مرجعیت علمی و کادرسازی دینی؛ میراث ماندگار رهبر شهید انقلاب
حجتالاسلام والمسلمین محمد معرفت، مدیرکل امور اساتید معارف و تولید محتوای دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه آزاد اسلامی، در گفتوگو با خبرنگار آنا، به تبیین ابعاد شخصیتی، علمی، مدیریتی و فرهنگی رهبر شهید انقلاب پرداخت. وی با اشاره به نقش بیبدیل ایشان در تداوم و تحکیم گفتمان اسلام ناب محمدی پس از امام راحل و تأکید بر تعبد به اصول امام، مرجعیت علمی و کادرسازی دینی را از میراثهای ماندگار رهبر شهید برای جامعه علمی کشور دانست. همچنین وی از مدیریت بحرانها، هدایت افکار عمومی، شجاعت، آیندهنگری و ارتباط مستمر با نخبگان به عنوان دیگر شاخصههای برجسته دوران رهبری ایشان یاد کرد. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید
پس از رحلت بنیانگذار کبیر انقلاب، هنگامی که نگرانیهایی از تغییر مسیرِ اصیل انقلاب مطرح بود، ایشان بهعنوان رهبرِ شهیدِ انقلاب چه نقشی در تداوم، تحکیم و گسترشِ گفتمانِ «اسلام ناب محمدی» و آرمانهای امام ایفا کردند؛ بهویژه اینکه خود را همواره «متعبد به اصول امام» میدانستند و این التزامِ عملی، چگونه در هدایتِ جامعهٔ پس از امام راحل تجلی یافت؟
در ابتدا شهادت آیتاللهالعظمی سید علی حسینی خامنهای، رهبر شهید انقلاب اسلامی، را به ملت ایران، جهان اسلام و همه آزادگان جهان تسلیت عرض میکنم. همچنین فرارسیدن ایام تشییع ایشان را گرامی میدارم و از درگاه خداوند متعال برای آن عالم مجاهد، علو درجات، رحمت واسعه الهی و حشر با پیامبر اکرم (ص)، اهلبیت (ع) و صالحان مسألت دارم.
پس از رحلت حضرت امام خمینی (ره)، یکی از مهمترین دغدغههای دلسوزان انقلاب اسلامی، حفظ اصالت گفتمان انقلاب و جلوگیری از فاصله گرفتن آن از آرمانها و مبانی بنیانگذار جمهوری اسلامی بود. در چنین شرایطی، آیتاللهالعظمی خامنهای از آغاز مسئولیت رهبری، بارها تصریح کردند که خود را «متعبد به اصول امام» میدانند و مشروعیت و موفقیت مسیر انقلاب را در پایبندی به همان مبانی و ارزشها جستوجو میکنند. این رویکرد سبب شد که اصل «تداوم مکتب امام» به یکی از محورهای ثابت در اندیشه و مدیریت ایشان تبدیل شود.
از نگاه پژوهشگران حوزه انقلاب اسلامی، برجستهترین ویژگی دوران رهبری ایشان، اهتمام به حفظ، تبیین و روزآمدسازی اندیشههای امام خمینی (ره) متناسب با شرایط جدید داخلی و بینالمللی بود. ایشان تلاش کردند بدون عدول از اصول بنیادین انقلاب، پاسخهای متناسب با مسائل و تحولات نوظهور ارائه دهند. به همین دلیل، مفاهیمی همچون استقلال سیاسی، مردمسالاری دینی، عدالتخواهی، عزت ملی، استکبارستیزی، حمایت از مظلومان، وحدت امت اسلامی و نقش محوری دین در عرصه اداره جامعه، همواره در کانون بیانات، سیاستگذاریها و جهتگیریهای کلان نظام قرار داشت.
در طول بیش از سه دهه و نیم رهبری، این رویکرد صرفاً در سطح شعار باقی نماند؛ بلکه در عرصههای مختلف سیاسی، فرهنگی، علمی و اجتماعی نیز نمود یافت. تبیین مستمر مفهوم «اسلام ناب محمدی» در برابر قرائتهای التقاطی یا منفعل از اسلام، تأکید بر پیشرفت علمی و فناوری، حمایت از نهضت تولید علم، تقویت روحیه خودباوری و خوداتکایی ملی، پاسداشت هویت اسلامی ـ ایرانی و تأکید بر تمدن نوین اسلامی، از جمله محورهایی بود که در امتداد اندیشههای امام خمینی (ره) دنبال شد. از این منظر، میتوان گفت که یکی از مهمترین کارکردهای رهبری ایشان، ایجاد پیوند میان اصول ثابت انقلاب اسلامی و نیازهای متغیر جامعه معاصر بود؛ بهگونهای که ضمن حفظ هویت و مبانی انقلاب، امکان مواجهه فعال با تحولات و چالشهای جدید نیز فراهم شد.
ویژگیهای فردی و مدیریتی
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، شرایطی همچون عدالت، تقوا، شجاعت، تدبیر و مدیریت برای رهبر ذکر شده است. با تکیه بر دوران ۳۷ ساله رهبری ایشان، شاخصترین مصداقِ این ویژگیها در شخصیت و روش مدیریتی ایشان چه بود؟
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برای رهبری جامعه اسلامی، ویژگیهایی همچون عدالت، تقوا، شجاعت، تدبیر، مدیریت و توانایی لازم برای هدایت جامعه را برشمرده است. با مرور ۳۷ سال رهبری آیتاللهالعظمی سید علی حسینی خامنهای، میتوان از منظر پژوهشگران حوزه انقلاب اسلامی، جلوههای متعددی از این ویژگیها را در شخصیت فردی و شیوه مدیریتی ایشان مشاهده کرد.
نخستین ویژگی برجسته، ثبات، آرامش و خویشتنداری در تصمیمگیری بهویژه در شرایط بحرانی بود. در مقاطع حساس و پیچیده، ایشان تلاش میکردند با پرهیز از تصمیمهای هیجانی و واکنشهای شتابزده، شرایط را بهصورت جامع ارزیابی کرده و بر اساس مصالح کلان کشور تصمیمگیری کنند. این رویکرد موجب میشد مدیریت بحرانها بر پایه عقلانیت، صبر و آیندهنگری استوار باشد.
ویژگی مهم دیگر، شجاعت در اتخاذ تصمیمهای کلان و پذیرش مسئولیت آنها بود. در طول دوران رهبری، در موضوعات راهبردی داخلی و بینالمللی، ایشان با تکیه بر مبانی انقلاب اسلامی و مصالح ملی، مسئولیت تصمیمهای مهم را بر عهده گرفتند و در برابر فشارهای سیاسی و بینالمللی بر مواضع اصولی خود تأکید داشتند. این روحیه، از مؤلفههای اصلی مدیریت راهبردی ایشان محسوب میشد.
از سوی دیگر، اهتمام به مشورت و بهرهگیری از ظرفیتهای کارشناسی از ویژگیهای شناختهشده سبک مدیریتی ایشان بود. استفاده از نظرات متخصصان، نخبگان علمی، مسئولان اجرایی و نهادهای مشورتی، جایگاه ویژهای در فرایند تصمیمسازی داشت و ایشان بارها بر ضرورت تصمیمگیری مبتنی بر دانش، تجربه و کار کارشناسی تأکید میکردند.
آیندهنگری و نگاه راهبردی نیز از دیگر شاخصهای برجسته مدیریت ایشان بود. توجه مستمر به افقهای بلندمدت، ترسیم سیاستهای کلان کشور، تأکید بر پیشرفت علمی و فناوری، اقتصاد دانشبنیان، تقویت سرمایه انسانی، گسترش زیرساختهای فرهنگی و حفظ اقتدار ملی، نشاندهنده اهتمام ایشان به برنامهریزی برای آینده و پرهیز از نگاه صرفاً کوتاهمدت به مسائل کشور بود.
در کنار این ویژگیها، سادهزیستی، نظم فردی، اهتمام به مطالعه و ارتباط مستمر با حوزه علم و اندیشه نیز از ابعاد برجسته شخصیت ایشان به شمار میرفت. استمرار در پژوهش، مطالعه، نگارش و گفتوگو با اندیشمندان، در کنار سبک زندگی ساده و پرهیز از تشریفات، تصویری از مدیریتی مبتنی بر اخلاق، مسئولیتپذیری و خودانضباطی ارائه میکرد که در اعتمادسازی و افزایش سرمایه اجتماعی نظام مدیریتی کشور نقش مؤثری داشت.
نقش بیبدیل در هدایت جامعه
با توجه به شرایط خطیر و بحرانهای متعدد پس از انقلاب اسلامی - از جمله دوران دفاع مقدس، فتنههای داخلی و اعمال تحریمهای گوناگون - نقش و اثرگذاری بیبدیل ایشان در «حفظ نظام» و «هدایت افکار عمومی» را چگونه ارزیابی میکنید؛ به ویژه اینکه رهنمودهای ایشان نه تنها توانست نقشههای پیچیدهٔ دشمنان را خنثی کند، بلکه ایشان بهعنوان یک «راهبرِ نهضت»، جامعه را همواره در مسیر اصول و آرمانهای انقلاب نگه داشت؟
یکی از مهمترین عرصههای ارزیابی جایگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی، نحوه مدیریت بحرانها و هدایت جامعه در مقاطع حساس و سرنوشتساز بود. جمهوری اسلامی ایران در طول دهههای گذشته با چالشهای متعددی از جمله جنگ تحمیلی، فشارهای سیاسی و امنیتی، تحریمهای گسترده اقتصادی، تهدیدهای خارجی، ناآرامیهای داخلی و جنگ ترکیبی رسانهای مواجه بوده است. در چنین شرایطی، آیتاللهالعظمی سید علی حسینی خامنهای با ایفای نقش راهبری کلان، تلاش کرد ضمن حفظ انسجام ملی، از آسیب دیدن بنیانهای نظام و منافع کشور جلوگیری کند.
در این چارچوب، یکی از مهمترین کارکردهای رهبری ایشان، تبیین مستمر شرایط و جهتدهی به افکار عمومی بود. ایشان در سخنرانیها، پیامها و دیدارهای عمومی، علاوه بر تحلیل ابعاد مختلف مسائل داخلی و بینالمللی، تلاش میکردند با ارائه تصویری روشن از شرایط، جامعه را نسبت به فرصتها، تهدیدها و راهکارهای عبور از بحرانها آگاه سازند. از این منظر، «جهاد تبیین» و روشنگری افکار عمومی، یکی از ارکان ثابت شیوه رهبری ایشان به شمار میرفت.
همچنین، ایشان همواره بر ضرورت حفظ وحدت ملی، تقویت سرمایه اجتماعی، افزایش امید، صبر و استقامت در برابر فشارها تأکید داشتند و معتقد بودند که عبور از بحرانها، بیش از هر چیز نیازمند انسجام داخلی و اعتماد عمومی است. به همین دلیل، بخش قابل توجهی از بیانات ایشان به تقویت روحیه مردم، دعوت به همدلی و جلوگیری از شکلگیری دوگانگیها و شکافهای اجتماعی اختصاص داشت.
از سوی دیگر، مواضع راهبردی و سخنرانیهای ایشان در مقاطع حساس، نقش مؤثری در خنثیسازی فشارهای خارجی، مقابله با جنگ روانی و تبیین اهداف و راهبردهای جمهوری اسلامی ایفا کرد. از نگاه این دسته از پژوهشگران، ایشان صرفاً یک مدیر سیاسی نبود، بلکه با ایفای نقش «راهبر نهضت»، تلاش میکرد مسیر حرکت انقلاب اسلامی را بر اساس اصول و آرمانهای بنیانگذار جمهوری اسلامی حفظ کرده و جامعه را در برابر تحولات پیچیده داخلی و بینالمللی هدایت کند. از این رو، میتوان ثبات و استمرار جمهوری اسلامی در عبور از بحرانهای گوناگون را مرهون نقش هدایتگر، روشنگر و وحدتآفرین ایشان دانست.
مرجعیت و ارتباط با نخبگان
از منظر علمی و حوزوی، جایگاه ایشان بهعنوان یک فقیه و مرجعِ رسیدگی به مسائل فکری و عقیدتی برای قشر جوان و نخبگان چگونه بود؟ ایشان چگونه این نقش را در طول دهههای اخیر ایفا کردند و بر کادرسازی علمی و دینی کشور اثر گذاشتند؟
از منظر علمی و حوزوی، آیتاللهالعظمی سید علی حسینی خامنهای از فقهای برجسته معاصر و از چهرههای اثرگذار در عرصه فقه، اندیشه اسلامی، تفسیر قرآن و مباحث فرهنگی و اجتماعی به شمار میرفتند. افزون بر جایگاهِ مرجعیت دینی، آثار علمی، درسهای خارج فقه، سخنرانیهای تحلیلی و پاسخگویی مستمر به مسائل شرعی، اعتقادی و فکری، موجب شد که ایشان در طول دهههای متمادی، مرجع مراجعه بسیاری از طلاب، پژوهشگران، دانشگاهیان و اقشار مختلف جامعه باشند. ویژگی مهم رویکرد علمی ایشان، تلاش برای پیوند میان مبانی اصیل اسلامی و نیازها و مسائل نوپدید جهان معاصر بود.
یکی از شاخصترین ابعاد شخصیت علمی ایشان، ارتباط مستمر و مستقیم با نخبگان، استادان، دانشجویان و جوانان بود. دیدارهای منظم با دانشگاهیان، پژوهشگران، فعالان فرهنگی، طلاب و نخبگان علمی، صرفاً جنبه تشریفاتی نداشت؛ بلکه فرصتی برای گفتوگوی علمی، طرح پرسشها، شنیدن دیدگاههای مختلف و تبیین مسائل اساسی کشور و جهان اسلام به شمار میرفت. ایشان همواره تلاش میکردند با زبان استدلال، منطق و گفتوگوی علمی، نسل جوان را با مبانی فکری انقلاب اسلامی و ضرورت پیشرفت علمی و فرهنگی آشنا سازند.
در این نشستها و همچنین در بیانات و پیامهای راهبردی خود، بر موضوعاتی همچون تولید علم، نهضت نرمافزاری، آزاداندیشی، کرسیهای نظریهپردازی، مرجعیت علمی، جهاد تبیین، تربیت نیروهای متخصص، خودباوری علمی و تقویت پیوند میان حوزه و دانشگاه تأکید ویژه داشتند. از نگاه ایشان، پیشرفت کشور تنها با توسعه زیرساختهای مادی محقق نمیشود؛ بلکه نیازمند تربیت نیروی انسانی مؤمن، متخصص، خلاق و دارای هویت اسلامی است؛ ازاینرو، سرمایهگذاری بر تربیت نخبگان و کادرسازی علمی و فرهنگی، یکی از مهمترین راهبردهای بلندمدت ایشان محسوب میشد.
ثمره این ارتباط مستمر و این نگاه راهبردی، در شکلگیری نسل جدیدی از استادان، پژوهشگران، مدیران، فعالان فرهنگی و نیروهای متخصصی نمایان شد که در عرصههای مختلف علمی، فرهنگی، اجرایی و اجتماعی مسئولیتآفرینی کردند. به همین دلیل، میتوان یکی از ماندگارترین میراثهای علمی و فرهنگی رهبر شهید انقلاب را توجه ویژه به «انسانسازی»، «نخبهپروری» و «کادرسازی متعهد و متخصص» دانست؛ رویکردی که آثار آن در مسیر رشد علمی و تقویت سرمایه انسانی جمهوری اسلامی ایران در دهههای آینده نیز قابل مشاهده خواهد بود.
انتهای پیام/