۳ سناریوی ناترازی برق در تابستان ۱۴۰۵ با کسری ۱۸ هزار مگاواتی/ آیا مدیریت ناجی شبکه برق میشوند؟
گروه اقتصادی خبرگزاری آنا، امیر قنبری اردی، کارشناس حوزه انرژی- بر اساس گزارش اخیر مرکز پژوهشهای مجلس تحت عنوان بررسی وضعیت تامین برق در تابستان ۱۴۰۵، شبکه برق ایران در سالهای اخیر با چالش پیشی گرفتن سرعت رشد تقاضا نسبت به ظرفیت تولید مواجه بوده است. این گزارش نشان میدهد که بیش از ۹۰ درصد برق کشور از نیروگاههای حرارتی تأمین میشود که توسعه آنها با چالش تأمین سوخت روبهرو است. پیشبینی گزارش برای تابستان ۱۴۰۵، سه سناریوی مختلف از وضعیت ناترازی را ترسیم میکند. در بهترین حالت کشور با کسری توان حدود ۱۰ هزار مگاوات، در حالت واقعبینانه با ناترازی حدود ۱۳ هزار مگاوات و در بدترین سناریو با بحران کسری حدودا ۱۸ هزار مگاواتی روبهرو خواهد شد. با توجه به این ارقام، تکیه صرف بر احداث نیروگاههای بزرگ مقیاس زمانبر بوده و استراتژی اصلی برای مدیریت پیک تابستان باید بر محور «مدیریت مصرف» و «پروژههای بهینهسازی سریعالاحداث» استوار گردد.
سهم سیستمهای سرمایشی در اوج بار تابستان
بخش عمدهای از جهش مصرف برق در ماههای گرم سال، ناشی از ورود میلیونها دستگاه سرمایشی (کولرهای آبی و گازی) به مدار مصرف است. در زمان اوج بار، این تجهیزات گاه تا بیش از ۲۰ هزار مگاوات به تقاضای شبکه میافزایند. بنابراین، هرگونه مداخله بهرهورانه در عملکرد این تجهیزات، تأثیری مستقیم، فوری و شگرف بر کاهش ناترازی خواهد داشت.
راهکار اول: اقدامات کمهزینه و زودبازده
سادهترین و در عین حال یکی از مؤثرترین روشهای مدیریت بار، توجه به نگهداری صحیح کولرهای آبی و گازی است. کولرهایی که در معرض تابش مستقیم آفتاب قرار دارند، انرژی بسیار بیشتری برای خنکسازی محیط مصرف میکنند. نصب سایهبان روی کولرها، دمای هوای ورودی به دستگاه را به شدت کاهش داده و راندمان را بالا میبرد. از سوی دیگر، سرویس سالانه کولرها، تعویض پوشالها، روغنکاری یاتاقانها، شستشوی کندانسور در کولرهای گازی و تنظیم تسمهها میتواند مصرف برق هر دستگاه را بین ۱۰ تا ۲۰ درصد کاهش دهد. اگر این اقدام ساده در مقیاس ملی در کشور اجرا شود، میتواند به تنهایی صدها مگاوات از بار شبکه را در ساعات پیک کاهش دهد و بخشی از کسری ۱۳ هزار مگاواتی را جبران کند.
راهکار دوم: انقلاب فناوری در سرمایش با موتورهای BLDC
گام ساختاریتر در بهینهسازی مصرف، جایگزینی موتورهای سنتی و پرمصرف کولرهای آبی با موتورهای جریان مستقیم بدون جاروبک (BLDC) است. موتورهای القایی سنتی راندمان پایینی دارند و در زمان استارت، جریان برق بالایی از شبکه میکشند. در مقابل، موتورهای BLDC به دلیل استفاده از آهنربای دائم و کنترلرهای الکترونیکی، امکان تنظیم سرعت پیوسته را فراهم کرده و مصرف برق دستگاه را تا بیش از ۵۰ درصد کاهش میدهند. علاوه بر این، این موتورها حرارت کمتری تولید کرده و طول عمر بسیار بالاتری دارند. اگر سیاستگذاران صنعت برق با ارائه یارانههای هدفمند یا طرحهای تعویض ملی، مشابه طرحهای تعویض لامپهای رشتهای در گذشته، پروژهی جایگزینی موتورهای قدیمی با نوع BLDC را کلید بزنند، ظرفیت آزاد شده در شبکه معادل ساخت چندین نیروگاه بزرگ حرارتی خواهد بود، بدون آنکه نیاز به تأمین سوخت فسیلی یا احداث خطوط انتقال جدید باشد.
راهکار سوم: تغییر نقش مشترک از مصرفکننده به تولیدکننده
آسیبهای زیرساختی و خروج برخی نیروگاههای خودتأمین در جنگ رمضان باعث از بین رفتن بخشهایی از ظرفیت تولید شده است. برای جبران این مسئله، استقرار پنلهای خورشیدی روی سقف خانهها یک راهبرد مناسب است. منحنی تولید برق نیروگاههای خورشیدی با منحنی مصرف شبکه در تابستان مطابقت دارد؛ درست در ساعاتی که آفتاب به شدت میتابد و کولرها با حداکثر توان کار میکنند، پنلهای خورشیدی نیز در اوج تولید خود قرار دارند.
تجهیز سقف منازل مسکونی، مجتمعها و ساختمانهای اداری به پنلهای خورشیدی نه تنها تلفات شبکه انتقال و توزیع را به صفر میرساند،زیرا برق در همان محل مصرف تولید میشود، بلکه به خانوارها اجازه میدهد با فروش برق مازاد خود به شبکه یا تهاتر آن، درآمد پایداری کسب کنند. این مدل که از آن به عنوان تولید پراکنده یاد میشود، تابآوری شبکه را در برابر حوادث و فشار اوج بار به شدت افزایش میدهد.
برای مقابله با ناترازی حدودا ۱۳ هزار مگاواتی پیشبینی شده در سناریوی واقعبینانه تابستان ۱۴۰۵، رویکرد سنتی «ساخت نیروگاههای حرارتی جدید» پاسخگو نخواهد بود، چرا که کشور همزمان با ناترازی گاز نیز دستوپنجه نرم میکند. مسیر نجات شبکه برق از تلفیق «بهینهسازی مصرف» و «تولید پراکنده تجدیدپذیر» میگذرد. پروژههایی نظیر الزامی کردن نصب سایهبان، سرویسهای دورهای استاندارد، مهاجرت به سمت موتورهای فوقکممصرف BLDC در سیستمهای سرمایشی، و ایجاد مشوقهای جذاب برای احداث نیروگاههای خورشیدی پشتبامی، ابزارهایی هستند که میتوانند با کمترین هزینه و در کوتاهترین زمان، تعادل را به شبکه بازگردانند. اجرای دقیق این راهبرد ترکیبی نه تنها خاموشیها را مدیریت میکند، بلکه گامی بزرگ در جهت حفظ محیط زیست، کاهش مصرف سوختهای فسیلی و توسعه پایدار اقتصاد انرژی در ایران خواهد بود.
انتهای پیام/