دریایی حیاتی به خصوص در مناطقی که حجم قابل توجهی از انرژی جهان از آن عبور میکند، موجب شده که سیاستگذاری کشورها در حوزه مدیریت این مناطق به موضوعی حساس و چندلایه تبدیل شود.
در این میان، مباحث مرتبط با حقوق بینالملل، الزامات محیطزیستی و اقدامات تأمینی، بخش جداییناپذیر از رویکردهای حاکمیتی در این حوزه محسوب میشوند.
از سوی دیگر با اعلام آتشبس دو هفتهای میان جمهوری اسلامی ایران و دو رژیم جنایتکار آمریکا و رژیم صهیونیستی که با پذیرش شروط ۱۰گانه ایران از سوی آمریکا مواجه شد و آمریکا را بهدلیل شکست مفتضحانه در جنگ مقابل ایران تسلیم کرد، یکی از شروط ایران آتشبس کامل در لبنان بود که با وجود موافقت کتبی این اتفاق رخ نداد و ایران هم شرط بازگشایی تنگه هرمز را آتشبس کامل در لبنان عنوان کرده بود.
با توجه به آتشبس در لبنان جمهوری اسلامی هم اعلام کرد با اخد محدودیتها برای برخی دولتهای متخاصم کشورها میتوانند با پرداخت عوارض از تنگه عبور کنند.
اما دوباره صبح امروز فرمانده قرارگاه مرکزی حضرت خاتمالانبیاء اعلام کرد که بهدلیل بدعهدی آمریکاییها در محاصره دریایی، کنترل تنگه هرمز به حالت قبل برگشت و تحت مدیریت شدید نیروهای مسلح است و تا پایان راهزنی دریایی آمریکا با عنوان به اصطلاح محاصره، این وضعیت ادامه دارد.
در چنین چارچوبی، بررسی تعاملات قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای، نقش بازیگران دولتی و غیردولتی و پیامدهای اقتصادی و امنیتی تصمیمات استراتژیک از اهمیت ویژه برخوردار است.
خبرنگار آنا با محور سایست شکستخورده «محاصره دریایی ایران» از سوی آمریکا و آخرین تحولات منطقه گفتوگویی را با مهدی زارع رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد لارستان، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد و تحلیلگر برجسته مسائل استراتژیک ترتیب داده است.
بخش دوم گفتوگوی آنا با زارع در پی میآید: (بخش نخست گفتوگو را اینجا بخوانید)
اهداف دوگانه ایران از کنترل هوشمند تنگه هرمز
آنا: با توجه به محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا و در مقابل کنترل تنگه هرمز از سوی ایران، فکر میکنید این موضوع چه تأثیری بر بازار جهانی نفت و افزایش قیمت بنزین در آمریکا خواهد داشت؟
زارع: با توجه به شرایط کنونی به نظر میرسد تجارت خارجی ایران با کشورهایی مانند عراق وضعیت مناسبی دارد و بسیاری از کالاهای اساسی نیز از مسیر روسیه و دریای خزر وارد کشور میشود.
با این توضیحات این روند برای ایران مشکلاتی ایجاد میکند، اما منجر به انسداد یا شکست ایران نخواهد شد.
همچنین ایالات متحده آمریکا در این روند با شکست سنگین از عرصه رقابت خارج خواهد شد و با توجه به این شرایط قیمت بنزین در آمریکا و بازار جهانی نفت بالاتر خواهد رفت و احتمال افزایش قیمت نفت تا حدود ۲۰۰ دلار که برخی کارشناسان مطرح کردهاند، قابل تصور است.
از سویی همانطور که در مصاحبه اول عنوان کردم ایالات متحده آمریکا مکمل سیاست ایران عمل میکند و هدف ایران اسلامی از کنترل هوشمندانه تنگه هرمز دو محور اساسی داشته است:
نخست. افزایش درآمدهای ارزی: تنگه هرمز یکی از آبراههای حیاتی در آبهای سرزمینی ایران محسوب میشود و با توجه به اینکه ایران عضو معاهده ۱۹۸۲ مبنی بر عدم دریافت عوارض از مسیرهای آبی خود نیست و همچنین با در نظر گرفتن ادعای حاکمیت همیشگی عمان بر این تنگه، ایران اصرار دارد تا براساس شرایط محیطی و اقدامات اجرایی ـ تأمینی و محیط زیستی، عوارضی را دریافت کند.
این رویکرد از منظر حقوق بینالملل نیز قابلیت توجیه و پذیرش را داراست و میتواند به افزایش قابل توجه درآمدهای ارزی کشور منجر شود.
دوم. اعمال فشار اقتصادی به دشمن از طریق افزایش قیمت انرژی: هدف دوم ایران، ایجاد فشار اقتصادی بر کشورهای مصرفکننده انرژی بهخصوص ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا، از طریق افزایش قیمت نفت و حاملهای انرژی است و این سیاست درراستای سیاستهای کلان اقتصادی و دیپلماتیک ایران تعریف میشود.
بنابراین «کنترل هوشمندانه» تنگه هرمز از سوی ایران دقیقاً با همین اهداف دنبال شده است. در نتیجه، هنگامی که ایالات متحده نیز سیاست مشابهی پیش میگیرد، عملاً در امتداد همان سیاست ایران حرکت میکند. اینکه گفته میشود «سیاست آمریکا شکست خورده است» یکی از دلایلش همین موضوع است، چراکه در این روند، آمریکا در حال تأیید همان سیاست ایران است که افزایش قیمت نفت و حاملهای انرژی در خود ایالات متحده و اتحادیه اروپا را به دنبال دارد.
بنابراین، افزایش قیمت نفت امری قطعی خواهد بود؛ چراکه دو امکان رخ میدهد:
یا شرایط به درگیری نظامی ختم میشود که طبیعتاً تأثیر مستقیم بر افزایش قیمتها خواهد گذاشت یا اینکه «صبر استراتژیک ایران» و فشارهایی که ایران بر کشتیهایی که از بنادر سایر کشورها عبور میکنند اعمال میکند، موجب افزایش تنشهای منطقهای خواهد شد.
علاوه بر این، حضور کشتیهای چینی نیز در این روند مؤثر است. مجموعه این عوامل حتی بدون وقوع جنگ نظامی موجب افزایش قیمت انرژی و حاملهای آن خواهد شد و این موضوع قطعاً رخ خواهد داد.
آنا: با توجه به شرایط موجود، برخی تحلیلها نشان میدهد که امکان دستیابی به آتشبس میان آمریکا و رژیم صهیونیستی وجود دارد. آیا تصور میکنید این آتشبس پایدار خواهد بود یا احتمال دارد پس از چند هفته مجدداً تنشها و رخدادهای جدیدی شکل بگیرد. تحلیل و پیشبینی شما در اینباره چیست؟
زارع: همانگونه که پیشتر نیز اشاره کردهام، روابط بینالملل بخشی از علوم انسانی است؛ علمی سیال که مانند علوم پایه یا علوم طبیعی قابل محاسبه دقیق و پیشبینی قطعی نیست. متغیرهای مداخلهگر همواره میتوانند معادلات را بهکلی تغییر دهند، بهخصوص در ایالات متحده آمریکا که فردی غیرقابل پیشبینی و دارای ناپایداری شخصیتی و روانی ــ که حتی مقامهای آمریکایی نیز به این نتیجه رسیدهاند دارای عدم تعادل روانی است ــ در رأس ساختار حاکمیتی قرار گرفته است؛ بنابراین هر تصمیم غیرمنتظره ممکن است از سوی چنین فردی صادر شود.
ازاینرو، علاوه بر تحلیل روابط بینالملل، نگاه روانشناسانه به رفتار حاکمان ایالات متحده، بهخصوص شخص رئیسجمهور نادان آمریکا یعنی دونالد ترامپ، برای درک تحولات بینالمللی بسیار تعیینکننده است.
با این حال، بر اساس محاسبات منطقی و عقلانی، ایالات متحده تمایلی به آغاز جنگ ندارد؛ دلایل این عدم تمایل عبارت است از نخست: برگزاری جام جهانی پیشِرو؛ در چنین شرایطی ورود به یک تنش بینالمللی یا جنگ، تبعات گسترده اقتصادی و دیپلماتیک به همراه دارد.
دوم: انتخابات کنگره؛ کاهش شدید محبوبیت جمهوریخواهان به سطح حداقلی ادامه دارد و ورود به یک درگیری میتواند به نفع دموکراتها تمام شود.
سوم: آشکار شدن محدودیتهای قدرت آمریکا؛ خود آمریکاییها دریافتهاند که دوره قدرت هژمونیک مطلق که در آن قادر به تغییر حکومتها در مدت زمان کوتاه ـ نظیر مورد حکومت صدام ـ بودند، عملاً به پایان رسیده است؛ بنابراین تمایلی به آغاز جنگ ندارند.
البته این موضوع بدین معنا نیست که با توجه به شرایط و خلقیات شخصی خود و ویژگیهای شخصیتی رئیسجمهور آمریکا، ترامپ هیچ تصمیم غیرمنتظره و نابخردانهای اتخاذ نخواهد شد؛ چنین احتمالی همیشه وجود دارد. ضمن اینکه باید اشاره کرد رژیم جعلی و کودککُش صهیونیستی نیز ممکن است براساس شرایط موجود، اقداماتی صورت دهد و نمیتوان این احتمال را نادیده گرفت.
آمریکا توانایی ورود به جنگ دیگر علیه ایران را دارد؟
آنا: با توجه به مباحث مطرحشده درباره آتشبس، شما اشاره کردید که متغیرهای غیرقابلپیشبینی در عرصه روابط بینالملل و نیز رفتار تصمیمگیران در ایالات متحده میتواند شرایط را تغییر دهد، لطفاً بیشتر توضیح دهید.
زارع: همانطور که اشاره کردم رژیم صهیونیستی نیز ممکن است براساس شرایط موجود، اقداماتی صورت دهد و نمیتوان این احتمال را نادیده گرفت؛ ازجمله احتمال اقدامات خرابکارانه از داخل کشور یا عملیات نیابتی از سوی رژیم صهیونیستی. بهعنوان به شهادت رساندن شخصیتها یا استفاده از پهپادهایی از طریق نیروهای نفوذی و امکاناتی که دارند، خرابکاریهایی را در سطح کشور انجام دهند.
آنا: با در نظر گرفتن این احتمال که رژیم صهیونیستی ممکن است اقداماتی از نوع خرابکاری یا عملیات امنیتی انجام دهد، آیا میتوان تصور کرد که ایالات متحده نیز وارد یک چرخه جدید از درگیریها یا معادلات نظامی شود؟ آیا احتمال ورود دوباره آمریکا به فاز فعال جنگی وجود دارد؟
زارع: اما اینکه جنگ به صورت قبل بخواهد توسط آمریکا دوباره وارد گردونه معادلات و تعامل بشود، منطقاً دور از انتظار است.
آنا: و سخن پایانی...
زارع: قطعاً مقاومت ملتها منجر به دستیابی به قلههای پیشرفت در عرصههای مختلف خواهد شد و ملت ایران هم در این زمره خواهد بود.
امیدوارم در آینده شاهد پیشرفت بیش از پیش کشورمان در عرصههای مختلف اقتصادی و نظامی که موردنظر مردم است و با حمایت مسئولان و تلاش نخبگان دانشگاهی به بالاترین قلهها برسیم.
انتهای پیام/