چرا تکلیف پیشدبستانی اجباری هنوز مشخص نشده است؟
به گزارش خبرنگار آنا، موضوع آموزش پیش از دبستان در ایران سالهاست محل بحث میان سیاستگذاران، کارشناسان آموزشی و خانوادههاست. پرسش اصلی این است که آیا کودکان باید پیش از ورود به کلاس اول، یک دوره رسمی آمادگی را پشت سر بگذارند یا خیر؟ بسیاری از کشورها پاسخ این پرسش را سالها پیش دادهاند و امروز آموزشهای پیش از دبستان بخشی از ساختار رسمی تربیت کودکان در آنها محسوب میشود. اما در ایران، هنوز درباره اجباری شدن این مرحله تصمیم نهایی گرفته نشده است.
حمیدرضا شیخالاسلام در آخرین نشست تخصصی سازمان تعلیم و تربیت کودک، با صراحت از این وضعیت انتقاد کرد. وی معتقد است زمان به سرعت در حال گذر است و کودکانی که قرار است در مهر ۱۴۰۶ وارد مدرسه شوند، نمیتوانند منتظر تصویب قوانین بمانند.
به گفته رئیس سازمان تعلیم و تربیت کودک، حتی اگر امروز این طرح به تصویب برسد، تازه مرحله اصلی کار آغاز خواهد شد. برنامهریزی برای پوشش کامل کودکان نیازمند افقی چندساله است. به بیان دیگر، تصمیمی که امروز گرفته میشود، نه تنها بر کودکان پنجساله فعلی، بلکه بر کودکانی که همین امروز متولد میشوند نیز اثر خواهد گذاشت.
تصمیمی برای امروز یا سرمایهگذاری برای پنج سال بعد؟
شیخالاسلام در تشریح اهمیت این طرح به نکتهای اشاره میکند که کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ برنامهریزی برای آموزش کودکان، برخلاف بسیاری از تصمیمهای اجرایی، نیازمند نگاه بلندمدت است. اگر امروز قانونی تصویب شود، آثار واقعی آن پنج یا حتی ده سال بعد نمایان خواهد شد.
به همین دلیل، تعیین تکلیف دوره پیشدبستانی فقط یک تصمیم آموزشی نیست؛ بلکه بخشی از سیاستگذاری جمعیتی و اجتماعی کشور محسوب میشود. هر سال تأخیر در تصمیمگیری، به معنای از دست رفتن فرصتی است که دیگر قابل جبران نیست.
چرا پیشدبستانی اینقدر مهم است؟
کارشناسان حوزه تعلیم و تربیت معتقدند آموزش پیش از دبستان صرفاً آموزش الفبا، اعداد یا رنگها نیست. این دوره در واقع زمان شکلگیری بسیاری از مهارتهای پایهای زندگی است؛ مهارتهایی که بعدها موفقیت تحصیلی و اجتماعی کودک را تعیین میکنند.
کودک در این سنین یاد میگیرد چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند، در یک جمع حضور داشته باشد، نوبت را رعایت کند، احساسات خود را مدیریت کند و برای انجام فعالیتها تمرکز داشته باشد. بسیاری از این مهارتها در ظاهر ساده به نظر میرسند، اما نبود آنها میتواند ورود به مدرسه را برای کودک دشوار کند.
همین موضوع باعث شده بسیاری از کشورها آموزش پیش از دبستان را بخشی جداییناپذیر از نظام آموزشی خود بدانند.
کلاس اول؛ جایی که شکافها آشکار میشوند
یکی از نگرانیهای اصلی متخصصان آموزش، تفاوت میان کودکانی است که دوره پیشدبستانی را گذراندهاند و کودکانی که بدون هیچ آمادگی وارد مدرسه میشوند.
در بسیاری از موارد، معلمان کلاس اول با دانشآموزانی مواجه میشوند که از نظر مهارتهای ارتباطی، زبانی یا شناختی در سطوح متفاوتی قرار دارند. این تفاوتها از همان روزهای نخست مدرسه آشکار میشود و گاهی در سالهای بعد نیز ادامه پیدا میکند.
شیخالاسلام معتقد است بسیاری از ضعفهایی که در سنین بالاتر مشاهده میشود، ریشه در همین سالهای ابتدایی دارد. از نگاه او، زمانی که پایههای یادگیری به درستی شکل نگرفته باشند، ترمیم آنها در سالهای بعد دشوارتر و پرهزینهتر خواهد بود.
قانونی که بدون زیرساخت اجرا نمیشود
اما حتی در صورت تصویب طرح اجباری شدن پیشدبستانی، پرسشهای مهمی وجود دارد. آیا کشور ظرفیت پذیرش همه کودکان را دارد؟ چند مرکز آموزشی جدید باید ایجاد شود؟ چه تعداد مربی نیاز است؟ منابع مالی از کجا تأمین خواهد شد؟
اینها پرسشهایی هستند که اجرای موفق طرح را به چالش میکشند.
برخی کارشناسان معتقدند قانون بدون زیرساخت، تنها به ایجاد تعهدات جدید منجر میشود. در مقابل، گروهی دیگر میگویند تا زمانی که قانون تصویب نشود، اساساً اراده و انگیزه لازم برای توسعه زیرساختها نیز شکل نخواهد گرفت.
واقعیت این است که اجرای چنین طرحی نیازمند هماهنگی میان دستگاههای مختلف، از آموزش و پرورش گرفته تا سازمان برنامه و بودجه و نهادهای محلی است.
عدالت آموزشی؛ مهمتر از تصویب قانون
یکی از مهمترین چالشهای پیش روی این طرح، مسئله عدالت آموزشی است. شرایط دسترسی به خدمات آموزشی در سراسر کشور یکسان نیست.
در بسیاری از مناطق شهری، خانوادهها به گزینههای متعددی برای ثبتنام فرزندان خود دسترسی دارند. اما در برخی مناطق محروم، روستاها و حاشیه شهرها، امکانات آموزشی محدودتر است.
اگر قرار باشد پیشدبستانی اجباری شود، باید اطمینان حاصل شود که همه کودکان، فارغ از محل زندگی یا وضعیت اقتصادی خانواده، فرصت برابر برای استفاده از این خدمات را دارند. در غیر این صورت، اجرای قانون ممکن است به جای کاهش شکاف آموزشی، آن را عمیقتر کند.
خانوادهها میان ضرورت و هزینه
برای بسیاری از خانوادهها، مسئله پیشدبستانی تنها یک انتخاب آموزشی نیست؛ بلکه یک تصمیم اقتصادی نیز محسوب میشود.
هزینه ثبتنام در برخی مراکز آموزشی برای خانوادههایی که با مشکلات معیشتی مواجهاند، رقم قابل توجهی است. به همین دلیل، بسیاری از کودکان تنها به دلیل محدودیت مالی از حضور در این دوره محروم میشوند.
این وضعیت باعث شده دسترسی به آموزشهای اولیه تا حد زیادی به توان اقتصادی خانوادهها وابسته باشد؛ موضوعی که با اصل عدالت آموزشی در تعارض قرار میگیرد.
به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، اگر قرار است پیشدبستانی به بخشی از نظام رسمی آموزش تبدیل شود، باید برای حمایت از خانوادههای کمبرخوردار نیز سازوکار مشخصی در نظر گرفته شود.
تجربه جهان چه میگوید؟
در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، آموزش پیش از دبستان به عنوان یک سرمایهگذاری ملی شناخته میشود.
مطالعات بینالمللی نشان دادهاند کودکانی که آموزشهای باکیفیت پیش از دبستان را دریافت میکنند، در سالهای بعد عملکرد تحصیلی بهتری دارند، احتمال ترک تحصیل در آنها کمتر است و مهارتهای اجتماعی قویتری کسب میکنند.
همچنین برخی پژوهشها نشان دادهاند هزینهای که دولتها برای آموزش کودکان در سالهای نخست زندگی صرف میکنند، در آینده از طریق کاهش آسیبهای اجتماعی، بهبود کیفیت نیروی انسانی و افزایش بهرهوری اقتصادی جبران میشود.
به همین دلیل بسیاری از دولتها آموزش پیش از دبستان را نه یک هزینه اضافی، بلکه نوعی سرمایهگذاری بلندمدت تلقی میکنند.
کودکان منتظر نمیمانند
یکی از نکات کلیدی که در سخنان شیخالاسلام بارها تکرار شد، مسئله زمان است. کودکان برخلاف ساختارهای اداری و فرآیندهای طولانی قانونگذاری، منتظر نمیمانند.
هر روزی که میگذرد، نسلی از کودکان به سن ورود به مدرسه نزدیکتر میشوند. اگر امروز برای آنها برنامهریزی نشود، فرصتهای مهم رشد و یادگیری از دست خواهد رفت.
از همین رو، تصمیمگیری درباره پیشدبستانی تنها یک بحث اداری یا حقوقی نیست؛ بلکه موضوعی مرتبط با آینده میلیونها کودک و کیفیت نظام آموزشی کشور است.
آیندهای که از امروز آغاز میشود
در نهایت، مسئله اصلی فراتر از تصویب یا عدم تصویب یک طرح است. پرسش اساسی این است که نظام آموزشی کشور چه جایگاهی برای سالهای نخست زندگی کودکان قائل است.
اگر این سالها به عنوان مهمترین دوره شکلگیری شخصیت، مهارتها و تواناییهای فردی شناخته شوند، طبیعی است که آموزش پیش از دبستان نیز به یک اولویت ملی تبدیل شود. اما اگر همچنان این دوره در حاشیه سیاستگذاریها باقی بماند، بسیاری از مشکلات آموزشی سالهای بعد نیز پابرجا خواهد ماند.
شاید به همین دلیل است که نگرانی رئیس سازمان تعلیم و تربیت کودک فقط درباره یک قانون نیست؛ بلکه درباره نسلی است که هر روز بزرگتر میشود و فرصتهای رشدش، برخلاف جلسات و مصوبات، قابل تعویق نیست. کودکان نمیتوانند منتظر بمانند. آینده آنها از همین امروز آغاز میشود.
انتهای پیام/