پیچیدگی شخصیتها در «دندون گیر» برایم جذاب بود/ روایت ترس امید و تردید روی صحنه تئاتر
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، نمایش «دندونگیر» به نویسندگی محسن رحمانی و کارگردانی وحید نفر از هفدهم خرداد در سالن بوتیک هنر روی صحنه رفت و امشب(۲۹خرداد) آخرین اجرای خود را پشت سر خواهد گذاشت. مرتضی صباحی، نیلوفر عباسی و غزاله حریرچی سه بازیگر این اثر نمایشی هستند.
در خلاصه داستان «دندونگیر» آمده است: «یک زوج(مهتاب و فرشاد) که تمام دارایی خود را در بورس سرمایهگذاری کردهاند، متوجه میشوند سه فرزند در آستانه ورود به زندگیشان هستند و با افزایش مشکلات اقتصادی، ناچار به اتخاذ تصمیمی دشوار میشوند.»
در همین ارتبا، با نیلوفر عباسی بازیگر نقش «مهتاب» به گفتگو نشسته ایم که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
از چگونگی آغاز همکاری با آقای نفر و این گروه بگویید؟ حضور در این نمایش چه ویژگی یا جذابیتی داشت که شما را به پذیرش این نقش ترغیب کرد؟
من دانشجوی بازیگری هستم و پیش از این نیز بارها در کلاسها و تمرینهای مختلف در حضور آقای نفر، که استاد بنده هستند، بازی کرده بودم. آشنایی ایشان با تواناییها و مسیر کاری من باعث شد روزی پیشنهاد حضور در این نمایش را مطرح کنند.
برای من، ارزشمندتر از هر چیز، اعتماد ایشان بود. اینکه استادی که مدت ها از نزدیک روند کار و پیشرفت مرا دیده، برای ایفای نقشی در یک اجرای حرفهای به من اعتماد کند، اتفاقی بسیار خوشحالکننده و انگیزهبخش بود. به همین دلیل با اشتیاق این پیشنهاد را پذیرفتم و از همان زمان فرآیند تمرین و شکلگیری نمایش آغاز شد.
برای آماده شدن و نزدیک شدن به شخصیت نمایش، چه مراحلی را طی کردید و با چه چالشهایی روبهرو شدید؟
برای نزدیک شدن به نقش، مثل همیشه ابتدا شناسنامهای برای شخصیت طراحی کردم تا بتوانم گذشته، ویژگیها و جهان ذهنی او را برای خودم روشنتر کنم. سپس در جریان تمرینهای روزانه، در کنار دیگر بازیگران و با هدایت آقای نفر، به تدریج به مهتاب نزدیکتر شدم و لایههای مختلف این شخصیت را کشف کردم.
در طول این مسیر متوجه شدم که مهتاب را نباید صرفاً یک شخصیت واقعگرا و روزمره دید. او برای من وجوهی کودکانه و معصوم داشت؛ شخصیتی سادهدل که در عین حال از منطق و قدرت تحلیل برخوردار است. آنچه این نقش را جذاب میکرد، تضادهای درونی او بود؛ تضاد میان احساس و عقل، میان خواستههای شخصی و نظام ارزشیای که به آن باور دارد.

تلاش من این بود که این وجوه متناقض را در کنار هم حفظ کنم تا مهتاب به شخصیتی چندلایه و باورپذیر تبدیل شود؛ شخصیتی که هم آسیبپذیر است، هم منطقی، و مدام میان انتخابهای دشوار زندگی در نوسان است.
در جلسات دورخوانی متن متوجه شدم که برای ایفای نقش مهتاب انتخاب شدهام. از همان ابتدا احساس کردم با این شخصیت نقاط مشترکی در نگاه به زندگی دارم و همین موضوع به من کمک کرد تا ارتباط عمیقتری با او برقرار کنم.
از سوی دیگر، شیوه اجرای نمایش تا حدی انتزاعی بود و در طول تمرینها، گروه توانست لحظات کمیک و دلنشینی را خلق کند که به جذابیت اثر میافزود. اما آنچه بیش از همه برای من اهمیت داشت، تحول شخصیت مهتاب در پایان نمایش بود. مهتاب در طول داستان مسیری پر فراز و نشیب را طی میکند و به تدریج با تغییرات درونی عمیقی روبهرو میشود.
برای رسیدن به این سیر تحول، لازم بود از آغاز تا پایان نمایش طیف گستردهای از احساسات و عواطف متضاد را تجربه کنم؛ احساساتی که گاه در قالبی واقعگرایانه و گاه در فضایی انتزاعی و کمیک بروز پیدا میکردند. کنار هم قرار گرفتن این تضادها، مهمترین چالش و در عین حال جذابترین بخش فرآیند شکلگیری نقش مهتاب برای من بود.
چقدر با شخصیت «مهتاب» احساس قرابت فکری داشتید و کدام رفتارها و تصمصم های او را می پسندید یا موردقبول شما نیست؟
مهتاب برای من شخصیتی قابل درک و نزدیک بود، چون بسیاری از دغدغهها و نگرانیهای او را میتوان در زندگی زنان امروز مشاهده کرد. او زنی است که از یک سو با ترس از مادر شدن و مسئولیتهای سنگین آن روبهروست و احساس میکند شاید هنوز آمادگی و توان کافی برای پذیرش این نقش را در خود نبیند. از سوی دیگر، حضور پررنگ زنی دیگر در زندگیاش ــ کسی که روزگاری دوست نزدیکش بوده ــ احساس ناامنی و تردید را در او تشدید میکند.
در کنار این مسائل، مهتاب و همسرش زیر فشار شدید اقتصادی قرار دارند. او از تصمیمها و ریسکهای حسابنشده فرشاد در بازار بورس دلخور است، اما در عین حال برای بهبود وضعیت زندگیشان شانه به شانه او تلاش میکند. مهتاب معلم است و همزمان به دنبال ایجاد یک منبع درآمد دیگر است تا بتواند بخشی از بار اقتصادی خانواده را به دوش بکشد.
آنچه در مورد مهتاب برای من قابل همدلی است، تلاش و مسئولیتپذیری او در مواجهه با مشکلات زندگی است. با این حال، او نیز مانند بسیاری از انسانها در برابر یک پیشنهاد وسوسهانگیز دچار لغزش میشود و تصمیمی میگیرد که در ادامه او را با پریشانی، تردید و پشیمانی بیشتری روبهرو میکند.
به گمان من، آشفتگی و سردرگمی مهتاب تنها متعلق به این شخصیت نیست؛ بلکه بازتاب بخشی از واقعیت زندگی امروز ماست. فشارهای اقتصادی و ناامنیهای ناشی از آن، بسیاری از زنان و مردان را در موقعیتهایی قرار میدهد که ناچارند میان خواستههای قلبی، ارزشهای اخلاقی و نیازهای معیشتی خود دست به انتخاب بزنند. به همین دلیل، فکر میکنم مخاطب بهراحتی میتواند با مهتاب همدلی کند و بخشی از خودش را در او ببیند.
از نگاه شما، در «دندون گیر» قربانی کیست؟ مهتاب، فرشاد، بچه ها و یا حتی ژیلا؟
به نظر من در «دندونگیر» نمیتوان تنها یک نفر را قربانی دانست. مهتاب، فرشاد، ژیلا و حتی بچهها، هر کدام به شکلی قربانی شرایطی هستند که در آن قرار گرفتهاند. از یک سو، فشارهای اقتصادی و ناامنیهای اجتماعی بر زندگی آنها سایه انداخته و انتخابهایشان را تحت تأثیر قرار داده است؛ اما از سوی دیگر، هر یک از این شخصیتها در برابر تصمیمهایی که میگیرند نیز مسئول هستند.
آنچه این نمایش را برای من جذاب میکند، همین پیچیدگی است. شخصیتها به خوبی میدانند که برای به دست آوردن چیزی که برایشان ارزشمند است، باید از چیز دیگری بگذرند. به همین دلیل دست به انتخابهایی میزنند که شاید در لحظه منطقی یا ناگزیر به نظر برسد، اما در ادامه مسیر زندگی و روابط عاطفی آنها را دگرگون میکند.
از این منظر، «دندونگیر» بیش از آنکه درباره قربانی بودن باشد، درباره بهای انتخابهاست؛ بهایی که هر شخصیت به شکلی متفاوت برای تصمیمهای خود میپردازد.
همکاری با کارگردان و دیگر اعضای گروه چه تأثیری بر شکلگیری اجرای نهایی شما داشت؟
خوشبختانه در این پروژه همکاری بسیار خوبی میان اعضای گروه شکل گرفت و همین همدلی یکی از عوامل مهم در شکلگیری اجرای نهایی بود. آقای نفر با دقت و ریزبینی فراوان، جزئیات نقشها و روابط میان شخصیتها را هدایت میکردند و این موضوع به بازیگران کمک میکرد تا به درک عمیقتری از جهان نمایش برسند.
از سوی دیگر، در طول تمرینها ارتباطی صمیمی و واقعی میان اعضای گروه شکل گرفت که به نظرم تأثیر مستقیمی بر کیفیت روابط روی صحنه داشت. این اعتماد و همراهی باعث شد شخصیتها برای تماشاگر باورپذیرتر شوند و روابط میان آنها طبیعیتر به نظر برسد.

نکته مهم دیگر، ایجاد تعادل میان جنبههای تلخ و طنزآمیز نمایش بود. با هدایت کارگردان و همراهی بازیگران، لحظات کمیک اثر به شکلی شکل گرفت که ضمن حفظ لحن انتقادی نمایش، از سنگینی و تلخی بیش از حد آن بکاهد و ارتباط مخاطب با اثر را آسانتر کند. به گمان من، همین ترکیب طنز و تلخی یکی از ویژگیهای مهم «دندونگیر» است که در اجرای نهایی نیز نمود پیدا کرد.
محور موضوعی «دندون گیر»، موضوع فرزندآوری در شرایط دشوار اقتصادی است. مشکلات اقتصادی یک زوج جوان و مواجهه آنها با نوسان های بازار سرمایه موضوع ملموس این روزهاست. فشارهایی که بر تصمیمهای مهم زندگی از جمله ازدواج و فرزندآوری تاثیر دارد.تئاتر تا چه اندازه میتواند نگرانیها و دغدغههای زوجهای جوان در این زمینه را به تصویر بکشد و به گفتوگوی اجتماعی درباره این موضوع کمک کند؟
هنر نمایش این ظرفیت را دارد که موضوعات پیچیده را از خلال روایت و تجربه انسانی به مخاطب نزدیک کند و او را به تأمل وادارد.
نمایش «دندونگیر» نیز از همین منظر به مسئلهای بسیار ملموس میپردازد؛ اینکه فشارهای اقتصادی تا چه اندازه میتوانند بر تصمیمهای مهم زندگی، از جمله ازدواج، فرزندآوری و حتی روابط عاطفی افراد تأثیر بگذارند. بسیاری از زوجهای جوان امروز با دغدغههایی مشابه شخصیتهای نمایش روبهرو هستند و همین موضوع باعث میشود مخاطب بتواند با اثر ارتباط برقرار کند.
البته معتقدم تئاتر بیش از آنکه بخواهد راهحل ارائه دهد، میتواند نقش هشداردهنده و آگاهیبخش داشته باشد. نمایشها میتوانند پرسشهایی را مطرح کنند، زوایای پنهان یک مسئله را نشان دهند و زمینه گفتوگو را فراهم کنند. اما اگر بخواهند بیش از حد وارد مباحث تخصصی شوند، ممکن است از ماهیت هنری خود فاصله بگیرند و ارتباطشان با مخاطب کاهش یابد.
به گمان من، مهمترین کارکرد تئاتر در چنین موضوعاتی این است که تماشاگر را به فکر کردن و گفتوگو درباره مسائل پیرامونش ترغیب کند. همین که مخاطب پس از پایان نمایش با پرسشها و دغدغههای مطرحشده در اثر همراه شود، بخش مهمی از رسالت تئاتر محقق شده است.
اگر «دندون گیر» در آینده اجراهای دیگری هم داشته باشد، برای پیشنهاد دیدن این اثر به مخاطبان به چه نکته ای اشاره می کنید؟
به احتمال زیاد مخاطبان تکههایی از زندگی خودتان را در آن پیدا خواهند کرد؛ از ترسها و امیدها گرفته تا تردیدها، عشقها و انتخابهایی که گاهی مسیر زندگی انسان را تغییر میدهند. این نمایش، با وجود فضای طنزآمیزش، از دغدغههایی حرف میزند که بسیاری از ما در زندگی روزمره با آنها روبهرو هستیم و شاید همین نزدیکی به تجربه زیسته مخاطب، مهمترین دلیل برای دیدن آن باشد.
انتهای پیام/