شاهرگ هرمز در مسیر تغییر معادله انرژی جهان/ بازدارندگی هستهای سپر پولادین ایران در برابر بحرانآفرینی غرب
به گزارش خبرگزاری آنا، در شرایطی که استمرار تنشهای منطقهای و تحولات راهبردی پیرامون شاهرگهای حیاتی انرژی، پایداری زنجیره تأمین را در کانون توجه بازارهای جهانی قرار داده است، کارشناسان اقتصاد انرژی بر این باورند که هرگونه اختلال در عبور و مرور نفت و فرآوردهها از تنگه هرمز، نه تنها زلزلهای سهمگین در اقتصاد اروپا و ایالات متحده برپا خواهد کرد، بلکه ناترازی شدیدی در توازن عرضه و تقاضا ایجاد میکند که ذخایر استراتژیک غرب نیز یارای مقابله بلندمدت با آن را نخواهند داشت.
بازار جهانی انرژی در شرایط کنونی بیش از هر مقطع دیگری در دهههای اخیر، در بند گرههای کور سیاسی، امنیتی و اقتصادی گرفتار آمده است؛ گرههایی که شاهرگ حیات اقتصاد صنعتی غرب را به اراده پولادین جمهوری اسلامی ایران در منطقه حساس خلیج فارس پیوند زده است. در حالی که ایالات متحده و متحدان غربیاش طی سالهای اخیر کوشیدهاند با ابزار تحریم، فشار حداکثری و لفاظیهای امنیتی، توازن قدرت را به نفع سیاستهای استعماری خود تغییر دهند، تحولات بنیادین در ژئوپلیتیک انرژی نشان میدهد که غرب در برابر واقعیتهای انکارناپذیر میدان خلیج فارس و تنگه استراتژیک هرمز کاملاً آسیبپذیر و عاجز است.
عبور روزانه میلیونها بشکه نفت خام، میعانات گازی و فرآوردههای راهبردی از تنگه هرمز، این گلوگاه حیاتی را به نقطه ثقل امنیت انرژی جهان بدل کرده است؛ مسیری که کوچکترین نوسان در آن، زنجیره تأمین را در بازارهای آمریکا و اروپا به آستانه فروپاشی میکشاند و ذخایر استراتژیک غرب را در کوتاهمدت به چالش میکشد. در چنین کارزار فشردهای، درک این حقیقت که اقتصادهای صنعتی جهان هیچ جایگزین سریعی برای جبران کسری عرضه ندارند، واشنگتن و همپیمانانش را در یک بنبست راهبردی قرار داده است.
از سوی دیگر، همافزایی میان قدرت بازدارندگی نظامی در منطقه و استمرار فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران از جمله غنیسازی ۶۰ درصدی به عنوان دژ دفاعی مطمئنی عمل کرده که معادله توازن قوا را به سود منافع ملی تغییر داده است. امروز، نخبگان و کارشناسان اقتصاد بینالملل بر این باورند که اقتدار ایران اسلامی در گروی بهرهگیری هوشمندانه از همین کارتهای برنده راهبردی است؛ راهبردی که نه تنها زبان تهدید دشمن را خنثی میکند، بلکه سناریوی تحمیل اراده سیاسی غرب را در بنبست اراده ملی ایرانیان متوقف میسازد.
نقش بیبدلیل تنگه هرمز در معادلات امنیت انرژی جهان؛ شاهرگ حیات یا گلوگاه بحران؟
محمدعلی صادقی، کارشناس بازار انرژی، در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی آنا، در پاسخ به این پرسش که تغییرات سطح عرضه و تحرک ناوگان کشتیرانی در تنگه هرمز چه تأثیری بر پایداری زنجیره تأمین انرژی در بازارهای اروپا و آمریکا میگذارد و ذخایر استراتژیک تا چه زمانی پاسخگوست، اظهار داشت: تنگه هرمز همانند تمامی گلوگاههای راهبردی در سطح جهان از موقعیت ممتازی برخوردار است؛ با این حال، جای تأسف است که برخی جریانها با تصور بقا و تسلیم شدن، حاضرند این برگ برنده استراتژیک را به دشمن ایران واگذار کنند.
وی افزود: روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه فقط نفت خام از این تنگه صادر میشود و علاوه بر آن، حجم عظیمی از میعانات گازی (حدود ۵۰۰ هزار تن در روز)، فرآوردههای نفتی از جمله گازوئیل، نفت سفید، سوخت جت، فرآوردههای ویژهای نظیر روغن پایه، اوره، گوگرد، گاز هلیوم و مازوت که بخشی از آن به عنوان سوخت کشتیها کاربرد دارد از این مسیر ترانزیت میشود. مصاف با این حجم از صادرات، وابستگی واردات کالاهای اساسی تمامی کشورها به این منطقه است که به معنای واقعی کلمه، تنگه هرمز را به یک گلوگاه بیبدیل استراتژیک بدل کرده است.
نقطهعطف بحران عرضه و بنبست انرژی در اقتصادهای صنعتی
این کارشناس بازار انرژی در پاسخ به پرسش دیگری درباره تأثیر اختلال این مسیر بر مدلهای قیمتگذاری در غرب و تعیین نقطه بحرانی کمبود عرضه تصریح کرد: در شرایطی که اقتدار و عزت ایران اسلامی بر همگان هویدا شده و بر پایه همین توانمندیها، تمامی کشورهای عربی و صنعتی با مشکل جدی ناتوانی در تأمین انرژی و به هم خوردن توازن مواجه میشوند، حتی اگر این کشورها بخواهند برای تولید برق به سوخت زغالسنگ متوسل شوند، بلافاصله با موانع و بحرانهای شدید زیستمحیطی برخورد خواهند کرد.
وی در ادامه گفت: از همه مهمتر، جابجایی این میزان نفت خام به صورت متوازن، در تمامی سکوهای مصرف انرژی در سراسر جهان تأثیرگذار است و هرگونه خلل در آن، قیمتها را در بازارهای آمریکا و اروپا به سمت سناریوهای بحرانی و قیمتهای نجومی سوق خواهد داد که فراتر از ظرفیت تابآوری ذخایر استراتژیک فعلی آنهاست.
بازدارندگی هستهای؛ پشتوانه راهبردی اقتصاد و امنیت ملی
صادقی با تأکید بر لزوم تقویت ابزارهای بازدارندگی کشور در برابر فشارهای نظام سلطه خاطرنشان کرد: ایران اسلامی در کنار حراست قاطع از تنگه هرمز، باید مصرانه به غنیسازی اورانیوم تا سطح ۶۰ درصد و بالاترین میزان ممکن مبادرت ورزد تا از این طریق، هم ابزار فشار آمریکا، عربستان و رژیم صهیونیستی را خنثی کند و هم به همپیمانان راهبردی خود یعنی روسیه و چین اعلام کند که سطح توازن منطقهای بر پایه قدرت اتمی ارتقا یافته است.
این کارشناس انرژی در پایان یادآور شد: در مقابله با فشار بدون پشتوانه آمریکا، باید صراحتاً اعلام کرد که شرط هرگونه مذاکره، پیوستن ایالات متحده به پیمان منع گسترش سلاحهای اتمی و نابودی کامل کلاهکهای اتمی رژیم صهیونیستی است و در غیر این صورت، ایران از افزایش سطح غنیسازی ۶۰ درصد کوتاه نخواهد آمد؛ این همان دکترین بازی است که تمام کشورهای دارای تسلیحات اتمی به عنوان عامل بازدارندگی از آن بهره میبرند؛ درست مانند معادله آمریکا در مقابل چین و روسیه، یا پاکستان در مقابل هندوستان، و اکنون ایران در مقابل آمریکا و رژیم صهیونیستی. باید به این باور برسیم که حتی چین و روسیه نیز در برابر فشار آمریکا و اعراب، حمایت اتمی تمامعیاری از ایران نخواهند کرد و تکیه بر بازدارندگی بومی، تنها راه حتمی صیانت از منافع ملی است.
انتهای پیام/