چرا هرچه بزرگتر میشویم، سالها زودتر میگذرند
به گزارش خبرگزاری آنا؛ برای کودکی که نخستین روزهای مدرسه را میگذراند، رسیدن به تعطیلات تابستانی ممکن است انتظاری طولانی باشد. او هر روز چیز تازهای میآموزد، با موقعیتهای ناآشنا روبهرو میشود و تجربههایی دارد که هنوز نمیداند باید چگونه آنها را درک کند. در مقابل، بزرگسالی که مسیر همیشگی خانه تا محل کار را طی میکند، ممکن است روزهای متعددی را تقریبا شبیه یکدیگر پشت سر بگذارد؛ تا جایی که در پایان هفته، بهسختی بتواند اتفاقی مشخص از روزهای گذشته را به یاد بیاورد.
این تفاوت میتواند بخشی از پاسخ به پرسشی باشد که بسیاری از ما با افزایش سن تجربه میکنیم: چرا زمان انگار تندتر میگذرد؟
«جیمی جیرَوت»، دانشیار دانشکده آموزش و توسعه انسانی دانشگاه ویرجینیا که درباره کنجکاوی و یادگیری پژوهش میکند، در گفتوگویی با این دانشگاه توضیح داده است که هرچه کارهای روزمره برایمان آشناتر و انجام آنها خودکارتر شود، احتمال دارد جزئیات کمتری از آن تجربهها در ذهنمان ثبت کنیم. به گفته او، هنگامی که کارها را بدون توجه آگاهانه انجام میدهیم، ممکن است احساس کنیم زمان با سرعت بیشتری گذشته است.
این توضیح به معنای آن نیست که مغز کودکان زمان را با ساعت متفاوتی اندازه میگیرد. مسئله بیشتر به چگونگی توجه به تجربهها و نحوه ثبت و بازیابی خاطرات مربوط میشود.
مغز ما از روزهای تکراری چه چیزی به یاد میسپارد؟
بخش بزرگی از زندگی بزرگسالی از کارهایی تشکیل شده است که بارها انجام میدهیم: آماده شدن برای رفتن به محل کار، رفتوآمد در مسیرهای آشنا، انجام وظایف روزانه و رسیدگی به کارهای خانه. این عادتها به ما کمک میکنند با صرف انرژی ذهنی کمتر زندگی را اداره کنیم. لازم نیست هر روز برای انجام کارهای آشنا از ابتدا تصمیم بگیریم یا همه جزئیات محیط را با دقت بررسی کنیم.
اما همین ویژگی میتواند بر خاطرات ما اثر بگذارد.
به توضیح جیرَوت، کودکان با جهان تازهتری روبهرو هستند و هنوز نمیدانند کدام اطلاعات مهماند و کدام را میتوان نادیده گرفت؛ بنابراین ممکن است هنگام تجربه یک موقعیت، به جزئیات بیشتری توجه کنند. در بزرگسالی، با افزایش شناخت از محیط، بسیاری از موقعیتها قابل پیشبینی میشوند و توجه ما بیشتر به اطلاعات ضروری معطوف میشود.
وقتی به گذشته نگاه میکنیم، خاطرات تازه و متمایز میتوانند به ما احساس یک دوره طولانیتر بدهند؛ در حالی که دورهای پر از روزهای شبیه به هم، ممکن است در یادآوری کوتاهتر به نظر برسد. از این منظر، گاهی مسئله فقط تعداد روزهایی نیست که سپری کردهایم، بلکه تعداد و کیفیت تجربههایی است که از آن روزها در ذهنمان باقی مانده است.
البته این توضیح همه ماجرا نیست. پژوهشگران هنوز درباره علت دقیق احساس سریعتر شدن زمان با افزایش سن به یک پاسخ نهایی نرسیدهاند و حافظه تنها یکی از عوامل مطرحشده است.
پژوهشها درباره احساس گذر زمان چه میگویند؟
این تجربه فقط یک برداشت شخصی یا شکایتی رایج در گفتوگوهای روزمره نیست؛ روانشناسان نیز آن را بررسی کردهاند. مجله «ساینتیفیک امریکن» در مقالهای درباره این موضوع، به پژوهش سال ۲۰۱۰ ویلیام فریدمن و استیو یانسن اشاره میکند که در آن ۴۹ دانشجوی کارشناسی و ۵۰ فرد ۶۰ تا ۸۰ ساله شرکت داشتند.
پژوهشگران از شرکتکنندگان خواستند زمان وقوع ۱۲ رویداد خبری مهم در دهه گذشته را تخمین بزنند و میزان یادآوری هر رویداد را ارزیابی کنند. شرکتکنندگان همچنین برداشت خود را از سرعت گذر زمان گزارش کردند.
بر اساس گزارش ساینتیفیک امریکن، افراد مسنتر دهه گذشته را سریعتر از افراد جوانتر احساس میکردند؛ بااینحال، ارزیابی دو گروه از بازههای کوتاهتر، مانند ساعتها، هفتهها و ماهها، تفاوت مشابهی نداشت. گزارش همچنین میگوید افراد جوانتر بیشتر تمایل داشتند زمان وقوع رویدادهای خبری را دورتر از زمان واقعی آنها تخمین بزنند.
مقاله به پژوهش دیگری نیز اشاره میکند که در سال ۲۰۱۳ و با مشارکت فریدمن، یانسن و ماکیکو ناکا انجام شد. در این بررسی، احساس فشار زمانی با برداشت افراد از سرعت گذر زمان ارتباط داشت. کسانی که در زمان حال فشار زمانی بیشتری احساس میکردند، بیشتر میگفتند هفتهها و ماهها سریع میگذرند. افرادی هم که در طول دهه گذشته فشار زمانی بیشتری تجربه کرده بودند، آن دهه را کوتاهتر احساس میکردند.
این یافتهها بهتنهایی ثابت نمیکنند که افزایش سن، بهخودیخود، علت احساس سریعتر گذر زمان است؛ اما نشان میدهند که در بررسی این تجربه باید میان بازههای کوتاه و بلند و نیز میان احساس فشار زمانی در زندگی روزمره و ارزیابی گذشته تفاوت گذاشت.
احساسات هم میتوانند ساعت ذهنی ما را تغییر دهند
اگر تا به حال در یک صف طولانی منتظر مانده باشید، احتمالا میدانید که چند دقیقه انتظار میتواند بسیار طولانی احساس شود. در مقابل، ممکن است یک گفتوگوی جذاب با دوستتان چنان بگذرد که ناگهان متوجه شوید چند ساعت گذشته است.
«روث اوگدن»، استاد روانشناسی زمان در دانشگاه جان مورز لیورپول، در گفتوگو با «انجمن روانشناسی آمریکا» توضیح میدهد که تجربه زمان با احساسات و میزان توجه ما ارتباط دارد. به گفته او، وقتی از فعالیتی لذت میبریم، معمولا کمتر به گذر زمان توجه میکنیم؛ در مقابل، هنگام اضطراب یا ناراحتی ممکن است بیشتر منتظر پایان موقعیت باشیم و به زمان توجه کنیم.
اوگدن همچنین میگوید پژوهشگران هنوز دقیقا نمیدانند چرا افراد بهطور معمول احساس میکنند زمان با افزایش سن سریعتر میگذرد. یکی از توضیحهای مطرحشده این است که هنگام بازنگری در گذشته، از خاطرات برای تخمین طول دورهها استفاده میکنیم. سالی پر از تجربههای تازه و خاطرات متمایز ممکن است طولانیتر به نظر برسد، اما سالی که بیشتر آن در تکرار روالهای همیشگی گذشته، ممکن است در ذهن کوتاهتر جلوه کند.
احساس ما هنگام گذراندن یک بازه زمانی لزوماً با برداشتی که بعدها از آن داریم، یکسان نیست. ممکن است یک روز کاری در لحظه طولانی به نظر برسد، اما ماهها بعد، اگر اتفاق متمایزی در آن رخ نداده باشد، در میان خاطرات روزهای مشابه چندان برجسته نباشد.
آیا میتوان کاری کرد که زمان کمتر از دستمان بگریزد؟
اگر سرعت گذر زمان را نمیتوان تغییر داد، آیا میتوان کاری کرد که زندگی کمتر شتابزده به نظر برسد؟ جیرَوت پیشنهاد میکند برای فاصله گرفتن از حالت خودکار، به تجربههای روزمره توجه بیشتری داشته باشیم. این کار لزوما به معنای مدیتیشن یا اختصاص دادن ساعتهای طولانی به فعالیتی تازه نیست. گاهی نگاه کردن آگاهانه به محیط اطراف، توجه به آسمان و درختان یا انجام کاری آشنا با دقت بیشتر میتواند فرصتی برای ثبت جزئیات فراهم کند.
او همچنین بر اهمیت تجربههای تازه تأکید میکند. یاد گرفتن یک مهارت، امتحان کردن دستور غذایی جدید، انتخاب مسیری متفاوت برای رفتوآمد یا دیدار با افراد تازه، نمونههایی از تغییرهای کوچکی هستند که میتوانند روزهای تکراری را متمایزتر کنند. هدف این نیست که تقویم را کند کنیم، بلکه فرصتی فراهم کنیم تا تجربههای بیشتری در ذهنمان باقی بمانند.
اوگدن نیز پیشنهاد میکند بهجای تمرکز صرف بر کارهایی که هنوز انجام ندادهایم، گاهی فهرستی از کارهایی تهیه کنیم که در طول روز یا هفته به پایان رساندهایم. مرور عکسها، یادداشتهای روزانه و خاطرات میتواند کمک کند متوجه شویم در دورهای که به نظر کوتاه میرسید، چه اتفاقهایی رخ داده است.
شاید مسئله فقط گذشت زمان نباشد
احساس اینکه سالها با سرعت میگذرند، بخشی از تجربه بسیاری از بزرگسالان است؛ اما ساعت ذهنی ما همیشه با تقویم هماهنگ نیست. روزهای پر از انتظار ممکن است طولانی شوند و ماههایی که درگیر روالهای تکراری هستیم، هنگام یادآوری کوتاه به نظر برسند. احساسات، فشار زمانی، توجه و خاطرات همگی میتوانند در این برداشت نقش داشته باشند.
شاید نتوانیم جلوی رسیدن پایان سال را بگیریم، اما میتوانیم گاهی از خود بپرسیم در روزهای گذشته چه چیزی تازه آموختهایم، کدام لحظه را به خاطر سپردهایم و چه تجربهای از میان کارهای تکراری متمایز بوده است. گاهی برای آنکه یک سال در خاطرهمان فقط به شکل چند ماه شتابزده باقی نماند، لازم نیست کار بزرگی انجام دهیم؛ شاید کافی باشد بخشی از زندگی روزمره را با توجه بیشتری تجربه کنیم.
انتهای پیام/