روایت وداعی که با اشک نوشته شد؛ لرزش شانه میلیون‌ها نفر در لحظه نماز بر پیکر رهبر شهید امت

تشییع رهبر شهید انقلاب
در میان انبوه صحنه‌هایی که مراسم تشییع پیکر رهبر شهید را به یکی از ماندگارترین اجتماعات تاریخ معاصر ایران تبدیل کرد، لحظه اقامه نماز برپیکر رهبر شهید امت بود که رنگ و بویی متفاوت داشت؛ اشک‌های بی‌اختیار حاضران، تصویری فراموش‌نشدنی از این وداع تاریخی را رقم زد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا؛ گاهی عظمت یک مراسم را نه شمار جمعیت، نه تصاویر هوایی و نه شعار‌های پرشور، بلکه چند دقیقه سکوت روایت می‌کند؛ سکوتی که امروز، هنگام اقامه نماز میت بر پیکر رهبر شهید، بر جمعیتی گسترده سایه افکند و یکی از عاطفی‌ترین لحظات این مراسم را رقم زد.

از نخستین ساعات بامداد، مسیر‌های منتهی به محل تشییع مملو از مردمی بود که از شهر‌ها و استان‌های مختلف خود را به مراسم رسانده بودند. برخی ساعت‌ها در مسیر بودند، برخی شب را در اطراف محل برگزاری سپری کرده بودند و بسیاری، با وجود گرمای هوا و ازدحام جمعیت، تنها برای آن آمده بودند که در آخرین بدرقه رهبر خود حضور داشته باشند.

در طول مسیر، شعارها، صلوات‌ها و نوحه‌ها فضای مراسم را پر کرده بود، اما همه‌چیز با آغاز نماز میت تغییر کرد.با نخستین تکبیر، گویی زمان برای لحظاتی متوقف شد. صدای شعار‌ها آرام گرفت و سکوتی کم‌نظیر بر جمعیت حاکم شد؛ سکوتی که تنها با زمزمه تکبیرها، صلوات‌ها و گریه‌های ممتد حاضران شکسته می‌شد.

در هر سو که نگاه می‌کردی، چهره‌هایی دیده می‌شد که اشک بر گونه داشتند. پیرمردی که عصا در دست ایستاده بود و بی‌صدا اشک می‌ریخت، مادری که کودک خود را در آغوش گرفته و همزمان اشک‌هایش را پاک می‌کرد، جوانانی که سرهایشان را پایین انداخته بودند و مردانی که دستانشان را مقابل صورت گرفته بودند تا بغضشان را پنهان کنند؛ همه این تصاویر، کنار هم روایتی از احساسات حاضران در آن لحظات می‌ساخت.

در آن چند دقیقه، دیگر نه ازدحام جمعیت به چشم می‌آمد و نه خستگی ساعت‌ها انتظار؛ نگاه‌ها تنها به سوی پیکری اربا اربا دوخته شده بود و هر تکبیر نماز، گویی بار دیگر سنگینی وداع را بر دل‌ها می‌نشاند و یاد آور رهبر دلاوری بود که عاشورا را در تاریخ تکرار کرد. 

دوربین‌ها شاید بتوانند وسعت جمعیت را ثبت کنند، اما آنچه در میان صفوف مردم جریان داشت، تنها با حضور در آن فضا قابل درک بود. صدای هق‌هق گریه‌هایی که از نقاط مختلف به گوش می‌رسید، لرزش شانه‌های مردانی که لحظاتی پیش شعار می‌دادند، و چشمان اشک‌آلود زنانی که زیر لب دعا می‌خواندند، صحنه‌هایی بود که در قاب هیچ تصویر ثابتی به‌طور کامل نمی‌گنجید.

نماز که به پایان رسید، سکوت جای خود را بار دیگر به صلوات و شعار داد، اما بسیاری همچنان اشک می‌ریختند. برخی دست بر سینه گذاشته بودند، برخی نگاهشان را از تابوت برنمی‌داشتند و عده‌ای در سکوت، تنها نظاره‌گر عبور آخرین بدرقه بودند. چندی طول نکشید که فریاد های خون خواهی بلند شد تا یادمان باشد که ما با استکبار پدر کشتگی داریم. 

شاید سال‌ها بعد، از این مراسم با آمار‌ها و تصاویر هوایی یاد شود، اما برای کسانی که امروز در میان جمعیت حضور داشتند، خاطره ماندگار این روز نه فقط حضور انبوه مردم، بلکه همان دقایق نماز میت خواهد بود؛ دقایقی که سکوت، زبان مشترک جمعیت شد و اشک، روایتگر وداعی بود که در حافظه تاریخ ماندگار خواهد ماند.

انتهای پیام/

ارسال نظر