آمریکا به ایران حمله کرد و بحران به آمریکا/ متحدان طلبکار و مردم ناراضی پایه‌های اعتبار آمریکا را فرسوده است

ایران و آمریکا
مذاکرات ایران و آمریکا
مذاکرات غیر مستقیم
واشنگتن به ایران حمله کرد، اما هزینه جنگ به خانه‌اش بازگشت؛ از فشار قیمت سوخت بر آمریکایی‌ها تا اختلاف با متحدان و گره هرمز. اکنون هر روز تداوم بحران، فاصله میان وعده‌های کاخ سفید و واقعیت جنگ را آشکارتر می‌کند؛ فاصله‌ای که اعتبار آمریکا را می‌فرساید و راه خروج را برای ترامپ دشوارتر می‌سازد.

به گزارش خبرگزاری آنا، آمریکایی که جنگ را با وعده تحمیل اراده آغاز کرد؛  اکنون با هزینه‌های مهار بحران دست‌وپنجه نرم می‌کند. حمله به ایران قرار بود معادلات منطقه را به سود آمریکا و شرکایش تغییر دهد اما آنچه در ادامه آشکار است، زنجیره‌ای از فشار‌های اقتصادی، اختلاف با شرکا و دشواری پایان‌دادن به درگیری است. جنگی که قرار بود ابزار اقتدار باشد، به آزمون اعتبار تبدیل شده است.

برای فهم این وضعیت، باید از میدان نبرد فاصله گرفت و به ستون‌های نفوذ آمریکا نگاه کرد. رابرت زولیک، مقام پیشین دولت آمریکا، در مقاله‌ای که اخیرا در فارن‌افرز منتشر کرده است، هشدار می‌دهد که سیاست‌های ترامپ علیه کانادا و مکزیک، پشتوانه ژئوپولیتیکی واشنگتن را فرسوده می‌کند. استدلال او این است که امنیت همسایگی، همکاری اقتصادی و اعتماد شرکا، پایه‌های قدرت آمریکا هستند. دولتی که این پایه‌ها را با تهدید و تحقیر سست می‌کند، هنگام بحران با دست‌های بسته‌تری وارد میدان می‌شود.

اما جنگ ایران این آسیب را برجسته‌تر کرده است. واشنگتن در حالی هزینه تعهدات نظامی خود را افزایش داده که سیاست فشار بر نزدیک‌ترین شرکایش نیز ادامه دارد. حاصل، انباشت بحران‌هاست: تنش در پیرامون آمریکا، درگیری در خاورمیانه و فشار بر مناسبات با اروپا. هر بحران، بخشی از منابع و اعتبار دولت را مصرف می‌کند. جمع این هزینه‌ها، توان تصمیم‌گیری را محدود می‌سازد؛ حتی اگر کاخ سفید همچنان زبان تهدید را کنار نگذارد.

هرمز و وعده‌ای که حالا به مسئله تبدیل شده است

گره اصلی هر جنگی، فاصله میان تخریب و تحمیل نتیجه است. حمله می‌تواند تأسیساتی را هدف قرار دهد، اما پایان بحران به تصمیم سیاسی طرف مقابل وابسته می‌ماند. گزارش کتابخانه مجلس عوام بریتانیا، شش ماه پس از آغاز حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، از استمرار محاصره متقابل ایران و محدودیت عبور کشتی‌ها از هرمز خبر می‌دهد. این یعنی واشنگتن، با وجود فشار نظامی و اقتصادی، هنوز با مسئله‌ای روبه‌رو است که حل آن را در آغاز جنگ وعده می‌داد.

اهمیت هرمز دقیقاً همین‌جاست. اختلال در این گذرگاه، پیامد جنگ را به بیرون از منطقه منتقل می‌کند. یعنی بازار انرژی، هزینه حمل‌ونقل و زندگی مصرف‌کنندگان در آن سوی جهان تحت تاثیر قرار می‌گیرد. در چنین وضعیتی، هر روز ادامه بحران، پرسشی تازه علیه واشنگتن مسرح می‌کند مبنی بر ایتکه اگر آمریکا مسئولیت تأمین امنیت مسیر‌های تجارت را برای خود قائل است، چرا نتوانسته ثبات را بازگرداند؟ این پرسش، مستقیماً اعتبار سیاسی آن را نشانه می‌رود. 

متحدانی که صورت‌حساب جنگ را دریافت کردند

هزینه دیگر، فشار بر اعتماد شرکاست. جاناتان برچل، پژوهشگر مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی، آغاز حملات بدون مشورت با شرکای ناتو را عاملی برای فشار بر انسجام روابط آمریکا و اروپا می‌داند. دولت‌های اروپایی باید درباره پیامد‌های تصمیمی پاسخ دهند که در اتخاذ آن مشارکت نداشته‌اند. وقتی تصمیم‌گیری یک‌جانبه است و هزینه‌ها مشترک، همکاری به منبع اختلاف تبدیل می‌شود.

این وضعیت، همان هشدار زولیک را در مقیاسی گسترده‌تر بازتاب می‌دهد: رفتار تحکمی، سرمایه اعتماد را می‌سوزاند. واشنگتن برای اجرای سیاست‌هایش به همراهی دیگران نیاز دارد؛ اما هر بار که شرکا خود را در برابر تصمیمی انجام‌شده می‌بینند، انگیزه بیشتری برای کاهش وابستگی پیدا می‌کنند. فرسایش نفوذ از همین نقطه آغاز می‌شود؛ از زمانی که همراهی با آمریکا، برای شریک آن به مسئله‌ای پرهزینه تبدیل شود.

پیامد‌های جنگ حتی سیاست آمریکا در برابر روسیه را نیز گرفتار تناقض کرده است. آسوشیتدپرس در ۹ اکتبر از توافق ترامپ برای دریافت گازوئیل روسیه و تسهیل موقت محدودیت‌های عرضه آن خبر داد؛ اقدامی که با اعتراض اوکراین روبه‌رو شد. بحران انرژی، دولت آمریکا را به سراغ کشوری برده که هم‌زمان می‌کوشد درآمدهایش را محدود کند. این چرخش نشان می‌دهد هزینه جنگ چگونه می‌تواند اهداف واشنگتن در جبهه‌ای دیگر را تحت فشار بگذارد.

جنگ به خانه بازگشت

در داخل آمریکا نیز صورت‌حساب درگیری روی میز است. رویترز در ۸ اکتبر گزارش داد حدود ۶۰ درصد آمریکایی‌ها از مدیریت بحران ایران توسط ترامپ ناراضی‌اند. افزایش قیمت بنزین فشار را تشدید کرده و رئیس‌جمهور هنوز برنامه تفصیلی خروج از جنگ ارائه نکرده است. برای رأی‌دهنده‌ای که هزینه بیشتری می‌پردازد، سخنرانی درباره دستاورد‌های نظامی پاسخ کافی نیست. ادامه این وضعیت، پشتوانه سیاسی دولت و آزادی عمل آن را محدود می‌کند.

حمله به ایران، شکاف میان ادعای رهبری و توان مدیریت پیامد‌ها را آشکار کرده است. واشنگتن اکنون باید هم‌زمان بحران انرژی، نگرانی شرکا و نارضایتی داخلی را پاسخ دهد. همین انباشت هزینه‌ها، مسیر تضعیف جایگاه ژئوپولیتیکی آمریکاست. جنگی که برای تحمیل اراده آغاز شد، دولت آمریکا را گرفتار مسئله‌ای کرده که با تکرار تهدید حل نمی‌شود: چگونه از بحرانی خارج شود که ادامه‌اش، اعتبار خود واشنگتن را مصرف می‌کند؟

انتهای پیام/

ارسال نظر