از میدان جنگ با ایران تا شکست پای صندوق رأی/ ترامپ در محاصره کنگره دموکرات
به گزارش خبرگزاری آنا، وقتی دونالد ترامپ در آستانه انتخابات میاندورهای از جمهوریخواهان خواست تصور کنند نام او نیز روی برگههای رأی قرار دارد، احتمالاً به دنبال تبدیل انتخابات کنگره به آزمونی برای سنجش حمایت عمومی از دولت خود بود. اما نتیجه، به سود رقبایش رقم خورد؛ دموکراتها هر دو مجلس کنگره را تصاحب کردند و جمهوریخواهان حتی در برخی ایالتهایی شکست خوردند که تا همین دو سال پیش از پایگاههای اصلی رأی ترامپ محسوب میشدند.
پیروزی دموکراتها در کانزاس، آیووا، تگزاس و کارولینای جنوبی تنها جابهجایی چند کرسی نبود. این نتایج نشان داد نارضایتی از وضع موجود از مرز ایالتهای دموکراتنشین عبور کرده و به مناطقی رسیده است که جمهوریخواهان در آنها احساس امنیت انتخاباتی بیشتری داشتند.
در آیووا، جاش تورک از افزایش هزینههای زندگی و نفوذ میلیاردرها در سیاست گفت و توانست نامزد جمهوریخواه را شکست دهد. در تگزاس نیز جیمز تالاریکو در رقابتی پرهزینه به پیروزی رسید. وجه مشترک این رقابتها، برجسته شدن مشکلات معیشتی در برابر شعارهای سیاسی کاخ سفید بود.
جنگی که آثارش به سفره آمریکاییها رسید
شاید مهمترین بخش ماجرا را باید بیرون از ساختمان کنگره جستوجو کرد؛ در پمپبنزینها، فروشگاهها و خانههایی که خانوادههای آمریکایی با افزایش هزینههای زندگی دستوپنجه نرم میکنند.
جنگ آمریکا با ایران، در کنار دیگر عوامل اقتصادی، بر بازار انرژی و هزینههای مصرفکنندگان فشار وارد کرده است. براساس دادههای نظرسنجی انتخاباتی آسوشیتدپرس، حدود چهار نفر از هر ۱۰ رأیدهنده اقتصاد را مهمترین مسئله کشور دانستهاند.
برای بخشی از این رأیدهندگان، مسئله اصلی نه رقابتهای حزبی واشنگتن، بلکه قیمت بنزین، هزینه خرید مواد غذایی و توان پرداخت صورتحسابهای روزمره بوده است.
همینجا سیاست خارجی به سیاست داخلی گره میخورد. جنگی که دولت آمریکا آن را در چارچوب اهداف امنیتی و منطقهای توضیح میدهد، زمانی که بر اقتصاد خانوار تأثیر میگذارد، به موضوعی انتخاباتی تبدیل میشود.
البته نمیتوان تمام شکست جمهوریخواهان را تنها به جنگ با ایران نسبت داد؛ تورم، سیاستهای تعرفهای، اختلافات داخلی و نارضایتی از عملکرد دولت نیز در نتیجه انتخابات نقش داشتهاند. با این حال، هزینههای جنگ یکی از محورهای مهم انتقاد از دولت ترامپ بوده است.
ترامپ هنوز رئیسجمهور است، اما دیگر کنگره را در اختیار ندارد
تغییر اصلی از ژانویه ۲۰۲۷ آشکار میشود؛ زمانی که کنگره جدید کار خود را آغاز خواهد کرد. ترامپ همچنان رئیسجمهور و فرمانده کل نیروهای مسلح آمریکاست، اما دیگر نمیتواند برای پیشبرد لوایح و تأمین حمایت سیاسی مورد نیاز خود، روی اکثریت جمهوریخواه در دو مجلس حساب کند.
نخستین میدان رویارویی، بودجه خواهد بود. کنگره درباره اختصاص اعتبارات فدرال اختیار دارد و دموکراتها میتوانند از این ابزار برای مطالبه توضیح درباره هزینههای نظامی، کمکهای خارجی و برنامههای دولت استفاده کنند.
این مسئله بهویژه در صورت تداوم عملیات نظامی علیه ایران اهمیت پیدا میکند. دولت برای ادامه بسیاری از فعالیتهای خود به بودجه نیاز دارد و اختلاف بر سر اعتبارات میتواند مذاکرات میان کاخ سفید و کنگره را دشوار کند.
محدودیت دوم به انتصابها مربوط میشود. وزرا، سفرا و بسیاری از مقامهای بلندپایه پیشنهادی رئیسجمهور برای آغاز فعالیت به تأیید سنا نیاز دارند. اکنون دموکراتها میتوانند در برابر گزینههایی که با سیاستهایشان مخالفاند مقاومت کنند.
اما شاید دردسرسازترین تغییر برای کاخ سفید، باز شدن مسیر تحقیقات گستردهتر کنگره باشد. ریاست کمیتهها به دموکراتها امکان میدهد مقامهای دولت را به جلسات استماع دعوت کنند، درباره تصمیمات اجرایی توضیح بخواهند و عملکرد دولت را زیر ذرهبین ببرند.
آیا کنگره میتواند جنگ ترامپ با ایران را متوقف کند؟
این همان پرسشی است که نتیجه انتخابات را برای تهران و تحولات منطقه مهم میکند. اکثریت دموکراتها میتواند درباره اهداف عملیات نظامی، مبنای حقوقی حملات، هزینههای جنگ و ضرورت ادامه آن از دولت توضیح بخواهد. همچنین امکان ارائه طرحهایی برای محدود کردن برخی اختیارات جنگی یا مشروط کردن اعتبارات وجود دارد.
با این حال، نباید از این تغییر انتظار نتیجهای فوری داشت. رئیسجمهور آمریکا همچنان اختیارات نظامی قابلتوجهی دارد و میتواند مصوبات کنگره را وتو کند. لغو وتوی او نیز به رأی دوسوم نمایندگان هر دو مجلس نیاز دارد؛ نصابی که دستیابی به آن با اکثریت ساده دموکراتها ممکن نیست.
از طرف دیگر، همه دموکراتها درباره ایران و سیاستهای منطقهای آمریکا دیدگاه یکسانی ندارند. بنابراین کنترل کنگره بهمعنای توقف خودکار جنگ، رفع تحریمها یا تغییر فوری روابط تهران و واشنگتن نیست.
آنچه تغییر کرده، شرایط تصمیمگیری است. از این پس دولت ترامپ برای اجرای برخی برنامههای خود باید هزینه سیاسی بیشتری بپردازد و با نظارتی گستردهتر روبهرو شود.
آغاز دو سال پرتنش در واشنگتن
ترامپ پس از روشن شدن نتایج انتخابات تأکید کرد که نام خودش در فهرست نامزدها نبوده است؛ سخنی که در برابر درخواستهای پیشین او از جمهوریخواهان برای رأی دادن به نامزدهای حزب با در نظر گرفتن نقش رئیسجمهور قرار میگیرد.
اکنون کاخ سفید با وضعیتی متفاوت روبهروست. یک سوی این تقابل، رئیسجمهوری قرار دارد که همچنان اختیارات اجرایی و حق وتو را در اختیار دارد و سوی دیگر، کنگرهای است که میتواند بسیاری از برنامههای او را متوقف کند یا به مذاکره بکشاند.
برای ایران، مهمترین پیام این تحول آن است که تصمیمات واشنگتن درباره جنگ، تحریم و سیاست منطقهای از این پس زیر نظارت سیاسی بیشتری قرار خواهد گرفت؛ هرچند نتیجه این نظارت به موضع نمایندگان و موازنه نیروها در هر تصمیم بستگی دارد.
انتخابات سوم نوامبر نه پایان قدرت ترامپ بود و نه تضمین تغییر سیاست خارجی آمریکا؛ اما یک واقعیت را تغییر داد: رئیسجمهور آمریکا دیگر در واشنگتن دست باز گذشته را ندارد. از این پس هر تصمیم بزرگ او، بهویژه درباره جنگ و هزینههای آن، ممکن است پیش از رسیدن به مرحله اجرا به میدان تازهای از کشمکش با کنگره تبدیل شود.
انتهای پیام/