حماسه عروس انقلاب در دفاع از خیمه امید/ روایتی از فروتنی و عظمت شهیده زهرا حداد عادل
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، صبح نهم اسفندماه ۱۴۰۴، تهران تازه هیاهوی روزمرگی را شروع کرده بود که ناگهان صدای انفجار، پایتخت را لرزاند و پنجره خانههای مرکز شهر رو به صحنهای باز شد که هرگز از حافظه تاریخی ایران پاک نخواهد شد. آنهایی که ساکن خیابانهای اطراف بودند، بیآنکه پروای جان داشته باشند یا اراده توقف گامهایشان را سراسیمه به سمت مکانی دویدند که خانه امیدشان بود و اکنون در محاصره ستونهای بلند دود قرار داشت.
کسی نمیخواست باور کند که پیکر استوار مردی که ستون خیمه ایران بود، زیر آوار آن خانه آرمیده است و حالا ۴ ماه پس از آن روز، جهان متحیر است از اینکه چگونه مردم داغدار کشورمان با تکیه بر اهرم تمدن ایرانی-اسلامی خود، بار دیگر خیمه ایران را برافراشتند و عَلم آن را بر دوش رهبری جدید گذاشتند که خطوط چهرهاش بازتاب روزهای جوانی پدر است.
اگرچه در حمله دشمن آمریکایی صهیونیستی به بیت رهبری، آیتالله سید مجتبی خامنهای به نشانه جاری بودن رحمت خداوند در اوج مصیبت، جان سالم به در بردن، اما زهرا حداد عادل یار زندگی و همسر وفادارش، در کنار سکاندار کشتی انقلاب، حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای (ره)، جام شهادت را نوشید و نام خود را در صحیفه فدائیان حریم ولایت ثبت کرد.
دختر مدرسه «فرهنگ»؛ از تولد تا بالندگی
زهرا در سال ۱۳۵۸، در خانوادهای دیده به جهان گشود که پیوندی عمیق با فرهنگ، ادب و انقلاب داشت. او که دختر غلامعلی حدادعادل، ادیب، سیاستمدار و رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی و طیبه ماهروزاده، بانویی فرهیخته بود؛ دوران تحصیل خود را در مدرسه «فرهنگ» گذراند و بعدها به دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی رفت و در رشته روزنامهنگاری تحصیل کرد. اما زهرا، رسانه را نه برای دیدهشدن، بلکه برای فهمیدن و فهماندن میخواست و برای همین است که سالها دور از هیاهوی رسانهها، در سکوت و وقار به خدمت مشغول بود.
پیوندی آسمانی و سبک زندگی در حاشیه امن گمنامی
در سال ۱۳۷۸، نام زهرا در شناسنامه همسری حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای ثبت شد. این پیوند، او را به عروس خانه انقلاب تبدیل کرد، اما زهرا هرگز اجازه نداد نام و نشان خاندانش، او را به حاشیههای پر زرقوبرق بکشاند. او مادری فداکار برای سه فرزندش و همسری دلسوز بود.
خود او در ویدیویی که حدود دو سال پیش از شهادتش، در ۴۴ سالگی ضبط کرده بود، با وقاری عجیب از سبک زندگی و نگاهش به دنیا میگوید: «به تازگی ۴۴ سالگیام را پشت سر گذاشتهام. روز تولدم با خودم عهد کردم مدتی را در اتاقم بمانم و به زندگی گذشتهام فکر کنم... وقتی به ۴۴ سال عمر خودم نگاه میکنم، احساس میکنم باید از خود بپرسم چه آوردهای داشتهام و چه چیزی برای ارائه در پیشگاه خداوند دارم.»
در همین روایت است که همسر شهید رهبر انقلاب با بصیرتی زنانه و عارفانه به حقیقتی بزرگ اشاره میکند: «ممکن است افرادی تنها ۱۵ سال عمر کرده باشند، اما آوردهای بزرگ در محضر خداوند داشته باشند و آن، جانشان باشد.»
این جمله چنان است که گویی زهرا از روزگار جوانی، برای آن صبح خونین آماده میشد.
معلمی با نام مستعار در کلاسهای جنوب شهر
اما پرتوی نور این بانوی فرهیخته، تنها به خانه و محافل خصوصی محدود نمیماند. او که دغدغه فرهنگی داشت، کلاس درس را به میدان جهاد تبدیل کرده بود. یکی از شاگردان قدیمیاش روایت میکند: «او در مناطق جنوبی شهر تهران برای دانشآموزان تدریس میکردند و رفتنشان برای تدریس دروس، واقعاً جهادی و فیسبیلالله بود.»،
اما نکته شگفتانگیز این بود که او برای آنکه دانشآموزان احساس تفاوت نکنند یا احترام ویژهای قائل نشوند، با نام مستعار «خانم حسینی» در مدارس جنوب شهر حاضر میشد تا آنجا که به گفته یکی دیگر از شاگردانش، «خانم حداد، جهاد تبیینی که آقا میگفت را زندگی میکرد و برایش مهم بود حقیقت مخدوش نشود.»
«زهرای من»؛ سوگنامه پدری داغدار
شهادت او، داغی سنگین بر دل پدر ادیبش نهاد. دکتر غلامعلی حدادعادل بود که در چهلمین روز شهادت دخترش، شعری سوزناک و در عین حال حماسی با عنوان «زهرای من» سرود:
«زهرای من! ای نازنین که بی تو دلم غرق خون شده! / باز آ، ببین که دل ز فراق تو، چون شده
مهتاب من! بتاب به شبهای تار من/ ره، بی حضور ماه تو، بی رهنمون شده
آن سر، که همچو سرو سرافراز و سبز بود/ اینک، بنفشهوار، زِ غم واژگون شده
صبری که بود در دل من، کاستی گرفت/ دردی که بود، بی تو دمادم فزون شده ...»
با این حال، به رغم آه جگرسوزی که در فراق دختر از سینه پدر بیرون میدمد، غلامعلی حداد عادل در یادبود فرزند با صلابتی انقلابی فریاد میزد: «الان وقت سوگ نیست! شهیده زهرا حداد عادل از بندگان خاص خداوند و از ازل لبیکگوی خالق خود بود.»
فرشتهای تکرارنشدنی در آسمان ایران
دوستان و نزدیکان، زهرا را فراتر از یک نام میدیدند. نرگس سادات میرمحمدی، شاعر آیینی و از دوستانش، با اندوهی عمیق میگوید: «شهیده زهرا حدادعادل فرهیختهای تکرارنشدنی بود... به اعتقاد من، او فرشتهای تکرارنشدنی بودند.»
زهرا حدادعادل، دختری که میتوانست در حاشیه امن قدرت بنشیند، کلاس درس جنوب شهر را انتخاب کرد، گمنامی را به شهرت ترجیح داد و سرانجام در طوفانیترین صبح تاریخ معاصر ایران، خونش با خون سکاندار انقلاب و دیگر عزیزان بیت ولایت درآمیخت. او رفت، اما روایتِ «شیرزن ایرانی» را در اصیلترین فرم خود برای تاریخ ایران جاودانه کرد.
انتهای پیام/
- خرید استارز تلگرام
- هتل یار
- نمایندگی تعمیرات دوو
- شیرازی رنت
- کمپینگ
- هدایای تبلیغاتی
- غذای شرکتی
- تور استانبول
- غذای سازمانی
- خرید کارت پستال
- لوازم یدکی تویوتا قطعات تویوتا
- مشاوره حقوقی
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس