چرا تفکیک اپراتورهای عمده از خردهفروش، سرعت اینترنت و کیفیت ارتباطات مردم را بهتر میکند؟
مدل تفکیک اپراتورها به دو بخش «شبکه زیرساختی» (نتکو یا اپراتور زیرساختی) و «اپراتور خردهفروشی» (سروکو یا اپراتور خردهفروشی) طی دو دهه اخیر به یکی از مهمترین تحولات ساختاری در صنعت مخابرات جهان تبدیل شده است. در حالی که کشورهای پیشرو اروپایی و آسیایی با اجرای این مدل توانستهاند رقابت را به بازارهای خود بازگردانده و کیفیت خدمات را برای شهروندان خود ارتقا دهند، ایران همچنان در ابتدای این مسیر و با تجربهای ناقص از این تفکیک مواجه است. آناتک در این گزارش خود به بررسی چیستی، تاریخچه، مزایا و چالشهای این مدل ساختاری و نیز چشمانداز اجرای آن در ایران میپردازد.
تعریف مفاهیم بنیادین؛ دو بازیگر تازه در عرصه مخابرات
برای درک ماهیت این تحول، ابتدا باید با دو مفهوم کلیدی نتکو (اپراتور زیرساختی) و سروکو (اپراتور خردهفروشی) آشنا شویم. در ساختار سنتی و یکپارچه صنعت مخابرات، یک شرکت واحد هم مالک شبکه فیزیکی (کابلها، دکلها، مراکز داده و تجهیزات سوئیچینگ) بود و هم خدمات نهایی را به مصرفکنندگان ارائه میکرد. اما مدل جدید این دو کارکرد اساسی را از یکدیگر جدا میسازد.
اپراتور نتکو (اپراتور زیرساختی) که برگرفته از عبارت نتورک کمپانی است، مسئولیت طراحی، ساخت، نگهداری و توسعه «لایه زیرساختی» شبکه را بر عهده دارد. این اپراتورها مالک شاهراههای ارتباطی هستند؛ همان کابلهای فیبر نوری که در دل خاک جای گرفتهاند، دکلهای مخابراتی که در سطح شهرها سر برافراشتهاند و تجهیزات هستهای که ترافیک عظیم داده را هدایت میکنند. به تعبیری، نتکو (اپراتور زیرساختی) صاحب «لولههای انتقال آب» است، نه خود آب. این شرکتها خدمات خود را به صورت عمده و غیرمستقیم به اپراتورهای دیگر میفروشند و با مصرفکننده نهایی رابطه مستقیم ندارند.
اپراتور سروکو (اپراتور خردهفروشی) یا شرکت ارائه دهندۀ سرویس در سوی دیگر این زیستبوم و در لایه خدمات خردهفروشی فعالیت میکند. این اپراتورها لزومی ندارد حتی یک متر کابل بکشند یا یک دکل نصب کنند. آنها با خرید پهنای باند و دسترسی از اپراتورهای نتکو (اپراتور زیرساختی)، خلاقیت خود را در طراحی بستههای متنوع، قیمتگذاری رقابتی و خدمات ارزش افزوده به کار میگیرند تا مستقیماً با مردم ارتباط برقرار کنند. به عبارت دیگر، سروکو (اپراتور خردهفروشی) همان شرکتی است که قبض اینترنت و تلفن به نامش صادر میشود و مشترکان برای پشتیبانی با آن تماس میگیرند.
این تفکیک که در ادبیات تخصصی با عنوان «لایهزدایی از زنجیره ارزش مخابرات» شناخته میشود، در شکل کامل خود میتواند شامل سه لایه مستقل باشد: زیرساخت فیزیکی، عملیات شبکه (نتکو یا اپراتور زیرساختی) و خدمات مشتریمحور (سروکو یا اپراتور خردهفروشی). با این حال، در عمل و در اغلب موارد، دو لایه اول با هم ادغام میشوند و تفکیک اصلی میان «صاحب شبکه» و «ارائهدهنده خدمات» رقم میخورد.
ریشههای تاریخی؛ چرا جهان به سوی تفکیک حرکت کرد؟
درک دلایل شکلگیری این مدل نیازمند بازگشت به چند دهه قبل و دوران «انحصار طبیعی» در مخابرات جهان است. تکنولوژیهای نوین ارتباطی همراه با سیاستهای آزادسازی از دهه ۱۹۸۰ به بعد، رقابت را به تدریج وارد بازارهای مخابراتی کرد. با این حال، واقعیت تلخی که کشورها با آن مواجه شدند این بود که بخش دسترسی (access network) یا «مایل آخر»، همان حلقه اتصال نهایی به منازل و ادارات به دلیل سرمایهگذاری عظیم مورد نیاز برای ایجاد مجدد، ذاتاً انحصاری باقی میماند.
اپراتورهای بزرگ و قدیمی مانند BT در انگلیس، تلیا کمپانی در سوئد و AT&T در آمریکا که مالک شبکه کابلی تاریخی کشور خود بودند، در چنین شرایطی این امکان را داشتند که از موقعیت غالب خود سوءاستفاده کنند. تجربه جهانی نشان داد که حتی با وجود مقررات دسترسی باز و تفکیک حسابداری، باز هم اپراتور مسلط میتواند از طرق غیرقیمتی، مانند کاهش کیفیت خدمات برای رقبا، تأخیر در ارائه دسترسی، یا محدودیت در اطلاعات فنی به رقبای کوچکتر آسیب بزند.
مقطع حساس تصمیمگیری برای بسیاری از کشورها، اواسط دهه ۲۰۰۰ بود. در انگلیس، آفکام به عنوان تنظیمگر صنعت ارتباطات این کشور در سال ۲۰۰۵ یک بررسی راهبردی انجام داد و سه گزینه را پیش روی گروه مخابراتی BT قرار داد: اتکا به مقررات موجود، جداسازی ساختاری کامل، یا تفکیک عملیاتی. BT که از چشمانداز یک ارجاع بلندمدت به کمیسیون رقابت و احتمال تجزیه کامل خود بیم داشت، گزینه سوم را پذیرفت و متعهد شد واحدی به نام اوپن ریچ را به صورت عملیاتی از سایر بخشهای خود جدا کند.
سوئد نیز روند مشابهی را طی کرد. اپراتور مسلط تلیا کمپانی در اول ژانویه ۲۰۰۸ داوطلبانه واحد دسترسی خود را به نام اسکانووا اَکسس (لایۀ دسترسی) اِیبی جدا کرد و اندکی پس از آن، در ژوئیه ۲۰۰۸، اصلاحیه قانون مخابرات سوئد به اجرا درآمد که تفکیک عملیاتی اجباری را به عنوان یکی از ابزارهای رگولاتور این کشور به رسمیت میشناخت.
سازوکار رقابتی؛ چگونه تفکیک مانع زورگویی اپراتورهای بزرگ میشود؟
مهمترین پرسش گزارش ما این است که مدل نتکو (اپراتور زیرساختی)/سروکو (اپراتور خردهفروشی) چگونه از رفتارهای ضد رقابتی جلوگیری میکند؟ پاسخ در مفهوم «همسانی در ورودی» نهفته است. در ساختار تفکیکشده، اپراتور نتکو (اپراتور زیرساختی) موظف است خدمات خود را با همان شرایط، کیفیت، قیمت و سیستمهای سفارشدهی هم به واحدهای داخلی خود (در صورت وجود) و هم به تمام سروکو (اپراتور خردهفروشی)های رقیب ارائه دهد.
تجربه انگلیس در این زمینه بسیار روشنگر است. تعهدات BT به آفکام به عنوان رگولاتور حوزۀ ارتباطات کشور که در یک سند ۵۵ صفحهای تدوین شد، شامل شش بند اصلی بود: ایجاد یک بخش دسترسی عملیاتیشده در محلهایی جداگانه (که بعدها اوپن ریچ نام گرفت)، تضمین همسانی کامل برای محصولات کلیدی دسترسی، تأسیس «هیئت همسانی دسترسی» مستقل برای نظارت بر تعهدات، جدا کردن سیستمهای اطلاعاتی مدیریتی و عملیاتی، تضمین شفافیت فرآیندها و ایجاد دیوارهای چینی داخلی، و مشورت در مورد توسعه شبکههای نسل آینده، بندهایی که نوشته شدند تا رگولاتور ملی اطمینان حاصل کند که شرکت غالب به سمت از بین بردن رقبای کوچکتر گام بر نمیدارد.
این بدان معناست که یک سروکو (اپراتور خردهفروشی) کوچک و نوپا، دقیقاً از همان سیستمهای سفارشدهی، همان قیمتها و همان سطح کیفی برخوردار میشود که واحدهای خردهفروشی خود BT از آن بهره میبرند. این سازوکار، انگیزه و امکان تبعیض را از اپراتور بزرگ سلب میکند. در واقع، مدل نتکو (اپراتور زیرساختی)/سروکو (اپراتور خردهفروشی) با تبدیل شبکه به یک «سکوی باز و قابل برنامهریزی» از طریق رابطهای برنامهنویسی (API)، به جای یک زیرساخت بسته و انحصاری، زمینه را برای نوآوری و رقابت فراهم میآورد.
نتایج اثباتشده جهانی؛ سود کاربران از تفکیک ساختاری
نتایج اجرای این مدل در کشورهای پیشرو، کمّی و قابل اندازهگیری است. در انگلیس، ظرف کمتر از چهار سال پس از ایجاد اوپن ریچ، تعداد خطوط آنباندلشده (محلی که رقبا از زیرساخت BT استفاده میکنند) از ۱۲۳ هزار خط در سپتامبر ۲۰۰۵ به بیش از ۶ میلیون خط افزایش یافت. رقابت حاصل شده، میانگین هزینۀ اینترنت دیاِساِل مصرفکنندگان را تقریباً نصف کرد. به گفته سخنگوی آفکام، امروز بیش از ۳۰ شرکت مختلف در انگلیس خدمات آنباندلشده یا همان بیتاستریم مرسوم در ایران (خرید سرویس از نتکو و خردهفروشی به کاربر نهایی) را به منازل و مشاغل کوچک ارائه میدهند.
تحلیلهای مؤسسه مشاوره مککینزی در سطح بنگاههای اقتصادی، نشان میدهد که اپراتورهایی که تفکیک سروکو (اپراتور خردهفروشی) را به درستی انجام میدهند، میتوانند حاشیه سود کسب و کارهایی که جامعۀ هدف آنها مشترک نهایی است را به ۱۵ تا ۲۰ درصد افزایش دهند. در سوی دیگر، نتکو (اپراتور زیرساختی) نیز با تمرکز صِرف بر کارایی شبکه و فروش عمده، به موتور بهینهسازی هزینه تبدیل میشود.
جان فارمستون، مدیر دفتر همسانی دسترسی BT، در ارزیابی از این تجربه گفت: «سهامداران اساساً برنده شدند. آنچه تعهدات [تفکیک]به ما داد، قطعیت در مورد محیط نظارتی بود. گزینه جایگزین ما جداسازی ساختاری کامل بود و سرمایهگذاران آن را ریسکی بسیار بزرگتر میدیدند.»
جدای از انگلیس، نمونههای موفقی از این مدل در سراسر جهان قابل مشاهده است. در نیوزیلند، شرکت Chorus به عنوان نتکو (اپراتور زیرساختی) از مخابرات نیوزیلند جدا شد و زیرساخت شبکه ثابت کشور را اداره میکند. در سال ۲۰۱۹، شرکت TDC دانمارک به دو بخش TDC نت (InfraCo) و Nuuday (سروکو یا اپراتور خردهفروشی) تفکیک شد. در جمهوری چک نیز شرکت O۲ در سال ۲۰۱۴ داوطلبانه این جداسازی را انجام داد و بازدهی فوقالعادهای را برای برند خود به ارمغان آورد. در سوئد، آمریکا، ایتالیا و بسیاری از کشورهای دیگر اتحادیه اروپا نیز این مدل به عنوان یک ابزار مؤثر برای افزایش رقابت در بازارهای پهنباند پذیرفته شده است.
وضعیت ایران؛ رگههایی ناقص از یک تحول جهانی
بحث تفکیک نتکو (اپراتور زیرساختی) و سروکو (اپراتور خردهفروشی) در ایران بیش از یک دهه سابقه دارد. در سال ۱۳۹۳، صادق عباسی شاهکوه، معاون وقت سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی، در پنجمین همایش بینالمللی مخابرات از ساماندهی تمام پروانههای ارتباطی کشور در چهار دسته نتکو (اپراتور زیرساختی) و سروکو (اپراتور خردهفروشی) در بخش ثابت و موبایل خبر داد و «همگرایی موبایل و ثابت (FMC)» را به عنوان چشمانداز نهایی ترسیم کرد. در آن برنامه، پیشبینی شده بود که شرکتهای ISP و ISDP سنتی بتوانند در قالب پروانه سروکو (اپراتور خردهفروشی) به فعالیت خود ادامه دهند و اپراتورهای قویتر نیز به عنوان نتکو (اپراتور زیرساختی) یا FCP (ارائهدهنده شبکه ثابت) فعالیت کنند.
بیش از یک دهه بعد، این مدل هنوز به طور کامل در ایران اجرایی نشده و فقط «رگههایی ناقص» از آن وجود دارد. مهمترین مصداق این وضعیت ناقص، پروژه ملی فیبر نوری منازل و کسبوکارها (FTTx) است. بر اساس مصوبات کمیسیون تنظیم مقررات، اپراتورهای شبکه (۱۰ اپراتور دارای پروانۀ خدمات یکپارچۀ ارتباطی یا UNSP) موظفند حداقل ۳۰ درصد از ظرفیت شبکه فیبر نوری خود را به صورت عمدهفروشی (بیتاستریم) در اختیار رقبا اپراتورهای سروکو (اپراتور خردهفروشی) قرار دهند.
چالشهای اجرای این مدل همینجا خود را نشان میدهد. انجمن شرکتهای سروکو در نامهای به وزیر ارتباطات در مهرماه ۱۴۰۴، به صراحت نسبت به «تبعیض در مشوقهای فیبر نوری» هشدار داد و خواستار بازنگری فوری در مصوبات کمیسیون شد. به گفته علی ذاکر، رئیس هیئتمدیره این انجمن، اگرچه تکلیف ۳۰ درصد واگذاری عمدهفروشی مشخص است، اما سهم اپراتور نهایی (سروکو (اپراتور خردهفروشی)) از مشوقها و تسهیلات اتصال مشخص نشده است.

این یعنی مشوقی که هدفش کاهش هزینه برای کاربر نهایی بوده، ممکن است به سرانجام نرسد. البته کمیسیون تنظیم مقررات باید در یک نقطۀ دیگر هم ورود پیدا کند، نیاز است که اپراتورها نرخ عمده فروشی را طوری تنظیم کنند که نرخ عمده فروشی از نرخ خردهفروشی خود آنها بالاتر نباشد؛ چرا که در آن صورت در عمل کاربر نهایی کمتر به سمت خرید سرویس از سایر رقبا متمایل میشود.
چشمانداز ایرانی؛ فرصتها و تهدیدهای پیش رو
پتانسیل اجرای کامل مدل نتکو (اپراتور زیرساختی)/سروکو (اپراتور خردهفروشی) با وجود کاستیها، در ایران بسیار بالاست. اجرای صحیح این مدل میتواند چندین مشکل مزمن صنعت مخابرات ایران را حل کند:
اول، افزایش رقابت و کیفیت: با ورود سروکو (اپراتور خردهفروشی)های متعدد، مشترکان دیگر وابسته به یک اپراتور نیستند. رقابت بر سر کیفیت خدمات و تنوع بستهها شکل میگیرد.
دوم، حمایت از کسبوکارهای کوچک و دانشبنیان: استارتاپها و شرکتهای خلاق نیازی به سرمایهگذاری سنگین برای ایجاد زیرساخت ندارند و میتوانند با تمرکز بر نوآوری در خدمات، وارد بازار شوند.
سوم، شتاب در توسعه شبکه ملی اطلاعات: با ایجاد یک بازار عمدهفروشی شفاف و رقابتی، سرمایهگذاری در شبکه زیرساخت (نتکو یا اپراتور زیرساختی) برای مالکان آن صرفه اقتصادی پیدا میکند و چرخه توسعه فیبر نوری و نسل پنجم شتاب میگیرد.
چالش اصلی، اما در نحوه تنظیم مقررات و اجرای دقیق اصل «همسانی در ورودی» (EoI) است. تجربه جهانی نشان داده که تفکیک صرفاً حسابداری یا نرمافزاری کافی نیست و باید سیستمهای اطلاعاتی، فرآیندهای سفارشدهی و مکانیسمهای نظارتی مستقل و شفاف باشند. باید پذیرفت که سرنوشت تحول دیجیتال ایران تا اندازه زیادی به توانایی نهاد هماهنگ کنندۀ قوۀ مجریه در حوزۀ توسعۀ زیرساختهای ارتباطی (وزارت ارتباطات) در اجرای درست و کامل این مدل بستگی دارد. انتقال از «رگههایی ناقص» به «تفکیکی کارآمد» نیازمند عزم جدی، شفافیت در مقررات و نظارت مستمر بر رفتار اپراتورهای مسلط است تا بازار ارتباطات کشور از برکات رقابت سالم بهرهمند شود و مردم نیز کیفتی بهتر و قیمتی عادلانهتر را تجربه کنند.
انتهای پیام/