فیلمسازان جوان برای ساخت آثارشان به حمایت نیاز دارند
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، فیلم کوتاه «تاوان» به کارگردانی و تهیهکنندگی مهدی یوسفیان، روایت کودکی است که قتل مادرش را میبیند و آثار این تجربه تلخ، زندگی او را در بزرگسالی تحت تأثیر قرار میدهد. در این اثر، مهدی یوسفیان علاوه بر ایفای نقش، نویسندگی فیلم را نیز بر عهده داشته است. کیمیا فرنیا، محمدمهدی هاتفی، امیررضا باباولیان، امیرحسین فهادان، امیرعباس عباسی، زهرا شفاف، عطا رادپور، مجید نرمانی و ویهان نوروزی دیگر بازیگران این فیلم کوتاه هستند. همچنین محمد اسدی به عنوان فیلمبردار، رضا محمدنیا قرایی تدوین و صداگذاری، و نیوشا شهریوری و مجید نرمانی دستیاری کارگردان را در این پروژه بر عهده داشتهاند.
مهدی یوسفیان، کارگردان فیلم کوتاه «تاوان»، با اشاره به دشواریهای تولید مستقل و محدودیتهای مالی فیلمسازان جوان، معتقد است ظرفیت قابل توجهی در عرصه فیلم کوتاه ایران وجود دارد، اما بسیاری از آثار امکان دیدهشدن پیدا نمیکنند. او که تجربه کارگردانی تئاتر را نیز در کارنامه دارد، در این گفتوگو، که به بهانه تولید این فیلم کوتاه با کارگردان این اثر انجام شده است، درباره ایده ساخت «تاوان»، تأثیر آسیبهای دوران کودکی بر زندگی انسان، موانع تولید فیلم کوتاه و ضرورت حمایت از استعدادهای تازه صحبت میکند.
فعالیت هنریام را با بازیگری در تئاتر آغاز کردم
لطفاً درباره سابقه هنری خود و تجربههایی که پیش از ساخت فیلم کوتاه «تاوان» داشتید، توضیح دهید.
مهدی یوسفیان هستم و از سال ۱۳۹۵ فعالیت هنریام را آغاز کردم. اولین تجربه بازیگریام در نمایش «رومئو و ژولیت» بود. بعد از آن، در سال ۱۳۹۷، در گروه کارگردانی نمایشی به نام «مدهآی سن مدار» به کارگردانی بورژین عبدالرزاقی حضور داشتم که الیکا عبدالرزاقی و احمد ساعتچیان هم در آن فعالیت میکردند.
در ادامه، مسیرم را در تئاتر پیش بردم و بهتدریج تجربههای بیشتری در زمینه بازیگری، دستیاری و کارگردانی به دست آوردم. تئاتر برای من مسیری جدی و مهم بود و تجربههایی که در این حوزه کسب کردم، در شکلگیری نگاهم به کارگردانی و روایت داستان تأثیر زیادی داشت.
در سال ۱۳۹۹ نمایش «کلهپوکها» را در سالن ملک روی صحنه بردم. آن زمان با دوران کرونا مواجه بودیم و شرایط فعالیتهای نمایشی بسیار دشوار شده بود. در همان سال، نمایش «فرمالیته» را نیز در سالن سه شهرزاد اجرا کردم.
یکی از تجربههای مهم من نمایش «کاتلین» بود که با متنی از ویلیام باتلر ییتس، از ۱۹ آبان ۱۴۰۰ در سالن یک شهرزاد روی صحنه رفت. آن زمان ۲۱ سال داشتم و مدیریت گروهی حدوداً ۵۰نفره را بر عهده گرفته بودم. تولید نمایش به دلیل شرایط کرونا با تأخیر مواجه شد. حتی شب قبل از پیشنمایش، خودم به کرونا مبتلا شدم و تعدادی از بازیگران و عوامل گروه هم درگیر بیماری شدند. با این حال، در نهایت اجرا را آغاز کردیم.
بعدتر، نسخه بازنگریشدهای از «کاتلین» را آماده کردم و اجرایی دیگر در سالن یک ارغوان روی صحنه بردم. در سال ۱۴۰۲ نیز نمایش «زندگی و مرگ شاه جان» را بر اساس اثری از شکسپیر اجرا کردم که حسن اسدی و محمد ناجی، رپر، در آن حضور داشتند.
میخواستم داستانی درباره پیامدهای یک آسیب عمیق روایت کنم
ایده اولیه فیلم کوتاه «تاوان» از کجا شکل گرفت و چه دغدغهای شما را به سمت ساخت این اثر برد؟
من هم به تئاتر علاقه دارم و هم به سینما. از دوران کودکی فیلم و سریال تماشا میکردم و این علاقه همیشه در من وجود داشته است. در کنار فعالیتهای نمایشی، نوشتن هم برایم اهمیت دارد. داستان کوتاه مینویسم و رمانی با عنوان «شیاد سفید» هم نوشتهام که هنوز منتشر نشده است.
برای من، کارگردانی فقط ساختن یک اثر نمایشی یا سینمایی نیست؛ میخواهم از این طریق دغدغههای اجتماعی و فرهنگیام را مطرح کنم. احساس میکنم هنر این ظرفیت را دارد که موضوعاتی را که در زندگی روزمره با آنها مواجهیم، به شکلی دیگر پیش روی مخاطب بگذارد و او را به فکر کردن وادار کند.
در «تاوان» نیز دوست داشتم داستانی را روایت کنم که صرفاً به یک اتفاق محدود نباشد و مخاطب را با پیامدهای عمیقتر یک تجربه انسانی روبهرو کند. برایم مهم بود که اتفاقی که در دوران کودکی برای شخصیت اصلی رخ میدهد، در ادامه زندگی او نیز اثرگذار باشد و مسیرش را تغییر دهد.
اندوه دوران کودکی به خشم و خشونت تبدیل میشود
داستان فیلم چه مسیری را دنبال میکند و محور اصلی روایت آن چیست؟
داستان درباره کودکی است که شاهد قتل مادرش میشود و با پیکر خونآلود او مواجه میشود. این اتفاق، تجربهای بسیار تلخ و تکاندهنده برای کودک است؛ تجربهای که در وجود او باقی میماند و بهتدریج بر زندگیاش تأثیر میگذارد.
این کودک با بزرگتر شدن، اندوه و آسیب ناشی از آن اتفاق را با خود حمل میکند. این اندوه به خشم تبدیل میشود و در بزرگسالی، زندگی او را به سمت مسیری خشونتآمیز میبرد. او به یک قاتل زنجیرهای تبدیل میشود و افرادی را که تصور میکند در آسیبهای زندگیاش نقش داشتهاند، به قتل میرساند. در نهایت نیز خودش را بهعنوان آخرین قربانی انتخاب میکند تا به زندگیاش پایان دهد و این چرخه را متوقف کند.
موضوع اصلی فیلم، تأثیر آسیبهای دوران کودکی بر شخصیت و زندگی فرد در بزرگسالی است. به نظرم تجربههای تلخ دوران کودکی را نباید دستکم گرفت؛ چراکه ممکن است آثار آنها سالها بعد و به شکلهایی بسیار پیچیده و حتی فاجعهبار نمایان شوند.
شخصیت اصلی احساس میکند دیگران تاوان قتل مادرش را ندادهاند
عنوان «تاوان» چه مفهومی در داستان دارد و چرا این نام را انتخاب کردید؟
انتخاب عنوان «تاوان» از نگاه شخصیت اصلی به اتفاقی میآید که در کودکی برایش رخ داده است. او شاهد قتل مادرش بوده و احساس میکند کسانی که مادرش را به قتل رساندهاند، بهای کارشان را نپرداختهاند؛ در حالی که خودش باید تمام عمر با فقدان مادرش زندگی کند و رنج آن اتفاق را تحمل کند.
از نگاه او، دیگران تاوان کاری را که انجام دادهاند، ندادهاند، اما این خودش است که در تمام این سالها هزینه آن اتفاق را میپردازد. همین احساس در ذهنش شکل میگیرد که باید آنها را وادار به پرداخت تاوان کند و به شکلی از آنچه بر سرش آمده، انتقام بگیرد.
عنوان فیلم به همین تضاد اشاره دارد؛ اینکه چه کسی باید تاوان یک اتفاق را بپردازد و پیامدهای یک جنایت تا چه اندازه میتواند از عاملان آن فراتر برود و زندگی فرد دیگری را نابود کند.
تولید «تاوان» با چه مشکلاتی همراه بود و چه امکاناتی میتوانست به بهترشدن نتیجه نهایی کمک کند؟
بزرگترین چالش من، تأمین هزینههای تولید بود. وقتی میخواهید بهصورت مستقل فیلم بسازید و از حمایت یک نهاد یا مجموعه برخوردار نیستید، باید بخش عمده هزینهها را خودتان تأمین کنید. من هم هزینههای فیلم را شخصاً پرداخت کردم و بسیاری از عوامل و بازیگران با دستمزد بسیار محدود یا بدون دریافت دستمزد همکاری کردند و در این مسیر به من کمک کردند.
این همکاری برای من ارزشمند بود، چون ساخت یک فیلم به همراهی گروهی از افراد نیاز دارد که به ایده و پروژه اعتماد داشته باشند. با این حال، علاقه و همراهی عوامل نمیتواند جای امکانات مالی لازم برای تولید را بهطور کامل بگیرد.
اگر بودجه بیشتری داشتم، میتوانستم تجهیزات مناسبتری اجاره کنم، روزهای فیلمبرداری را افزایش بدهم و صحنههای بیشتری را بسازم. در نتیجه، هم از نظر فنی و هم از نظر روایت داستان، فرصت بیشتری برای رسیدن به نتیجه مورد نظرم داشتم.
تهیهکنندگان معمولاً با کارگردانهایی کار میکنند که از قبل میشناسند
مهمترین موانع پیش روی فیلمسازان جوان در سینمای ایران چیست؟
به نظرم در ایران فیلم کوتاههای خوبی ساخته میشوند و ظرفیت قابل توجهی در این حوزه وجود دارد. فیلمسازان جوان ایدههای زیادی دارند و افراد مستعدی در این عرصه فعالیت میکنند، اما مشکل اینجاست که بسیاری از آثار دیده نمیشوند و سازندگان آنها نیز آنطور که باید، مورد توجه قرار نمیگیرند.
یکی از مشکلات اصلی، کمبود حمایت مالی است. بسیاری از فیلمسازان مجبورند هزینه تولید را از جیب خودشان بپردازند یا با کمک دوستانشان فیلم بسازند. از طرف دیگر، تهیهکنندگان معمولاً ترجیح میدهند با کارگردانهایی همکاری کنند که از قبل میشناسند و تجربه همکاری با آنها را دارند. در نتیجه، فرصت کمتری در اختیار استعدادهای تازه قرار میگیرد.
تأمین هزینههای تولید نسبت به سال گذشته هم دشوارتر شده است. وقتی برای ساخت یک فیلم کوتاه با این میزان مشکل مواجه میشویم، طبیعتاً برنامهریزی برای پروژه بعدی هم سخت خواهد بود.
جشنوارهها از معدود فرصتهای دیدهشدن آثار مستقل هستند
حضور در جشنوارهها چه تأثیری بر مسیر حرفهای فیلمسازان جوان دارد؟
جشنوارهها میتوانند فرصت مهمی برای دیدهشدن آثار باشند. فیلمسازان جوان و کسانی که بهصورت مستقل کار میکنند، معمولاً امکان تبلیغات گسترده یا اکران عمومی ندارند. در چنین شرایطی، حضور در جشنواره میتواند باعث شود فیلم به دست مخاطبان بیشتری برسد و از سوی افراد مختلف مورد بررسی و نقد قرار بگیرد.
برای فیلمسازی که بخش زیادی از هزینه و زمان خود را صرف تولید یک اثر کرده، دیدهشدن اهمیت زیادی دارد. جشنوارهها از معدود فرصتهایی هستند که میتوانند زمینه معرفی اثر و ارزیابی آن را فراهم کنند و حتی بخشی از زحمات و هزینههای تولید را از طریق جوایز جبران کنند.
انتهای پیام/