مدیرگروه تاریخ دانشگاه باقرالعلوم (ع) در گفت‌و‌گو با آنا مطرح کرد

شبیخون به میراث خرد: واکاوی تطبیقی حمله به مراکز علمی از اسکندر تا عصر حاضر

مدیرگروه تاریخ دانشگاه باقرالعلوم (ع) و رئیس کارگروه علوم تاریخی وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری و شورای تحول و ارتقای علوم انسانی، در گفتگویی تفصیلی به واکاوی ریشه‌های تاریخی حمله بیگانگان به مراکز علمی پرداخته و این اقدامات را نشانه «سرگشتگی» و «استیصال» دشمن برشمرد.

به گزارش خبرگزاری آنا، در طول تاریخ، مراکز علمی و نهاد‌های آموزشی همواره به عنوان کانون‌های تولید قدرت، هویت و ثروت برای ملت‌ها شناخته شده‌اند. همین جایگاه کلیدی سبب شد تا در ادوار مختلف، هرگاه بیگانه‌ای به سرزمینی یورش برد، یکی از نخستین اهداف تخریب، مراکز علمی و کتابخانه‌ها باشد. حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر محسن الویری، استاد برجسته تاریخ و مدیرگروه تاریخ دانشگاه باقرالعلوم (ع)، در گفتگویی تفصیلی و مشروح به واکاوی ریشه‌های تاریخی این پدیده پرداخت و با نگاهی تمدنی، پیامد‌های حمله آمریکایی صهیونی به مراکز علمی ایران و منطقه را تحلیل کرد. وی در این بحث، با تفکیک میان خسارات سخت‌افزاری و رویش‌های نرم‌افزاری، بر این باور بود که اگرچه پیکره دانش ممکن است در اثر بمباران آسیب ببیند، اما روح اندیشه و اراده ملی در سایه این تهاجمات، صیقل یافته و قدرتمندتر از پیش بازسازی خواهد شد.

حجت‌الاسلام و المسلمین محسن الویری در ابتدای سخنان خود به نمونه‌های بی‌شمار تاریخی اشاره کرد که نشان می‌داد در پی هر یورش بیگانه به یک سرزمین، مراکز علمی آنجا هدف حمله قرار می‌گرفت. وی قدیمی‌ترین نمونه‌ای را که به شکلی با تاریخ و جغرافیای ایران پیوند می‌خورد، حمله اسکندر مقدونی به قلمرو حکومت هخامنشیان دانست. دکتر الویری یادآور شد که در جریان به آتش کشیده شدن تخت‌جمشید، تنها کاخ‌ها و مظاهر قدرت سیاسی نابود نشدند، بلکه بر اساس گزارش‌های تاریخی، برخی از آثار علمی موجود در آن کانون تمدنی نیز به آتش کشیده شد و از بین رفت.

این استاد تاریخ در ادامه به فتوحات رومی‌ها در یونان پرداخت و خاطرنشان کرد که در سال ۸۶ پیش از میلاد، زمانی که رومی‌ها به آتن حمله کردند، آکادمی‌های آموزشی مشهوری که توسط افلاطون و ارسطو بنیان‌گذاری شده بودند، آسیب‌های بسیار سنگینی دیدند. وی تاکید کرد که نه تنها این دو آکادمی بزرگ، بلکه دیگر مدارس و نهاد‌های علمی آتن نیز در پی این حمله دچار ویرانی و آسیب شدند.

الویری نمونه دیگری از این دست‌اندازی‌های تاریخی به ساحت علم را در سال ۴۸ قبل از میلاد برشمرد؛ زمانی که ژولیوس سزار به اسکندریه حمله کرد و در جریان آن، کتابخانه بزرگ این شهر از بین رفت. وی در این بخش از تحلیل خود بر یک نکته راهبردی انگشت گذاشت و توضیح داد که کتابخانه‌ها در آن دوران، صرفاً محلی برای نگهداری کتاب به مفهوم امروزی نبودند، بلکه به مثابه یک مرکز آموزشی و پژوهشی جامع عمل می‌کردند؛ مدلی که بعد‌ها در دوران اسلامی در نهاد‌هایی مانند «بیت‌الحکمه» بغداد تکرار شد.

بازخوانی انتقادی دوران اسلامی و یورش مغولان

مدیرگروه تاریخ دانشگاه باقرالعلوم (ع) در بخشی از سخنان خود به موضوع بحث‌برانگیز فتح ایران به دست مسلمانان اشاره کرد. وی با رویکردی علمی و پژوهشی اظهار داشت که اگرچه در برخی متون از کتاب‌سوزی در جریان فتح ایران سخن به میان آمده است، اما پژوهش‌های تاریخی معاصر به وضوح اثبات کرده‌اند که چنین سخنی پایه و اساس درستی ندارد. دکتر الویری تاکید کرد که این ادعا در واقع یک سخن برساخته و جعلی است که در قرن هفتم هجری مطرح شده و از دیدگاه تاریخی به هیچ وجه قابل دفاع نیست؛ لذا نباید تصور کرد که منابع علمی ایرانیان در آن مقطع از بین رفته است.

اما در مقابل، وی دوران یورش مغولان را یکی از سیاه‌ترین فصول تاریخ برای مراکز علمی دانست. دکتر الویری تصریح کرد که در جریان حمله گسترده مغول‌ها به جهان اسلام، شهر‌هایی مانند مرو و نیشابور که مهد علم و دانش بودند، شاهد ویرانی گسترده مدارس و مراکز علمی بودند. وی همچنین به فاجعه بغداد در سال ۶۵۶ قمری اشاره کرد و گفت که در حمله هلاکوخان به این شهر، مدارس علمی آسیب‌های غیرقابل جبرانی دیدند. وی خاطرنشان کرد که اگرچه نیاز است تمامی این نمونه‌ها با حوصله گردآوری و فهرستی دقیق از آنها استخراج شود، اما همین تیتروار اشاره کردن به وقایع، ضرورت یک کار مطالعاتی گسترده در این حوزه را گوشزد می‌کند.

ماجرای مدرسه علاءالدین جوینی و دفینه موهوم

الویری در ادامه به یک گزارش تاریخی خاص در دوره ایلخانیان پرداخت که نشان‌دهنده اوج جهالت و کینه‌توزی با نهاد علم بود. وی نقل کرد که در ایام حکومت آباآقاخان، خاندان جوینی اداره بغداد را بر عهده داشتند و علاءالدین جوینی در آنجا مدرسه‌ای بزرگ بنا کرده بود. بر اساس روایت کتاب «تسلیة الاخوان»، فردی به نام مجدالملک یزدی با سعایت و تهمت، علاءالدین را متهم کرد که اموال و خراج بغداد را به حاکم ایلخانی تحویل نمی‌دهد.

دکتر الویری با استناد به مقدمه تاریخ جهان‌گشای جوینی به نقل از تسلیة الاخوان گفت که فرستادگان آقاخان در سه نوبت به آن مدرسه علمی در بغداد یورش بردند و تمام ساختمان را به دنبال یافتن جواهرات و سیم و زرِ پنهان‌شده، زیر و رو کردند. وی به توصیف مؤلف کتاب اشاره کرد که آورده بود وقتی مهاجمان از یافتن آن دفینه موهوم ناامید شدند، تمام فرش‌ها، اساثیه، لباس‌ها و اموال موجود در مساجد و تربت‌ها را به غارت بردند:

امرا دو سه نوبت برباط و مدرسۀ که در بغداد انشا رفته بود و مدفن جمعى از اطفال و عزیزان بود رفتند و بسیار کشف و فتش کردند و مواضع آن را نبش، چون از دفینۀ موهوم فایدۀ بیش بازنداد فرش و طرح و اثاث و قماشى که بر سر تربت و مساجد و رباط بود تمامت را کبس کردند و بعد از آن، چون هیچ تفتیش نماند ملبوسات نو و کهنه و اثاث البیت تا مأکولات و مشروبات تمامت را بفروختند (جوینی، عطا ملک بن محمد، تاریخ جهانگشاى، جلد: ۱، مقدمه، صفحه: ۶۳)

دکتر الویری این واقعه را نمونه‌ای بارز از انتقام‌گیری از نهاد علم با انگیزه‌های غیرعلمی و مادی توصیف کرد.

تقابل ناپلئون با الازهر و بمباران‌های استعماری در رشت

در بخش دیگری از این گفت‌و‌گو، دکتر الویری به تاریخ معاصر و مواجهه استعمار با مراکز دینی و علمی پرداخت. وی با استناد به مدخل الازهر در دائرة المعارف بزرگ اسلامی، به حمله ناپلئون بناپارت به مصر اشاره کرد و گفت که ناپلئون انتظار داشت استادان دانشگاه الازهر با او همراهی کنند، اما زمانی که با مخالفت آنها رو‌به‌رو شد و دید که برخی استادان علیه فرمانده نظامی او شوریدند، تغییر رویه داد. وی افزود که شیخ عبدالله شرقاوی، رئیس وقت الازهر، با صدور اطلاعیه‌ای مردم را به مقاومت فراخواند و ناپلئون نیز در پاسخ به این ایستادگی، آن نهاد علمی کهن را به توپ بست.

این استاد تاریخ همچنین به نمونه‌ای در تاریخ معاصر ایران اشاره کرد و گفت که بر اساس آن چه در کتاب "انگلیس و اشغال ایران در جنگ جهانی اول" آمده، در جریان درگیری‌های یاران میرزا کوچک‌خان جنگلی در رشت با قوای انگلیسی، اشغالگران بریتانیایی اقدام به بمباران برخی مناطق کردند. وی خاطرنشان کرد که در پی این حملات، بمب‌های انگلیسی بر سقف مدرسه مبلغان مذهبی در رشت فرود آمد و سوراخ بزرگی در آن ایجاد کرد. وی تاکید کرد که این نمونه‌ها به خوبی نشان می‌داد که متجاوزان در هیچ دوره‌ای حرمتی برای علم و آموزش قائل نبوده‌اند.

تحلیل تمدنی جایگاه مدرسه در شهر اسلامی و دوران مدرن

 الویری در یک تحلیل عمیق به تفاوت ماهوی نهاد علم در دو دوران سنتی و مدرن پرداخت. وی اظهار داشت که تا پیش از مواجهه با دنیای مدرن و رخنه مدرنیته در جوامع شرقی، نهاد مدرسه در کنار مسجد، یکی از دو رکن اصلی مدیریت جامعه و هویت‌بخشی به شهر اسلامی محسوب می‌شد. وی گفت که در آن دوران، مدارس علمی غالباً در دل بازار‌ها ساخته می‌شدند؛ چرا که بازار قلب تپنده شهر بود و این حضور نمادین نشان می‌داد که عالمان و نهاد علم باید در دسترس مردم باشند.

وی خاطرنشان کرد که در آن ساختار تمدنی، حمله به مدرسه واقعاً به مثابه حمله به مظهر اقتدار و هویت شهر بود. اما در دوران مدرن، با تغییر نظم تمدنی، دانشگاه‌ها و مدارس آن جایگاه پیشین خود را در بافت شهری و اجتماعی از دست دادند. دکتر الویری توضیح داد که امروزه دانشگاه‌ها را در جا‌های دور از شهر و در فضا‌های خلوت می‌سازند که این خود نشان‌دهنده تغییر تفکر درباره پیوند علم با جامعه است. وی نتیجه گرفت که حمله به مراکز علمی در دوران معاصر، اگرچه جنایت‌کارانه است، اما دیگر همواره و الزاما به معنای سست کردن رکن اصلی هویت‌بخش شهر (مانند دوران اسلامی) نیست و باید این تفاوت ماهوی را در تحلیل‌ها لحاظ کرد؛ ولی از منظری دیگر یکی از دستاورد‌های انقلاب اسلامی در ایران بازگرداندن دانشگاه بر آمده از جهان مدرن به جایگاه هویت‌بخش دوران اسلامی است و مورد اصابت قرار گرفتن برخی از دانشگاه‌های ما به ویژه در زمینه علوم فنی و مهندسی می‌تواند نشانه‌ای از موفقیت جمهوری اسلامی ایران در سوق دادن دانشگاه به جایگاه بایسته خود در یک جامعه اسلامی به شمار رود.

ارزیابی حملات دشمن؛ منطق استیصال و «گاز گرفتن»

الویری در پاسخ به پرسشی درباره چرایی حملات اخیر دشمن به دانشگاه‌ها و مراکز علمی ایران، این اقدامات را فاقد هرگونه ارزش نظامی دانست. وی تاکید کرد که زدن یک مرکز علمی بی‌دفاع یا یک آزمایشگاه، به هیچ وجه دستاورد نظامی یا نشان پیروزی متجاوز محسوب نمی‌شود.

وی برای تبیین این رفتار دشمن، از یک تمثیل ورزشی استفاده کرد و گفت که این وضعیت درست مانند مسابقه کشتی است که در آن، کشتی‌گیر ضعیف وقتی می‌بیند با فن و مهارت نمی‌تواند بر حریف فائق بیاید، از روی خشم و درماندگی اقدام به گاز گرفتن حریف می‌کند. دکتر الویری تصریح کرد که این حملات نشان‌دهنده سرگشتگی و از دست دادن کنترل اعصاب مهاجمان وحشی است.

وی همچنین به توجیه‌های ظاهری دشمن اشاره کرد و گفت که آنها ادعا می‌کنند مراکز علمی ما پشتیبان صنایع دفاعی هستند، اما این بهانه قابل پذیرش نیست؛ چرا که آنها به جا‌هایی مانند مرکز تولید دارو‌های بیماران خاص و یا انستیتو پاستور یا کتابخانه حسینیه اعظم زنجان نیز حمله کرده‌اند که هیچ کارکرد نظامی نداشتند. وی این اقدامات را نشانه استیصال مطلق دشمن در برابر پیشرفت‌های بومی ایران دانست.

پیامد‌های دوجانبه؛ از خسارت سخت‌افزاری تا رویش نرم‌افزاری

دکتر الویری در بخش دیگری از بیانات خود به بررسی پیامد‌های این حملات برای آینده علم در ایران پرداخت. وی معتقد بود که باید میان آسیب‌های زودگذر و سودمندی‌های ماندگار تمایز قائل شد. وی گفت که تردیدی در وارد شدن آسیب‌های سخت‌افزاری در پی حملات وحشیانه دشمنان به مراکز علمی ما وجود ندارد؛ از بین رفتن یک آزمایشگاه، یک کتابخانه یا یک ساختمان، زیانی است که بر پیکره دانش کشور وارد می‌شود و نمی‌توان آن را انکار کرد.

اما در مقابل، وی به دو سودمندی ماندگار اشاره کرد که از دل این تهدید‌ها زاده می‌شود. نخست، تقویت اراده جوانان برای دوباره ساختن بود. دکتر الویری توضیح داد که، چون دانش در کشور ما بومی شده و محصول ذهن خلاق ایرانی است، با بمب از بین نمی‌رود. وی گفت که وقتی جوانان این رفتار‌های ناجوانمردانه را می‌بینند، مصمم‌تر می‌شوند تا روی پای خود بایستند و نیاز علمی‌شان به بیگانگان را به حداقل برسانند.

دومین پیامد مثبت از نظر وی، نوسازی و نوزایی علمی بود. دکتر الویری خاطرنشان کرد که وقتی یک مرکز علمی تخریب شده و دوباره ساخته می‌شود، بر اساس نقشه‌ها و نیاز‌های جدید و متناسب با ضرورت‌های کنونی بنا می‌گردد، که این خود نوعی تحول و نوسازی در زیرساخت‌های علمی کشور به شمار می‌آید.

تمایز میان ریشه‌های تمدنی ایران و سرزمین‌های اشغالی

در پایان این گفت‌و‌گو، دکتر الویری به مقایسه پیامد حمله به مراکز علمی در ایران با دیگر نقاط منطقه پرداخت. وی با استفاده از یک تمثیل تمدنی گفت که اگر جنگل آتش بگیرد، درختان می‌سوزند، اما می‌مانند، چون ریشه در خاک دارند، ولی حیوانات می‌گریزند. وی تاکید کرد که ایران به دلیل ریشه تمدنی چند هزار ساله، با این حملات دچار لرزش نمی‌شود و آسیب به مراکز علمی‌اش به تقویت اراده ملی می‌انجامد.

اما در مقابل، وی درباره سرزمین‌های اشغالی اظهار داشت که اگرچه آنها علم بومی دارند، اما اراده‌شان، چون متعلق به آن سرزمین نیست، با حملات متقابل و انتقامی ما سست می‌شود. وی گفت که ساکنان آنجا مانند حیواناتی هستند که به آنجا آورده شده‌اند و با مشاهده خطر، مهاجرت معکوس را آغاز می‌کنند.

درباره کشور‌های حاشیه خلیج فارس نیز دکتر الویری تصریح کرد که علم در این کشور‌ها عاریتی و وارداتی است، نه ذاتی و بومی. وی تاکید کرد که در صورت وقوع حملات مشابه، این کشور‌ها به دلیل نداشتن ریشه و توان بازسازی درونی، با توقف کامل پیشرفت علمی مواجه خواهند شد، یعنی افزون بر صدمات فیزیکی، هم اراده آنها را سست می‌شود و هم از نظر نرم‌افزاری آسیب می‌بینند و  دهه‌ها به عقب پرتاب خواهند گشت. وی در نهایت ابراز امیدواری کرد که با قدرت‌نمایی نیرو‌های مسلح، پاسخ شایسته‌ای به این تجاوزگری‌ها داده شود تا دشمن بداند حریم علم و دانش در این سرزمین نفوذناپذیر است.

انتهای پیام/

ارسال نظر