روایت تجربه تحریمهای آمریکا؛ تکرار سیاستهای ناکارآمد علیه اقتصاد ایران ادامه دارد
به گزارش خبرگزاری آنا؛ در ادامه سیاستهای فشار اقتصادی ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران، دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا با صدور یک فرمان اجرایی، چارچوب اعمال تعرفه بر واردات از کشورهایی را مشخص کرده است که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از ایران کالا یا خدمات خریداری میکنند. طبق اعلام کاخ سفید، این فرمان امکان اعمال تعرفه مازاد بر واردات از این کشورها را فراهم میکند؛ تعرفهای که ترامپ پیشتر رقم آن را ۲۵ درصد اعلام کرده، هرچند جزئیات اجرایی، نحوه شناسایی طرفهای مشمول و دامنه دقیق اجرای آن تاکنون بهصورت شفاف اعلام نشده است.
این اقدام در حالی مطرح میشود که برخی رسانههای غربی تلاش دارند آن را بهعنوان فشار اقتصادی جدید و مؤثر علیه ایران معرفی کنند، اما بررسی ماهیت این فرمان و تجربه تحریمهای گذشته نشان میدهد که اثرگذاری واقعی آن بر اقتصاد ایران محدود بوده و بیش از آنکه یک ابزار اقتصادی کارآمد باشد، جنبه سیاسی و روانی دارد.
تعرفهای که واردات ایران را هدف نگرفته است
نخستین نکته قابل توجه در بررسی این فرمان آن است که تعرفه موردنظر آمریکا ناظر بر خرید کالا یا خدمات از ایران است و برخلاف تحریمهای بانکی و تجاری سالهای گذشته، تأثیری بر واردات کالاهای مورد نیاز کشور ندارد. این سیاست زنجیره تأمین کالاهای اساسی، دارو، مواد اولیه و نهادههای تولید را هدف قرار نمیدهد و مانعی برای ورود کالا به کشور ایجاد نمیکند.
کارشناسان اقتصادی معتقدند همین موضوع، تفاوت اساسی این اقدام با تحریمهای سنگین پیشین است؛ تحریمهایی که مستقیماً واردات، نقلوانتقال پول و دسترسی ایران به بازارهای جهانی را محدود کرده بود. از این منظر، تعرفه جدید فشار مستقیمی بر بازار داخلی و معیشت مردم وارد نمیکند.
اثرگذاری محدود بر صادرات
در صورت اجرای این سیاست، بیشترین اثر آن میتواند متوجه بخشی از صادرات رسمی و شفاف ایران باشد. با این حال، واقعیت تجارت خارجی کشور در سالهای اخیر نشان میدهد که دامنه اثرگذاری این تعرفه بسیار محدود خواهد بود. ایران سالهاست بخش قابل توجهی از صادرات خود، بهویژه در حوزه انرژی، پتروشیمی و فرآوردههای نفتی، را از مسیرهای غیرمستقیم، مبادی غیررسمی و یا با سازوکارهای پیچیده تجاری انجام میدهد.
در چنین شرایطی، شناسایی منشأ واقعی کالا و اثبات ارتباط آن با ایران برای نهادهای نظارتی آمریکا دشوار و پرهزینه است. اعمال این تعرفه مستلزم دسترسی به اطلاعات دقیق زنجیره تأمین و همکاری کشورها و شرکتهای ثالث است؛ موضوعی که اجرای فراگیر آن را با چالش جدی مواجه میکند و حتی میتواند هزینههای اقتصادی و حقوقی برای شرکای تجاری آمریکا به همراه داشته باشد.
تجربه تحریمهای سختتری که اثر گذار نبود
مقایسه این اقدام با تحریمهای گذشته نشان میدهد که تعرفه ۲۵ درصدی پیشنهادی از نظر شدت و گستره، قابل قیاس با تحریمهای پیشین نیست. اقتصاد ایران در دهههای اخیر تحریمهایی بهمراتب سنگینتر از جمله تحریم کامل صادرات نفت، محدودیتهای شدید بانکی، قطع ارتباط با نظام مالی بینالمللی و فشارهای بیمهای و کشتیرانی را تجربه کرده است.
با وجود این فشارها، اقتصاد کشور با تنوعبخشی به مسیرهای تجاری، توسعه همکاری با کشورهای همسایه و اقتصادهای نوظهور و تقویت ظرفیتهای داخلی، توانست بخش قابل توجهی از این محدودیتها را مدیریت کند. همین تجربه، یکی از عوامل اصلی کاهش اثرگذاری سیاستهای فشار جدید ارزیابی میشود.
توان ایران در خنثیسازی فشارها و دور زدن تحریمها
کارشناسان بر این باورند که اقتصاد ایران طی سالهای اخیر، تجربه و توان لازم برای مدیریت فشارهای خارجی را به دست آورده است. استفاده از مسیرهای متنوع صادراتی، طراحی سازوکارهای جایگزین تجاری و مالی و گسترش شبکه شرکای اقتصادی منطقهای، موجب شده است که حتی در صورت اجرای محدود تعرفههای جدید، صادرات کشور با اختلال جدی مواجه نشود.
این توانمندیها نشان میدهد که سیاستهای مبتنی بر فشار و تهدید، برخلاف ادعاهای مطرحشده، ظرفیت محدودی برای اثرگذاری بر اقتصاد ایران دارند.
راهکارهای پیشرو چیست؟
در مواجهه با این اقدام، بر ضرورت تقویت تجارت منطقهای، توسعه همکاری با کشورهای همسایه و اقتصادهای آسیایی، افزایش سهم صادرات غیرنفتی و دانشبنیان و فعالسازی دیپلماسی اقتصادی تأکید میشود. همچنین کاهش وابستگی به صادرات قابل ردیابی و تقویت تولید داخل، از جمله راهکارهایی است که میتواند تابآوری اقتصاد کشور را افزایش دهد.
در مجموع، تعرفه ۲۵ درصدی اعلامشده از سوی دولت آمریکا، اگرچه در ادامه سیاست فشار اقتصادی علیه ایران ارزیابی میشود، اما از منظر اجرایی و اقتصادی، تهدیدی جدید و تعیینکننده محسوب نمیشود. تجربه نشان داده است که اقتصاد ایران با اتکا به ظرفیتهای داخلی و تجربه عبور از تحریمهای سنگینتر، توان مدیریت و خنثیسازی این فشار را دارد و این اقدام بیش از آنکه یک ابزار اقتصادی مؤثر باشد، در چارچوب مانور سیاسی و جنگ روانی قابل تحلیل است.
بیشتر اقدامی برای بهره برداری به نظر میآید!
در این رابطه سید حامد ترابی، پژوهشگر حوزه تحریمها، در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری آنا با اشاره به طرح جدید دولت آمریکا درباره اعمال تعرفه بر کشورهایی که با ایران مراودات تجاری دارند، این اقدام را بیش از آنکه یک سیاست تحریمی پایدار بداند، ابزاری در چارچوب فشارهای مذاکراتی ارزیابی کرد.
وی در تشریح این موضوع اظهار داشت: تهدید مطرحشده مبنی بر اعمال تعرفه ۲۵ درصدی علیه کشورهایی که کالا و خدمات از ایران خریداری میکنند، از نظر ماهیت، یک شیوه نسبتاً جدید در سیاست تحریمی ایالات متحده محسوب میشود. پیش از این، چنین رویکردی بهطور مشخص در قبال ایران سابقه نداشته، هرچند نمونههایی از آن در مورد روسیه مطرح و در برخی موارد اجرا شده است.
ترابی افزود: دولت ترامپ پیشتر تلاش کرد از این ابزار در قبال روسیه استفاده کند و در مورد کشورهایی مانند هند تا حدی به موفقیت نسبی دست یافت و توانست دهلینو را از مسکو دورتر کند. به نظر میرسد همین تجربه، مبنای طرح چنین تهدیدی علیه ایران قرار گرفته باشد.
این پژوهشگر تحریمها با اشاره به پیچیدگیهای حقوقی و اجرایی این سیاست تأکید کرد: اجرای چنین تعرفهای مستلزم طی شدن فرآیندهای اداری و تأیید نهادهای مختلف در ساختار تصمیمگیری آمریکا است و بهصورت فوری و ساده قابل اعمال نیست.
وی ادامه داد: از سوی دیگر، واقعیت این است که ایران در حال حاضر حجم گستردهای از مراودات تجاری با تعداد زیادی از کشورها ندارد و شرکای تجاری ایران محدود هستند. در این میان، چین یکی از مهمترین شرکای اقتصادی ایران به شمار میرود. با این حال، تجربه نشان داده که ایالات متحده در مواجهه با چین، با احتیاط بیشتری عمل میکند. پیشتر نیز تهدیدهایی مشابه در خصوص روابط تجاری چین با روسیه مطرح شد، اما در عمل به مرحله اجرا نرسید.
افزایش فشار از طریق ابزارهای مختلف برای کسب امتیاز بیشتر
ترابی خاطرنشان کرد: بر همین اساس، بعید به نظر میرسد که این سیاست، دستکم در بلندمدت، بهعنوان یک اقدام جدی و فراگیر اجرایی شود. اما در کوتاهمدت، طرح چنین تهدیدهایی قابل پیشبینی است؛ چراکه سیاست سنتی آمریکا در آستانه یا حین مذاکرات، افزایش فشار از طریق ابزارهای مختلف برای کسب امتیاز بیشتر است.
وی با تأکید بر ماهیت مذاکراتی این اقدام تصریح کرد: این تهدید بیش از آنکه یک تحریم واقعی و مؤثر باشد، ابزاری برای چانهزنی سیاسی و دستیابی به نتایج مورد نظر آمریکا در مذاکرات است. هرچند نمیتوان آن را بهطور کامل نادیده گرفت، اما شواهد نشان میدهد که هدف اصلی، اعمال فشار روانی و سیاسی است نه ایجاد یک تحول جدی در ساختار تجارت خارجی ایران که منجر به تغییری اقتصادی شود.
این پژوهشگر در پایان، درباره میزان اثرگذاری احتمالی این سیاست بر اقتصاد ایران گفت: برآورد عددی و درصدی از تأثیر اقتصادی چنین اقدامی بسیار دشوار است و به عوامل متعددی از جمله کشورهای هدف، نحوه اجرا و میزان پایبندی آمریکا به اعمال این تعرفهها بستگی دارد. به همین دلیل، اظهارنظر قطعی در این زمینه در شرایط فعلی امکانپذیر نیست.
انتهای پیام/