از میان آوار جنگ تا کلاس درس؛ روایت استادی که نگذاشت آموزش متوقف شود + فیلم
به گزارش خبرنگار آنا، در روزهای خطیر و آزمونهای سخت تاریخی، نهادهای علمی و دانشگاهی همواره کانون اصلی توسعه، تابآوری و بالندگی کشور بودهاند. وقوع بحرانها و چالشهای پیرامونی، اگرچه صدمات و خساراتی را به دنبال دارد، اما محک جدی برای ارزیابی میزان اتکا به توان داخلی، تعهد نخبگان و پایداری زیرساختهای فناوری و آموزشی کشور است.
در این میان، دانشگاه صنعتی شریف بهعنوان یکی از نمادهای پیشتاز علمی و فناوری کشور، در جریان حوادث اخیر و جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، تجربهای منحصربهفرد از مدیریت بحران، صیانت از فرآیندهای آکادمیک و استمرار فعالیتهای پژوهشی را به منصه ظهور گذاشت.
در گفتوگوی پیشرو با علیرضا زارعی، عضو هیئتعلمی نمونه دانشگاه صنعتی شریف، ابعاد مختلف این چالشها، وضعیت زیرساختهای فناوری اطلاعات دانشگاه، راهبردهای تداوم آموزش در شرایط جنگی، اهمیت علوم پایه و هوش مصنوعی و همچنین موضوع مهاجرت نخبگان مورد بحث و بررسی قرار گرفته است که متن کامل آن در ادامه میآید.
با توجه به تجربهی جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، چقدر احتمال میدادید که مراکز علمی کشور مورد آسیب قرار بگیرند؟
پیشبینی وقوع جنگ تا حد زیادی محتمل بود؛ یعنی خیلیها حدس میزدند که این حجم از نیروآوردن و زمینهسازیها در اطراف ایران، بالاخره هدفی دارد و بیهوده نیست. آنها دنبال تسلیم و پذیرش سلطه بودند یا میخواستند با زورگویی اهداف خود را رقم بزنند. برای همین، قابل پیشبینی بود که دیر یا زود، در نظمی که در ذهن داشتند، این اتفاق میافتد؛ حالا اینکه دقیقاً چه زمانی رخ دهد، پیشبینیاش کمی سخت بود.

خوشبختانه در داخل کشور نیز پیشبینیهای لازم انجام شده بود و به درستی میدانستیم که با توجه به ایدئولوژی، ساختار حاکمیتی و استقلالی که متصور هستیم، ممکن است با احتمال بالایی با چنین برخوردی مواجه شویم؛ به همین خاطر تمهیداتی اندیشیده شد که در این جنگها کارآمدی خود را نشان داد. اینکه دانشگاه را هدف قرار دادند، خب، در روزهای پایانی جنگ رخ داد.
با توجه به اینکه مسئولیت فناوری اطلاعات دانشگاه را بر عهده داشتید و بستر مجازی فعالیتها را رصد میکردید، خبر حمله را چطور شنود کردید و حسوحال آن لحظهتان چطور بود؟
شب قبل تا دیروقت در حال بررسی زیرساختها، شبکه و سرویسهای دانشگاه بودم و خیالم راحت بود که کارها به روال پیش میرود. صبح روز بعد که با تلفن یکی از همکاران با این خبر مواجه شدم، مسئله اول من این بود که: «چطور دوباره دانشگاه را به روال معمول برگردانیم؟» یعنی فرصتی برای پرداختن به اینکه چه اتفاقی افتاده وجود نداشت؛ اتفاق افتاده بود و ما باید فورا به سراغ راهاندازی مجدد فرآیندهای آموزشی و پژوهشی با کمترین وقفه میرفتیم.
اولویت اول ما بازگرداندن دانشگاه به روال بود؛ برای سوگواری وقت زیاد داریم
به قول معروف، برای سوگواری وقت زیادی بود تا بعداً بررسی کنیم چه خسارتی دیدهایم. مواجهه با این خبر برای همکارانی که تکتک پیچومهرههای آن زیرساخت را با دستان خودشان راهاندازی کرده بودند، بسیار سنگین بود و حتی بعضیها گریه میکردند؛ اما من تأکید کردم که الان وقت این کارها نیست و باید به راهاندازی دوباره دانشگاه فکر کنیم.
حمله به محیطهای علمی علاوه بر خسارت فیزیکی، امنیت آینده پژوهشی ایران و بازار کار فارغالتحصیلان را تهدید میکند. در این زمینه چه برنامهریزی باید از سوی دولت انجام شود؟
زیرساختی که طی سالها شکل گرفته، تنها شامل تجهیزات سختافزاری نیست؛ مهمتر از آن، تجربیات و بلوغی است که طی سالها کار و با روش سعی و خطا به دست آمده تا خدمات سطح بالایی به پژوهشگران داخل و خارج از دانشگاه شریف ارائه دهد.
هرگونه تأخیر در راهاندازی مجدد این زیرساختها، صدمهای جدی به فضای آموزشی و پژوهشی کشور است. خوشبختانه حمایتهای حداقلی برای راهاندازی فوری این خدمات انجام شد، اما برای بازگشت به سطح قبل و حتی فراتر از آن این امر مستلزم حمایت جدی حاکمیت است.
اطلاعات ما نشان میدهد با وجود امکان حضور در فضای امنتر، تصمیم گرفتید در همان ساختمان تخریبشده به تدریس بپردازید. تداوم آموزش مهمتر بود یا میخواستید پیام «هر اتفاقی بیوفتد علم نباید متوقف شود» را به گوش افراد، برسانید؟
تکلیف و تأکید اصلی ما این بود که روند آموزشی توقف پیدا نکند. همان روز حادثه، تا نیمهشب سرویسهای لازم را راهاندازی کردیم و اعلام کردیم کلاسها از روز بعد برگزار میشود. شاید این ادعا برای مخاطب عام عجیب باشد که چطور مرکز فناوری اطلاعات یک دانشگاه نابود شده، اما کلاسهای مجازی آن برگزار میشود.
کلاس را در محل آسیبدیده برگزار کردم تا نشان دهم آموزش متوقف نشده است
من شخصاً ترجیح دادم کلاسم را به جای دفتری آرامتر، در همان محلی برگزار کنم که دیده شود این اتفاق وقفهای در کار ما ایجاد نکرده است. اگر در اتاق خودم تدریس میکردم، به آن اندازه تأثیرگذار نبود. بررسیهای ایمنی را انجام دادم، با رئیس دانشگاه هماهنگ کردم و روزنامه دانشگاه نیز که برای برآورد خسارت آنجا بود، این تصمیم را پوشش داد. فکر نمیکردم این عکس اینقدر بازنشر شود؛ شاید صدا و بازتاب آن از خود بمب هم بیشتر بود!
به نظر شما مهمترین مسئولیت اساتید در دوران جنگ چیست و چگونه میتوان بین توسعه علم و الزامات فضای جنگی تعادل برقرار کرد؟
اینکه انتظار داشته باشیم رفتار یک استاد دانشگاه یا دانشجو در شرایط جنگی کاملاً شبیه شرایط عادی باشد، معقول و شدنی نیست؛ بالاخره فضای پیرامونی روی افراد تأثیر میگذارد. اما آیا این به معنای عقبنشینی از مأموریتهاست؟ خیر.
اگر استاد دانشگاه بداند کاری که در حوزه آموزش، پژوهش و ارتباط با دانشجو انجام میدهد میتواند به کشور در شرایط بحرانی کمک کند، مسئولیتش سنگینتر میشود. نگاه و رفتار ما در این شرایط باید در راستای اثربخشی بیشتر و با جدیت و تعهد افزونتر باشد.
آیا مطالعاتی در دانشگاه برای شناسایی خلأهای مدیریتی در بحرانهای زیرساختی و آموزشی انجام شده است؟
حتماً. پیش از شروع جنگ اصلی، در حوادث دیماه که ارتباطات اینترنتی دچار وقفه شد، وزارت علوم و دانشگاهها متوجه نقصها و عدم آمادگی صددرصدی شدند. این تجربهها کمک کرد تا در بحران اسفندماه و جنگ، دانشگاه ما چالش کمتری داشته باشد؛ به طوری که از پانزدهم فروردین، پیش از آنکه مرکز فاوا مورد اصابت قرار گیرد، کلاسها به طور کامل برگزار شده بود.
آیا صرفاً اتکا به اراده اساتید کافی است، یا دولت هم در قبال بازسازی زیرساختها و جبران خسارات مسئولیت جدی دارد؟
دولت قطعاً مسئولیت جدی دارد. اراده میهندوستی اساتید باعث میشود کارشان را جدی انجام دهند، اما برای کار کردن به امکانات هم نیاز است؛ همانطور که نیروهای نظامی به تدارکات دولتی نیاز دارند. انگیزه بدون پشتوانه حمایتی تا نقطهای پیش میرود و بعد متوقف میشود. وظیفه دولت است که این پشتیبانی را انجام دهد تا پژوهشها بتواند به حل مسائل جنگی و ایجاد آرامش در جامعه کمک کند.
برخی رسانههای خارجی در دوران جنگ و پس از آن از موج مهاجرت اساتید و نخبگان سخن گفتند. ارزیابی شما چیست و آیا خودتان قصد مهاجرت دارید؟
اینکه بگوییم «خیلیها» اقدام به رفتن کردند را تأیید نمیکنم؛ اما عدهای پیش از جنگ یا میان دو جنگ، به دلایل مختلف تصمیم گرفتند حرفه خود را در محیط دیگری دنبال کنند که این یک واقعیت است. با این حال، من از زاویه دیگری نگاه میکنم؛ جنگ باعث شد خیلیها که قصد رفتن داشتند بمانند، یا کسانی که بیرون بودند بپرسند چگونه میتوانند کمک کنند. بحرانها همیشه فرصتهای بزرگی هم در دل خود دارند.
در مورد شخص خودم، من هیچوقت قصد رفتن نداشتم؛ چون توجیحی برای آن نداشتم و حسابکتابهایم نشان نمیداد که مهاجرت آورده بیشتری برای اهدافم دارد. البته تجربه تحصیل یا فرصت مطالعاتی در محیطهای دیگر (مثل دوره دکترای خودم) برای کسب تجارب جدید خوب است، اما اینکه کسی برود و دیگر برنگردد، نکته منفی است. کشور به تکتک فرزندانش نیاز دارد؛ رفتن برای قویتر شدن اشکالی ندارد، اما بازگشت و ادای دین به سرزمینی که در آن رشد کردهایم یک وظیفه است.
وضعیت علوم پایه با کاهش تعداد داوطلبان مواجه است. مهمترین معضل این حوزه و راه حل آن چیست؟
باید دید این کاهش در کجا رخ داده است. در رشتههایی که تقاضای استخدامی و بهرهبرداری کمی دارند، طبیعی است که پذیرش باید متناسب با نیاز جامعه تنظیم شود. در دانشگاههای ردهبالا، تقاضا برای علوم پایه همچنان بالاست و رتبههای خوب جذب آن میشوند. کلید کار، تنظیم پذیرش متناسب با نیاز واقعی است. همچنین باید تأکید کنم که توسعه هوش مصنوعی و کار اساسی در این حوزه، بدون دانش عمیق علوم پایه و بهویژه ریاضیات، امکانپذیر نیست.

هوش مصنوعی دو ساحت دارد: «کاربری» و «راهبری تکنولوژی». تا زمانی که صرفاً کاربر هوش مصنوعی باشیم (مثل استفاده از ماشین لباسشویی)، هیچ آوردهای جز سرعتبخشی به کارها ندارد. اما راهبری و توسعه هوش مصنوعی یعنی تسلط بر ساختار آن و توانایی بومیسازی متناسب با نیازهای کشور. کشوری در آینده سلطه خود را حفظ خواهد کرد که روی مبانی پایه این علم مسلط باشد؛ تاخیر در این زمینه، کشور را سالها عقب میاندازد.
رسالت ریاضیات، تقویت قدرت تفکر و حل مسئله است. دانشآموزی که با روشهای حل مسئله آشنا شود، در تصمیمگیریهای روزمره و تخصصی خود موفقتر خواهد بود. ریاضیات حکم آمادگی جسمانی و ورزش را دارد؛ بدون آن، فرد در میانهی مسیر خسته و متوقف میشود.
برخی معتقدند جایگاه علمی دانشگاههای ایران تحت تأثیر فضاسازیهای رسانهای آسیب دیده است. جایگاه کنونی دانشگاه شریف را در سطح بینالمللی چگونه ارزیابی میکنید؟
اولاً کارکرد دانشگاهها با تغییرات زمانه بهروز شده و شریف نیز در این مسیر حرکت کرده است. ثانیاً، نیازهای علمی یک دانشجو صرفاً با خواندن کتاب و ویدیوهای آموزشی در خانه تأمین نمیشود؛ تعامل، کار گروهی، سعی و خطا و شبکهسازی، در محیط سرزندهی دانشگاه شکل میگیرد.
از نظر جایگاه علمی، ورودیهای شریف هیچگاه ضعیفتر نشدهاند؛ بلکه با ابزارهای بهتری هم کار میکنند. البته کمبودهایی ناشی از تحریمها و شرایط اقتصادی وجود دارد، اما با اراده و کار بیشتر جبران میشود. دانشگاه شریف همچنان مقصد ایدهآل نخبگانی است که به دنبال کارهای بزرگ بینالمللی هستند.
انتهای پیام/