چگونه کنترل ایران بر تنگه هرمز معادلات جهانی انرژی را تغییر داد؟/ کشورهای عربی بزرگترین بازنده قمار ترامپ

کنترل بیش از یک‌ماهه تنگه هرمز از سوی ایران پس از آغاز جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه تهران، معادلات این درگیری را فراتر از میدان نبرد تغییر داده و بازار جهانی انرژی را در معرض یک تحول راهبردی قرار داده است؛ تحولی که نه‌تنها فشار اقتصادی قابل توجهی بر آمریکا و متحدانش وارد کرده، بلکه نشان می‌دهد تنگه هرمز احتمالاً دیگر هرگز به شرایط پیش از جنگ باز نخواهد گشت.

به گزارش خبرگزاری آنا، بیش از یک ماه از آغاز جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران می‌گذرد؛ جنگی که در ابتدا دشمن تصور می‌کرد محدود و کوتاه‌مدت باشد و با فشار نظامی بتواند تهران را وادار به عقب‌نشینی کند. اما تحولات میدانی در خلیج فارس نشان داد که این برآورد با واقعیت فاصله زیادی دارد. مهم‌ترین نشانه این تغییر، کنترل مؤثر ایران بر تنگه هرمز و اختلال جدی در عبور و مرور انرژی از این گذرگاه حیاتی جهان است؛ رخدادی که معادلات جنگ را نه‌تنها برای واشنگتن و تل‌آویو بلکه برای اقتصاد جهانی دگرگون کرده است.

تنگه هرمز یکی از حساس‌ترین گلوگاه‌های انرژی در جهان محسوب می‌شود. در سال‌های گذشته حدود یک‌پنجم تجارت جهانی نفت و بخش مهمی از صادرات گاز طبیعی مایع از این مسیر عبور می‌کرد. به همین دلیل، امنیت این تنگه همواره یکی از اولویت‌های اصلی قدرت‌های جهانی بوده است. با این حال جنگ اخیر شرایطی ایجاد کرده که این مسیر استراتژیک عملاً وارد مرحله‌ای تازه شده است.

ایران در واکنش به حملات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی، راهبردی متفاوت را در پیش گرفت. تهران نه با اعلام رسمی انسداد کامل تنگه هرمز، بلکه با ایجاد یک فضای پرریسک امنیتی، توانست عبور بخش بزرگی از نفتکش‌ها را متوقف کند. نتیجه این وضعیت کاهش چشمگیر تردد کشتی‌ها در این مسیر بود؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از شرکت‌های کشتیرانی و بیمه بین‌المللی حاضر به پذیرش ریسک عبور از این منطقه نشدند.

تنگه هرمز به شرایط قبل از جنگ باز نمی‌گردد

در اقتصاد جهانی، صرف باز بودن یک مسیر دریایی به معنای کارآمد بودن آن نیست. آنچه برای بازار انرژی اهمیت دارد، قابلیت پیش‌بینی، امنیت حمل‌ونقل و ثبات در تحویل محموله‌هاست. وقتی این اطمینان از بین برود، حتی بدون بسته شدن رسمی یک تنگه، جریان واقعی تجارت انرژی مختل می‌شود. دقیقاً همین اتفاق در تنگه هرمز رخ داده است.

بسیاری از تحلیلگران معتقدند حتی اگر درگیری‌های نظامی کاهش یابد، تنگه هرمز دیگر به شرایط پیشین بازنخواهد گشت. جنگ اخیر نشان داد که ایران توانایی ایجاد اختلال بلندمدت در این مسیر حیاتی را دارد؛ قابلیتی که پیش از این در محاسبات راهبردی غرب تا این اندازه جدی گرفته نمی‌شد. اکنون شرکت‌های بیمه، بازار‌های انرژی و دولت‌ها با این واقعیت روبه‌رو شده‌اند که امنیت این مسیر بدون در نظر گرفتن نقش ایران قابل تضمین نیست.

این تحول عملاً محاسبات اولیه آمریکا و رژیم صهیونیستی درباره جنگ را تغییر داده است. واشنگتن تصور می‌کرد می‌تواند با فشار نظامی سریع، هزینه‌های جنگ را محدود نگه دارد و در عین حال امنیت مسیر‌های انرژی را حفظ کند. اما کنترل بیش از یک ماهه ایران بر تنگه هرمز نشان داد که حتی اقدامات محدود نیز می‌تواند پیامد‌های اقتصادی گسترده‌ای ایجاد کند.

پیامد‌های این وضعیت به‌ویژه در اروپا به‌سرعت آشکار شد. افزایش قیمت انرژی، نگرانی از اختلال در زنجیره تأمین و فشار بر اقتصاد‌های شکننده اروپایی باعث شد بسیاری از دولت‌های این قاره تمایلی به گسترش مشارکت نظامی در کنار آمریکا نشان ندهند. در واقع، با آشکار شدن عمق توانمندی ایران در کنترل معادلات انرژی منطقه، برخی کشور‌های اروپایی ترجیح دادند از ورود مستقیم به این بحران فاصله بگیرند.

در داخل ایالات متحده نیز پیامد‌های اقتصادی جنگ به یک مسئله سیاسی تبدیل شده است. افزایش قیمت سوخت و فشار تورمی ناشی از اختلال در بازار انرژی، انتقاد‌ها از سیاست‌های دولت دونالد ترامپ را تشدید کرده است. در شرایطی که اقتصاد آمریکا همچنان با چالش‌های تورمی مواجه است، افزایش هزینه انرژی می‌تواند فشار اجتماعی و سیاسی قابل توجهی بر دولت وارد کند.

کشورهای عربی بزرگ‌ترین بازنده‌های قمار نظامی ترامپ

در این میان، کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس بیش از دیگران در معرض آسیب قرار گرفته‌اند. اقتصاد بسیاری از این کشور‌ها به صادرات انرژی از مسیر تنگه هرمز وابسته است و هرگونه اختلال در این مسیر مستقیماً بر درآمد‌های آنها تأثیر می‌گذارد. همکاری برخی از این کشور‌ها با آمریکا در جریان جنگ نیز باعث شده آنها بیش از پیش در معرض پیامد‌های امنیتی و اقتصادی این بحران قرار گیرند.

به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند بزرگ‌ترین بازندگان این درگیری در میان کشور‌های منطقه، دولت‌هایی هستند که اقتصادشان بر صادرات نفت از همین مسیر استوار است. کاهش صادرات، افزایش هزینه‌های بیمه و نگرانی از گسترش درگیری، فشار‌های تازه‌ای بر اقتصاد این کشور‌ها وارد کرده است.

پس با این تفاسیر می‌توان گفت تحولات یک ماه گذشته نشان می‌دهد جنگ علیه ایران تنها یک رویارویی نظامی محدود نبوده است، بلکه به نقطه‌ای تبدیل شده که معادلات ژئوپلیتیکی انرژی جهان را تحت تأثیر قرار داده است. تنگه هرمز اکنون دیگر صرفاً یک آبراه بین‌المللی نیست؛ بلکه به یکی از مهم‌ترین اهرم‌های قدرت در معادلات جدید منطقه‌ای و جهانی تبدیل شده است.

اگر این وضعیت ادامه یابد، نظم پیشین انرژی در خلیج فارس که بر پایه تضمین امنیت مسیر‌ها توسط آمریکا شکل گرفته بود، به‌طور اساسی دگرگون خواهد شد. در چنین شرایطی، جهان با واقعیتی تازه روبه‌روست: تنگه هرمز دیگر همان تنگه پیش از جنگ نیست.

انتهای پیام/

ارسال نظر