15:27 01 / 06 /1404

اندوه غزه

اندوه غزه
چه درد جانکاهی است دردِ تو و داغ نوزدان معصوم و کودکان بی‌پناهی که هیچ از جنگ و ظلم و بی‌رحمی نمی‌دانند و زیر آوار بمباران شیاطین الانس و کفتار‌های درنده‌ در شکل بشر به خاک و خون می‌غلتند.

به گزارش خبرنگار آنا، سمنبر میرزایی مسؤل بسیج اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد زرند دلنوشته‌ای را برای مردم مظلوم غزه نوشت.

وای از اندوه بی‌پایان غزه!‌

ای غزه

چه درد جانکاهی است دردِ تو و داغ نوزدان معصوم و کودکان بی‌پناهی که هیچ از جنگ و ظلم و بی‌رحمی نمی‌دانند و زیر آوار بمباران شیاطین الانس و کفتار‌های درنده‌ در شکل بشر به خاک و خون می‌غلتند.

آه غزه

تو چه درس‌ها و عبرت‌ها که به جهانیان آموختی و ما از زخم تو‌ای تجسمِ مظلومیت و مقاومت چه خون جگر شده و چه درد‌ها می‌کشیم

آه غزه

آن دخترکان نازنینت و آن پسر بچه‌های دوست داشتی ات را که در خاک و خون غلتان می‌نگرم بند بند وجودم درد می‌کشد و آه و ناله‌ام را فقط خدای تو و من می‌نگرد و اشکهایم را در غربت و مظلومیتِ تو فقط همان نعم المولی و نعم الوکیل می‌بیند و تنها امید به وعده یاری اش برای مظلومان زنده‌ام می‌دارد

آه کودکِ غزه

تو با همه کوچکی جسمت انسانیت و حُریت و مظلومیت و استقامت را معنا کردی

و امروز استخوان‌های شکسته تو و مادرت و همه خانواده‌ات و آوارِ آشیانه‌ات و تَن نحیف دوستان و خواهران و برادرانت در اثر قحطی ساختگی دزدِ خانه و وطنت، سگ وحشی صهیونی در جلوی چشم چند میلیارد انسان فریاد می‌زند که بشر و حقوقش و سازمان‌های بین‌المللی و ادعاهایش همه و همه مُرده‌اند

آه زمینِ غزه

چه روز و شب‌ها که تَن خونین کودکان پر از آرزو و نشاط و جسم بی‌جان مادران و زنان پر از عشق و ایمان را به آغوش کشیدی و نای ناله نداشته‌ای

آه مادرِ غزه

تو به جرم وفای به وطن و دین و آزادگی و مهر و عطوفتت اینگونه در خون و داغ و مصیبت غوطه‌وری و آنچنان بزرگ و باعظمت شدی که جهان و همه توانش برای یاری‌ات و حتی دفن جنازه‌ نَحیفت هم ناتوان است

آه پدرِ غزه

تو را دلسوخته و داغدار و در بین هزاران تُن آوار وطنت و هزاران پیکر چاک چاک ِمردمت، همچنان استوار و ایستاده می‌نگرم و به‌راستی که تو جلوه واقعی مردانگی و ایمان و صبر و شجاعت و غیرتی

آه مردِ غزه

تو در اوج داغ و مصیبت و قطعه قطعه شدن پیکر جوانان و کودکان و زنان وطنت و ویرانی آبادی‌های آن، همچنان فریاد داری حسبنا الله و نعم الوکیل و به یقین خداوند تو را یاری خواهد داد و شما فریادخواهان را از ظلم خبیث‌ترین ظالمین رهایی خواهد بخشید.

آه غزه

تو را مدعیان دروغین صلح و سازش جهان و وحشیان جنگ‌افروز و تاجران اسلحه و کاسبان خون ملت‌ها و دزدان ممالک اسلامی و جنتلمن‌های قاتل و کودک‌کُش ویرانه کردند و تن و روحت رنجورِ داغ کودکان بی‌گناه توست که پناهی و یاوری جز خداوند ندارند و با همه سختی و طولانی شدن این غم و زخم‌های بی‌شمارت، می‌دانیم که این شب ظلمانی تو هم بی شک پایان خواهد یافت...!

و، اما نفرین بر شما‌ای سران بی غیرت و‌ای ا‌ُمرای بی دین و شکمباره عرب! دوام بَزم تان با کفر و شیاطین، رو به اضمحلال خواهد رفت و روزی تیغِ حق و عدل بر فرق ستمکاری و افساد شما آهیخته خواهد شد که این وعده خداوند جلیل است: «انّا مِنَ المُجرِمینَ مُنتَقِمُونَ».

«وَ سَیَعلَمُ الّذینَ ظَلَمُوا ا‌َیّ مُنقَلَبِِ یَنقَلبونَ»

«و َانّ رَبّکَ لَبِالمِرصَادِ»

بی‌شک خداوند تو در کمین ستمکاران است

و اینک ما ایرانیان با خون و جان و مال خود با تو همراهیم‌ ای غزه عزیز و قوی و زخم خورده از کفر و نفاق

با تو همراهیم تا فصل شکوفایی تو در بین آوار‌های در و دیوار و جوانه‌های تازه زندگی مردمَت فرا رسد و خنده‌های زیبای کودکانت از دل ویرانه‌های شهرِ پر از راز و رمز مقاومت و آوازه شجاعتت در گوش جهانیان و کودکان آسمانی ات طنین اندازد،‌ای سرزمین لاله گون از خونِ مظلومان‌ای غزه...!

«حَسبُنا اللهُ و نِعمَ الوَکیلُ»

انتهای پیام/

ارسال نظر
گوشتیران
قالیشویی ادیب
رسپینا