ادبیات میتواند صدای فلسطین را به جهان برساند
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، وقتی کلمات از دل رنجهای فلسطین برمیآیند، دیگر تنها متن نیستند؛ روایتِ سرزمینی هستند که در حافظه جهانی حک شده است. مریم مقانی، نویسندهای که با کتاب «چشمانم در اورشلیم» توانست در اولین دوره جایزه جهانی ادبیات فلسطین، نگاهی متفاوت از زیستِ مقاومت را به خوانندگان عرضه کند، در این گفتگو با ما به بازخوانی نگاه خود به فلسطین و چگونگی شکلگیری این اثر برگزیده میپردازد.
کمی از «چشمهایم در اورشلیم» برایمان بگویید. چه شد که به سراغ نوشتن درباره فلسطین رفتید؟
رمان «چشمهایم در اورشلیم» جلد دوم کتاب دیگری به نام «عشق آبی» است که در سال ۱۳۸۸ چاپ شد. آن کتاب اولین اثر من بود و در سال ۱۳۸۹ در جایزه پروین اعتصامی شایسته تقدیر شد. تصمیم گرفتم ادامه آن کتاب را بنویسم و این کار را همان سال ۱۳۸۹ انجام دادم؛ اما کتاب دیر به مرحله چاپ رسید و در نهایت در سال ۱۳۹۴ منتشر شد. در سال ۱۴۰۰ تجدید چاپ شد و در سال ۱۴۰۱ در جایزه جهانی فلسطین شرکت داده شد و رتبه سوم بخش رمان را به دست آورد.
نگارش آثاری از این دست نیازمند اشراف تاریخی و شناخت دقیق از جغرافیا و روانشناسی جامعه فلسطین است. دسترسی به منابع اصیل و مستندسازی در خلق اثر شما چه جایگاهی داشت؟
من پیش از نوشتن این کتاب نیز به موضوع فلسطین، صهیونیسم و یهودیت علاقه داشتم و در این زمینه مطالعه میکردم. با اینکه فضای مجازی در ایران مثل الان پرسرعت نبود و دسترسی به اطلاعات دشوار بود، با این حال مطالب موردنظرم را در فضای مجازی هم جستوجو میکردم. از طریق کتابخواندن و فضای مجازی، دنبال داستانهایی از نویسندگان یهودی میگشتم تا بتوانم با سبک زندگی یهودیها آشنا شوم و از این اطلاعات استفاده کنم. همین اطلاعات در نوشتن این کتاب و پرداختن به جزئیاتی که اثر را باورپذیر میکرد، به من کمک کرد.
به نظر شما رسالت اهالی قلم در مسئله فلسطین چیست؟
فلسطین همواره موضوع ما بوده و هست. حتی پیش از انقلاب، آزاداندیشان و اهالی هنر در سراسر جهان به این موضوع میپرداختند. در ایران هم مسئله فلسطین وجود داشت و پس از انقلاب پررنگتر شد. زمانی که من به این موضوع میپرداختم، مسئله فلسطین بهاندازه امروز در میان همگان پررنگ و مهم نبود. با این حال، مسائل مربوط به فلسطین را دنبال میکردم و احساس میکردم بزرگترین ظلمی که در جهانِ عصر زندگی من اتفاق میافتد، همین ظلمی است که به مردم فلسطین میشود. ذاتاً نمیتوانستم نسبت به آن بیتفاوت باشم. در آن سالهایی که مینوشتم، شاید نهایتاً دو سه نفر از داستاننویسها به این موضوع میپرداختند؛ اما خدا را شکر، امروز مسئله فلسطین افراد بیشتری را درگیر کرده است؛ چه اهالی قلم و چه مردم کشورمان. من از این بابت خیلی خوشحالم.
پس از برگزیدهشدن در جایزه جهانی ادبیات فلسطین، مسیر حیات حرفهای اثر شما (از حیث معرفی، تجدید چاپ، نقد در محافل ادبی یا ترجمه به زبانهای دیگر) چه تغییری کرد؟
وقتی کتاب من برنده جایزه فلسطین شد، پانزده سال از زمان نوشتنش میگذشت و تا آن موقع چندان مورد توجه قرار نگرفته و دیده نشده بود. این موضوع قطعاً من را خوشحال کرد؛ از این بابت که بالاخره آن چیزی که دغدغه آغاز نوشتن من بود، در سطح بینالمللی دیده شد. قطعاً این اتفاق مؤثر بود و باعث شد مطمئن شوم این مسیر برای من مسیر درستی بوده است؛ هرچند دیر مورد توجه قرار گرفت. بعید میدانم کتاب ترجمه شده باشد. ناشرها در معرفی کتاب، ترجمه آن به زبانهای دیگر و حتی مانور دادن روی این جایزه در ایران، کمی ضعیف عمل میکنند. دستکم ناشر کتاب من اینطور بوده است. با اینکه این کتاب طوری نوشته شده که جذابیت زیادی دارد، حتی برای نوجوانها، چون داستانش در سال ۲۰۳۵ اتفاق میافتد، آن بازخوردی را که انتظار داشتم از ناشر ندیدم. با این حال، بازخورد مخاطبها ــ در حدی که متوجه شدهاند این کتاب وجود دارد و برنده جایزه شده است ــ بسیار متفاوت و عالی بود. این بازخورد من را خوشحال میکند و برای ادامه کار به من انرژی میدهد.
آیا پس از موفقیت اثر برگزیدهتان در دورههای قبل، پروژه جدیدی مرتبط با فلسطین و جبهه مقاومت آغاز کردهاید یا قصد تکمیل آن مسیر را دارید؟
موضوع فلسطین همیشه برای من مهم بوده است. چه این جایزه را میبردم و چه نمیبردم، همیشه اتفاقات فلسطین را زیر نظر داشتم و متناسب با رویدادهای روز، تعداد زیادی داستان کوتاه در این زمینه نوشتهام؛ هم برای بزرگسالان و هم برای نوجوانان. آخرین اثر من با نام «ستارهها بازمیگردند»، کتابی برای گروه سنی بالای هشت سال و در واقع برای کودکان است که بهتازگی توسط نشر پرستا چاپ شده است. موضوع آن درباره دختری پنجساله به نام نجمه است که همراه مادربزرگش در اردوگاه شتیلا شهید میشود. مادربزرگ نجمه آرزو داشته است که او روزی به سرزمین مقدس برگردد و شهر قدس را از نزدیک ببیند. این آرزو نجمه را دوباره به زمین و محل زندگی دنیویاش برمیگرداند و او در مسیر رسیدن به شهر مقدس، انسانهای بزرگوار و محترمی را میبیند که در مسیر آزادی قدس تلاش کردهاند و جانشان را از دست دادهاند. در پایان، نجمه در روزی به آنجا میرسد که منجی شهر مقدس را از دست صهیونیستها آزاد کرده است. این کتاب اشارهای لطیف به رجعت همه آرزومندان آزادی فلسطین از دست صهیونیستها دارد؛ البته به زبان کودکانه نوشته شده است.
حضور در جمع نویسندگان و نخبگان فرهنگی جهان عرب و سایر کشورها در اختتامیههای دورههای گذشته، چقدر به ایجاد ارتباطات ادبی پایدار میان شما و پدیدآورندگان همسو کمک کرد؟
کتاب «چشمهایم در اورشلیم» دقیقاً درباره جمعشدن آزادیخواهان جهان از کشورهای مختلف در کنار یکدیگر و ایجاد جنبشی برای آزادی قدس است. وقتی به بیروت رفتم و نویسندگانی از کشورهای مختلف را دیدم، واقعاً اشک در چشمهایم جمع شد. آن آرزوی من که پانزده سال قبل به کتاب تبدیل شده بود، حالا پیش چشمهایم تحقق پیدا میکرد. قطعاً کنار هم قرار گرفتن این نویسندگان، با زبانها و از کشورهای مختلف، همافزاییای در جهت دغدغه مشترک نوشتن برای آزادی فلسطین ایجاد میکند. این اتفاق برای هرکدام از ما انرژی مثبت و همافزایی برای ادامه کار به وجود آورده است. من آنجا دوستانی پیدا کردم و گاهی با هم پیام ردوبدل میکنیم. چند هفته پیش، وقتی میخواستم در یکی از میدانهای محل زندگیام، لواسان، صحبت کنم، جستوجویی کردم درباره افرادی که در سال ۲۰۲۲، همزمان با نخستین دوره جایزه، از نزدیک ملاقات کرده بودم؛ یکی از آنها اسکات بنت بود که از آمریکا آمده بود.
او از افسران ارتش آمریکا بود که اوباما بهخاطر نگاه آزاداندیشانهاش و این پرسش که چرا اصلاً در خلیج فارس هستیم، یا بهخاطر نظرات تندی که درباره جنگ اوکراین داشت، زندانیاش کرده بود و فکر میکنم حدود سه سال در زندان بود. ناگهان متوجه شدم که او بهطرزی مشکوک فوت کرده است. اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که او از جمله افرادی بوده که بهخاطر تفکر و نوع نگاهش به سیاستهای جنگطلبانه آمریکا، بهقول خودمانی، سرش را زیر آب کرده و کشته بودند. آن روز که میخواستم به میدان بروم و صحبت کنم، بهشدت تحت تأثیر قرار گرفتم. به یاد آدمی افتادم که آنقدر نترس و شجاع بود و در برابر اربابان جنگطلب خودش و کسانی که به خاورمیانه آمده بودند و جنگطلب بودند، ایستادگی کرده بود. واقعاً بهشدت تحت تأثیر قرار گرفتم.

شما بهعنوان یکی از برگزیدگان نخستین دوره جایزه جهانی ادبیات فلسطین، لزوم ایجاد چنین جایزهای را که به دنبال تقویت تولید آثار خوب و باکیفیت درباره فلسطین است، چگونه ارزیابی میکنید؟
این جایزه هم تأثیر بینالمللی دارد و هم برای کشور خودمان تأثیر داخلی. تأثیر بینالمللی آن از این جهت است که نویسندهها متوجه میشوند تنها نیستند و نگاهشان به فلسطین با حمایت جهانی روبهروست. تأثیر داخلی آن هم این است که قطعاً فارسیزبانها و نویسندگان ایرانی خوشحال میشوند که کشورهای دیگر نیز آثارشان را ببینند و مطالعه کنند و با دغدغههای آنها درباره فلسطین آشنا شوند. از این جهت، به نظر من، این جایزه کار بزرگی انجام میدهد و افرادی پراکنده از نقاط مختلف جهان را حول یک محور دور هم جمع میکند.
چه توصیهای برای نویسندگانی دارید که خود را در برابر سرنوشت مردم فلسطین مسئول میدانند و میخواهند این تعهد را در آثارشان بازتاب دهند؟
آنچه به بند قلم میآید، ماندگار میشود. یعنی هر آنچه نوشته میشود، ضریب پیدا میکند، پراکنده میشود و به گوش اهلش میرسد؛ مثل قطرات آبی که کمکم به هم پیوند میخورند، تبدیل به رود میشوند، رودها خروشان میشوند و به دریا میرسند. آنچه نوشته میشود، همیشه میماند و مخاطب خودش را پیدا میکند. بنابراین، حتی اگر آثار نویسندهها مثل آثار من سالها دیده نشود، نباید به این فکر کنند که بازخورد رسانهای و تأثیر نوشتهشان در جامعه چیست و بعد شروع به نوشتن کنند. بالاخره روزی اثرشان دیده میشود، روزی مخاطبش را پیدا میکند و به دست کسانی میرسد که موضوع فلسطین دغدغهشان است.
انتهای پیام/