استاندارد دوگانه اروپا در آزادی بیان؛ از سانسور الکل در ایران تا سانسور فلسطین در غرب
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، آزادی بیان در گفتمان غربی، یکی از مقدسترین ارزشهای لیبرالدموکراسی معرفی میشود؛ اصلی که مرز نمیشناسد و همه انسانها بهطور برابر از آن برخوردارند. اما تجربه عملی سالهای اخیر - بهویژه در مواجهه با مسئله فلسطین - نشان داده که آزادی بیان در غرب، نه یک حق مطلق، بلکه مفهومی گزینشی، مشروط و سیاسیشده است. در چنین چارچوبی، برخی نظرات تشویق میشوند و برخی دیگر، بیسروصدا حذف.
ایران در روایت غرب؛ سانسورِ مرئی
غرب در مواجهه با ایران، معمولاً به مجموعهای از محدودیتهای فرهنگی و رسانهای اشاره میکند: سانسور مشروبات الکلی در تولیدات تصویری، محدودیتهای پوشش، یا نظارت نهادهایی مانند ساترا.
اما نکته اساسی این است که این محدودیتها علنی، مکتوب و قانونی هستند. ایران هرگز چارچوبهای نظارتی خود را پنهان نکرده است. در واقع، مخاطب ایرانی میداند چه چیزی مجاز است و چه چیزی نه. قواعد شفافند، این شفافیت، خود بخشی از صداقت سیاستگذاری فرهنگی است.
فلسطین در غرب؛ سانسورِ نامرئی
در نقطه مقابل، وقتی نوبت به فلسطین میرسد، تصویر کاملاً تغییر میکند. در رسانههای جریان اصلی غربی، استفاده از واژههایی مانند نسلکشی، آپارتاید یا پاکسازی قومی برای توصیف اقدامات اسرائیل، عملاً به خط قرمز تبدیل شده است. خبرنگاران، تحلیلگران و حتی کاربران شبکههای اجتماعی با حذف محتوا، تعلیق حساب یا برچسبگذاری مواجه میشوند. این سانسور فقط رسانهای نیست. در دانشگاههای اروپایی و آمریکایی اساتید بهخاطر مواضع حامی فلسطین تحت فشار قرار میگیرند، دانشجویان تعلیق یا تهدید میشوند، تجمعات اعتراضی ممنوع یا سرکوب میشود. در شبکههای اجتماعی نیز الگوریتمها مطابق با خواست غربیها عمل میکنند. آزادی بیان در این فضاها تا جایی معتبر است که روایت مسلط را به چالش نکشد.
استاندارد دوگانه؛ مسئله فرهنگی یا سیاسی؟
سؤال کلیدی اینجاست: چرا سانسور فرهنگی در ایران بهعنوان «نقض حقوق بشر» برجسته میشود، اما سانسور سیاسی در غرب «حفظ نظم عمومی» یا «مقابله با نفرتپراکنی» نام میگیرد؟ در حقیقت تفاوت اصلی نه در ماهیت سانسور، بلکه در موضوع آن است. ایران با غرب اختلاف فرهنگی دارد؛ اما غرب با فلسطین تعارض منافع ژئوپلیتیک دارد. به بیان دیگر، سانسور وقتی مذموم است که از سوی رقیب اعمال شود، نه زمانی که خودِ قدرتهای غربی برای حفظ متحدان استراتژیکشان دست به آن میزنند.
افسانه بیطرفی رسانههای آزاد
رسانههای غربی خود را «آزاد» و «بیطرف» معرفی میکنند، اما ساختار مالکیت آنها داستان دیگری میگوید. بخش بزرگی از این رسانهها در مالکیت شرکتهای بزرگ و متمرکز هستند و به دولتها، لابیها و صنایع نظامی وابستگی مستقیم یا غیرمستقیم دارند. در چنین ساختاری، آزادی بیان در عمل به معنای آزادی برای تکرار روایت مسلط است. روایتی که منافع ژئوپلیتیک غرب را تهدید نکند، متحدان نظامی و سیاسی را زیر سؤال نبرد و چارچوب «خوب و بد» تعریفشده توسط قدرت را بازتولید کند. حذف محتوا اغلب بدون توضیح، بدون فرآیند شفاف و بدون امکان اعتراض مؤثر صورت میگیرد. سانسوری نرم، نامرئی و بهمراتب پیچیدهتر.
جمعبندی
اگر سانسور بد است، چرا سانسور فلسطین توجیه میشود؟ و اگر رسانههای آزاد واقعاً آزادند، چرا صدای غزه از آنها عبور نمیکند؟ شاید وقت آن رسیده بپذیریم که آزادی بیان در نظم جهانی موجود، نه یک حق برابر، بلکه ابزاری در خدمت قدرت است؛ ابزاری که مرزهایش را سیاست، نه اخلاق، تعیین میکند.
انتهای پیام/
- غذای سازمانی
- خرید کارت پستال
- لوازم یدکی تویوتا قطعات تویوتا
- مشاوره حقوقی
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس