آسیه یازرلو

محصولات فرهنگی جهان حامل سبک زندگی خاصی هستند

محصولات فرهنگی جهان، به‌ویژه نسخه‌های غربی آنها، صرفاً برای سرگرمی ساخته نشده‌اند؛ آنها حامل یک سبک زندگی خاص هستند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، آسیه یازرلو، مدرس رسمی سواد رسانه‌ای و مدیر روابط عمومی انجمن سواد رسانه‌ای، در مصاحبه با برنامه «فرهنگ‌سرای گفت‌و‌گو»، به تبیین رابطه عمیق میان صنایع فرهنگی و سواد رسانه‌ای پرداخت و با اشاره به خطرات جدی جنگ نرم، بر ضرورت بازنگری در سیاست‌گذاری‌های فرهنگی تأکید کرد.

یازرلو در ابتدای سخنان خود با توضیح مفهوم صنایع فرهنگی گفت: «وقتی واژه صنعت را می‌شنویم، ناخودآگاه ذهن ما به سمت کارخانه‌های فولاد یا تولید خودرو می‌رود؛ اما اگر کمی فراتر برویم، می‌بینیم که صنایع فرهنگی، مجموعه‌ای از فعالیت‌های خلاقانه و اقتصادی هستند که مبتنی بر ایده، هنر و فرهنگ شکل می‌گیرند. این حوزه شامل رادیو، تلویزیون، نشر کتاب، موسیقی، انیمیشن و حتی مد و لباس می‌شود.»

وی با ذکر مثال‌هایی ملموس از زندگی روزمره ادامه داد: «همان انیمیشنی که کودک ما می‌بیند، همان بازی رایانه‌ای که نوجوان ما بازی می‌کند و حتی موسیقی‌ای که در ماشین می‌شنویم، همه و همه بسته‌های معنایی هستند که متعلق به صنایع فرهنگی‌اند. ما در یک نبرد نوین قرار داریم. سؤال بزرگ این است: آیا می‌توانیم بدون گذرنامه سواد رسانه‌ای در سرزمین صنایع فرهنگی قدم بزنیم و راحت بچرخیم؟ پاسخ قطعاً منفی است. بدون آگاهی، ما در دام استعمار نوین ذهنی گرفتار می‌شویم.»

یازرلو با تشبیه جذاب دیگری به بررسی نقش سواد رسانه‌ای در مواجهه با محصولات خارجی پرداخت و اظهار داشت: «محصولات فرهنگی جهان، به‌ویژه نسخه‌های غربی آنها، صرفاً برای سرگرمی ساخته نشده‌اند؛ آنها حامل یک سبک زندگی خاص هستند. وقتی یک انیمیشن پرزرق‌وبرق تماشا می‌کنیم، سواد رسانه‌ای به ما می‌گوید که فراتر از رنگ‌ها و موسیقی، چه الگویی از خانواده، جنسیت و قدرت در حال تزریق به ناخودآگاه مخاطب است. ما بدون سواد رسانه‌ای، نه تنها مصرف‌کننده هستیم، بلکه تبدیل به طعمه می‌شویم.»

این کارشناس رسانه با اشاره به مفهوم «رمزگشایی» از پیام‌های پنهان، افزود: «سواد رسانه‌ای به ما کمک می‌کند کد‌ها را رمزگشایی کنیم. به ما می‌گوید که بپرسیم: قهرمان این انیمیشن چرا تیپ خاص دارد؟ چرا لباس خاصی پوشیده و چرا یک نوع فرهنگ خاص را القا می‌کند؟ وقتی یک کشور تولیداتی را برای ما می‌فرستد، قطعاً به ما به عنوان یک مصرف‌کننده ساده نگاه نمی‌کند، بلکه به دنبال این است که طعمه‌اش را بیندازد و مخاطب را درگیر کند. هر کدام از این محصولات هدفی دارند.»

یازرلو در رادیو گفت‌و‌گو با نقد وضعیت موجود در کشور بیان کرد: «ما در بحث جنگ شناختی می‌بینیم که جنگ نرم بسیار بهتر عمل می‌کند. توپ و تانک متعلق به گذشته است؛ الان با جنگ نرم پیش می‌روند. اما نکته حائز اهمیت این است که آیا تولیدکنندگان داخلی سواد رسانه‌ای را به‌طور کامل می‌شناسند؟ یک پتانسیل عظیم وجود دارد: خالق فرهنگی باید محصولی تولید کند که مخاطب ایرانی بتواند آن را خریداری کند. اگر در بازار جهانی حرفی برای گفتن داشته باشیم، باید از مرحله شعار به مرحله اقناع غیرمستقیم برسیم.»

وی از وضعیت آشنایی نسل جدید با قهرمانان ملی گلایه کرد و گفت: «متأسفانه کودک و نوجوان امروز، به جای شناخت رستم و قهرمانان شاهنامه یا عروسک‌های سنتی ما، شخصیت‌های کارتونی تخیلی و گاه ضدفرهنگی آن‌سوی آب را می‌شناسند. این تمایز نشان‌دهنده یک بحران جدی است.»

یازرلو در بخش پایانی صحبت‌های خود، بر مسئولیت مشترک تولیدکنندگان و متولیان فرهنگی تأکید کرد و افزود: «مسئولان باید چارچوب‌هایی تعیین کنند که محصولات رسانه‌ای دارای ارکان سواد رسانه‌ای باشند. رتبه ایران در بخش سواد رسانه‌ای بسیار پایین است. سواد رسانه‌ای را نباید به کلاس دهم موکول کرد؛ باید از کودکی در خانواده‌ها جا بیفتد. اگر تولیدات ما پشتوانه سواد رسانه‌ای داشته باشند، قطعاً کشور ایران می‌تواند روزبه‌روز خود را در رتبه‌های عالی‌تری ببیند. مسئولیت آموزش سواد رسانه‌ای از کودکی، بر عهده جامعه و متولیان است تا قبل از انتشار محصولات، مطالبه‌گری از سوی مصرف‌کنندگان آگاه آغاز شود.»

وی در جمع‌بندی خاطرنشان ساخت: «رقابت با کشور‌های بیگانه زمانی اتفاق می‌افتد که ما بر اساس چارچوب حرکت کنیم. ما نباید رقیب باشیم، بلکه باید با یادگیری تکنیک‌های اقناع‌سازی موجود در محصولات خارجی و تطبیق آن با ارزش‌های بومی، مخاطب را قانع کنیم. تولیدکننده باید اول صدای نسل جوان را بشنود، خواسته‌اش را متوجه شود و سپس محصول فرهنگی را تولید کند.»

انتهای پیام/

ارسال نظر