در گفت‌و‌گو با آنا بررسی شد

پاکسازی ژنرال‌ها در پنتاگون/سردرگمی ترامپ در پرونده ایران

کارشناس مسائل بین‌الملل می‌گوید: برکناری زنجیره‌ای ژنرال‌های ارشد پنتاگون، بیش از آنکه یک تغییر مدیریتی معمول باشد، واکنشی به بن‌بست واشنگتن در محاسبات جنگ با ایران است؛ جایی که حذف فرماندهان منتقد، تلاشی برای پنهان کردن سردرگمی راهبردی کاخ سفید در منطقه تلقی می‌شود.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، موج بی‌سابقه برکناری ژنرال‌های ارشد ارتش آمریکا در هفته‌های اخیر از رئیس ستاد مشترک تا فرماندهان نیروی زمینی و دریایی تنها یک جابجایی مدیریتی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از شکاف عمیق میان «محاسبات نظامی حرفه‌ای» و «تصمیم‌گیری‌های سیاسی کاخ سفید» است. در شرایطی که بسیاری از این فرماندهان از ابتدا نسبت به پیامد‌های جنگ با ایران هشدار داده بودند، پاکسازی رده‌های عالی فرماندهی و جایگزینی آنان با افراد همسو با خط‌مشی ترامپ، پرده از یک استراتژی دوگانه برمی‌دارد: کنترل مستقیم‌تر بر عملیات میدانی و حذف صدا‌های منتقد در لحظات حساس. در واقع بن‌بست آمریکا در قبال ایران، نه‌تنها در میدان نبرد، که در درون ساختار فرماندهی ارتش این کشور نیز بازتاب یافته است.

در همین رابطه، خبرنگار آنا گفت‌وگویی با «عابد اکبری» استاد روابط بین‌الملل و کارشناس حوزه سیاست خارجی داشته است.

اصلاح سیاست یا فرار از تبعات یک تصمیم غلط؟

اکبری با تاکید بر اینکه «این برکناری‌ها را نمی‌توان صرفاً یک جابه‌جایی معمول اداری در ساختار نظامی آمریکا تلقی کرد» اظهارکرد: در شرایطی که ایالات متحده وارد یک درگیری پرهزینه و پیچیده در منطقه شده است، چنین تغییراتی بیش از هر چیز نشانه‌ای از بروز اختلال در محاسبات راهبردی و نوعی سردرگمی در مدیریت بحران به شمار می‌آید. 

وی در توضیح مطلب افزود: به نظر می‌رسد در آغاز این تقابل، بخشی از تصمیم‌گیران نظامی و سیاسی آمریکا برآورد دقیقی از ظرفیت‌های بازدارندگی ایران و پیامد‌های گسترش درگیری در منطقه نداشته‌اند. نتیجه چنین برآورد نادرستی آن است که اکنون برای کنترل پیامد‌های سیاسی و نظامی جنگ، تلاش می‌شود با تغییر در سطوح فرماندهی نظامی، بخشی از مسئولیت‌ها به فرماندهان میدانی منتقل شود. در واقع برکناری ژنرال‌ها بیشتر شبیه اقدامی برای مدیریت تبعات یک تصمیم راهبردی غلط است تا اصلاح واقعی سیاست‌ها.

برتری‌جویی نظامی به‌رغم هشدار‌های اولیه

کارشناس مسائل بین‌الملل این وضعیت را نشان‌دهنده شکاف‌های قابل توجه در درون ساختار امنیتی و نظامی آمریکا توصیف کرد و یادآورشد: در سال‌های اخیر بخشی از نخبگان نظامی این کشور نسبت به ورود به درگیری‌های گسترده در خاورمیانه هشدار داده و معتقد بودند چنین جنگ‌هایی نه تنها دستاورد راهبردی مشخصی برای آمریکا ندارد، بلکه منابع و تمرکز این کشور را از رقابت‌های مهم‌تر در نظام بین‌الملل منحرف می‌کند. 

این استاد روابط بین‌الملل تصریح کرد: تصمیم به تشدید تقابل با ایران نشان داد که در واشنگتن همچنان نوعی نگاه مداخله‌گرایانه و مبتنی بر برتری نظامی وجود دارد که تصور می‌کند می‌تواند از طریق فشار و عملیات نظامی معادلات منطقه‌ای را به سرعت تغییر دهد. اما تحولات اخیر عملاً نشان داده است که این تصور تا چه اندازه با واقعیت‌های پیچیده منطقه فاصله داشته است.

انگشت اتهام افکار عمومی به سمت ترامپ

وی در پاسخ به این پرسش که پس از گذشت حدود یک ماه از آغاز جنگ چه تغییری در افکار عمومی آمریکا ایجاد شده است؟ توضیح داد: نشانه‌هایی از تغییر فضای داخلی آمریکا قابل مشاهده است. تجربه تاریخی جامعه آمریکا نشان داده که حمایت اولیه از اقدامات نظامی معمولاً کوتاه‌مدت است و با آشکار شدن هزینه‌های واقعی جنگ، فضای افکار عمومی به سمت تردید و انتقاد حرکت می‌کند. 

اکبری در ادامه گفت: اکنون نیز موضوعاتی مانند افزایش هزینه‌های نظامی، تأثیر جنگ بر قیمت انرژی، فشار‌های اقتصادی داخلی و احتمال گسترش دامنه درگیری به تدریج در کانون بحث‌های داخلی آمریکا قرار گرفته است. این مسئله به‌ویژه در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بخش قابل توجهی از جامعه آمریکا از پیامد‌های جنگ‌های طولانی در عراق و افغانستان هنوز احساس خستگی و بی‌اعتمادی دارد.

کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره به تغییر در پایگاه رای ترامپ ادامه داد: در این میان، جنگ به عامل جدیدی برای تشدید شکاف در درون جریان موسوم به «ماگا» نیز تبدیل شده است. بخشی از این جریان که بر نمایش قدرت نظامی و سیاست خارجی تهاجمی تأکید دارد، از تشدید فشار علیه ایران حمایت می‌کند. اما بخش قابل توجهی از حامیان این جریان که با شعار «اول آمریکا» به صحنه سیاست آمده‌اند، جنگ‌های خارجی را نمادی از سیاست‌های پرهزینه نخبگان سنتی واشنگتن می‌دانند. 

بحران در سیاست خارجی؛ افزایش نارضایتی اجتماعی در داخل آمریکا

اکبری در پاسخ به این سوال که تردید در افکار عمومی آمریکا چه تاثیری بر نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای و اقبال حزب جمهوری‌خواه دارد؛ بیان کرد: جنگ کنونی می‌تواند به فرصتی برای افزایش انتقاد‌ها از ساختار تصمیم‌گیری در آمریکا تبدیل شود و این پرسش را تقویت کند که چرا دولت‌های مختلف در واشنگتن همچنان به سمت درگیری‌های نظامی پرهزینه در خارج از کشور گرایش دارند. طبیعی است که چنین وضعیتی بر فضای انتخابات میان‌دوره‌ای نیز تأثیر بگذارد. 

وی در تکمیل این بحث افزود: اگر جنگ طولانی شود و دستاورد مشخصی برای آمریکا به همراه نداشته باشد، به احتمال زیاد به یکی از محور‌های اصلی رقابت‌های سیاسی تبدیل خواهد شد. جناح‌های رقیب تلاش خواهند کرد مسئولیت هزینه‌های اقتصادی و انسانی جنگ را متوجه دولت مستقر کنند و این مسئله می‌تواند نارضایتی اجتماعی را تشدید کند. 

به گفته کارشناس مسائل بین‌الملل، جنگی که قرار بود به نمایش قدرت آمریکا تبدیل شود، ممکن است در نهایت به عاملی برای تشدید شکاف‌های داخلی و افزایش بی‌اعتمادی عمومی نسبت به سیاست خارجی این کشورتبدیل شود.

اکبری در جمع‌بندی این موضوع گفت: آنچه امروز مشاهده می‌شود نشان می‌دهد که ورود آمریکا به چنین درگیری‌هایی بیش از آنکه نشانه قدرت راهبردی باشد، بازتاب نوعی بحران در شیوه تصمیم‌گیری سیاست خارجی این کشور است. تجربه چند دهه گذشته نیز نشان داده که اتکای بیش از حد به ابزار نظامی نه تنها بسیاری از بحران‌ها را حل نکرده، بلکه در مواردی به پیچیده‌تر شدن معادلات امنیتی و افزایش بی‌ثباتی در مناطق مختلف جهان انجامیده است. در چنین شرایطی تحولات اخیر را می‌توان نمونه دیگری از محدودیت‌های قدرت نظامی آمریکا در مواجهه با واقعیت‌های پیچیده ژئوپلیتیکی دانست.

انتهای پیام/

ارسال نظر