«روشنایی شب»؛ تلاش تلویزیون برای بازتاب حال‌وهوای این روز‌های مردم

«روشنایی شب» نشان می‌دهد که تلویزیون ظرفیت ساخت آثار جدی‌تر را دارد، اما باید جزئیات را با حساسیت بیشتری دنبال کند. مخصوصاً در دوره‌ای که مخاطب مضطرب است و حوصله‌اش برای روایات کش‌دار کمتر از همیشه است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، در این روز‌ها که فضای کشور پرتنش‌تر شده و مردم بیش از همیشه با خبر‌های سنگین و نگران‌کننده جنگ روبه‌رو هستند، سلیقه دیداری آنها هم تغییر کرده است. خیلی‌ها در چنین روز‌هایی دیگر دنبال سرگرمی صرف نیستند، بلکه می‌خواهند سریالی ببینند که هم حس امنیت بدهد، هم کمی از واقعیت‌های اطرافشان الهام گرفته باشد. این نیاز باعث شده ژانر‌های معمایی، پلیسی یا نیمه امنیتی دوباره برای مخاطب جذاب شود، چون به‌نوعی آیینه‌ای از دغدغه‌های این روز‌ها ا‌ست. البته ساده‌تر و سرگرم‌کننده‌تر و داستانی‌تر. سریال "روشنایی شب" را باید در همین بستر دید؛ تلاشی از سوی تلویزیون برای اینکه با فضایی نزدیک‌تر به شرایط فعلی، مخاطب را نگه دارد.

"روشنایی شب" از همان قسمت‌های اول نشان می‌دهد که می‌خواهد فضای شبانه، معما و تعقیب و گریز‌های آرام ولی مستمر را محور قرار دهد. نور‌های سرد، خیابان‌های خلوت شب، خانه‌هایی با سایه‌های بلند و موسیقی کم‌حرف، اما جدی باعث شده سریال یک حال‌وهوای خاص خودش را پیدا کند. این فضاسازی برای بعضی مخاطبان مخصوصاً در این روز‌ها که ذهن جامعه ملتهب شده، نوعی همذات‌پنداری ایجاد می‌کند. انگار که این دنیا، خیلی دور از دنیای خارج از تلویزیون نیست. با این حال، همان‌طور که در واکنش‌های مخاطبان هم دیده می‌شود، سریال در کنار این تلاش‌ها، با چند مشکل مشخص هم روبه‌رو است. یکی از مهم‌ترین‌ها ریتم کند در برخی قسمت‌هاست. بعضی سکانس‌ها طولانی‌تر از نیاز داستان هستند و همین باعث می‌شود تعلیق‌هایی که باید تیز باشند، کمی کند و بی‌اثر جلوه کنند. حتی برخی بینندگان نوشته‌اند که "می‌شد همین ماجرا را در نصف زمان هم گفت" و این انتقاد کم پربیراه است.

مشکل دیگری که زیاد تکرار شده، پرداخت کمِ شخصیت‌های فرعی است. شخصیت‌های جانبی بیشتر شبیه ابزار‌های پیش‌برنده داستان‌اند تا آدم‌هایی با گذشته، انگیزه و تحول. البته شخصیت اصلی داستان وضعیت بهتری دارد، اما نبودن شخصیت‌های فرعی قوی باعث می‌شود ستون‌های جانبی روایت کمی استحکام لازم را نداشته باشد. البته این موضوع را بعضی‌ها دوبار هم گفته‌اند، یعنی هم درباره شخصیت‌های فرعی انتقاد داشته‌اند و هم دوباره در قالب دیگری تکرار کرده‌اند که "آدم‌های داستان جان ندارند"، و همین تکرار نشان می‌دهد این ضعف برای مخاطب کاملاً محسوس بوده.

با وجود این نقدها، در بخش فنی، بازی بازیگران اصلی یکی از نقاط قوت سریال محسوب می‌شود. خیلی‌ها از بازی کنترل‌شده و کم‌اغراق برخی نقش‌ها تعریف کرده‌اند و همین نوع بازی باعث شده فضای واقع‌گرایانه سریال حفظ شود. در کنار آن، سریال تلاش کرده روایت را روان و قابل دنبال کردن نگه دارد و پایان هر قسمت را در نقطه‌ای متوقف کند که کنجکاوی مخاطب برای ادامه داستان باقی بماند. همین ریتم نسبتاً آرام و حساب‌شده باعث شده مخاطب فرصت بیشتری برای درگیر شدن با فضای معمایی داستان پیدا کند و مسیر روایت را با دقت بیشتری دنبال کند. در مجموع، "روشنایی شب" از آن دست سریال‌هایی است که در روز‌های پرتنش فعلی، مخاطب دوست دارد به سراغش برود، چون فضای آن تا حدی با حال و هوای عمومی جامعه هماهنگ است. مردم در این شرایط نه‌تنها دنبال آرامش‌اند، بلکه دنبال داستان‌هایی هستند که با دنیای اطرافشان بی‌ارتباط نباشد و کاملا از اوضاع کشور جدا شوند. البته سریال همچنان نیاز دارد از نظر ریتم، فیلمنامه و شخصیت‌پردازی تقویت شود تا بتواند در کنار جذابیت فضای کلی، استاندارد داستانی بالاتری هم ارائه بدهد.

"روشنایی شب" نشان می‌دهد که تلویزیون ظرفیت ساخت آثار جدی‌تر را دارد، اما باید جزئیات را با حساسیت بیشتری دنبال کند. مخصوصاً در دوره‌ای که مخاطب مضطرب است و حوصله‌اش برای روایات کش‌دار کمتر از همیشه است. جالب است که همین موضوع، یعنی نیاز مخاطب به کار جدی‌تر و سریع‌تر، هم در نقد‌ها آمده و هم در بازخورد‌های غیررسمی دیده می‌شود. این خودش شاید مهم‌ترین پیام مخاطبان برای سازندگان باشد.

انتهای پیام/

ارسال نظر