چرا زندگی روزمره بلاگرها برای مخاطبان جذاب است؟
دنبال کردن بلاگرها در شبکههای اجتماعی برای بسیاری از مخاطبان جذابیت دارد، اما علت این جذابیت چیست؟ این کشش گاهی از کنجکاوی و میل به تجربه سبک زندگی متفاوت ناشی میشود و گاهی در پاسخ به نیازهای عاطفی و روانی شکل میگیرد، آیا این دنبال کردن ممکن است پیامدهای منفی داشته باشد؟ در چه صورت میتواند مثبت باشد؟ منصور علیمهدی، روانشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی آزاد اسلامی، در گفتوگو با آناتک به این سؤالات پاسخ میدهد.
تجربه زندگی انسانی دیگر
این روانشناس درباره علت جذابیت زندگی بلاگرها گفت: «میتوانیم از چند منظر به این موضوع بپردازیم. اولین عاملی که به نظر بنده میتواند اهمیت پیدا کند و این روزها خودم هم زیاد مشاهده میکنم، این است که دنبال کردن زندگی یا روزمرگیهای یک بلاگر میتواند در افراد حالتی از هیجان مثبت ایجاد کند؛ یعنی به نوعی تجربه هیجانات مثبت میتواند اولین عامل جذب مخاطب باشد.»
وی ادامه داد: «این تجربه هیجان مثبت میتواند از طریق فراز و نشیبهایی که در زندگی یک بلاگر وجود دارد، شکل بگیرد. در واقع، تغییر و تحولاتی که در زندگی او مشاهده میشود، سبک زندگیای که ممکن است هر روز یا در هر فصلی تغییر پیدا کند و چالشها و حتی موانع و محدودیتهایی که بلاگر با آنها مواجه میشود، میتوانند به تجربه یک هیجان منجر شوند. هرچقدر شدت این هیجان بیشتر باشد، یعنی بلاگر سبک زندگی متنوعتری داشته باشد و میزان دنبالکنندگانش بیشتر شود و افراد بیشتری جذب او شوند، این جذابیت هم میتواند افزایش پیدا کند.»
او درباره اهمیت دنبال کردن یک زندگی پرفرازونشیب گفت: «مسئله بعدی که باز هم زیاد دیده میشود، این است که معمولاً این بلاگرها با زندگی پرفرازونشیب و بهاشتراکگذاری تجربیات زندگیشان با دیگران، تا حدودی مسیر را برای تجربهای متفاوت برای مخاطبان فراهم میکنند. آنها تجربه متفاوتی از زندگی یا به نوعی راه گریزی برای فرار از احساس روزمرگی یا چهبسا فرار از تنهایی فراهم میکنند که هر دوی اینها میتواند متغیرهای مهمی باشد. دنبال کردن زندگی یک بلاگر یا صفحه او میتواند به شکل کاملاً مقطعی، فرد را از تجربیات تکراری زندگی خودش دور کند. باز هم تأکید میکنم که این اتفاق از طریق بالا رفتن میزان هیجانات و برانگیختگی بیشتر میتواند برای مخاطب جذاب باشد.»
هیجان نیابتی یکی از عوامل جذب مخاطب است
علیمهدی درباره مسئله هیجان نیابتی توضیح داد: «بحث در واقع تجربه یک هیجان نیابتی یا به نوعی تجربه زندگی نیابتی است. این یعنی چه؟ یعنی زمانی که یک فرد نمیتواند عملاً بر اساس آرزوها، اهداف و علاقهمندیهای خودش مسیری را شروع کند، در آن قرار بگیرد و آن را طی کند، از طریق مشاهده شخصیت دیگری، فرد دیگری که همان مسیر را دنبال میکند و انگار همان علاقهمندیها را دارد و به آنها میپردازد، میتواند این تجربه را به دست بیاورد. وقتی فرد وجه مشترکی با آن شخص پیدا میکند، زندگی او میتواند برایش جذابیت داشته باشد.»
وی در ادامه گفت: «پس ما میگوییم که گاهی اوقات، محدودیتهایی که در زندگی این فرد یا مخاطب وجود دارد و در واقع آرزوهایی که بنا به هر دلیلی، اعم از شرایط اجتماعی، اقتصادی یا فرهنگی، برای این فرد دستیافتنی نیست، میتواند از طریق یک تجربه زندگی نیابتی، به تجربه یک هیجان نیابتی منجر شود.»
این روانشناس به کنجکاوی ذاتی انسانها نیز اشاره کرد و گفت: «مسئله بعدی که به نظر من میتواند اهمیت پیدا کند، بحث یک نیاز ذاتی و فطری است که در همه افراد وجود دارد. همه آدمها هیجانی به نام کنجکاوی را تجربه میکنند. انسانها معمولاً ذاتاً موجوداتی کنجکاو هستند و زندگی یک بلاگر میتواند این نیاز به کنجکاوی را اقناع کند. این موضوع هم میتواند به خودی خود عامل جذابیتی باشد که باعث میشود مخاطب این مسیر را دنبال کند.
روابط یکسویه و پیامدهای آن
او درباره روابط یکسویه و پاراسوشال گفت: «مسئلهای که دنبال کردن مداوم یک بلاگر میتواند برای مخاطب ایجاد کند، شکلگیری یک رابطه شبهاجتماعی یا پاراسوشال (Parasocial Relationship) است. این رابطه معمولاً زمانی شکل میگیرد که فرد یا مخاطب، بدون اینکه در واقعیت بخواهد با فرد دیگری مواجه شود، با او آشنا شود یا احساسات و عواطفش را درک کند، احساس میکند که با این آدم رابطهای بسیار نزدیک، صمیمی و به نوعی عاطفی دارد. انگار در طول روز با آن آدم زندگی میکند، او را درک میکند و نقطه مشترکی بین آنها وجود دارد.»
وی افزود: «چیزی که به این رابطه پاراسوشال یا شبهاجتماعی دامن میزند، مواجهه مداوم با این فرد در فضای مجازی است. ما میبینیم که متأسفانه خیلی از افراد درگیر وابستگی یا اعتیاد به صفحات مجازی شدهاند. یعنی به محض اینکه از خواب بیدار میشوند یا حتی لحظهبهلحظه در طول روز، در کنار کاری که انجام میدهند یا برنامه روتین زندگیشان، معمولاً شبکههای اجتماعی را دنبال میکنند. این تکرار و مواجهه مداوم و روزانه، از طریق دیدن تصویر فرد، شنیدن صدای او و مواجهه با تجربیاتش، میتواند احساس آشنایی و صمیمیت را هر روز پررنگتر کند و در واقع، به تبع آن، میزان وابستگی فرد را بیشتر کند.»
این روانشناس به تنهایی کاربران نیز اشاره کرد و از اهمیت این موضوع گفت: «آیتم بعدی که میتواند اهمیت پیدا کند، مسئلهای بسیار مهم است و آن احساس تنهایی است که متأسفانه در افراد مشاهده میکنیم. خیلی از افراد تنهایی روانی و عاطفی عمیقی را تجربه میکنند و حتی ممکن است با سطحی از اختلال مواجه باشند. بسیاری از افرادی که ارتباطات اجتماعی ضعیفی دارند، احساس تنهایی میکنند و روابط اجتماعی محدودی هم که در زندگی آنها وجود دارد، عموماً کیفیت لازم را ندارد یا رضایتبخش نیست. این افراد ترجیح میدهند در صفحات مجازی، یک رابطه عاطفی نیابتی یا به نوعی خیالی ایجاد کنند؛ رابطهای که در آن، در واقع، با خیالات و تصویرسازیهای ذهنی خودشان زندگی کنند و بتوانند آن خلأ عاطفی و روانی را پر کنند.»
تنهایی و خودافشاگری زمینهساز صمیمیتی یکطرفه است
او ادامه داد: «مسئله بعدی که باز هم میتواند این رابطه را پررنگتر کند، این است که در زندگی این بلاگرها میبینیم که آنها خودافشاگری بالایی دارند. این افراد میتوانند بهراحتی درباره روابط عاطفیشان، مشکلاتشان، چالشهایشان یا حتی زندگی خصوصیشان لحظهبهلحظه گزارش تهیه کنند و صحبت کنند. این خودافشاگری بالایی که در این بلاگرها مشاهده میشود و مخاطب آنها را دنبال میکند، میتواند این باوری خیالی را ایجاد کند. همین راه پیدا کردن به زندگی شخصی بلاگر میتواند احساس صمیمیت و آن رابطه اجتماعی یا عاطفی را پررنگ کند.
او در جمعبندی علل جذابیت زندگی بلاگرها گفت: «حالا موضوعی که در اینجا اهمیت پیدا میکند، این است که اگر بخواهیم به برخی از این سازوکارها و مکانیزمهای روانشناختی اشاره کنیم و به طور خلاصه بگوییم، تجربه هیجان نیابتی، جبران خلأها، فرار از روزمرگیها و مواجهه با واقعیتهای تلخ و پراسترس زندگی که سراسر آن با محدودیتها، ترسها، ناکامیها، نیازهای برآوردهنشده و آرزوهای تحققنیافته شکل گرفته است، میتواند زمینه را برای این رابطه صمیمانه و گرایش بیشتر به سمت بلاگرها فراهم کند.»
فرار از واقعیت روزمرگی زندگی
وی افزود: «چیزی که در اینجا اهمیت پیدا میکند، این است که اگر بخواهیم از دید مثبت به قضیه نگاه کنیم، زندگی یک بلاگر میتواند تا حدودی احساس تنهایی را کمتر کند، حس تعلق را بیشتر کند و فرد را از روزمرگی خارج کند. هیجاناتی که عرض کردم، فراز و نشیبهای زندگی یک بلاگر، میتوانند در سطحی هیجان ایجاد کنند، اما هیچکدام از اینها در بلندمدت نمیتوانند مشکلات اساسی مخاطب یا فرد را حل کنند و کاملاً مقطعی هستند. یکی از مهمترین دستاوردهای منفی این مسئله هم میتواند این باشد که افراد را از زندگی واقعی خودشان و از خود واقعیشان دور میکند. دنبال کردن بلاگرها و این روابط اجتماعی و یکسویه میتواند یک هویت کاذب و سبک زندگی کاذب برای فرد ایجاد کند که اصلاً متناسب با واقعیتهای زندگی مخاطب نیست.»
علیمهدی درباره خطر شکلگیری خود کاذب گفت: «باز هم تأکید میکنیم که اگر افراد مرزبندی نداشته باشند، اگر کنترلی بر هیجانات خودشان نداشته باشند و اگر خودآگاهی نسبت به این قضیه نداشته باشند، این مقایسه کردنها و شکلگیری خود کاذب یا سلف کاذب که اصلاً مبتنی بر واقعیت نیست، میتواند مشکلات جدیای برای فرد به همراه داشته باشد و حتی در نهایت به برخی از آسیبهای اجتماعی منجر شود.»
مقایسه با زندگی بلاگرها و تأثیر آن بر روابط خانوادگی
این روانشناس درنهایت توضیح داد: «اگر بخواهم اشاره کنم، ما در حال حاضر در حوزه خانواده و زوج، بیشترین مشکلاتمان، جدای از مسائل مهم دیگر، تا حدودی ناشی از همین مقایسه کردنهاست. بنده در بیشتر جلسات مشاورهام شاهد این قضیه هستم که مثلاً خانمی میآید و خودش را با یک بلاگر مقایسه میکند که فرضاً زندگی عاطفی بسیار قشنگی دارد و روابط عاشقانهای با همسرش تجربه میکند. وقتی این اتفاقها در زندگی خود فرد نمیافتد و چنین تجربههایی را ندارد، احساس میکند زندگیاش یک زندگی نرمال نیست. این مسئله میتواند به شکست و حتی آسیب جدی منجر شود. به هر حال اگر زمان محدودی به این کار اختصاص داده شود، میتواند مثبت باشد، حس تعلق را بیشتر کند و همان فاکتورهایی را که خدمتتان عرض کردم، تقویت کند. اما در بلندمدت، نتیجه خوبی به دنبال ندارد.»
انتهای پیام/