نقشه راه مقابله با نفوذ در دانشگاه
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، دانشگاه در قاموس سیاسی و اجتماعی ایران همواره به عنوان پیشران عقلانیت و نماد استقلالطلبی شناخته شده است. نگاهی به حافظه تاریخی این مرز و بوم نشان میدهد که سنگر علم هیچگاه در برابر هجمه بیگانه تسلیم نشده و دانشجو همواره دیدهبان بیدار منافع ملی بوده است. با این حال، آنچه درروزهای اخیر در صحن برخی دانشگاههای کشور به وقوع پیوست، شکافی عمیق میان سنت نخبگی و رفتارهای سازماندهیشده خیابانی را به نمایش گذاشت.
این حوادث که در اوج حساسیتهای دیپلماتیک و تقابلهای منطقهای رخ داد، نشان داد که جریان نفوذ به دنبال تبدیل کردن تالارهای علم به اتاق جنگ رسانهای است. در واقع، نگارنده براین عقیده است که هدف غایی این موجآفرینیها، نهتنها برهم زدن نظم آکادمیک، بلکه ایجاد اختلال در محاسبات راهبردی نظام در سطح بینالملل بوده است تا تصویر ایران در افکار عمومی جهان از یک قدرت باثبات به کشوری درگیر تنشهای داخلی تغییر یابد.
هنگامی که از قداست پرچم و حرمت نمادهای ملی سخن میگوییم، در واقع از خط قرمزهای هویتبخش یک ملت دفاع میکنیم. در صحنههایی که اخیراً شاهد بودیم، عدهای معدود با رفتاری که هیچ قرابتی با اخلاق دانشجویی نداشت، نمادهای اقتدار و امنیت کشور را هدف قرار دادند. باید در نظر داشت که طبق اسناد بالادستی، دانشگاه دولتی به عنوان امانتی از سوی ملت در اختیار دانشجویان است و هرگونه تخریب اموال عمومی یا توهین به مقدسات ملی در این فضا، نه تنها جرم حقوقی، بلکه خیانت به اعتماد عمومی تلقی میشود. این تعرض به ساحت علم در حالی صورت گرفت که سرمایههای مادی و معنوی عظیمی صرف تربیت نخبگانی میشود که قرار است چرخهای صنعت و تکنولوژی کشور را به حرکت درآورند، اما تبدیل این فضا به عرصهای برای تخریب، نشان از انحراف از مأموریتهای اصلی دانشگاه دارد.
این رفتارها دقیقاً در زمانی اوج گرفت که ایران در حال تثبیت موقعیت خود در معادلات جدید قدرت در غرب آسیا بود. این همزمانی به هیچ عنوان نمیتواند تصادفی باشد؛ بلکه قطعهای از یک پازل بزرگتر برای القای بیثباتی داخلی به ناظران بینالمللی است. دشمن با درک این مطلب که دانشگاه نبض تپنده جامعه است، سعی کرد با تزریق ناامیدی و القای کاذب بنبست سیاسی، بدنه دانشجویی را در مقابل حاکمیت قرار دهد. آنها به خوبی میدانند که اگر دانشگاه از مدار عقلانیت خارج شود، هزینههای سنگینی بر روند پیشرفت علمی کشور تحمیل خواهد شد و این دقیقاً همان هدفی است که در پروژههای ایرانستیزانه دنبال میشود.
اعتراض مدنی همواره به عنوان موتور محرک اصلاحات در بدنه دانشگاه پذیرفته شده است، اما آنچه در روزهای اخیر رخ داد، از مرزهای نقد عبور کرده و به ورطه فحاشی و هتاکی درافتاد. حرمتشکنیهایی که در ایام ماه مبارک رمضان به وقوع پیوست، نشان داد که این جریان رادیکال حتی به باورهای ریشهدار اکثریت جامعه دانشجویی نیز بیاعتنا است. استفاده از الفاظ رکیک و ایجاد فضای رعب و وحشت، فضای گفتمان نخبگانی را مسموم کرده و مانع از شنیده شدن صدای دانشجویان منتقدی شد که به دنبال اصلاح امور در چارچوب قانون بودند. اینجا دیگر سخن از تبادل آرا و کرسیهای آزاداندیشی نبود؛ بلکه شاهد نوعی دیکتاتوری اقلیت بر اکثریت بودیم که با ابزار ارعاب، اجازه تبلور اندیشههای ناب را نمیداد.
تحلیلهای میدانی نشان میدهد که در این مقطع، طراحی عملیاتی به گونهای بود که با تحریک احساسات و استفاده از ابزارهای سخت مانند سنگ و چاقو، فضا به سمت خشونت بیپایان سوق داده شود تا امکان هرگونه مصالحه و گفتوگو از بین برود. باید از خود پرسید که نفع نهایی این خشونت عریان به جیب چه کسانی میرود؟ آیا دانشجویی که به دنبال آیندهای روشن برای کشورش است، دست به تخریب میزند؟ پاسخ قطعا منفی است. این حرکات رادیکال محصول اتاق فکرهایی است که در خارج از مرزها، تنها به دنبال تولید خوراک برای رسانههای معاند هستند تا با بزرگنمایی هر درگیری کوچک، آن را به عنوان یک قیام سراسری فاکتور کنند.
تقویت هستههای دانشجوی
راهکار برونرفت از این وضعیت، نه در تقابلهای فرسایشی، بلکه در تقویت هستههای خودجوش دانشجویی و بازگشت به الگوی امنیت درونزا نهفته است. مدیریت دانشگاه باید بستر را برای حضور اساتید متعهد و چهرههای علمی دلسوز فراهم کند تا نگذارند اقلیتی که دلبستگی به این آب و خاک ندارند، تریبونهای رسمی را به غنیمت بگیرند. نقش اساتید در این برهه بسیار حیاتی است؛ چرا که آنها به عنوان مرجع فکری دانشجویان، میتوانند مرز میان مطالبهگری به حق و آشوبطلبی سازمانیافته را تبیین کنند. سکوت برخی چهرههای شاخص علمی در برابر توهین به مقدسات، خود نوعی چراغ سبز به هنجارشکنان محسوب میشود که باید با تبیین چهره به چهره جبران شود.
تجربه تاریخی در ایران ثابت کرده است که هرگاه دانشگاه از درون به صیانت از ارزشهای خود پرداخته، پروژههای نفوذ با شکست مواجه شدهاند. وزارت علوم موظف است با بازخوانی پروندههای انضباطی لیدرهایی که مستقیماً در عملیاتهای میدانی نقش داشتهاند، اقتدار قانون را به محیط دانشگاه بازگرداند. اجرای دقیق قانون، نه به معنای تقابل با دانشجو، بلکه به معنای حمایت از حقوق اکثریت دانشجویانی است که میخواهند در فضایی آرام و به دور از تنش به تحصیل بپردازند. نباید اجازه داد اقلیتی آشوبطلب، حق تحصیل و امنیت روانی هزاران دانشجو را به گروگان بگیرد.
در نهایت، پیروزی واقعی متعلق به آن اکثریتی است که با هوشیاری، اجازه ندادند دانشگاه شریف و امیرکبیر به شعبهای از استودیوهای ضدایرانی تبدیل شوند. آینده ایران در گرو دانشگاهی است که ضمن حفظ روحیه نقادی، قلبش برای اعتلای نام ایران بتپد. صیانت از این نهاد مقدس، وظیفهای همگانی است که نیازمند هوشیاری مضاعف در برابر فتنههای نوپدید در سالهای آتی خواهد بود؛ چرا که دشمن هرگز از تلاش برای ضربه زدن به ریشههای علمی و هویتی این سرزمین دست نخواهد کشید و همواره در کمین نشسته است تا از کوچکترین روزنهای برای ضربه زدن به اقتدار ملی استفاده کند.
انتهای پیام/
- تور استانبول
- غذای سازمانی
- خرید کارت پستال
- لوازم یدکی تویوتا قطعات تویوتا
- مشاوره حقوقی
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس