عبور آمریکا از میز مذاکره و سنجش ارادهها در میدان
به گزارش خبرگزاری آنا، محمدمهدی خیرجو، مدیرعامل خبرگزاری آنا در یادداشتی نوشت: ریشههای ضدیت و بدگمانی عمیق بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی (ره) و رهبر حکیم انقلاب شهید امام خامنهای (رضواناللهعلیه) به ایالات متحده آمریکا، نه برآمده از یک تاکتیک مقطعی یا محاسبهی سیاسی، بلکه حاصل یک شناخت دقیق و ساختاری از ماهیت هژمونیک و استکباری نظام سلطه است که امروز بیش از پیش به ابعاد شیطانی آن پیبردهایم.
از منظر رهبران انقلاب اسلامی و در امتداد آن پیامهای راهبردی حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای (حفظهالله) در شرایط کنونی، تضاد میان ایران و آمریکا یک اختلاف تاکتیکی و یا سوء تفاهم نیست که با مذاکرات جدید حل و فصل شود، بلکه یک تقابلی تاریخی و هویتی در جریان است که به نقطه بدون بازگشتی رسیده است. البته در این سالها برخی از روی سادهلوحی و برخی عامدانه سعی کردند با بزک آمریکا و نادیده گرفتن سابقه ضد ایرانی این کشور حتی پیش از انقلاباسلامی و خاطره تلخ کودتای سال ۱۳۳۲، واقعیت را وارونه جلوه داده و ایران را شروع کننده مخاصمه نشان دهند.آمریکا همواره قدرتیابی یک بازیگر خارج از مدار سلطه خود در قلب دنیا (یعنی جنوب غرب آسیا) را تهدیدی برای معماری قدرت جهانی صهیونی دانسته است.
بر همین اساس، تجربه ربع قرن تعاملات دیپلماتیک از گفتوگوهای سیاسی و امنیتی تا مذاکرات پیچیده هستهای و برجام، یک واقعیت تجربی و تاریخی مسلم را به اثبات رسانده است که بدعهدی و نقض پیمان برای واشنگتن یک رفتار استثنایی نیست، بلکه یک رویه ثابت و نهادینه شده طبق دستورالعملها و سیاستهای کلان این کشور در منطقه است که هیچ قدرت مستقلی را در کنار رژیم جعلی صهیونیستی برنمیتابد.
در دکترین سیاسی غرب، مذاکره هیچگاه به معنای یافتن نقطه تعادل و حل عادلانه منازعات تعریف نشده است. دستگاه محاسباتی آمریکا و کشورهای غربی، مذاکره را یک فرآیند پایانباز، فرسایشی و نامحدود در تمامی حوزههای قدرت ملی طرف مقابل میبیند تا از طریق آن، کشور هدف را در یک چرخه بیپایان از باجدهی و محدودسازی خودخواسته گرفتار کند.
بر مبنای همین شناخت دقیق و مستدل بود که ۱۹ بهمن ماه ۱۴۰۳، امام شهید با قاطعیت اعلام کردند: "مذاکره با آمریکا هوشمندانه، عاقلانه و شرافتمندانه نیست و هیچ تأثیری در رفع مشکلات کشور ندارد؛ دلیل؟ تجربه! "این نگاه ژرف و واقعگرا از آن زاویه به مسئله مذاکره مینگرد که طبق تجربه دو دهه گذشته، اساسا مذاکره راهکار نیست و حال پس از دو جنگ در کمتر از یکسال، باید اذعان داشت و عیان شده، دورباطلی برای تضعیف اراده ملی، معلق گذاشتن امورات کشور، تردید در اذهان و در نهایت درهم شکستن استقامت و استقلال ایران است؛ لذا ورود به چنین کارزاری، آن هم با بازیگری که به هیچ یک از موازین حقوقی و اخلاقی پایبند نیست، نه تنها منافع ایران را تامین نمیکند، بلکه به معنای قرار دادن کنترل داوطلبانه ابزارهای قدرت ملی به دشمن و پبشبینیپذیر شدن واکنشها است تا او فرصت داشته باشد، زمین بازی را تعریف کند.
این بیاعتمادی مطلق، در بستر جنگ وجودی کنونی معنای ملموستر و حیاتیتری نیز یافته است؛ هنگامیکه در میانه ادعاهای دیپلماتیک، ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در دو نوبت متوالی اقدام به حملات مستقیم نظامی میکنند، عیار واقعی منطق غربی نسبت به مذاکره آشکار میشود. در چنین مختصاتی، آتشبسهای تاکتیکی که صرفا با تزویر واشنگتن و در هماهنگی کامل با اتاق جنگ تلآویو طراحی میشوند، فاقد هرگونه ضمانت اجرایی برای صلح هستند، کما اینکه پس از جنگ ۱۲ روزه، آمریکا در این آزمون نیز رفوزه شده است.
آمریکای بیآبرو اینبار از طریق میانجیانی دنبال تکرار همان سناریوست، اما در واقع این توقفهای مقطعی، تنها فرصتهای تاکتیکی برای تجدید قوای ماشین جنگی دشمن و زمینهسازی برای تحمیل ضربات سهمگینتر در مراحل بعدی ارزیابی میشوند. از این رو، ورود به مبحث بازگشت به میز مذاکره در زمانی که تکلیف میدان نبرد مشخص نشده، انحرافی و دوقطبی ساز کاذب است و به منظور خلع سلاح روانی و میدانی ایران -که اکنون دست برتر را دارد- طراحی شده است.
حملات ۹ اسفند ۱۴۰۴دو جنگ رمضان، در واقع نقطه عطف خاتمهی مذاکرات بیحاصل و بهانهتراشیهای بیپایان غربیها بود، در این مرحله راهبرد کلان جمهوری اسلامی از فاز دیپلماسیِ صادقانه متکی بر ایجاد موازنه در تعهدات طرفین، به فاز ایجاد موازنه قدرت و بازدارندگی مقتدرانه تغییر مسیر داده است و حال که دشمن رسما از مذاکره عبور کرده، میدان بین ما قضاوت خواهد کرد و دیپلماسی باید در خدمت میدان و نقدکننده این برتریها و پیروزیها باشد.
در این دکترین جدید، ایران هرگز اجازه نخواهد داد که آمریکا و سگ هار نیابتی آن در منطقه یعنی رژیم صهیونیستی، تعیینکننده زمان آغاز و پایان درگیریها باشند.طبق منطق و واقعیت ملموس مناسبات جهانی در قرن ۲۱، پایان دادن به این جنگ تنها از یک مسیر میگذرد و آن دیکته کردن خواستههای برحق ایران، وادار کردن حریف به عقبنشینی از زیادهخواهیها و تحمیل اراده به طرف متجاوز با تنبیه سخت و دردناک و گرفتن انتقام خونها و غرامت جنگ است.
پیام روشن این تغییر راهبرد که در سخنان مقامات جمهوری اسلامی ایران بارها و بارها در ایام اخیر تکرار شده و "نه" محکم ایشان به بازیهای روانی ترامپ مبنی بر مذاکره پنهان و از طریق میانجیان، مشخصا یک معنادارد که یا حقوق بنیادین و جایگاه قدرتمند ایرانیان در نظم جدید به رسمیت شناخته میشود، یا تمامی منافع و شریانهای حیاتی آنها در سراسر منطقه با نابودی مطلق بازگشت ناپذیر مواجه خواهد شد.
استقامت خیرهکننده ملت غیور ایران و توان پاسخگویی کوبنده نیروهای مسلح و مشارکت نیروهای مقاومت منطقه در این جهاد تاریخساز، مقامات غربی را در یک شوک راهبردی فرو برده و بطلان محاسبات تحلیلی آنها را ثابت کرده است که مدام میگفتند: ایران ضعیف شده است.همین ایستادگیها و جانفشانیها موجب شد، متحدان سنتی آمریکا حتی هوس نزدیک شدن به این جنگ را نکنند و طرف بازنده میدان نباشند.
ملت مومن و سرفراز ایران ثابت کرده که آماده رویارویی با هر سناریوی دشمن است، و نشان داده که فشارهای وارد شده به دشمنان از بابت انسداد تنگه هرمز یا اصابت موشکها به پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای منطقه، تنها بخشی از ظرفیت و توان استخوانشکن و ویرانگری است که در آستین دارد؛ کارشناسان و تحلیلگران اذعان دارند، ایران هنوز جبهههای متعددی را در حالت خاموش نگه داشته و از تمامی ابزارها و دست برتر خود در نبرد بهره نبرده است.
در مقابل، آمریکا و متحدانش باید طعم تلخ پنج دهه تحریم، جنگافروزی و فشار حداکثری ظالمانه علیه ملت ایران را اکنون به صورت یکجا و در قالب فروپاشی نظم یکجانبه قدیم تجربه کند.این نبرد تاریخساز و جنگ ارادهها، نقطه پایانی بر هژمونی در حال زوال غرب خواهد بود. با تداوم این روند، ایران مقتدر میخ آخر را بر تابوت ابرقدرتی آمریکا خواهد کوبید و سردمداران این تجاوز، از جمله ترامپ و نتانیاهو، به طور قطع با بدنامی و سرنوشت شوم از صفحه معادلات برای همیشه حذف خواهند شد.
در حالی که ایران با اتکا به ظرفیتهای درونی خود قادر است خسارتهای این تقابل را به سرعت ترمیم کند - و تجربه و توان آنرا پس از ۸ سال دفاع مقدس نشان داده است-، آمریکا و رژیم صهیونیستی وارد سختترین دوره رکود اقتصادی، بحران مشروعیت و سقوط ساختاری و هرجومرج داخلی خواهند شد. اروپای پیر و ناتوان و آمریکای مغرورِ در حال سقوط، دیگر هرگز توان بازگشت به شرایط پیش از این جنگ را نخواهند داشت و این ایستادگی، نظم آینده جهان را ترسیم خواهد کرد.
انتهای پیام/
- تور استانبول
- غذای سازمانی
- خرید کارت پستال
- لوازم یدکی تویوتا قطعات تویوتا
- مشاوره حقوقی
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس