زخم کاری جنگ روی تن نحیف تئاتر/ «قتلی از کلاغ ها» نمایشی که به اجرا نرسیده، لغو شد!

جنگ‌ها معمولا تنها نظامیان را در جبهه نبرد به میدان کارزار نمی‌کشند بلکه همواره دود آتش آن به چشم و جان غیرنظامیان و اصناف دیگر نیز می‌رود. ویژه مردم آن کشوری که قرار است در برابر تخاصم متجاوز از کیان خود، دفاع کند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، یکی از اصنافی که آسیب‌های جنگ، اقتصاد ناپایدارش را در ۴۰ روز دفاع مقدس ایران تحت تاثیر قرار داد، هنر نمایش یا تئاتر است.

آتش تخاصم متجاوز این بار مستقیم بر سر مردم آوار شد که از آن میان چند سالن نمایش، چون تالار هنر و تالار محراب که از کهن‌ترین سالن‌های نمایش است دچار آسیب‌های شایان ذکری شد. اما این آتش تنها بر بدنه سالن‌های نمایش منتهی نشد، بلکه از همه مهمتر اقتصاد ناپایدار و ضعیف تئاتر بیش از پیش دچار مشکل شد.

مهدی امیری، نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده نمایش «قتلی از کلاغ‌ها»، از جمله هنرمندانی است که اجرای اثرش درست صبح شنبه نهم دیماه همان روز کذایی آغاز تجاوز اسرائیل و آمریکا به کشورمان به ساعت ۱۹ در عمارت نوفل‌لوشاتو قرار بود به روی صحنه رود.

زخم کاری جنگ روی تن نحیف تئاتر/ «قتلی از کلاغ ها» نمایشی که به اجرا نرسیده، لغو شد!

مهدی امیری، اما پیش از آنکه تازه‌ترین اثر خود را به مخاطب عرضه کند، ناگهان خود را در برابر انبوهی از مطالبات پرداخت نشده یافت.

نمایش «قتلی از کلاغ‌ها» در ژانر کمدی سیاه (گروتسک) به کارگردانی مهدی امیری، قرار بود از شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ روی صحنه برود. داستان این اثر درباره نویسنده‌ای به نام «غلامحسین» بود که درگیر مهاجرتی نابهنگام به «آرمان‌شهر» و چالش‌های شخصی خود می‌شود. او قصد داشت در جشنواره داستان‌نویسی آن شهر شرکت کند، اما ناگهان دوست ۱۷ سال پیشِ مرده‌اش به نام «صمد» بازمی‌گردد و همه چیز را دگرگون می‌کند.

برای اجرای این اثر چیزی بیش از هیجان و تلاش عوامل و حضور تماشاگرانی که از مدتی قبل بلیط تهیه کرده بودند، لازم بود. چیزی شبیه امنیت. عنصری که شنبه صبح اجرا با هدف قراردادن بیت قائد امت از میان رقت.

سالن تئاتر دیگر امن نبود، تماشاگران راهی پناهگاه‌ها شده بودند و امیری به عنوان تهیه‌کننده، ناچار شد اجرا را به طور کامل لغو کند. آنچه این ماجرا را از بسیاری موارد مشابه متمایز می‌کند، تصمیم او برای پرداخت تمام دستمزد عوامل پیش از اجراست؛ تصمیمی که او را با بحرانی مالی عمیق روبه‌رو کرده است.

امیری در گفت‌و‌گو با خبرنگار آنا با اشاره به ماه‌ها تمرین و آماده‌سازی گروه، گفت: همه‌چیز آماده بود. ماه‌ها تمرین کرده بودیم، گروه جمع بودند، پوستر‌ها چاپ شده بود، حتی فیلمبرداری اثر تمام شده بود. باورم نمی‌شود، اما دستمزد همه بازیگران – علی برجی، کرامت رودساز، بابک نوری، روزبه اختری، میترا مقدمی، مدیسا رژه – را کامل دادم. حتی دستمزد عرفان سعیدی، دستیار کارگردانم، و محمد دانشور، مشاور رسانه‌ای را پرداخت کردم. با خودم گفتم این بچه‌ها ماه‌ها وقت گذاشته‌اند، حقشان است.

وی افزود: پوسترها، تبلیغات، اجاره سالن و... همه را تا قران اخر پرداخته‌ام. اما اجرایی نداشتم. حالا کلی هزینه بر سرم آوارگشته که حتی فکرش را نمی‌توانم بکنم. سرمایه‌ام تمام شده. زندگی از آن غلامحسینِ قصهٔ ما هم تلخ‌تر شده است.

این هنرمند در حالی که از بی‌خوابی‌های شبانه و از دست رفتن تمرکز خود می‌گوید، تأکید کرد: آسیب روانی این اتفاق بسیار سنگین‌تر از آسیب مالی بوده است: تیم ما بعد از لغو اجرا پراکنده شد. بعضی از بازیگران شهر را ترک کردند، بعضی دیگر انگیزه‌شان را از دست دادند. خود من شب‌ها فکر می‌کنم اگر جنگ نبود، شاید ما می‌خنداندیمشان، شاید برای لحظاتی فراموش می‌کردند...، اما حالا من نه تنها نتوانستم کسی را بخندانم، بلکه زیر بار قرض ماندگار شده‌ام. هنر اگر در برابر سکوت بایستد، زنده می‌ماند.

امیری با وجود تمام این مشکلات، از عزم خود برای روی صحنه بردن نمایشی تازه با موضوع نکوهش جنگ تحمیلی علیه تمامیت ارضی کشور خبر داد و گفت: می‌خواهم نمایشی بسازم که فریاد بزند جنگ کافی است» می‌خواهم همان گروه را دوباره جمع کنم – همان هنرمندان وفادار که در قتلی از کلاغ‌ها بودند –، اما نمی‌دانم چطور از این بحران بیرون بیایم. فقط یک فرصت می‌خواهیم. اگر حمایتی از سوی نهاد‌ها یا مردم شود، حتی با حداقل امکانات، با جان و دل به صحنه برمی‌گردیم. ما داستان‌های زیادی برای گفتن داریم.

این در حالی است که با وجود سکوت منفعلانه و خاموشی بسیاری از هنرمندان و سلبریتی‌ها که علی‌القاعده باید در چنین بزنگاه‌های تاریخی از رنج مردم سخن بگویند؛ هنرمندی که لب به فریاد گشوده با چنین مشکلاتی دست و پنجه نرم می‌کند و پرسش اصلی کماکان بی‌پاسخ مانده است: نهاد‌های دولتی تصمیم‌ساز حوزه فرهنگ و هنر، چه حمایتی از هنرمندانی دارند که نخستین قربانیان غیرنظامی جنگ در جبهه فرهنگ هستند؟ آیا هنرمندی که اثرش در آتش جنگ سوخته، باید خودش نیز در آتش پرداخت‌های متعدد بسوزد؟

 

انتهای پیام/

ارسال نظر