نکته کلیدی پیام رهبر انقلاب: «در هیچ شرایطی، صحنه را خالی نکنید»

فعال رسانه‌ای و فرهنگی نوشت: رهبر انقلاب به‌ صراحت هشدار می‌دهند حتی اگر فضای کشور وارد فاز مذاکره یا کاهش تنش نظامی شود، نباید این تصور شکل بگیرد که دیگر نیازی به حضور مردم نیست. این نکته، در ظاهر ساده اما در باطن، یک خطای رایج در تحلیل‌های سیاسی را هدف قرار می‌دهد.

به گزارش خبرگزاری آنا، محمد شیرکوند در یادداشتی برای آنا نوشت: در میان بخش‌های مختلف پیام اخیر رهبر انقلاب، یک گزاره راهبردی وجود دارد که اگر درست فهم شود، می‌تواند جهت رفتار عمومی جامعه را تعیین کند:

اینکه حضور مردم در صحنه، یک متغیر دائم است، نه وابسته به شرایط.

رهبر انقلاب به‌صراحت هشدار می‌دهند که حتی اگر فضای کشور وارد فاز مذاکره یا کاهش تنش نظامی شود، نباید این تصور شکل بگیرد که دیگر نیازی به حضور مردم نیست. این نکته، در ظاهر ساده اما در باطن، یک خطای رایج در تحلیل‌های سیاسی را هدف قرار می‌دهد:

این تصور که «کار اصلی را مسئولان انجام می‌دهند و مردم فقط در شرایط بحران باید وارد میدان شوند.»

اما پیام دقیقاً خلاف این را می‌گوید. در منطق این پیام، «مردم» فقط نیروی پشتیبان نیستند، بلکه بخشی از معادله قدرت‌اند. حضور مردم نه یک واکنش احساسی، بلکه یک ابزار اثرگذار در نتیجه‌سازی است. حتی در میز مذاکره، این «قدرت اجتماعی» است که وزن طرف مقابل را تعیین می‌کند.

این نگاه، یک تغییر مهم در درک نقش جامعه ایجاد می‌کند. یعنی اگر قبلاً تصور می‌شد که میدان اصلی تصمیم‌گیری در سطوح رسمی و دیپلماتیک است، حالا روشن می‌شود که افکار عمومی سازمان‌یافته هم بخشی از همان میدان است.

رهبر انقلاب با اشاره به تأثیر «فریادهای مردم در میدان» و حتی «پویش‌های گسترده مردمی»، عملاً یک مدل از کنشگری را ترسیم می‌کنند که در آن، هر فرد می‌تواند در معادلات کلان نقش ایفا کند؛ نه با ابزارهای پیچیده، بلکه با کنش‌های ساده اما جمعی.

البته برای اینکه این نگاه صرفاً در حد یک گزاره نظری باقی نماند، باید به یک واقعیت مهم توجه کرد؛ واقعیتی که نشان می‌دهد این حرف فقط یک توصیه برای آینده نیست، بلکه تجربه‌ای است که نتیجه‌اش را همین حالا دیده‌ایم.

اگر مردم در صحنه حضور نداشتند و این همراهی و ایستادگی عمومی شکل نمی‌گرفت، اساساً مقاومت به این نقطه نمی‌رسید. بسیار محتمل بود که این مسیر در همان روزهای ابتدایی متوقف شود و طرف مقابل دست بالا را پیدا کند؛ آن‌وقت این ما بودیم که باید در موضع ضعف، شروط تحمیلی را می‌پذیرفتیم، نه اینکه امروز از موضع قدرت درباره آینده تصمیم بگیریم.

به بیان دیگر، آنچه امروز به‌عنوان «دستاورد» دیده می‌شود، پیش از هر چیز محصول همین حضور مردم است؛ حضوری که اجازه نداد معادله به نفع طرف مقابل بسته شود و مسیر را تغییر داد.

این تجربه اما فقط متعلق به ۴۰ روز گذشته نیست؛ بلکه در شرایط فعلی هم ادامه دارد. حتی در فضای مذاکره، این مردم هستند که پشتوانه یک مذاکره عزتمند را شکل می‌دهند و وزن واقعی تیم مذاکره‌کننده را تعیین می‌کنند. بدون این پشتوانه، مذاکره عملاً از یک موضع فعال به یک موضع تدافعی تبدیل می‌شود.

از سوی دیگر، همین حضور عمومی نقش «نظارت» را هم ایفا می‌کند. یعنی اگر در جایی از مسیر، فاصله گرفتن از مطالبات اصلی یا عقب‌نشینی از حقوق رخ دهد، این مردم حاضر در صحنه‌اند که واکنش نشان می‌دهند و اجازه انحراف مسیر را نمی‌دهند.

در نتیجه، حضور مردم را باید هم‌زمان در دو سطح دید؛ هم به‌عنوان یک عامل «قدرت‌ساز» در برابر طرف مقابل، و هم به‌عنوان یک نیروی «هدایت‌گر و کنترل‌کننده» در داخل.

اما وقتی این نقش را این‌گونه تعریف کنیم، یک نتیجه مهم هم به‌دنبال دارد:

دیگر نمی‌توان «حضور مردم» را یک مفهوم کلی و انتزاعی دانست که صرفاً در سطح کلان معنا پیدا می‌کند؛ بلکه این حضور، در نهایت از تصمیم‌ها و رفتارهای تک‌تک افراد شکل می‌گیرد.

به بیان دیگر، این معادله بزرگ، بدون کنش‌های واقعی شکل نمی‌گیرد. در واقع مسئله فقط فهمیدن، تحلیل کردن یا حتی موافق یا مخالف بودن نیست. مسئله این است که آیا این فهم، به «کنش» تبدیل می‌شود یا نه.

در فضای امروز، یکی از چالش‌های جدی این است که بخش زیادی از جامعه در سطح تحلیل باقی می‌ماند. همه چیز به گفت‌وگو، نقد، بررسی و حتی گلایه ختم می‌شود، اما خروجی عملی مشخصی شکل نمی‌گیرد. در حالی که پیام رهبر انقلاب، دقیقاً روی عبور از این وضعیت تأکید دارد.

یعنی:

از «دانستن» به «عمل کردن»

از «نگاه کردن» به «ورود کردن»

و از «موضع داشتن» به «اثر گذاشتن»

و نکته مهم اینجاست که این عمل، الزاماً پیچیده یا پرهزینه نیست.

گاهی یک حضور میدانی،

گاهی یک مطالبه‌گری هدفمند،

و حتی گاهی یک اقدام کوچک مثل پیوستن به یک پویش،

می‌تواند بخشی از همان «نقش‌آفرینی» باشد.

اما شرطش این است که این کنش‌ها، پراکنده و مقطعی نباشند؛ بلکه در قالب یک جریان مستمر دیده شوند.

رهبر انقلاب روی همین «استمرار» تأکید دارند. اینکه حضور مردم، نباید فقط در لحظات اوج باشد و بعد فروکش کند بلکه باید به یک رفتار پایدار تبدیل شود. چرا که در دنیای امروز، قدرت‌ها فقط با ابزار نظامی یا اقتصادی سنجیده نمی‌شوند، بلکه «انسجام اجتماعی» و «میزان مشارکت مردم» هم یکی از شاخص‌های اصلی قدرت است.

از این زاویه، هر کنش جمعی حتی اگر کوچک به نظر برسد در حال ساختن یک تصویر بزرگ‌تر است:

تصویر ملتی که منفعل نیست،

تماشاگر نیست،

و خودش را به‌عنوان یک بازیگر وارد صحنه می‌کند... .

انتهای پیام/

ارسال نظر