ایزدی: تجربه برجام نشان داد نمیتوان به آمریکا اعتماد کرد/ تقویت توان نظامی، پشتوانه امنیت کشور است
به گزارش خبرگزاری آنا، فؤاد ایزدی، استاد دانشگاه تهران، در یادواره شهدای مدرسه «شجره طیبه» میناب که ۲۹ مردادماه با حضور جمعی از خانوادههای شهدای میناب و محمد شرفی، دانشآموز جانباز، در میدان قیام برگزار شد، اظهار کرد: امام شهید بر این باور بودند که آمریکا به دنبال تسلیم کردن ایران است و «تغییر رفتار ایران، همان تغییر حکومت ایران است». این خط فکری از سوی ایشان برای جامعه تبیین میشد و بخشی از جهاد تبیین نیز به تبیین همین تفکر مربوط است.
وی افزود: در کشور، تفکر دیگری نیز وجود داشت که معتقد بود اگر ایران برخی سیاستهای خود، برای مثال در حوزه هستهای، را تغییر دهد، آمریکاییها به تفاهمی با ایران خواهند رسید و به این تفاهم نیز عمل خواهند کرد. بر اساس این تفکر، باید برجام ۲ و پس از آن برجام ۳ شکل میگرفت.
ایزدی با اشاره به موضوع اعتماد به آمریکا تصریح کرد: «اگر توافق یا تفاهمی را به امضای رئیسجمهور آمریکا برسانید و تصور کنید که رئیسجمهور بعدی نیز آن را اجرا خواهد کرد، در واقع به آمریکا اعتماد کردهاید.» وی ادامه داد: هرچند در بیان گفته میشد که به آمریکا اعتماد نداریم، اما اعتماد به امضای رئیسجمهور آمریکا یا وزیر خارجه این کشور، در عمل به معنای اعتماد به آمریکا است.
استاد دانشگاه تهران خاطرنشان کرد: این تفکر در طول دوره مسئولیت خود نتوانست موفقیت قابل توجهی برای مردم ایران به ارمغان بیاورد. به عنوان نمونه، در جریان برجام، ایران تعهدات و محدودیتهای گستردهای را پذیرفت، اما آمریکاییها از همان ابتدا آنگونه که باید به تعهدات خود عمل نکردند و در نهایت نیز به طور کامل از برجام خارج شدند.
وی با بیان اینکه نتیجه این تجربه نشان داد اعتماد به آمریکا روش صحیحی نیست، گفت: «در دورهای دیپلماسی التماسی را تجربه کردیم.» به گفته ایزدی، تجربه برجام نشان داد که نمیتوان با تکیه بر اعتماد به طرف آمریکایی، منافع کشور را تأمین کرد.
ایزدی در ادامه اظهار کرد: نکته اولی که در این فرصت میخواهم عرض کنم، این است که دو تفکر در کشور وجود داشته است؛ مسئولان ارشدی در کشور متعلق به تفکر نخست و مسئولان ارشد دیگری متعلق به تفکر دوم بودهاند و هر دو تفکر در سطوح بالای کشور نمایندگانی داشتهاند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اهمیت حضور مردم در صحنه گفت: «حضور مردم در خیابانها یک ارزش است و هرچه تعداد مردم بیشتر باشد، بهتر است.» وی دلیل اهمیت این حضور را پشتوانه بودن مردم برای کشور و نشاندهنده عزم ملی دانست و افزود: حضور مردم نشاندهنده این واقعیت است که مردم ایران در برابر افرادی که فاجعه میناب را ایجاد کردند، تسلیم نمیشوند.
استاد دانشگاه تهران با اشاره به اقداماتی که برای برگزاری این مراسم انجام شده است، بیان کرد: در این مراسم، میزهایی تهیه شده که از میزهای دبستانی الگو گرفتهاند؛ میزهایی که در مدرسه میناب به خاک و خون کشیده شدند. وی تأکید کرد که حضور مردم و افزایش گستره تجمعات مردمی، برای کشور یک ارزش و پشتوانه محسوب میشود.
ایزدی در ادامه، قدرت و توان نظامی کشور را دومین ارزش مهم عنوان کرد و گفت: این موضوع با نیروهای نظامی و مسلح کشور ارتباط دارد و از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ زیرا دو رژیمی که به ایران حمله کردند، هستهای هستند، در حالی که ایران بمب اتم ندارد.
وی تصریح کرد: از این جهت، در حوزه سلاحهای متعارف، هرچه قویتر شویم، بهتر است.» به گفته ایزدی، تقویت توانمندیهای متعارف نظامی کشور، با توجه به شرایط منطقه و تهدیدهای موجود، از اهمیت بالایی برخوردار است.
ایزدی با اشاره به ضرورت وجود سه ضلع در راهبرد کشور بیان کرد: ما یک مثلث داریم که یک ضلع آن حضور مردمی، ضلع دیگر آن میدان و توانمندی نظامی و ضلع سوم آن دیپلماسی است.
وی افزود: دیپلماسی بعضی وقتها خوب است، اما همیشه خوب نیست. از کجا این موضوع را فهمیدیم؟ امام شهید فرمودند که ما در دورهای دیپلماسی التماسی را تجربه کردهایم. بنابراین، دیپلماسی گاهی میتواند التماسی باشد و گاهی نیز میتواند قهرمانانه باشد، اما اینگونه نیست که همیشه و به هر میزان در حوزه دیپلماسی سرمایهگذاری کنیم و این موضوع لزوماً به نفع کشور باشد.
استاد دانشگاه تهران ادامه داد: گاهی طرف مقابل از رفتار ما برداشت خاصی میکند. برای مثال، اگر بخواهیم به یک نمونه اشاره کنیم، پس از شهادت رهبر ایران، کمتر از ۴۰ روز بعد، افرادی با قاتل این امام شهید رودررو ملاقات کردند، دست دادند و مذاکره کردند. تصور این بود که در حال مذاکره هستند، در حالی که بعداً مشخص شد اساساً مذاکرهای در کار نبوده و این اقدام بخشی از یک عملیات فریب بوده است.
ایزدی تصریح کرد: با این حال، همین سفرها، نشستوبرخاستها و ملاقاتها میتواند این ذهنیت را در فرد جنایتکار آمریکایی، معاون رئیسجمهور آمریکا و خود رئیسجمهور این کشور ایجاد کند که کشتن رهبر ایران آنقدر ارزش و هزینهای ندارد؛ چراکه افرادی از ایران حاضرند پس از چنین اتفاقی با آنها ملاقات کنند و به آنها امتیاز بدهند.
وی با بیان اینکه مذاکره به معنای بدهبستان است، تاکید کرد: زمانی که شما صحبت از مذاکره میکنید، مذاکره یعنی بدهبستان. آمریکاییها میآیند و امتیازهایی را روی کاغذ یا در عمل میگیرند، اما امتیازهایی را که باید بدهند، پرداخت نمیکنند. این موضوع تجربه ما در دورههای متعدد مذاکره بوده است.
ایزدی خاطرنشان کرد: بنابراین، نکته دوم این است که مذاکره همیشه خوب نیست. ضلع سوم به این معنا که دیپلماسی یک ارزش باشد، نداریم. دیپلماسی ارزش نیست، بلکه ابزار است. مذاکره نیز ابزار است؛ کشوری باید در برخی مواقع از این ابزار استفاده کند و در برخی مواقع نباید از آن استفاده کند.
وی در ادامه به نکته دیگری اشاره کرد و گفت: نکته سوم این است که توسط عزیزی که مصاحبه میکرد مطرح شد که کشور دو گزینه بیشتر ندارد؛ یک گزینه اینکه آمریکا را شکست دهیم و آن را اشغال کنیم و گزینه دوم اینکه از طریق دیپلماسی و مذاکره اقدام کنیم.
استاد دانشگاه تهران افزود: اگر گزینه اول را شکست نظامی آمریکا و اشغال این کشور بدانیم، چنین گزینهای در شرایط فعلی ممکن است در دسترس نباشد. آمریکا به هر حال از نظر نظامی توانمندیهایی دارد و فاصله آن با ایران نیز حدود ۱۱ هزار کیلومتر است؛ بنابراین اینکه کسی بتواند از ایران بخشی از خاک آمریکا را اشغال کند، فعلاً امکانپذیر نیست.
ایزدی ادامه داد: وقتی شما دو گزینه مطرح میکنید و میگویید یک گزینه شکست نظامی و اشغال آمریکا و گزینه دوم مذاکره است، باید پرسید آیا واقعاً فقط همین دو گزینه وجود دارد؟ پاسخ این است که خیر. در سیاست خارجی، کشورها معمولاً سه گزینه دارند.
وی گزینه سوم را «تغییر رفتار کشور مقابل» عنوان کرد و گفت: گزینه سوم این است که برای تغییر رفتار آن کشور مقابله کنیم. برای مثال، بعضی وقتها ما با کشور افغانستان مشکلاتی پیدا میکنیم؛ ممکن است مشکل مرزی داشته باشیم یا در حوزه آب اختلافاتی ایجاد شود. آیا راهحل این اختلافات این است که گزینه اول را انتخاب کنیم و برویم افغانستان را اشغال کنیم؟ خیر، چنین چیزی پذیرفتنی نیست.
ایزدی تأکید کرد: بنابراین، وقتی برای یک مسئله فقط دو گزینه تعریف میکنیم، ممکن است یک گزینه اساساً امکانپذیر نباشد و گزینه دیگر نیز تنها راهحل موجود نباشد. در سیاست خارجی، باید گزینههای بیشتری را دید و متناسب با شرایط، ابزار مناسب را انتخاب کرد.
ایزدی در ادامه سخنان خود با اشاره به اینکه مذاکره لزوماً به تغییر رفتار طرف مقابل منجر نمیشود، اظهار کرد: بعضی وقتها مذاکره هم نمیتواند تغییر رفتار ایجاد کند. ما بیش از ۲۰ سال است که با آمریکاییها مذاکره میکنیم و به وضعیتی رسیدهایم که امروز شاهد آن هستیم؛ در عمل، تغییر رفتار مورد انتظار اتفاق نیفتاده است.
وی افزود: در ۴۶ سال نخست انقلاب، آمریکاییها ایران را محاصره اقتصادی کردند و تحریمهای اقتصادی علیه کشور ایجاد کردند و در ماههای گذشته، حمله نظامی را نیز به این اقدامات اضافه کردند. از این جهت، گزینه سوم یعنی تغییر رفتار نباید فراموش شود.
استاد دانشگاه تهران با بیان اینکه در سیاست خارجی کشورها ابزارهای متعددی وجود دارد، بیان کرد: در سیاست خارجی، ابزارهای متعددی وجود دارد. یکی از این ابزارها دیپلماسی و مذاکره است، اما ابزارهای اقتصادی، فرهنگی و ابزارهای دیگری نیز وجود دارد. اگر ما فقط بر یک ابزار، یعنی مذاکره، تأکید کنیم و به ابزارهای دیگر بیتوجه باشیم، شرایطی را پیدا میکنیم که امروز در آن قرار داریم.
ایزدی تصریح کرد: اینکه سه بار در میانه مذاکرات به ما حمله نظامی شود، نشان میدهد که این تجربه، تجربه خوبی نبوده است. بنابراین، باید از ابزارهای دیگری که در اختیار داریم نیز استفاده کنیم.
وی با اشاره به ظرفیتهای اقتصادی کشور ادامه داد: امروز کشور ابزار اقتصادی دارد. یکی از مهمترین ابزارهای اقتصادی ما هرمز است. شما گزارشها را دیدهاید که در چند هفته ابتدایی جنگ ۴۰ روزه، هزینه اقتصادی آن برای جهان، طبق برآورد بانک جهانی، حدود هزار میلیارد دلار بوده است. این عدد بسیار بالایی است و هزینه اقتصادی قابلتوجهی برای اقتصاد آمریکا نیز ایجاد میکند.
استاد دانشگاه تهران افزود: یکی از حوزههایی که میتواند برای آمریکا هزینه جدی ایجاد کند، فشار اقتصادی است. در کنار آن، تعداد کشتههای نظامی نیز برای آنها اهمیت دارد. البته فشار اقتصادی صرفاً به این دلیل نیست که آنها نگران مردم هستند؛ آنها نگران انتخابات آبانماه و نتایج آن انتخابات نیز هستند.
ایزدی در ادامه با جمعبندی سخنان خود بیان کرد: در نهایت، نباید گزینه تغییر رفتار را فراموش کنیم و فقط به فکر مذاکره باشیم. چرا نباید فقط مذاکره باشد؟ به دلیل تجربهای که امام شهید به آن اشاره کردند و به دلیل اینکه کشور ابزارهای دیگری نیز در اختیار دارد.
وی با اشاره به ظرفیتهای اقتصادی منطقه عنوان کرد: در حوزه اقتصادی، کشور ظرفیتهایی دارد. در جنوب ایران و کشورهای جنوبی ایران، زیرساختها و تأسیسات گسترده نفتی وجود دارد. چرا ترامپ به ایران حمله کرد؟ دو دلیل اصلی وجود داشت که یکی از آنها گرفتن نفت ایران بود. این تحلیل ما نیست، بلکه گفته خود اوست. خبرنگاری از او میپرسد چرا نفت ایران را میخواهید و او پاسخ میدهد: من تاجر هستم و میخواهم پول دربیاورم.
ایزدی ادامه داد: در تجارت، طبیعتاً قرار نیست کسی منابع دیگران را تصاحب کند؛ تجارت بر مبنای سود متعارف شکل میگیرد. بنابراین، اتفاقی که قاعدتاً باید بیفتد این است که ترامپ به این نتیجه برسد که نفت ایران در دسترس او نیست و نفت منطقه نیز ممکن است از بازار خارج شود.
وی با اشاره به سخنان امام خمینی (ره) در سال ۱۳۶۶ تاکید کرد: امام خمینی (ره) در سال ۱۳۶۶ جمله مشهوری دارند که فرمودند: "دنیا اگر شما در مقابل دین ما بایستید، ما دنیای شما را نابود میکنیم. " دنیای آمریکا در همین منطقه خلیج فارس، منبع درآمد جدی است و ذخایر نفتی قابلتوجهی در این منطقه وجود دارد.
استاد دانشگاه تهران تصریح کرد: اگر مقامات آمریکایی متوجه شوند که نهتنها نفت ایران در دسترس آنها نیست، بلکه نمیتوانند مردم را از خیابانها پراکنده کنند و نفت منطقه نیز ممکن است از دسترس آنها خارج شود، در آن صورت جنگ تمام میشود. اگر به این نتیجه نرسند، جنگ ادامه پیدا میکند؛ چراکه تنها زبانی که طرف مقابل میفهمد، زبان زور است.
ایزدی با بیان اینکه تجربه گذشته نشان داده است دیپلماسی بهتنهایی کافی نیست، گفت: از کجا فهمیدیم زبان دیپلماسی جواب نداده و جواب نخواهد داد؟ به دلیل تجربهای که در این سالها داشتهایم. آمریکا همچنان به سیاستهای خود ادامه داده است و از این جهت، نمیتوان تنها به ابزار دیپلماسی و مذاکره تکیه کرد.
وی با اشاره به احکام اخیر رهبر انقلاب خطاب به فرماندهان نیروهای مسلح بیان کرد: به نظر میرسد نکتهای که در حکم مقام معظم رهبری به فرمانده سپاه پاسداران وجود داشت، بسیار مهم است؛ ایشان در این حکم از کلمه "تهاجمی" استفاده کردند و بر حرکت تهاجمی تأکید داشتند.
ایزدی افزود: همچنین در حکم فرمانده بسیج، یک نگاه بینالمللی وجود داشت و بر این نکته تأکید شد که روحیه بسیجی که شما دارید، باید در سطح دنیا گسترش پیدا کند؛ چراکه ما به این بسیجیان در دنیا نیاز خواهیم داشت.
وی در پایان خاطرنشان کرد: به نظر میرسد این میتواند روش صحیح باشد. پیشنهاد میکنم احکام مقام معظم رهبری دوباره بازخوانی شود تا ببینیم روش صحیح چیست و روش غلط چیست. روش غلط این است که تجربیات تلخ گذشته دوباره تکرار شود.
انتهای پیام/