از کودتای ۲۸ مرداد تا جنایت میناب؛ سیاست سلطهطلبی آمریکا تغییر نکرده است
«عباس سلیمینمین» کارشناس مسائل سیاسی، در گفتوگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، با تأکید بر اینکه دشمنی آمریکا با ملت ایران به سال ۱۳۵۷ محدود نمیشود، اظهار کرد: ریشه این خصومت را باید در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و تلاش واشنگتن برای سلطه بر منابع و داراییهای ملت ایران جستوجو کرد. از همین منظر، تسخیر سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸ نیز واکنشی به سابقه مداخله این کشور و تحرکات آن برای متوقف کردن حرکت استقلالطلبانه ملت ایران پس از پیروزی انقلاب بود.
کودتای ۲۸ مرداد، نقطه آغاز مداخله مستقیم آمریکا در سرنوشت ایران
سلیمینمین با اشاره به پیام اخیر مقام معظم رهبری به مناسبت روز ملی مبارزه با استکبار جهانی، محدود کردن سابقه خصومت آمریکا با ایران به سال ۱۳۵۷ را رد کرد و گفت: در بررسی مسائل تاریخی نمیتوان با طرح فرضیههایی از جنس «اگر چنین اتفاقی نمیافتاد، چه میشد» به نتیجه رسید؛ بلکه باید مستندات تاریخی را مبنا قرار داد. دشمنی آمریکا با ملت ایران سابقهای طولانیتر دارد و به زمانی بازمیگردد که این کشور وارد معادلات سیاسی ایران شد و با مقاومت ملت ایران مواجه شد.
وی ادامه داد: آمریکاییها تصور میکردند دکتر محمد مصدق در برابر پیشنهادهای آنان مقاومت نخواهد کرد و خواستههایشان را که با ملی شدن صنعت نفت در تعارض بود، میپذیرد؛ اما این مقاومت برای واشنگتن قابل تحمل نبود. به همین دلیل، آمریکا رهبری کودتای ۲۸ مرداد را بر عهده گرفت و بخش عمده هزینههای تدارکاتی و اجرایی آن را، چه در خارج از مرزها و چه در داخل ایران، تأمین کرد.
مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران توضیح داد: در آن مقطع تاریخی، با تعطیلی سفارت انگلیس، آمریکاییها شمار دیپلماتهای خود در تهران را بهشدت افزایش دادند و عملاً نقش انگلیسیها را نیز بر عهده گرفتند. در واقع، آمریکا هدایت و پشتیبانی بخش عمده فعالیتهای مربوط به کودتا را عهدهدار شد.
سلیمینمین با اشاره به پیامدهای مقاومت ملت ایران در برابر سیاستهای آمریکا بیان کرد: برخی سیاستمداران پس از آنکه هزینه مقاومت در برابر آمریکا را سنگین دیدند، از این مسیر عقبنشینی کردند؛ اما این مقاومت با حضور نیروهای صادق، بهویژه جوانان، مسیر تازهای پیدا کرد. مخالفت دانشجویان و جوانان با کودتای بیگانگان ادامه یافت و سرکوب آنان نیز نتوانست این اعتراضها را متوقف کند؛ بلکه تضاد میان ملت ایران و آمریکا را افزایش داد.
وی با اشاره به موضوع کاپیتولاسیون بهعنوان یکی دیگر از زمینههای تشدید این تقابل گفت: آمریکاییها برای تثبیت موقعیت خود در ایران و ایجاد شبکهای از نیروهای وابسته، به دنبال گسترش حضور مستشارانشان بودند. انگلیسیها به دلیل سابقه طولانی حضور در ایران و بهرهبرداری از منابع نفتی، شبکهای از نیروهای انسانی در اختیار داشتند؛ اما آمریکاییها از چنین شبکهای برخوردار نبودند و تلاش میکردند با امتیازگیری از حکومت پهلوی، این خلأ را جبران کنند.
این فعال سیاسی افزود: کاپیتولاسیون از مصادیق آشکار تحقیر ملت ایران بود؛ زیرا حقوق اساسی ایرانیان را نادیده میگرفت تا آمریکاییها بتوانند شمار مستشاران خود را در ایران افزایش دهند و حضورشان را به حدود ۵۰ هزار نفر برسانند. در این چارچوب، برای مستشاران آمریکایی حقوق و مصونیتهایی در نظر گرفته شد که در عمل، موقعیت ملت ایران را در برابر آنان تضعیف میکرد.
سلطهطلبی و غارت منابع ایران، محور اصلی تقابل آمریکا با ملت ایران
سلیمینمین در تشریح ماهیت تقابل آمریکا با ایران تصریح کرد: اساس این اختلاف، سلطهطلبی است. آمریکاییها زمانی که حضورشان در ایران تثبیت شد، برای اعمال سلطه به ابزارهایی نیاز داشتند و این ابزارها را از مسیر تحقیر ملت ایران دنبال میکردند. آنها برای سرمایهگذاری و کمک به توسعه ایران وارد کشور نشده بودند، بلکه به دنبال تأمین حداکثری مطامع خود و غارت منابع ملت ایران بودند.
وی با اشاره به مخالفت مسئولان وقت با کاپیتولاسیون گفت: هنگامی که موضوع کاپیتولاسیون در هیئت دولت مطرح شد، وزیر دادگستری دولت اسدالله علم آن را نوعی استعمار کهنه و منسوخشده توصیف کرد و تأکید داشت که ملت ایران زیر بار چنین شیوهای از سلطه نخواهد رفت.
این کارشناس مسائل سیاسی با تأکید بر اینکه استقلالطلبی ملت ایران را باید محور اصلی این تقابل دانست، بیان کرد: دقیقتر آن است که بگوییم ملت ایران سلطه را نمیپذیرد و استقلال خود را برایش مهم میداند. از ابتدای ورود آمریکا به صحنه سیاست ایران، میان این کشور و ملت ایران چالشی شکل گرفت که بهتدریج تشدید شد.
سلیمینمین با اشاره به نقش آمریکا در تقویت ساختار سرکوب حکومت پهلوی ادامه داد: آمریکاییها تصور میکردند با افزایش سرکوب میتوانند این چالش را از میان بردارند. تأسیس ساواک و سرکوب شدید مخالفان کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد نیز در همین چارچوب قابل بررسی است.
وی با اشاره به پیام رهبر انقلاب درباره نقش آمریکا در ایجاد فضای امنیتی و فراهم کردن زمینه سرکوب اعتراضهای مردمی، تأکید کرد: تشدید استبداد و سرکوب نتوانست خواست ملت ایران برای استقلال را از میان ببرد. اگر قرار بود ملت ایران سلطه آمریکا را بپذیرد، این روند باید با وجود همه فشارها و سرکوبها به نتیجه میرسید؛ اما چنین چیزی ممکن نشد و مقاومت ملت ایران ادامه پیدا کرد.
تسخیر لانه جاسوسی در واکنش به تحرکات آمریکا برای تضعیف انقلاب انجام شد
سلیمینمین با تشریح زمینههای تاریخی تسخیر سفارت آمریکا در تهران گفت: ملت ایران تحقیر و سلطه آمریکا را نپذیرفت و در نهایت، حدود ۹۰ درصد مردم در برابر این وضعیت ایستادند. اعتراضها و اعتصابهای گسترده در بخشهای مختلف کشور، از جمله صنعت نفت و برق، چرخهای حکومت پهلوی را از حرکت انداخت و رژیم با بحرانی فراگیر مواجه شد.
وی افزود: در آن شرایط، آمریکا دو راه پیش رو داشت؛ یا از طریق کودتا و با استفاده از ارتش، سرکوب گستردهای را دنبال کند یا در برابر اراده ملت ایران عقبنشینی کند. با تدبیر امام خمینی (ره) و جدا شدن بدنه ارتش از حکومت پهلوی، ابزار نظامی مورد اتکای آمریکا نتوانست اهداف این کشور را محقق کند و انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به پیروزی رسید.
این فعال سیاسی با بیان اینکه آمریکا پس از پیروزی انقلاب نیز تلاش کرد حرکت استقلالطلبانه ملت ایران را متوقف کند، اظهار داشت: از روزهای نخست پس از پیروزی انقلاب، برنامهای سازمانیافته برای زمینگیر کردن نظام جدید دنبال شد. آمریکاییها با کمک رژیم صهیونیستی، نیروهای وابسته به حکومت پهلوی و گروههای مخالف انقلاب را در مناطق مرزی سازماندهی و تجهیز کردند و زمینه فعالیتهای مسلحانه و اقدامات تجزیهطلبانه را فراهم آوردند.
سلیمینمین برای توضیح این موضوع به خاطرات برخی چهرههای وابسته به حکومت پهلوی اشاره کرد و گفت: در خاطرات شعبان جعفری آمده است که پس از خروج از ایران، ابتدا به اسرائیل و سپس به آمریکا رفته بود و در بازگشت، در مرز ایران و ترکیه با تجمع نیروهای تحت فرماندهی آریانا مواجه شده بود. به گفته او، حدود دو هزار نیرو در آن منطقه سازماندهی شده بودند و برای انجام عملیات وارد ایران میشدند. همچنین در مرزهای ایران و عراق و پاکستان نیز شماری از امرای ارتش، نیروهای ساواک و افراد وابسته به حکومت پهلوی تجمع کرده بودند.
وی ادامه داد: این اقدامات نشان میدهد که آمریکا و رژیم صهیونیستی بلافاصله پس از پیروزی انقلاب، برنامه گستردهای برای متوقف کردن حرکت استقلالطلبانه ملت ایران دنبال کردند. کودتاهای مختلف نیز در همین چارچوب سازماندهی کردند.
وی با اشاره به آگاهی دولت موقت از بخشی از این تحرکات عنوان کرد: این اقدامات از نگاه دولت موقت نیز پنهان نبود. ابراهیم یزدی، وزیر امور خارجه دولت موقت، در دو جلسه با کاردار سفارت آمریکا درباره تجهیز تجزیهطلبان با کمک رژیم صهیونیستی و تلاش برای ساقط کردن دولت ایران درگیری و اعتراض داشت. اسناد این موضوع وجود دارد و نهضت آزادی نیز اصل این اتفاقات را تأیید کرده است.
سلیمینمین با اشاره به تفاوت واکنش دولت موقت و دانشجویان به این تحرکات گفت: دولت موقت به دلیل گرایش به غرب، این مسائل را چندان آشکار نمیکرد؛ اما جوانان و دانشجویان با مشاهده تحرکات نیروهای مسلح در مرزها و حمایت آمریکا از سلطنتطلبان، به ابعاد اقدامات واشنگتن پی برده بودند. پذیرش شاه از سوی آمریکا نیز این برداشت را در میان دانشجویان تقویت کرد که واشنگتن از نیروهای سلطنتطلب برای اجرای کودتایی گسترده پشتیبانی میکند.
وی تصریح کرد: دانشجویان در واکنش به اقدامات ضدملی آمریکا و تحرکات رژیم صهیونیستی برای سرکوب ملت ایران، کانون این تحرکات، یعنی سفارت آمریکا، را هدف قرار دادند و آن را اشغال کردند. با توجه به سابقه آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد و سرنگونی دولت قانونی دکتر مصدق که برای استقلال و ملی شدن صنعت نفت تلاش میکرد، حساسیت نسبت به تحرکات واشنگتن در آن مقطع، ریشه در تجربه تاریخی ملت ایران داشت.
این فعال سیاسی تأکید کرد: وقتی کشوری سابقه چنین مداخلهای در یک کشور دیگر را دارد، طبیعی است که تحرکات بعدی آن با حساسیت بیشتری دنبال شود؛ بهویژه زمانی که نشانههایی از کمک به عوامل داخلی برای اجرای کودتا مشاهده میشود. دانشجویان در آن شرایط، دفاع از استقلال ایران را وظیفه ملی، اخلاقی و دینی خود میدانستند و برای از کار انداختن کانون این تحرکات اقدام کردند.
پیام ۱۳ آبان؛ از کودتای ۲۸ مرداد تا تسخیر لانه جاسوسی، زنجیرهای از نقاط عطف تقابل با آمریکا
سلیمینمین با اشاره به پیوند میان تحولات تاریخی مورد اشاره در پیام رهبر انقلاب و تسخیر سفارت آمریکا گفت: آنچه در آن مقطع اتفاق افتاد، جدا از سابقه مداخله آمریکا در ایران نبود. دانشجویان با توجه به تجربه کودتای ۲۸ مرداد و مشاهده تحرکات پس از پیروزی انقلاب، نسبت به اقدامات واشنگتن حساس شده بودند و سفارت آمریکا را کانون بخشی از این فعالیتها میدانستند.
وی با توجه به اینکه در پیام روز گذشته رهبر انقلاب نیز با مرور ریشهها و نقاط عطف خصومت آمریکا با ملت ایران، بر استمرار این تقابل از کودتای ۲۸ مرداد تا دوران پیش از پیروزی انقلاب و پس از آن تأکید شده است؛ ادامه داد: در این چارچوب، تسخیر لانه جاسوسی را میتوان یکی از نقاط عطف تاریخی مبارزه ملت ایران با مداخله و سلطهطلبی آمریکا دانست؛ رخدادی که در امتداد تجربه تاریخی ملت از کودتا، تحقیر ملی و حمایت واشنگتن از ساختار سرکوب حکومت پهلوی قرار میگیرد.
سیاست ارعاب آمریکا برای متوقف کردن مقاومت ملت ایران به نتیجه نرسید
سلیمینمین با اشاره به حمله آمریکا به مدرسه شجره طیبه میناب در نخستین روز جنگ تحمیلی ۴۰ روزه، هدف از چنین اقداماتی را ایجاد رعب در جامعه دانست و گفت: ارعاب در سیاست سلطهطلبی بیگانگان نقش اساسی دارد؛ زیرا قدرتهای سلطهجو برای تداوم سلطه خود تلاش میکنند احساس ناامنی را در جامعه هدف گسترش دهند. هنگامی که مردم تصور کنند امنیت ندارند و ممکن است فرزندانشان در خیابان یا محیطهای عمومی هدف حمله قرار بگیرند، احتمال دارد از حضور در عرصههای اجتماعی و سیاسی عقبنشینی کنند و برای حفظ آسایش خود، مبارزه با سلطه را پرهزینه بدانند.
وی با اشاره به نمونههایی از این رویکرد در تاریخ معاصر ایران بیان کرد: در مقاطع مختلف، آمریکاییها و نیروهای وابسته به آنها از ایجاد خشونت و ناامنی برای مرعوب کردن جامعه استفاده کردهاند. اعزام نیروهای نظامی از سوی شاه به دانشگاه برای سرکوب دانشجویان، اقدامات خشونتآمیز در خیابانهای تهران پیش از کودتای ۲۸ مرداد و استفاده از گروههای دستساخته برای ایجاد درگیری و ناامنی، از جمله نمونههایی است که میتوان در این زمینه بررسی کرد.
مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران با اشاره به حوادث دیماه سال گذشته ادامه داد: آنچه در دیماه ۱۴۰۴مشاهده شد نیز در همین چارچوب قابل بررسی است؛ عدهای در خیابانها به شکل بیهدف اقدام به تیراندازی میکردند و هدف چنین اقداماتی میتوانست ایجاد ناامنی و ترس در جامعه باشد. آمریکاییها پیش از کودتای ۲۸ مرداد نیز از روشهایی مشابه برای ایجاد رعب استفاده میکردند و انگلیسیها در این زمینه تجربه فراوانی داشتند.
سلیمینمین با اشاره به آتشسوزی سینما رکس آبادان نیز گفت: اقداماتی از این دست با هدف منفعل کردن جامعه و ایجاد این تصور انجام میشد که هیچ محیطی امن نیست و مردم حتی برای حضور در مکانهای عمومی نیز باید احساس خطر کنند. در واقع، یکی از شیوههای سلطهطلبان این است که با ایجاد رعب، مردم را از مشارکت و اعتراض بازدارند.
وی با بیان اینکه تجربه تاریخی ملت ایران موجب شد این سیاست نتیجه معکوس داشته باشد، تصریح کرد: مردم ایران پیشتر با چنین روشهایی مواجه شده بودند و میدانستند ایجاد رعب یکی از شیوههای متداول برای سرکوب ملتها و پیشبرد کودتاهاست. به همین دلیل، این بار مردم با حضور پررنگتر در صحنه تلاش کردند مانع تداوم آن برنامه شوند. در نتیجه، هدف ایجاد ترس نهتنها محقق نشد، بلکه به شناخت بیشتر جامعه از ماهیت اقدامات آمریکا و جنایتهای آن انجامید.
این فعال سیاسی در پایان تأکید کرد: جنایتهایی مانند حمله به مدرسه میناب، برای بخشی از جوانانی که پیش از این، اقدامات آمریکا را از نزدیک تجربه نکرده بودند، شناخت ملموستری از ماهیت این سیاستها ایجاد کرد. تجربه تاریخی ملت ایران نشان داده است که اقدامات خشونتآمیز و ایجاد رعب، لزوماً به عقبنشینی مردم منجر نمیشود و در مواردی میتواند به افزایش آگاهی و ایستادگی آنان بینجامد.
انتهای پیام/