عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در گفتگو با آنا:

نخبگان باید «بعثت مردم» را به ساختارهای حکمرانی تبدیل کنند

ساعی
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، ابعاد گسترده استقبال مردمی از تشییع پیکر رهبری را فراتر از یک سوگواری معمول ارزیابی کرد و آن را نشانه‌ای از آغاز یک تحول تمدنی در جامعه ایران دانست. او با اشاره به مبانی فلسفی تمدن غرب و مقایسه آن با آنچه در جریان مراسم اربعین حسینی تجربه می‌شود، معتقد است ایران در آستانه شکل‌گیری الگویی جدید از دولت‌سازی و جامعه‌سازی قرار دارد؛ الگویی که ریشه در مفاهیمی، چون قناعت، فداکاری و مقاومت دارد و نه در عقلانیت ابزاری و سوداگری حاکم بر تمدن غربی.

محمدحسین ساعی، در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری آنا در ابتدای سخنان خود به تبیین مفهوم تمدن و مبانی شکل‌گیری آن پرداخت و گفت هر تمدنی بر یک سری ارکان و مبانی بنا می‌شود. به گفته او، تمدن غرب در معنای فلسفی خود بر سوبژکتیویته و خودبنیادانگاری نفس انسانی استوار است و بر عقلانیت ابزاری و سوداگری بنا شده است؛ تغییر نگاهی که در انتهای قرون وسطا و دوره رنسانس رخ داد، مجموعه‌ای از روابط میان انسان‌ها و همچنین نحوه رابطه انسان با طبیعت را بازتعریف کرد و همین بازتعریف، تمدن غربی امروز را ساخت.

وی تأکید کرد تمدن‌های رقیب تمدن غرب نیز لاجرم باید در همین مبانی تغییراتی ایجاد کنند؛ به این معنا که اگر جامعه‌ای در مرحله نخست ایجاد ارزش‌های افزوده اجتماعی و مادی، نگرشی سوداگرانه نداشته باشد، می‌تواند تمدنی تازه خلق کند.

این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با استناد به تعبیر رهبر شهید، پدیده اربعین حسینی را نقطه آغاز یک تمدن جدید دانست. او گفت وقتی فردی وارد فضای اربعین می‌شود، کاملاً درمی‌یابد که نحوه روابط انسان‌ها با یکدیگر در این بستر، به‌کلی متفاوت از روابط عادی روزمره است.

به گفته وی، دشواری اصلی در طول سال‌های گذشته این بوده که چگونه می‌توان آن ادبیات و رفتاری را که در ایام اربعین به‌طور طبیعی میان مردم جاری می‌شود، به زندگی روزمره، اداره کشور و ساختارسازی کشاند؛ موضوعی که رهبر شهید از آن با عنوان «دولت‌سازی» و «جامعه‌سازی» یاد می‌کرد.

بعثت مردم و پروژه «جان‌فدا»؛ نشانه‌های یک تحول اجتماعی

ساعی معتقد است برای درک معنای عمیق «بعثت مردم» یا آنچه او «پروژه جان‌فدا» می‌خواند، باید آن را در چارچوب تمدن‌سازی فهمید. او تصریح کرد جامعه ایران در آستانه یک تحول اجتماعی قرار دارد و نشانه‌های آن را می‌توان در اتفاقات حدود ۱۲۰ روز اخیر و همچنین در پروژه جان‌فدا مشاهده کرد.

وی با تأکید بر اینکه اتفاقی که در پروژه جان‌فدا رخ داد در هیچ کشور دیگری قابل تکرار نیست و مختصات آن ویژه ایران بوده، گفت این رویداد‌ها در کنار آنچه در مراسم تشییع رخ خواهد داد، همگی نشانه‌هایی از یک تغییر پارادایمیک به‌سوی ایجاد تمدنی جدید هستند.

به باور ساعی، نخبگان کشور در این میان نقشی بسیار مهم بر عهده دارند. او گفت نخبگان نخست باید تغییر فضای اجتماعی را درک کنند و سپس بتوانند در امتداد این مفاهیم، به ساختارسازی بپردازند، الگو‌های پیشرفت تدوین کنند و ساختار‌های اجتماعی متناسب با این تحول را طراحی نمایند.

وی این وضعیت را با نخستین سال‌های پیروزی انقلاب اسلامی مقایسه کرد و گفت همان‌گونه که در آن دوران نحوه تعامل انسان‌ها با یکدیگر به‌کلی تغییر کرد -به‌طوری‌که مقایسه فضای جامعه در سال‌های ۵۵ و ۶۱ این تفاوت را به‌روشنی نشان می‌داد- اکنون نیز جامعه در آستانه چنین تحولی قرار دارد.

ساعی با نگاهی انتقادی به دوران برنامه‌های توسعه اول و دوم پس از جنگ اشاره کرد و گفت در آن دوره، الگوی روابط انسانی شکل‌گرفته پس از انقلاب، مخل توسعه به سبک غربی تلقی می‌شد. او تأکید کرد این برداشت از منظری فلسفی می‌توانست درست باشد، چراکه درک آن دوره از توسعه، همان توسعه به‌سبک غربی بود که طبیعتاً با آن جنس از روابط انسانی و تعامل اجتماعی در تضاد قرار می‌گرفت.

او در این بخش از سخنان خود، بدون ذکر نام، به جمله‌ای از یکی از روشنفکران دینی شناخته‌شده دوران اصلاحات اشاره کرد که در مطبوعات آن زمان منتشر شده و شهادت‌طلبی را «امر ضد توسعه» توصیف کرده بود؛ ادبیاتی که به گفته ساعی در آن دوره ترویج می‌شد و بر اساس آن، قناعت مردم امری ضد توسعه قلمداد می‌شد و لازمه توسعه، ورود جامعه به فاز تجمل‌گرایی و مصرف‌گرایی عنوان می‌شد.

وی در مقابل این نگاه استدلال کرد که قناعت، شهادت‌طلبی و پروژه مقاومت در برابر نظام سلطه جهانی، خود می‌توانند مبنای نوعی از نظام پیشرفت و تمدن‌سازی باشند که به گفته او می‌تواند تاب‌آورتر از مدل غربی، سریع‌تر در رساندن جامعه به توسعه، و کم‌آسیب‌تر برای جامعه ایران باشد.

ساعی با اشاره به فاصله زمانی سال ۶۸ به بعد گفت اوج این نوع نگاه انتقادی به مؤلفه‌های بومی توسعه را می‌توان در نظریه‌پردازی بنیان‌های برنامه توسعه چهارم مشاهده کرد؛ سندی که به گفته او اشکالات عمده‌ای داشت و در نهایت دولت وقت آن را از دستور کار خارج کرد، هرچند این نوع نگاه در نهاد‌های برنامه‌ریز کشور همچنان به‌طور جدی وجود داشت.

او تأکید کرد اکنون در این مقطع تاریخی نباید آن اشکالات تکرار شود و بر اساس همان درک عمیقی که رهبر شهید داشت و بر پایه مؤلفه‌هایی که در جریان بعثت مردم شکل گرفته، باید به‌سمت دولت‌سازی جدید، جامعه‌سازی جدید و ارائه الگو‌های پیشرفته متناسب با این مفاهیم حرکت کرد.

وجه تمایز رهبر شهید با سایر رهبران جهان

بخش دیگری از سخنان ساعی به توصیف ویژگی‌های شخصیتی و مدیریتی رهبر شهید اختصاص داشت. او با اشاره به مشهورات و رایجات دوران معاصر گفت رهبر شهید کاملاً برخلاف رویه معمول رهبران و صاحبان قدرت در جهان عمل می‌کرد؛ در حالی‌که اغلب افراد در رأس قدرت به‌دنبال کسب قدرت، ثروت و تسلط بر دیگران هستند، دغدغه اصلی ایشان رشد دادن مردم بود.

ساعی با انتقاد از سازوکار‌هایی که به گفته او تحت عنوان دموکراسی در کشور‌های غربی شکل گرفته، اظهار داشت رهبران این کشور‌ها عموماً افرادی با توانایی ویژه در اقناع و فریب افکار عمومی هستند، در حالی‌که رهبر شهید ایران، شخصیتی اهل مطالعه، اندیشمند، راهبردی، نظریه‌پرداز و فداکار بود که مشابه او را حتی در میان رهبران کشور‌های جهان اسلام نیز نمی‌توان یافت.

ساعی با صراحت به کاستی‌های موجود در نهادینه‌سازی اندیشه‌های رهبر شهید در ساختار‌های کشور اشاره کرد و گفت متأسفانه حتی در دوران حیات ایشان نیز نخبگان کشور نتوانستند این ایده‌ها را به‌طور کامل در ساختار‌ها و مدل‌های برنامه‌ریزی کشور جاری کنند.

وی یادآور شد رهبر شهید از دوران ریاست‌جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی، ضمن حفظ احترام به روسای جمهور وقت، انتقادات جدی خود را نسبت به رویکرد‌های آنان بیان می‌کرد و شاید تنها رئیس‌جمهوری که کمترین انتقاد جدی را از ایشان دریافت کرد، شهید رئیسی بود. به گفته او، سایر روسای جمهور در برخی حوزه‌ها با افق فکری رهبر شهید فاصله داشتند؛ از جمله در نگاه به عدالت‌خواهی، نحوه روابط بین‌الملل، و رویکرد به علم و فناوری.

او به‌عنوان نمونه به دیدگاه رهبر شهید درباره لزوم اختصاص سه تا پنج درصد از تولید ناخالص داخلی به پژوهش و فناوری اشاره کرد و گفت هیچ دولتی تاکنون حتی به این رقم نیز نزدیک نشده و کشور در این حوزه با فاصله زیادی مواجه است.

دستاورد‌های حوزه نظامی، نمونه‌ای از اجرای صحیح این نگاه

ساعی حوزه نظامی را نمونه‌ای دانست که در آن، اندیشه و نگاه راهبردی رهبر شهید به‌طور نسبی محقق شده است. او گفت با وجود آنکه بودجه نظامی ایران در مقایسه با برخی کشور‌های متخاصم، رقمی بسیار ناچیز -به گفته او در حد یک درصد یا حتی یک‌صدم- است، اما بهره‌وری بالای این بودجه توانسته کشور را در مدیریت و مهار جنگی نابرابر یاری کند. وی ابراز امیدواری کرد که همین رویکرد راهبردی و اجرایی در سایر حوزه‌ها از جمله اقتصاد و سیاست خارجی نیز به‌کار گرفته شود.

ساعی در بخش پایانی سخنان خود، با استناد به مفهوم فلسفه اگزیستانسیال، تأکید کرد که تحول موردنظر او یک فرآیند صرفاً استدلالی نیست، بلکه باید در ذات، تمنا‌ها و آرزو‌های یک جامعه شکل بگیرد و به یک درک شهودی تبدیل شود.

او گفت به نظر می‌رسد در پی جنگ اخیر و رویداد‌های مرتبط با شهادت رهبری، این نوع نگاه بیش از گذشته در جامعه پذیرفته شده است. به گفته او، صرفِ پذیرش این گزاره در وجدان عمومی جامعه که «تمدن غرب، تمدن دشمن ماست و غیر ما را نمی‌خواهد»، می‌تواند زمینه‌ساز اتفاقات مهم بعدی در کشور باشد.

ساعی در جمع‌بندی سخنان خود گفت تجربه سال‌های پس از جنگ نشان داده مدلی که اقتصاد ایران را به اقتصاد کشور‌های متخاصم گره بزند یا بر پایه سازش و صلح با آنان بنا شود، پاسخگو نیست. او تأکید کرد نگاهی جایگزین که بر مبنای تربیت نیرو‌های فداکار به‌جای نیرو‌های سوداگر بنا شده باشد، می‌تواند مسیر رشد جهشی کشور را هموار کند.

وی در پایان ابراز امیدواری کرد رویداد‌های یک سال اخیر و آنچه با عنوان «بعثت مردم ایران» شناخته می‌شود، زمینه‌ساز شکل‌گیری خودآگاهی تاریخی در جامعه شود؛ خودآگاهی‌ای که به گفته او می‌تواند مسیر ساختارها، برنامه‌ها و حرکت‌های آینده کشور را در راستای سعادت مردم ایران هدایت کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر