آیا میتوان کودکان نسل آلفا را از جهان دیجیتال جدا کرد؟
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، محمدمهدی سیدناصری حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان: در سالهای اخیر، حضور کودکان و نوجوانان در شبکههای اجتماعی از یک موضوع خانوادگی به مسئلهای جدی در سطح سیاستگذاری عمومی تبدیل شده است. دولتها و قانونگذاران در کشورهای مختلف، از استرالیا تا بریتانیا و بخشهایی از ایالات متحده آمریکا، در پی وضع مقرراتی هستند که دسترسی افراد کمسنوسال به این فضاها را محدود یا ممنوع کند. این روند با استقبال نسبی افکار عمومی نیز همراه شده است؛ زیرا نگرانی درباره امنیت روانی و اخلاقی کودکان، به دغدغهای مشترک در جوامع مختلف تبدیل شده است. با این حال، پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا بستن درهای این جهان دیجیتال میتواند کودکان را از خطرات آن مصون نگه دارد، یا تنها مواجهه آنان با واقعیتی اجتنابناپذیر را به تأخیر میاندازد؟
گزارشهای تکاندهنده درباره فریب کودکان در فضای آنلاین، سوءاستفاده از اطلاعات شخصی یا مواجهه با محتوای آسیبزا، موجی از اضطراب در میان والدین ایجاد کرده است. طبیعی است که خانوادهها در برابر تهدیدهای ناشناخته، به دنبال راهی سریع و قطعی برای محافظت از فرزندان خود باشند. در چنین فضایی، ممنوعیت کامل دسترسی به شبکههای اجتماعی، سادهترین و فوریترین پاسخ به نظر میرسد. اما تجربههای اجتماعی نشان میدهد که راهحلهای سریع، همیشه به نتایج پایدار نمیانجامند. حذف دسترسی ممکن است احساس امنیت ایجاد کند، اما لزوماً به معنای حذف خطر نیست.
نشریه اکونومیست در تحلیلی هشدار داده است که رویکردهای سادهانگارانه در برابر پدیدههای پیچیده میتواند پیامدهای پیشبینینشده ایجاد کند. جهان دیجیتال تنها فضایی برای سرگرمی نیست؛ بلکه بستری برای یادگیری، تعامل اجتماعی، شکلگیری هویت و دسترسی به دانش است. محروم کردن کامل نوجوانان از این فضا، میتواند آنان را از مهارتهایی که برای زیستن در جهان معاصر ضروری است، دور نگه دارد. همانگونه که محرومیت از سواد خواندن و نوشتن در گذشته به معنای حذف از جامعه بود، ناآشنایی با زیست دیجیتال نیز میتواند به شکلی تازه از طرد اجتماعی منجر شود.
یکی از پیامدهای رایج محدودیتهای مطلق، گرایش نوجوانان به دور زدن قوانین است. تجربه نشان داده است که ممنوعیتهای سختگیرانه اغلب به استفاده مخفیانه، حسابهای ناشناس یا ابزارهای تغییر مسیر دسترسی منجر میشوند. در چنین شرایطی، نهتنها نظارت والدین کاهش مییابد، بلکه کودک در فضایی پنهانتر و آسیبپذیرتر قرار میگیرد. از این منظر، سیاستهای مبتنی بر حذف، ممکن است به جای افزایش امنیت، نظارت و حمایت را دشوارتر کنند.
سلامت روان نوجوانان؛ میان واقعیت و بزرگنمایی
یکی از مهمترین استدلالهای طرفداران محدودسازی، تأثیر شبکههای اجتماعی بر سلامت روان نوجوانان است. افزایش اضطراب، مقایسههای اجتماعی، کاهش اعتمادبهنفس و احساس انزوا از جمله نگرانیهای مطرحشده در این زمینه است. با این حال، یافتههای پژوهشی تصویری یکدست ارائه نمیدهند. برخی مطالعات نشاندهنده آثار منفی هستند، در حالی که پژوهشهای دیگر بر نقش این فضاها در ایجاد احساس تعلق، حمایت همسالان، بیان هویت و دسترسی به منابع آموزشی تأکید میکنند. به بیان دیگر، اثرات شبکههای اجتماعی نه مطلقاً مخرب است و نه کاملاً سودمند؛ بلکه به شرایط فردی، خانوادگی و اجتماعی وابسته است. در چنین وضعیتی، تعمیم تجربه گروهی آسیبپذیر به کل نسل نوجوان، بدون شواهد کافی، میتواند به سیاستهایی منجر شود که بیش از آنکه محافظتکننده باشند، محدودکنندهاند. تردیدی نیست که برخی کودکان در معرض خطر بیشتری قرار دارند. کودکانی که با مشکلات خانوادگی، انزوای اجتماعی یا بحرانهای روانی مواجهاند، ممکن است در فضای آنلاین آسیبپذیرتر باشند. اما پاسخ مؤثر به این وضعیت، محرومسازی همگانی نیست؛ بلکه شناسایی، حمایت و توانمندسازی گروههای آسیبپذیر است. آموزش مهارتهای خودمراقبتی، تقویت سواد رسانهای، ایجاد سازوکارهای گزارشدهی امن و آموزش والدین برای همراهی آگاهانه با فرزندان، از جمله راهکارهایی است که میتواند امنیت واقعیتری ایجاد کند.
تاریخ سیاستگذاری عمومی نشان داده است که تصمیمهای مبتنی بر شوک اجتماعی و هراس جمعی، اگرچه در کوتاهمدت آرامش روانی ایجاد میکنند، اما در بلندمدت ممکن است پیامدهای ناخواستهای به همراه داشته باشند. جهان دیجیتال واقعیتی ماندگار است. کودکان و نوجوانان ناگزیر با آن روبهرو خواهند شد. مسئله اساسی این نیست که چگونه آنان را از این جهان دور نگه داریم، بلکه این است که چگونه آنان را برای حضور ایمن، مسئولانه و آگاهانه در آن آماده کنیم.
بسیاری از متخصصان بر رویکردی متعادل تأکید دارند که در آن به جای حذف دسترسی، بر افزایش توانمندی تمرکز میشود:
۱. آموزش تشخیص خطرات و حفظ حریم خصوصی
۲. تقویت گفتوگوی مستمر میان والدین و فرزندان
۳. استفاده از ابزارهای نظارتی شفاف و مبتنی بر اعتماد
۴. مسئولیتپذیری شرکتهای فناوری در محافظت از کاربران کمسن
۵. طراحی محیطهای امنتر برای حضور کودکان در فضای آنلاین
ممنوعیت شبکههای اجتماعی برای کودکان و نوجوانان، پاسخی ساده به نگرانیهایی واقعی است؛ اما سادگی آن نباید ما را از پیچیدگی مسئله غافل کند. خطرات فضای آنلاین وجود دارند، اما فرصتهای آن نیز انکارناپذیرند. محرومسازی کامل، ممکن است امنیتی ظاهری ایجاد کند، در حالی که آموزش، آگاهی و توانمندسازی میتواند امنیتی پایدار و واقعی فراهم آورد. در جهانی که اتصال دیجیتال به بخشی از زیست انسانی بدل شده است، مسئولیت جوامع نه بستن درها، بلکه آموزش عبور ایمن از این مسیر است؛ مسیری که آینده نسلهای بعدی در آن رقم خواهد خورد.
انتهای پیام/