صفرنژاد: آذربایجان به متحد راهبردی اسرائیل تبدیل شده است
به گزارش خبرگزاری آنا،داریوش صفرنژاد، تحلیلگر روابط بینالملل، در نشست تخصصی ـ تبیینی «بررسی ابعاد و سطوح نفوذ اسرائیل در جمهوری آذربایجان و پیامدهای امنیتی، فرهنگی و نظامی» با اشاره به پیشینه روابط جمهوری آذربایجان و رژیم صهیونیستی اظهار کرد: پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و شکلگیری ۱۵ کشور مستقل، جمهوری آذربایجان نیز بهعنوان یکی از کشورهای منطقه قفقاز جنوبی استقلال یافت و ساختارهای سیاسی و اقتصادی جدیدی در آن شکل گرفت.
نقشآفرینی تشکیلات فراماسونری در ساختار قدرت جمهوری آذربایجان
وی با طرح اینکه ساختار حاکمیتی جمهوری آذربایجان از ابتدای استقلال تحت تأثیر تشکیلات جهانی فراماسونری قرار داشته است، گفت: به اعتقاد من، ساختار قدرت در جمهوری آذربایجان از ابتدا تحت تأثیر لژهای فراماسونری آمریکا و انگلیس بوده و رقابت میان این دو جریان نیز در معادلات سیاسی این کشور تأثیر داشته است.
این تحلیلگر روابط بینالملل با اشاره به آنچه پیوند میان فراماسونری، صهیونیسم و نظام سلطه جهانی میخواند، افزود: برای تحلیل بسیاری از تحولات سیاسی و بینالمللی باید ساختارهای قدرت و رقابت میان بازیگران مؤثر را در نظر گرفت. از این منظر، جریانهای مختلف قدرت جهانی، با وجود همسویی در بخش قابلتوجهی از اهداف، در برخی حوزهها، بهویژه در زمینه منافع اقتصادی و سیاسی، با یکدیگر رقابت دارند.
صفرنژاد ادامه داد: در جمهوری آذربایجان نیز از ابتدای استقلال، ساختارهای قدرت تحت تأثیر این رقابتها قرار داشتهاند و به اعتقاد من، برای بررسی تحولات سیاسی این کشور باید نقش و نفوذ بازیگران خارجی را مورد توجه قرار داد.
آغاز روابط دیپلماتیک رژیم صهیونیستی با باکو از سال ۱۹۹۲
وی با اشاره به پیشینه روابط جمهوری آذربایجان و رژیم صهیونیستی اظهار کرد: رژیم صهیونیستی از نخستین طرفهایی بود که استقلال جمهوری آذربایجان را به رسمیت شناخت و در باکو سفارتخانه تأسیس کرد. از سال ۱۹۹۲ میلادی، این رژیم در پایتخت جمهوری آذربایجان سفارت داشت، اما جمهوری آذربایجان تا سالها سفارت خود را در سرزمینهای اشغالی افتتاح نکرده بود.
این تحلیلگر روابط بینالملل افزود: سرانجام در نهم فروردین ۱۴۰۲، جمهوری آذربایجان نیز سفارت خود را در سرزمینهای اشغالی افتتاح کرد و روابط دیپلماتیک دو طرف وارد مرحلهای متقابل شد.
صفرنژاد با تأکید بر اهمیت این روابط در معادلات منطقهای تصریح کرد: از نگاه من، تداوم روابط در سطح سفارتخانه نشاندهنده اهمیت جایگاه جمهوری آذربایجان در محاسبات منطقهای رژیم صهیونیستی است؛ موضوعی که باید در بررسی ابعاد و سطوح نفوذ این رژیم در قفقاز جنوبی مورد توجه قرار گیرد.
ترکیب مذهبی جامعه آذربایجان، معیار جهتگیری سیاسی حاکمیت نیست
وی با اشاره به ترکیب مذهبی جمعیت جمهوری آذربایجان گفت: اکثریت مردم این کشور مسلمان هستند و شیعیان بخش عمدهای از جمعیت مسلمان آن را تشکیل میدهند؛ با این حال، ترکیب مذهبی جامعه را نمیتوان لزوماً معیاری برای ارزیابی جهتگیریهای سیاسی حاکمیت دانست.
این تحلیلگر روابط بینالملل با تأکید بر ضرورت شناخت ساختارهای قدرت در تحلیل تحولات بینالمللی اظهار کرد: برای فهم بسیاری از روندهای سیاسی جهان، باید رقابت میان بازیگران و جریانهای مؤثر را شناخت. این رقابتها به معنای همسویی کامل همه بازیگران نیست؛ بلکه ممکن است جریانهایی که در بخش عمدهای از اهداف با یکدیگر اشتراک دارند، در برخی زمینهها نیز با اختلاف و رقابت روبهرو شوند.
پیوندهای تاریخی و تمدنی ایران با منطقه قفقاز جنوبی
صفرنژاد در ادامه با اشاره به پیشینه تاریخی ایران و منطقه قفقاز جنوبی اظهار کرد: جمهوری آذربایجان تا حدود دو قرن پیش بخشی از سرزمینهای تحت حاکمیت ایران بود و تاریخ این منطقه با تاریخ و تمدن ایران پیوند دارد.
وی افزود: مردم منطقه قفقاز جنوبی، فارغ از تفاوتهای قومی و مذهبی، در بستر تاریخی و تمدنی مشترکی زندگی کردهاند. آذریها، ارمنیها، گرجیها، تالشها و دیگر اقوام این منطقه، هر یک با پیشینه و ویژگیهای خاص خود، در شکلگیری تاریخ و فرهنگ قفقاز نقش داشتهاند.
این تحلیلگر روابط بینالملل ادامه داد: برای شناخت این پیوندهای تاریخی، کافی است به موزهها، آثار باستانی، شهرهای تاریخی و شخصیتهای علمی و فرهنگی منطقه توجه کنیم. این شواهد، از نگاه من، بیانگر پیوندهای دیرینه قفقاز جنوبی با تمدن ایران و ظرفیتهای موجود برای گسترش روابط فرهنگی و تاریخی میان ایران و کشورهای این منطقه است.
جمهوری آذربایجان به یکی از متحدان راهبردی رژیم صهیونیستی تبدیل شده است
صفرنژاد، با اشاره به زمینههای تاریخی و ژئوپلیتیکی نفوذ رژیم صهیونیستی در قفقاز جنوبی، اظهار کرد: پیوندهای تاریخی و تمدنی ایران با منطقه قفقاز جنوبی، ظرفیت مناسبی برای گسترش روابط جمهوری اسلامی ایران با کشورهای این منطقه فراهم کرده بود، اما منازعات قومی و رقابت قدرتهای خارجی موجب شد بازیگران دیگری نیز از این شرایط برای گسترش نفوذ خود استفاده کنند.
وی افزود: شخصیتهای تاریخی، دانشمندان و چهرههای فرهنگی منطقه قفقاز جنوبی، بخشی از پیشینه مشترک این منطقه با تمدن ایران را نشان میدهند. با این حال، اختلافات قومی و منازعات تاریخی، بهویژه در موضوع قرهباغ، زمینه را برای حضور و نقشآفرینی قدرتهای خارجی فراهم کرد.
مناقشه قرهباغ و فرصتیابی رژیم صهیونیستی برای نفوذ در باکو
این تحلیلگر روابط بینالملل با اشاره به مناقشه جمهوری آذربایجان و ارمنستان بر سر قرهباغ گفت: در پی حمایت لابی ارامنه در آمریکا، محدودیتهایی در زمینه کمکهای نظامی و دفاعی واشنگتن به جمهوری آذربایجان اعمال شد. به اعتقاد من، این محدودیتها فرصت بیشتری برای رژیم صهیونیستی فراهم کرد تا در حوزه نظامی و دفاعی در جمهوری آذربایجان نقشآفرینی کند.
صفرنژاد ادامه داد: در چنین شرایطی، رژیم صهیونیستی به یکی از بازیگران مؤثر در حوزه دفاعی جمهوری آذربایجان تبدیل شد و توانست در چارچوب اهداف منطقهای آمریکا نیز نقشآفرینی کند. از این منظر، حضور این رژیم در باکو را باید در کنار رقابتهای ژئوپلیتیکی و تلاش برای گسترش نفوذ در قفقاز جنوبی بررسی کرد.
وی با اشاره به نقش ترکیه در تحولات منطقه تصریح کرد: ترکیه نیز یکی دیگر از بازیگران مؤثر در جمهوری آذربایجان بوده است. همکاریهای نظامی آنکارا و باکو و جایگاه ترکیه در ساختار ناتو، زمینه را برای گسترش نفوذ این کشور در قفقاز جنوبی فراهم کرده است.
ترکیه و رژیم صهیونیستی؛ دو بازیگر مؤثر در معادلات امنیتی قفقاز
این تحلیلگر روابط بینالملل با بیان اینکه ترکیه و رژیم صهیونیستی هر یک با اهداف و انگیزههای خاص خود در جمهوری آذربایجان حضور داشتهاند، اظهار کرد: به اعتقاد من، میان مواضع اعلامی دولتها و رفتار عملی آنها باید تفاوت قائل شد. ممکن است یک دولت در سطح گفتمان مواضعی انتقادی علیه رژیم صهیونیستی اتخاذ کند، اما در عرصه عمل، همکاریهایی داشته باشد که با آن مواضع تفاوت دارد.
صفرنژاد افزود: خلأهای موجود در معادلات منطقهای و محدودیتهای حضور مستقیم برخی قدرتها، زمینه را برای نقشآفرینی بیشتر ترکیه و رژیم صهیونیستی در جمهوری آذربایجان فراهم کرده است.
وی ادامه داد: رژیم صهیونیستی از همان ابتدای استقلال جمهوری آذربایجان بهدنبال ایجاد جای پایی راهبردی در این کشور بود تا بتواند در بلندمدت از آن بهعنوان اهرم نفوذ منطقهای و در کوتاهمدت بهعنوان ابزاری در معادلات مرتبط با ایران استفاده کند.
روابط پنهان باکو و تلآویو؛ «۱۰ درصد روی آب و ۹۰ درصد زیر آب»
این تحلیلگر روابط بینالملل با اشاره به ابعاد روابط جمهوری آذربایجان و رژیم صهیونیستی اظهار کرد: در اسناد و گزارشهایی که به گفته وی از ساختارهای اداری و دفاعی آمریکا منتشر شده، به نقل از مقامهای جمهوری آذربایجان، روابط این کشور با رژیم صهیونیستی به کوه یخی تشبیه شده است که تنها ۱۰ درصد آن روی آب قرار دارد و ۹۰ درصد آن زیر آب پنهان است.
وی افزود: بر اساس این توصیف، بخش آشکار روابط با رژیم صهیونیستی تنها بخشی از همکاریهای دو طرف را نشان میدهد و بخش عمدهای از آن در حوزههایی قرار دارد که کمتر در معرض دید افکار عمومی است.
صفرنژاد ادامه داد: به گفته وی، مقامهای جمهوری آذربایجان در توصیف روابط با ایران نیز از تعبیری مشابه استفاده کردهاند، با این تفاوت که در این روابط، بخش عمده همکاریها در سطح گفتار و مواضع اعلامی باقی مانده و سهم کمتری به اقدامات عملی اختصاص یافته است.
این تحلیلگر روابط بینالملل با تأکید بر روند فزاینده همکاریهای باکو و تلآویو گفت: روابط جمهوری آذربایجان و رژیم صهیونیستی طی حدود ۳۵ سال گذشته بهتدریج گسترش یافته و ابعاد مختلف سیاسی، نظامی و اقتصادی را دربر گرفته است.
اعلام جمهوری آذربایجان بهعنوان متحد راهبردی رژیم صهیونیستی
صفرنژاد با اشاره به اظهارات مهربان علیوا، معاون اول رئیسجمهور جمهوری آذربایجان و همسر الهام علیاف، اظهار کرد: به گفته وی، علیوا در اظهاراتی علنی، جمهوری آذربایجان را پس از آمریکا، دومین متحد راهبردی رژیم صهیونیستی معرفی کرده است.
وی افزود: این اظهارات نشان میدهد که همکاریهای باکو و تلآویو صرفاً به روابط دیپلماتیک محدود نیست و باید ابعاد راهبردی این همکاریها را نیز در تحلیل تحولات منطقهای مورد توجه قرار داد.
این تحلیلگر روابط بینالملل با اشاره به اهمیت روابط رژیم صهیونیستی با برخی کشورهای منطقه تصریح کرد: از نگاه وی، همکاریهای این رژیم با امارات متحده عربی در جنوب و جمهوری آذربایجان در شمال، بخشی از آرایش منطقهای آن به شمار میرود.
خط لوله باکو ـ تفلیس ـ جیحان؛ مسیر تأمین نفت رژیم صهیونیستی
صفرنژاد در ادامه با اشاره به همکاریهای انرژی جمهوری آذربایجان و رژیم صهیونیستی اظهار کرد: حدود دو دهه پیش، خط لوله نفت باکو ـ تفلیس ـ جیحان از مسیر جمهوری آذربایجان، گرجستان و ترکیه راهاندازی شد و امکان انتقال نفت جمهوری آذربایجان به بازارهای بینالمللی، از جمله سرزمینهای اشغالی، را فراهم کرد.
وی افزود: به گفته وی، سهم نفت جمهوری آذربایجان در تأمین نیاز رژیم صهیونیستی در دورههای مختلف متفاوت بوده و در برخی مقاطع به بخش قابلتوجهی از واردات نفت این رژیم رسیده است.
این تحلیلگر روابط بینالملل با اشاره به خط لوله گاز باکو ـ تفلیس ـ ارزروم نیز گفت: در کنار مسیر انتقال نفت، زیرساختهای انتقال گاز نیز در گسترش همکاریهای انرژی جمهوری آذربایجان با بازارهای منطقهای نقش داشتهاند.
صفرنژاد مدعی شد: همکاریهای انرژی میان باکو و تلآویو با همکاریهای تسلیحاتی دو طرف ارتباط پیدا کرده است؛ به این معنا که جمهوری آذربایجان در ازای بخشی از نیازهای انرژی رژیم صهیونیستی، تسلیحات دریافت میکند و بخشی از این تسلیحات نیز ممکن است به بازارهای دیگر صادر شود.
وی ادامه داد: از نظر من، این همکاریها نشان میدهد که روابط دو طرف فراتر از مبادلات اقتصادی متعارف است و در چارچوب منافع متقابل سیاسی و نظامی نیز قابل بررسی است.
انتقال سوخت هواپیما از جمهوری آذربایجان به سرزمینهای اشغالی
این تحلیلگر روابط بینالملل با اشاره به ظرفیتهای پالایشگاهی جمهوری آذربایجان اظهار کرد: یکی از ظرفیتهای صنعتی این کشور از دوران اتحاد جماهیر شوروی، تولید سوخت هواپیما بوده است؛ ظرفیتی که پس از فروپاشی شوروی، جمهوری آذربایجان برای یافتن بازارهای صادراتی جدید از آن استفاده کرد.
صفرنژاد افزود: به گفته وی، در دوره حضور نظامی آمریکا و متحدانش در افغانستان، جمهوری آذربایجان خدمات مرتبط با سوختگیری و پشتیبانی فنی هواپیماها را ارائه میکرد و این همکاریها از منظر اقتصادی توجیه میشد.
وی ادامه داد: پس از خروج آمریکا از افغانستان، بخش عمدهای از سوخت هواپیمای تولیدی جمهوری آذربایجان، به سرزمینهای اشغالی منتقل شده است. این انتقال از طریق شبکه ریلی باکو ـ تفلیس ـ قارص و سپس زیرساختهای حملونقل ترکیه انجام میشود.
این تحلیلگر روابط بینالملل مدعی شد: سوخت تولیدشده در جمهوری آذربایجان در تأمین نیاز هواپیماهای رژیم صهیونیستی نقش دارد؛ هواپیماهایی که در عملیات نظامی این رژیم علیه غزه، لبنان، ایران و سوریه به کار گرفته میشوند.
اتحاد «چهار برادر»؛ همکاری نظامی جمهوری آذربایجان، ترکیه، پاکستان و رژیم صهیونیستی
صفرنژاد در بخش دیگری از سخنان خود به همکاریهای نظامی جمهوری آذربایجان، ترکیه، پاکستان و رژیم صهیونیستی اشاره کرد و گفت: در سالهای گذشته، این چهار بازیگر در چارچوب همکاریهایی که از آن با عنوان «چهار برادر» یاد میشد، رزمایشها و فعالیتهای نظامی مشترکی برگزار کردهاند.
وی افزود: پس از جنگ دوم قرهباغ در سال ۲۰۲۰ و تحولات نظامی قرهباغ در شهریور ۱۴۰۲، به گفته وی، عنوان این همکاریها به «سه برادر بهعلاوه یک» تغییر کرد؛ تغییری که وی آن را مرتبط با حساسیتهای منطقهای نسبت به حضور رژیم صهیونیستی در این همکاریها دانست.
این تحلیلگر روابط بینالملل با اشاره به نقش پاکستان در این معادلات اظهار کرد: همکاریهای نظامی این کشور با جمهوری آذربایجان، ترکیه و رژیم صهیونیستی، از نگاه وی، نمونهای از پیچیدگی روابط و رفتارهای سیاسی دولتها در سطح بینالمللی است.
صفرنژاد خاطرنشان کرد: این موضوع نشان میدهد که در تحلیل مناسبات بینالمللی، نباید صرفاً به مواضع رسمی و اظهارات سیاسی دولتها اکتفا کرد، بلکه باید همکاریهای عملی، روابط نظامی و منافع اقتصادی آنها را نیز در نظر گرفت.
اریوش صفرنژاد در ادامه تشریح ابعاد نفوذ رژیم صهیونیستی در منطقه قفقاز جنوبی، با اشاره به فشارهای واردشده بر این رژیم در دریای سرخ و بابالمندب، اظهار کرد: در سه سال گذشته، با افزایش فشار انصارالله یمن در حمایت از مردم فلسطین و غزه، یک کریدور شمالی شکل گرفته که از طریق آن بخشهایی از نیازهای سرزمینهای اشغالی تأمین میشود.
کریدور شمالی؛ مسیر انتقال کالا از آسیای مرکزی به سرزمینهای اشغالی
وی با بیان اینکه این مسیر از قزاقستان و ترکمنستان آغاز میشود و از طریق دریای خزر به جمهوری آذربایجان میرسد، گفت: کالاها از باکو به گرجستان و سپس از طریق خطوط ریلی ترکیه به مسیرهای منتهی به سرزمینهای اشغالی منتقل میشوند. به گفته وی، این شبکه در مسیر معکوس نیز فعال است و کشورهای آسیای مرکزی از طریق ارتباط با چین، امکان انتقال انواع کالا را فراهم میکنند.
صفرنژاد مدعی شد که در این کریدور، صرفاً تسلیحات جابهجا نمیشود، بلکه انواع کالاها و نیازهای موردنظر رژیم صهیونیستی نیز از مسیرهای ریلی، زمینی، دریایی و هوایی انتقال مییابد. وی تأکید کرد که بهگفته او، شرکتهای غیردولتی وابسته به حاکمان برخی کشورهای منطقه در این روند نقش دارند.
این تحلیلگر با اشاره به اینکه قزاقستان، ترکمنستان، جمهوری آذربایجان و ترکیه کشورهای مسلمان هستند، اظهار کرد: با وجود فشارهای واردشده بر رژیم صهیونیستی در جنگ غزه و محدودیتهای ایجادشده در بابالمندب، مسیرهای جایگزین به این رژیم امکان دادهاند بخشی از نیازهای خود را از راههای دیگر تأمین کند.
پیمان ابراهیم و گسترش روابط با رژیم صهیونیستی
وی در ادامه با اشاره به پیوستن قزاقستان به روند عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی، مدعی شد که گسترش این روابط در منطقه ادامه دارد و جمهوری آذربایجان نیز در این روند جایگاه ویژهای دارد.
صفرنژاد با بیان اینکه برخی همکاریها از سوی دولتها بهصورت رسمی اعلام نمیشود، اظهار کرد: در برخی کشورها، شرکتهای غیردولتی و مجموعههای اقتصادی مرتبط با افراد نزدیک به حاکمیت، در کنار روابط رسمی فعالیت میکنند.
وی درباره تأثیر این مسیرها بر اقتصاد رژیم صهیونیستی، به مقایسه وضعیت تورمی این رژیم با برخی کشورهای منطقه اشاره کرد و گفت: از نگاه او، اگر مسیرهای جایگزین ایجاد نمیشد، فشارهای ناشی از محدودیت در بابالمندب میتوانست آثار اقتصادی شدیدتری بر رژیم صهیونیستی بر جای بگذارد.
کریدور زنگزور؛ طرحی با پنج هدف همزمان
این تحلیلگر در بخش دیگری از سخنان خود به توافق مربوط به کریدور زنگزور اشاره کرد و گفت: در ۱۷ مرداد ۱۴۰۴، توافقهایی درباره این کریدور در کاخ سفید و با حضور دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، و مقامهای جمهوری آذربایجان و ارمنستان امضا شد.
وی مدعی شد که در ادامه این روند، در پنجم خرداد ۱۴۰۵، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در ایروان توافق اجرایی مربوط به این طرح را امضا کرده است. به گفته صفرنژاد، در چارچوب این توافق، امتیاز بهرهبرداری از مسیر برای مدت ۴۹ سال با قابلیت تمدید تا ۹۹ سال به کنسرسیومی متشکل از شرکتهای آمریکایی واگذار شده است.
وی با اشاره به حضور شرکتهای آمریکایی در این کنسرسیوم، مدعی شد که شرکت متعلق به دونالد ترامپ نیز در این مجموعه سهم دارد و شرکتهای مرتبط با طرف ارمنی و طرفهای دیگر نیز در آن مشارکت دارند.
صفرنژاد درباره ابعاد جغرافیایی این طرح گفت: برآوردهای مطرحشده درباره عرض مسیر از پنج تا ۲۵ کیلومتر متغیر است و طول دقیق آن نیز بهدلیل ناهمواریهای منطقه و آغازنشدن کامل عملیات اجرایی هنوز مشخص نیست.
وی با ابراز نگرانی از پیامدهای این طرح برای مرز ایران و ارمنستان، اظهار کرد: از نگاه او، اجرای کریدور زنگزور میتواند به تغییرات مهمی در وضعیت ژئوپلیتیکی منطقه منجر شود و بر ارتباطات مرزی ایران با ارمنستان تأثیر بگذارد.
احتمال گسترش ناتو به قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی
صفرنژاد در ادامه، حلوفصل مناقشه قرهباغ را با تحولات احتمالی در روابط امنیتی منطقه مرتبط دانست و مدعی شد که در صورت تغییر قانون اساسی ارمنستان، احتمال پیگیری عضویت این کشور و جمهوری آذربایجان در ناتو افزایش مییابد.
وی همچنین از احتمال گسترش همکاریهای ناتو با کشورهای آسیای مرکزی سخن گفت و پیشبینی کرد که در صورت تحقق چنین روندی، مدیریت کریدور زنگزور نیز ممکن است به این ائتلاف واگذار شود.
این تحلیلگر با اشاره به اهدافی که برای این کریدور قائل است، گفت: این طرح از نگاه او پنج هدف را بهصورت همزمان دنبال میکند؛ اهدافی که شامل تقویت نفوذ رژیم صهیونیستی، تأمین منافع آمریکا، فراهمکردن زمینه گسترش ناتو به شرق، پیشبرد رویکردهای پانترکیستی ترکیه و تقویت جریانهای تکفیری در منطقه است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به جنگهای قرهباغ پرداخت و مدعی شد که در جریان جنگ دوم و سوم قرهباغ، با هدایت ناتو و نقشآفرینی میدانی ترکیه، چند هزار نیروی سلفی و تکفیری از مناطق تحت کنترل گروههای مسلح در سوریه به قفقاز جنوبی منتقل شدند.
صفرنژاد گفت: این نیروها با پوشیدن لباس نظامی جمهوری آذربایجان در درگیریها مشارکت کردند و از پاییز ۱۳۹۹ تاکنون در منطقه باقی ماندهاند.
داریوش صفرنژاد، تحلیلگر روابط بینالملل، در ادامه سخنان خود در نشست تخصصی بررسی ابعاد و سطوح نفوذ رژیم صهیونیستی در جمهوری آذربایجان، مدعی شد که پس از جنگهای قرهباغ، بخشی از نیروهای سلفی و تکفیری منتقلشده از سوریه در جمهوری آذربایجان ماندگار شدهاند.
وی با اشاره به تصمیمی که آن را به رئیسجمهور جمهوری آذربایجان نسبت داد، گفت: بر اساس این تصمیم، جمهوری آذربایجان بهعنوان کشوری مهاجرپذیر معرفی شد و به گفته وی، یکی از گروههای مشمول این روند، نیروهای سلفی و تکفیری آمده از سوریه بودند که در جنگ در کنار نیروهای جمهوری آذربایجان مشارکت داشتند.
صفرنژاد مدعی شد که به این افراد، چه کسانی که مجرد بودند و چه افرادی که با اتباع جمهوری آذربایجان ازدواج کرده بودند، هویت آذربایجانی اعطا شده است. وی شمار این افراد را بیش از پنج هزار نفر و مجموع آنان به همراه خانوادههایشان را حدود ۲۵ تا ۳۰ هزار نفر برآورد کرد.
وی این روند را تلاشی برای حفظ نیروهایی دانست که به ادعای او، ممکن است در آینده بهعنوان جنگجو یا نیروی مزدور مورد استفاده قرار گیرند.
همکاری اقتصادی با حاکمان سوریه؛ ادعای نقش باکو در تأمین انرژی
این تحلیلگر در ادامه، روابط گرم میان حاکمان فعلی سوریه و الهام علیاف، رئیسجمهور جمهوری آذربایجان، را مورد اشاره قرار داد و مدعی شد که باکو در تأمین مالی و انرژی سوریه نقش دارد.
به گفته صفرنژاد، بخشی از گاز موردنیاز نیروگاههای تولید برق سوریه از سوی جمهوری آذربایجان تأمین میشود و این کشور در حمایت مالی از جریان تحریرالشام نیز نقش داشته است.
وی همچنین گفت: ارتباط میان این جریان و جمهوری آذربایجان به سالهای قبل بازمیگردد و پرداختهایی نیز بابت نیروهای خارجی حاضر در جنگ قرهباغ صورت گرفته است.
صفرنژاد با تأکید بر پیچیدگی تحولات منطقه گفت: «ما نمیتوانیم امروز ناتو، آمریکا، انگلستان، رژیم صهیونیستی، ترکیه و جریانهای تکفیری را از یکدیگر جدا بدانیم.» وی معتقد بود که این بازیگران، با وجود اختلافات احتمالی بر سر منافع، در برخی مسیرهای راهبردی با یکدیگر همپوشانی دارند.
پیوند پیمان ابراهیم با تحولات امنیتی قفقاز
وی در ادامه به موضوع گسترش پیمان ابراهیم اشاره کرد وگفت: پس از پیوستن قزاقستان به این روند، بحث پیوستن جمهوری آذربایجان نیز بهطور جدی مطرح شده است.
صفرنژاد همچنین پیشبینی کرد که عضویت احتمالی جمهوری آذربایجان، ارمنستان و قزاقستان در ناتو میتواند از جمله تحولات آینده منطقه باشد.
بستهماندن مرزهای زمینی ایران و جمهوری آذربایجان از اسفند ۱۳۹۸
این تحلیلگر در بخش دیگری از سخنان خود، بستهماندن مرزهای زمینی جمهوری آذربایجان با ایران را از موضوعات مهم در بررسی روابط دو کشور دانست و گفت: از اسفند ۱۳۹۸ تاکنون، تردد زمینی مردم از مرزهای دو کشور با محدودیت جدی مواجه بوده و عمده امکان رفتوآمد مسافران از مسیر هوایی فراهم شده است؛ مسیری که به گفته وی، هزینه بالایی دارد.
وی با اشاره به همزمانی این محدودیتها با مجموعه تحولاتی که در روابط جمهوری آذربایجان و رژیم صهیونیستی رخ داده است، اظهار کرد: همکاریهای دفاعی و نظامی، حضور مستشاری، جنگهای قرهباغ، همکاریهای تسلیحاتی و افتتاح نمایندگیهای دیپلماتیک جمهوری آذربایجان در سرزمینهای اشغالی، همگی در دوره پس از اسفند ۱۳۹۸ گسترش یافتهاند.
صفرنژاد با طرح این پرسش که چرا محدودیتهای مرزی با وجود گذشت سالها همچنان ادامه دارد، گفت: در حالی که این محدودیتها در ابتدا با شیوع کرونا توجیه میشد، تداوم آنها نیازمند بررسی دقیقتری است.
کاهش ارتباطات مردمی و دشوارترشدن سفر به ایران
وی با اشاره به حجم بالای سفر اتباع جمهوری آذربایجان به ایران در سالهای پیش از بستهشدن مرزها، بیان کرد: سالانه حدود دو تا سه میلیون نفر از شهروندان این کشور به ایران سفر میکردند.
به گفته صفرنژاد، بسیاری از ساکنان جمهوری آذربایجان، بهویژه در مناطق جنوبی و شیعهنشین، برای تأمین بخشی از مایحتاج روزمره خود از بازار ایران استفاده میکردند و کالاهایی مانند نان، آرد، گندم، چای، میوه و دیگر اقلام خوراکی از ایران تأمین میشد.
وی افزود: با محدودشدن تردد زمینی، شهروندان جمهوری آذربایجان برای تهیه برخی کالاها ناچارند مسیرهای طولانیتری را از طریق گرجستان یا روسیه طی کنند که به گفته او، هزینه بیشتری برای آنان به همراه دارد.
این تحلیلگر معتقد بود که محدودیتهای طولانیمدت مرزی، علاوه بر پیامدهای اقتصادی، ارتباطات اجتماعی و فرهنگی مردم دو کشور را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
محدودیت سفرهای زیارتی؛ از عتبات عالیات تا مشهد و قم
صفرنژاد با اشاره به پیوندهای مذهبی میان مردم ایران و جمهوری آذربایجان، گفت: بسیاری از شهروندان شیعه این کشور برای زیارت عتبات عالیات، از مسیر ایران به عراق سفر میکردند و در دورههای گذشته امکان سفر به مشهد و قم نیز برای آنان فراهم بود که محدودیتهای کنونی، این رفتوآمدها را دشوار کرده و امکان سفر مستقل و آزادانه را کاهش داده است.
نباید درباره نفوذ رژیم صهیونیستی در قفقاز با سادهانگاری قضاوت کرد
وی در ادامه سخنان خود در نشست تخصصی بررسی ابعاد و سطوح نفوذ رژیم صهیونیستی در جمهوری آذربایجان، با انتقاد از برخی اظهارنظرها درباره نبود شواهد حضور اسرائیل در این کشور، گفت: بررسی این موضوع نیازمند شناخت دقیق منطقه و توجه به ابعاد مختلف همکاریهای سیاسی، امنیتی و نظامی است.
وی با اشاره به گزارشهایی مبنی بر انجام بازدیدهایی از جمهوری آذربایجان و مشاهدهنشدن آثار حضور رژیم صهیونیستی، اظهار کرد: به گفته او، چنین بازدیدهایی بهتنهایی نمیتواند مبنای رد ادعاهای مربوط به همکاریهای پنهان باشد؛ زیرا ممکن است هماهنگیها و اقدامات لازم برای انجام بازدید، پیش از ورود هیئتها صورت گرفته باشد.
صفرنژاد با انتقاد از آنچه سادهانگاری در تحلیل مسائل امنیتی منطقه خواند، تأکید کرد که اظهارنظرهای قطعی درباره این موضوع باید بر پایه مطالعه، شواهد و شناخت میدانی انجام شود.
ادعای استفاده از مسیرهای منطقهای برای حملات هوایی علیه ایران
این تحلیلگر در بخش دیگری از سخنان خود به مسیرهای پروازی مورد استفاده در حملات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران اشاره کرد و مدعی شد که هواپیماهای مهاجم در جریان جنگهای اخیر از مسیرهایی در منطقه قفقاز، از جمله ترکیه، نخجوان، ارمنستان و جمهوری آذربایجان، به سمت دریای خزر و سپس مناطق مرکزی و شمالی ایران حرکت کردهاند.
وی با اشاره به اعتراضها و شکایتهایی که به گفته او از سوی برخی مسئولان و کارشناسان ایرانی درباره این موضوع مطرح شده است، اظهار کرد: این مسئله باید با توجه به شواهد و گزارشهای موجود بررسی شود و نباید بهسادگی از کنار آن گذشت.
صفرنژاد همچنین نسبت به آنچه نفوذ برخی جریانهای حامی پانترکیسم در فضای رسانهای و سیاسی ایران خواند، ابراز نگرانی کرد و خواستار بررسی دقیقتر این موضوع شد.
انتقاد از برخورد با رسانههای منتشرکننده گزارشهای انتقادی
وی در ادامه، به نحوه بازتاب برخی رویدادهای مجمع عمومی سازمان ملل اشاره کرد و مدعی شد که هنگام سخنرانی رئیسجمهور ایران، هیئتهایی از چند کشور سالن را ترک کردند؛ درحالیکه به گفته او، هیئت جمهوری آذربایجان هنگام سخنرانی بنیامین نتانیاهو در سالن حضور داشت.
صفرنژاد با اشاره به انتشار ویدئویی درباره این موضوع در شبکههای اجتماعی، گفت: پس از انتشار آن، با مدیرمسئول یکی از رسانهها تماس گرفته شده و برای حذف محتوا به او فشار وارد شده است.
وی با انتقاد از چنین برخوردهایی، پرسید چرا انتشار مطالبی در حمایت از رئیسجمهور ایران باید با تهدید یا فشار مواجه شود و تأکید کرد که موضوع نفوذ احتمالی در نهادها و رسانهها نیازمند بررسی جدی است.
تأکید بر تفکیک مردم جمهوری آذربایجان از حاکمان این کشور
صفرنژاد با اشاره به روابط ایران و جمهوری آذربایجان، گفت: جمهوری آذربایجان کشور همسایه ایران است و در تحلیل روابط دو کشور باید میان مردم و حاکمیت آن تفکیک قائل شد.
وی با تأکید بر پیوندهای مذهبی و فرهنگی میان مردم دو کشور، اظهار کرد: بخش بزرگی از مردم جمهوری آذربایجان مسلمان و شیعه هستند و نباید رفتارهای سیاسی حاکمان این کشور را به همه مردم آن تعمیم داد.
این تحلیلگر با انتقاد از محدودیتهای مرزی و کاهش ارتباطات مردمی، گفت: حتی اگر دولت جمهوری آذربایجان مسیرهای ارتباطی را محدود کند، ایران نباید از توسعه ارتباطات رسمی و مردمی با شهروندان این کشور دست بکشد.
وی افزود: به اعتقاد او، مخاطب اصلی جمهوری اسلامی ایران در مناسبات منطقهای، مردم هستند و سیاستگذاری در قبال جمهوری آذربایجان باید با توجه به منافع مردم و پیوندهای تاریخی و مذهبی دو کشور انجام شود.
اشاره به سابقه حمایت ایران از جمهوری آذربایجان
صفرنژاد در ادامه با اشاره به سابقه روابط دو کشور، گفت: جمهوری اسلامی ایران در دورههای مختلف به مردم جمهوری آذربایجان کمک کرده و برای بررسی این موضوع میتوان به پژوهشهای منتشرشده درباره «دیپلماسی حمایتی جمهوری اسلامی ایران از جمهوری آذربایجان» مراجعه کرد.
وی تأکید کرد که در ارزیابی روابط دوجانبه باید میان مردم جمهوری آذربایجان و سیاستهای حاکمان آن تمایز قائل شد و از نگاه او، ارتباطات مردمی و فرهنگی باید مستقل از اختلافات سیاسی ادامه پیدا کند.
واکنش کشورهای منطقه در صورت وقوع درگیری جدید
این تحلیلگر در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به احتمال بروز درگیریهای جدید در منطقه، بر ضرورت بررسی واکنش مردم قفقاز و ترکیه تأکید کرد.
وی با انتقاد از مواضع رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، درباره ترور شهید قاسم سلیمانی، مدعی شد که با وجود نقش سردار سلیمانی در حمایت از دولت ترکیه در جریان کودتای نافرجام، اردوغان در محکومیت ترور او موضعی متناسب اتخاذ نکرده است.
صفرنژاد با اشاره به این موضوع، گفت: در ارزیابی رفتار حاکمان منطقه نباید صرفاً بر سابقه روابط یا انتظار حمایت سیاسی تکیه کرد؛ بلکه باید منافع و عملکرد واقعی آنان را در نظر گرفت.
وی در پایان، با تأکید بر ضرورت آسیبشناسی نفوذ رژیم صهیونیستی در قفقاز جنوبی، اظهار کرد که هدف از این بررسیها نباید بزرگنمایی توان رژیم صهیونیستی باشد، بلکه باید زمینههای نفوذ و پیامدهای احتمالی آن برای امنیت ایران و منطقه شناسایی شود.
انتهای پیام/