وقتی شاهنشاه آریامهر از مأمور سفارت حساب می‌بُرد!

۲ هفته آخر سلطنت رضاخان، من(حسین فردوست) درگیر مسائلی بودم که به تعیین سرنوشت حکومت پهلوی پیوند قطعی داشت. نزدیکی من با ولیعهد و دوستی منحصربه‌فرد او با من عاملی بود که سبب شد در آن مقطع حساس، نقش رابط او را با مقامات اطلاعاتی انگلستان عهده‌دار شوم.

به گزارش خبرگزاری آنا، دو هفته آخر سلطنت رضاخان من درگیر مسائلی بودم که به تعیین سرنوشت حکومت پهلوی پیوند قطعی داشت. نزدیکی من با ولیعهد و دوستی منحصربه‌فرد او با من عاملی بود که سبب شد تا در این مقطع حساس، نقش رابط او را با مقامات اطلاعاتی انگلستان عهده‌دار شوم. در این روزها، من تنها یار محرم و صمیمی رضاخان بودم.

بعدازظهر یکی از روزهای نهم یا دهم شهریور، ولیعهد به من گفت: «همین امروز به سفارت انگلیس مراجعه کن. در آنجا فردی است به نام «ترات» که رئیس اطلاعات انگلیس در ایران و نفر دوم سفارت است. او در جریان است و درباره وضع من با او صحبت کن.»

به هم که رسیدیم [مستر ترات] به فارسی سلیس گفت: «اسمتان چیست؟!» گفتم: «فردوست!» گفت: «خوب. من هم ترات!» و دست داد. بلافاصله پرسید که موضوع چیست؟ گفتم ولیعهد مرا فرستاده و نام شما را به من داده تا با شما تماس بگیرم و بپرسم که وضع او چه خواهد شد و تکلیفش چیست؟ ترات مقداری صحبت کرد و گفت محمدرضا طرفدار شدید آلمان‌هاست و ما از درون کاخ، اطلاعات دقیق و مدارک مستند داریم که او دائماً به رادیوهایی که در ارتباط با جنگ است، به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و فارسی گوش می‌دهد و نقشه‌ای دارد که خود تو پیشرفت آلمان در جبهه‌ها را برایش در آن نقشه با سنجاق مشخص می‌کنی! من گفتم که من صرفاً پیام‌آور و پیام‌بر هستم و مطالبی که فرمودید را به محمدرضا منعکس می‌کنم.

به سعدآباد بازگشتم و جریان را به محمدرضا گفتم، او شدیداً جا خورد و تعجب کرد که از کجا می‌دانند من به رادیو گوش می‌دهم و یا نقشه دارم و غیره!...

محمدرضا گفت: «فردا اول وقت با ترات تماس ‌بگیر و با او قرار ملاقات بگذار و بگو که همان‌شب با محمدرضا صحبت کردم و گفت نقشه را از بین می‌برم و رادیو هم دیگر گوش نمی‌کنم؛ مگر رادیوهایی که خودشان اجازه دهند آنها را بشنوم!»

[پس از ملاقات مجدد] ترات گفت: «خوب ببینیم که آیا او در این بیانش صداقت دارد یا نه.»

فکر می‌کنم چهارپنج روز پس از نخستین ملاقات بود که ترات گفت: «امشب همان‌جا بیا!» سر قرار رفتم. ترات گفت: «محمدرضا پیشنهادات ما را انجام داده و این خوب است، البته ما نمی‌گوییم که به هیچ رادیویی گوش ندهد، به هر رادیویی دلش خواست گوش بدهد، ولی مسئلهٔ نقشه برای ما اهمیت دارد که این چه علاقه‌ای است که او به پیشرفت قوای آلمان داشت! به ‌هر حال یک اشکال پیش آمده، روس‌ها صراحتاً مخالف سلطنت هستند و خواستار استقرار رژیم جمهوری در ایران می‌باشند! آمریکایی‌ها هم بی‌تفاوتند و می‌گویند برایشان فرقی نمی‌کند که در ایران جمهوری باشد یا سلطنت، و بیشتر هم چون رژیم جمهوری را می‌شناسند به آن راغبند، ولی خود ما به سلطنت علاقه‌مندیم؛ به دلایلی که آمریکایی‌ها متوجه نیستند ولی روس‌ها دقیقاً متوجهند...»

مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی جلد ۱، از صفحات ۱۰۰ تا ۱۰۲. حسین فردوست

انتهای پیام/

ارسال نظر