پیشنهاد سردبیر
تثبیت اقتدار ملی در گرو مهار تورم

شکست پروژه فرسایش امنیتی در جغرافیای انسجام

منشور رأفت نظام در برابر فرزندان فریب‌خورده

بازخوانی اقتدار ملی در بیانات رهبر انقلاب

 ذبح معیشت پای محاسبات غلط اقتصادی

نسخه‌های نئولیبرالی در جزایر امن تکنوکرات‌ها؛

در گفت‌وگو با آنا تشریح شد

وقتی سیگنال ارز جدی گرفته نشد؛ روایت دلاری‌شدن اقتصاد ایران

رئیس مرکز تحقیقات میان‌رشته‌ای دانشگاه امام صادق(ع) با انتقاد از تداوم سیاست‌های انفعالی در حوزه ارز طی بیش از دو دهه گذشته، گفت که حذف ارز ترجیحی در دولت‌های مختلف نه یک اصلاح ساختاری، بلکه واکنشی تکراری به کمبود منابع ارزی بوده است؛ رویکردی که به‌دلیل بی‌توجهی به نرخ ارز مؤثر، باعث شده سیگنال دلار از سطح سیاست‌گذاری اقتصادی عبور کرده و به یکی از متغیرهای تصمیم‌ساز در زندگی روزمره خانوارهای ایرانی تبدیل شود.

به گزارش خبرگزاری آنا، در سال‌های اخیر نشانه‌های پررنگ‌تری از حرکت اقتصاد ایران به سمت وابستگی بیشتر به دلار دیده می‌شود؛ روندی که نه‌تنها ثبات اقتصادی را تقویت نکرده، بلکه مسیر توسعه را دشوارتر کرده است. افزایش وابستگی قیمت کالا‌ها و خدمات به نرخ دلار، حتی در بخش‌هایی که ارتباط مستقیمی با واردات ندارند، باعث شده انتظارات تورمی تشدید شود و برنامه‌ریزی بلندمدت برای تولیدکنندگان و سرمایه‌گذاران عملاً ناممکن شود.

دلاری‌شدن اقتصاد ایران بیش از آنکه یک انتخاب آگاهانه سیاستی باشد، نتیجه سال‌ها بی‌ثباتی ارزی، تورم مزمن، ضعف پول ملی و نبود ابزار‌های مؤثر پوشش ریسک است. وقتی ریال کارکرد خود را به‌عنوان واحد سنجش ارزش، ابزار مبادله و ذخیره ارزش از دست می‌دهد، فعالان اقتصادی ناگزیر به دلار پناه می‌برند. این وابستگی، اقتصاد را در برابر شوک‌های خارجی، تحریم‌ها و نوسانات بازار ارز آسیب‌پذیرتر کرده و هزینه تولید، تجارت و حتی سیاست‌گذاری را افزایش داده است.

دلاریکی از گره‌های اصلی اقتصاد ایران

در چنین شرایطی، توسعه اقتصادی با موانع جدی مواجه می‌شود؛ چرا که دلاری‌شدن، نابرابری را تشدید می‌کند، سرمایه‌گذاری مولد را به حاشیه می‌راند و سیاست‌های حمایتی دولت را کم‌اثر می‌سازد. تا زمانی که ثبات پولی، اصلاح ساختار بودجه، حکمرانی کارآمد ارزی و تقویت تولید داخلی در دستور کار قرار نگیرد، وابستگی فزاینده به دلار همچنان یکی از گره‌های اصلی اقتصاد ایران باقی خواهد ماند.

عادل پیغامی، کارشناس اقتصادی، عضو هیأت علمی دانشکده اقتصاد و رئیس مرکز تحقیقات میان‌رشته‌ای دانشگاه امام صادق (ع)، در گفت‌و‌گو با خبرنگار اقتصادی آنا، در ادامه و در پاسخ به پرسشی درباره حذف ارز ترجیحی و آثار آن بر بازار ارز و اقتصاد کشور، اظهار کرد:بحث حذف ارز ترجیحی بسیار کلیشه‌ای شده و متأسفانه پاسخ‌ها هم کلیشه‌ای است. این اقدام، چه در این دولت و چه در دولت‌های پیشین، عمدتاً رویکردی انفعالی داشته و با نام‌های زیبا از جمله «جراحی اقتصادی» معرفی شده است، در حالی که واقعیت چیز دیگری است.

وی افزود: بازار ارز یک بازار واقعی با منطق و زیست‌بوم مشخص است و نمی‌توان با آن شوخی کرد یا صرفاً با نگاه سطحی و دستوری آن را مدیریت کرد. نرخ ارز یک سیگنال بسیار مهم در همه اقتصادهاست و بازی کردن با این سیگنال، آن هم به شکل ناشیانه، تبعات سنگینی دارد.

غیبت نگاه علمی به نرخ ارز مؤثر 

پیغامی با اشاره به ضعف‌های مزمن در حکمرانی ارزی کشور گفت:ما در اقتصاد ایران حتی نرخ ارز مؤثر را که یک مفهوم علمی و شناخته‌شده است، به‌درستی محاسبه و سپس پویایی آن را در سیاست‌گذاری‌ها لحاظ نمی‌کنیم. این ضعف، نه فقط در دولت فعلی، بلکه در دو تا سه دهه اخیر، هم در بانک مرکزی و هم در وزارت اقتصاد قابل مشاهده بوده است.

وی ادامه داد: حذف نرخ ارز ترجیحی، بیش از آنکه یک اصلاح ساختاری باشد، واکنشی به کمبود منابع ارزی است؛ اقدامی که دولت‌های مختلف بار‌ها انجام داده‌اند و چند سال بعد مشخص شده که این سیاست، اصلاح واقعی نبوده است.

چرا دلار وارد زندگی روزمره مردم شده است؟

این استاد اقتصاد با اشاره به گسترش اثرگذاری نرخ ارز بر زندگی روزمره مردم گفت:دایره اثرگذاری نرخ ارز از حوزه‌های تخصصی و اقتصادی خارج شده و وارد زندگی عمومی مردم شده است؛ به‌گونه‌ای که حتی یک زن خانه‌دار هم به نرخ دلار به‌عنوان یک دارایی یا ابزار سرمایه‌گذاری نگاه می‌کند.

پیغامی افزود: بخشی از این رفتار کاملاً واقعی و طبیعی است. مردم در شرایط بی‌ثبات اقتصادی، در حال مدیریت ریسک دارایی‌های خود هستند و اگر آلترناتیو‌های امن و قابل اعتماد وجود نداشته باشد، طبیعی است که به سمت ارز و طلا بروند. با این بخش نمی‌توان برخورد دستوری یا شعاری داشت.

ضعف سواد اقتصادی و نقش رسانه‌ها

وی بخش دیگری از مشکل را فرهنگی و آموزشی دانست و گفت:متأسفانه در نظام آموزشی و رسانه‌ای کشور، سواد اقتصادی به مردم آموزش داده نمی‌شود. در بسیاری از کشورها، آموزش مفاهیم اقتصادی از سنین پایین آغاز می‌شود، اما در ایران این خلأ وجود دارد.

پیغامی تصریح کرد: به همین دلیل، مفاهیمی مانند «تضعیف پول ملی» در ذهن مردم صرفاً بار منفی دارد، در حالی که در برخی کشورها، تضعیف کنترل‌شده پول ملی بخشی از راهبرد توسعه صادرات است؛ مانند آنچه چین طی دهه‌های اخیر انجام داده است.

سفته‌بازی ارزی؛ نتیجه فقدان حکمرانی

این کارشناس اقتصادی با اشاره به نقش سفته‌بازی در نوسانات بازار ارز گفت:تبدیل دارایی خانوار‌ها به ارز یا طلا برای حفظ ارزش، در سطح خرد قابل درک است؛ اما سفته‌بازی سازمان‌یافته و بازی با انتظارات مردم در کانال‌ها و فضا‌های غیررسمی، نتیجه فقدان حکمرانی مؤثر ارزی است.

وی تاکید کرد: تصور بانک مرکزی از حکمرانی ارزی، غالباً به عرضه ارز محدود شده، در حالی که حکمرانی واقعی، بسیار عمیق‌تر و پیچیده‌تر از این نگاه ساده‌انگارانه است.

انتهای پیام/

ارسال نظر