در گفت‌وگو با آنا بررسی شد

پکن در تقاطع تاریخ/ ایران؛ طرف مذاکره، نه موضوع معامله قدرت‌ها

در آستانه سفر دونالد ترامپ به پکن، چین با درکی راهبردی از تحولات غرب آسیا، ایران را نه به‌عنوان «مهره‌ای برای معامله»، بلکه به‌عنوان «طرفی اصلی» در معادلات منطقه‌ای و جهانی بازتعریف می‌کند؛ جایی که پکن با تکیه بر دکترین «امنیت از طریق توسعه» و بدون ورود به تعهدات امنیتی سخت، می‌کوشد نقش تسهیل‌گری صلح و ثبات را در نظم نوین چندقطبی ایفا کند.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، سفر دونالد ترامپ به پکن در مقطع حساسی از تحولات غرب آسیا صورت می‌گیرد؛ جایی که چین با نگاهی راهبردی و فراتر از تحلیل‌های سطحی، ریشه بسیاری از بی‌ثباتی‌های کنونی را در روند‌های کلان‌تری جست‌و‌جو می‌کند که تقویت رویکرد‌های یک‌جانبه و تضعیف هنجار‌های پذیرفته‌شده بین‌المللی را به دنبال داشته است. 

برای پکن، تحولات مربوط به ایران صرفاً یک پرونده منطقه‌ای زودگذر نیست، بلکه حلقه‌ای از زنجیره‌ای جهانی است که آینده نظم چندجانبه و توازن قوا در عرصه بین‌الملل را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

ثبات در غرب آسیا، خلیج فارس و دریای عمان برای چین تنها یک دغددغه جغرافیایی نیست، بلکه شرط لازم برای تداوم جریان انرژی و امنیت زنجیره تأمین جهانی است. 

پکن با درک عمیق از پیوند ناگسستنی «امنیت و توسعه»، می‌داند چگونه از ظرفیت‌های دیپلماتیک و اقتصادی خود برای یادآوری پیامد‌های اقدامات قهرآمیز و یک‌جانبه بر صلح منطقه‌ای و ثبات اقتصاد جهانی بهره گیرد و از این فرصت‌ها برای ترسیم چشم‌اندازی متوازن در نظم نوین بین‌المللی استفاده کند. 

در همین رابطه خبرنگار آنا گفت‌وگویی با «حامد وفایی» کارشناس مسائل چین داشته است.

«توازن توسعه و امنیت»؛ جایگزین چین برای الگو‌های سنتی امنیتی

وفایی با اشاره به اظهارات اخیر سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان در سفر به پکن مبنی بر ابراز امیدواری نسبت به حمایت چین از شکل‌گیری چارچوب منطقه‌ای جدید برای دوران پساجنگ که مشخصه آن توازن میان توسعه و امنیت است، اظهارکرد: چین در دوران پساجنگ خاورمیانه می‌تواند نقشی محوری، اما متفاوت از الگو‌های سنتی امنیتی ایفا کند.

پکن برخلاف رویکرد‌های درون‌زای صرفاً نظامی-امنیتی ایران و روسیه (مانند طرح‌های امنیت جمعی خلیج فارس یا ابتکارات شانگهای)، بر «توازن میان توسعه و امنیت» تأکید دارد و این موضع در پیشنهاد چهاربندی شی جین‌پینگ برای حفظ صلح و ثبات در غرب آسیا نیز منعکس شده و با فلسفه دیپلماسی چین همخوانی عمیقی دارد.

این کارشناس مسائل چین با تشریح رویکرد رهبر چین در قبال تحولات منطقه افزود: شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، با ارائه پیشنهاد چهاربندی خود برای حفظ صلح و ثبات و همچنین سابقه موفق میانجی‌گری در آشتی ایران و عربستان سعودی (۲۰۲۳)، خود را نه به‌عنوان متعهد امنیتی مستقیم، بلکه به‌عنوان بازیگری تسهیل‌گر (facilitator) در معادلات و منازعات منطقه معرفی می‌کند. این رویکرد به پکن امکان می‌دهد بدون ورود مستقیم به ائتلاف‌های نظامی و از طریق سرمایه‌گذاری‌های عظیم در چارچوب ابتکار «کمربند و جاده» و نیز خرید نفت ایران، ثبات اقتصادی را پایه و اساس امنیت منطقه‌ای قرار دهد و از تشدید تنش با غرب و کشور‌های خلیج فارس پرهیز کند.

وی در ادامه تحلیل خود درباره چشم‌انداز نقش‌آفرینی چین در نظم منطقه‌ای تصریح کرد: در بحث نظم جدید منطقه‌ای، چین احتمالاً بر نوعی چندجانبه‌گرایی اقتصادی-امنیتی تمرکز خواهد کرد؛ به این معنا که با تقویت سازوکار‌هایی مانند بریکس و شانگهای، چارچوب‌هایی را ایجاد می‌کند که امنیت را از مسیر توسعه و وابستگی متقابل اقتصادی بازیگران منطقه‌ای تأمین نماید. این مدل می‌تواند مکمل طرح‌های پیشین ایران و روسیه باشد، با این تفاوت که تأکید بیشتری بر اصل «امنیت از طریق توسعه» (Security through Development) و احترام به حاکمیت ملی کشور‌ها بدون دخالت در امور داخلی آنان دارد.

کارشناس مسائل چین بااشاره به محدودیت‌های پیش‌روی پکن در این مسیر گفت: چین همچنان روابط اقتصادی پررنگی با کشور‌های شورای همکاری خلیج فارس دارد و از درگیری مستقیم با آمریکا پرهیز می‌کند. بنابراین، نقشی که به‌صورت عملکردی برای پکن قابلیت عملیاتی‌شدن دارد، بیشتر در قالب‌هایی، چون «حامی دیپلماتیک» یا «سرمایه‌گذار ثبات» قابل تعریف است تا یک «ضامن امنیتی». این نقش، در صورت هم‌افزایی با ابتکارات درون‌زای تهران، می‌تواند به شکل‌گیری چارچوبی فراگیر در دوران پساجنگ کمک شایانی کند و منافع بلندمدت ایران و سایر بازیگران منطقه را در محیطی باثبات‌تر تأمین نماید.

از دیپلماسی اقتصادی تا تعهدات سیاسی بدون ورود به امنیت سخت

وفایی در پاسخ به سوالی درباره اظهارات اخیر عبدالرضا رحمانی فضلی، سفیر ایران در پکن، مبنی بر احتمال ضمانت چین برای هرگونه توافق میان ایران و آمریکا و چگونگی شکل‌گیری این ضمانت، توضیح داد: با توجه به مواضع اخیر سفیر ایران در پکن، به نظر می‌رسد در چارچوب‌های تعیین‌شده دیپلماسی چین، ضمانت پکن برای هرگونه توافق احتمالی میان تهران و واشنگتن بیشتر جنبه سیاسی-دیپلماتیک و اقتصادی داشته باشد تا تعهدات نظامی و امنیتی مستقیم.

وی با برشمردن مکانیسم‌های احتمالی برای تحقق این ضمانت افزود: چین به‌عنوان قدرت بزرگ اقتصادی و عضو دائم شورای امنیت، می‌تواند از طریق چند مکانیسم به این خواست تهران جامه عمل بپوشاند: نخست، حمایت سیاسی علنی و میانجی‌گری فعال برای پایداری توافق؛ دوم، ثبت و تأیید آن در شورای امنیت سازمان ملل از موضع عضو دائم و رئیس دوره‌ای شورا که طبیعتاً وزنه‌ای حقوقی-بین‌المللی برای این توافق ایجاد می‌کند؛ و سوم، تضمین عملی از مسیر تعاملات اقتصادی. به این معنا که پکن با تضمین تداوم تعاملات انرژی با ایران و اجرای پروژه‌های راهبردی و زیرساختی در چارچوب ابتکار «کمربند و جاده»، می‌تواند اهرم‌های اقتصادی لازم را برای جلوگیری از خروج یک‌جانبه آمریکا از این توافق فراهم آورد؛ رویکردی مشابه آنچه در برجام و نیز توافق ۲۰۲۳ میان ایران و عربستان سعودی مشاهده شد.

این کارشناس مسائل چین با اشاره به محدودیت‌های ذاتی چنین ضمانت‌هایی تصریح کرد: البته چین به دلیل منافع عظیم تجاری با کشور‌های خلیج فارس و سیاست «عدم تقابل» با آمریکا، از ورود به تعهدات امنیتی الزام‌آور پرهیز می‌کند. بر این اساس، نقش پکن احتمالاً در قالبی شبیه به «ضامن تسهیل‌گر» قابل تعریف است که در آن حفظ کانال‌های ارتباطی، اعمال فشار ملایم اقتصادی بر طرف‌های متخلف، و تأکید بر «امنیت از طریق توسعه» در چارچوب طرح چهاربندی شی جین‌پینگ برای خلیج فارس مورد توجه قرار خواهد گرفت.

وفایی در جمع‌بندی این بخش از تحلیل خود خاطرنشان کرد: این رویکرد می‌تواند برای ایران مفید باشد، مشروط بر آنکه با تضمین‌های سایر بازیگران و مکانیسم‌های درون‌زای منطقه‌ای تلفیق شود و از تکرار تجربه خروج آمریکا از برجام جلوگیری کند. در نهایت، موفقیت چنین ضمانتی به توازن قوا در صحنه جهانی و اراده پکن برای سرمایه‌گذاری سیاسی بیشتر در این حوزه بستگی دارد.

فرجام جنگ؛ نقشه راه گذار از نظم هژمونیک به چندقطبی عادلانه

کارشناس مسائل چین در واکنش به اظهارات اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، مبنی بر اینکه از دیدگاه چین، جنگ ایران و آمریکا موضوعی مقطعی نیست بلکه بخشی از روند جهانی تشدید یکجانبه‌گرایی است و اینکه خروج موفق ایران از این تنش چه تأثیری بر نظم جهانی خواهد داشت، گفت: طبعا خروج موفق ایران از درگیری مستقیم با آمریکا و رژیم اسرائیل که تاکنون بخش قابل‌توجهی از آن محقق شده، فراتر از یک مسئله دوجانبه، می‌تواند نقطه عطفی در تحول نظم جهانی باشد. چین نیز این منازعه را نه صرفاً یک رویداد مقطعی، بلکه تجلی عینی «یکجانبه‌گرایی هژمونیک» آمریکا می‌داند که هنجار‌های بنیادین حقوق بین‌الملل، حاکمیت ملی و چندجانبه‌گرایی در نظام بین‌المللی را تهدید می‌کند.

وی با تحلیل پیامد‌های استراتژیک این سناریو افزود: اگر ایران بتواند با حفظ عزت و دستاورد‌های استراتژیک خود (مانند بازدارندگی و مقاومت اقتصادی) از این مرحله عبور کند، این امر به تقویت روایت پکن از «نظم چندقطبی عادلانه» کمک شایانی خواهد کرد. در واقع، پیروزی یا حتی تساوی راهبردی ایران در این مصاف دشوار، نشان‌دهنده محدودیت‌های قدرت سخت آمریکا در برابر بازیگران مقاوم است و می‌تواند شتاب‌دهنده روند افول نسبی هژمونی واشنگتن در نظام بین‌الملل معاصر و کارتی طلایی در منازعات سطح بالا میان قدرت مسلط (آمریکا) و قدرت نوظهور (چین) محسوب شود.

وفایی در ادامه این بخش از تحلیل خود با اشاره به منافع چین از این تحول اذعان کرد: در سطح کلان، چنین سناریویی به چین امکان می‌دهد تا با تکیه بر اهرم‌های اقتصادی و دیپلماتیک خود (از جمله پیشنهاد چهاربندی شی جین‌پینگ، چتر ابتکار «کمربند و جاده» و بهره‌گیری از مکانیسم‌هایی، چون بریکس و شانگهای)، خود را به‌عنوان ضامن ثبات و حامی «امنیت از طریق توسعه» معرفی کند. 

وی در تشریح این مطلب افزود: نکته حائز اهمیت از دیدگاه چین آن است که این موفقیت، الگویی برای سایر کشور‌های جنوب جهانی ایجاد می‌کند تا بدانند مقاومت هدفمند در برابر فشار‌های یکجانبه اگرچه هزینه‌بر است، اما بی‌نتیجه نخواهد بود. در نتیجه، گذار از نظم لیبرال-هژمونیک به سمت ساختار و چارچوب چندجانبه واقعی تسریع می‌شود؛ معماری که در آن چین به‌عنوان بازیگری مرکزی، از آسیب به هنجار‌ها جلوگیری کرده و منافع بلندمدت خود در دسترسی امن به انرژی خاورمیانه را نیز تأمین می‌نماید. البته این تغییر تدریجی است و به تداوم هماهنگی تهران و پکن، تعامل سایر بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای و همچنین هوشمندی دیپلماتیک تهران در مرحله پساجنگ بستگی دارد.

سفر ترامپ به پکن و معادله ایران

این کارشناس مسائل چین در پاسخ به سوالی درباره محوریت ایران در سفر ترامپ به چین و زاویه دید پکن در قبال این موضوع، بیان کرد: با توجه به محوریت یافتن مسئله ایران در سفر ترامپ به پکن و مواضع اخیر تهران، به نظر می‌رسد چین از زاویه‌ای کاملاً عملکردی، چندلایه و مبتنی بر منافع بلندمدت خود به این موضوع نزدیک خواهد شد. پرواضح است که پکن این بحران را فرصتی طلایی برای تقویت روایت «چندجانبه‌گرایی در برابر یکجانبه‌گرایی» می‌داند و هم‌زمان از اهرم تعامل انرژی با ایران و وابستگی اقتصاد جهانی به ثبات تنگه هرمز برای حفظ تعادل بهره می‌برد.

وی با استناد به تحلیل‌های اندیشکده‌های چینی افزود: آنگونه که از تحلیل دیدگاه‌ها و محتوای منتشرشده توسط اندیشکده‌های چینی برمی‌آید، پکن بر این باور است که دست ترامپ پس از جنگ با ایران به مراتب ضعیف‌تر از شرایط عادی خواهد بود. از آنجا که چین در شرایط کنونی به دنبال تقابل مستقیم با آمریکا نیست و تمایلی نیز به رها کردن شریک استراتژیک خود (ایران) ندارد، رویکرد خود را در ترکیبی از میانجی‌گری فعال (با تأکید بر طرح چهاربندی صلح شی)، اعمال فشار ملایم بر تهران برای انعطاف احتمالیِ مشروط، و مقاومت در برابر خواسته‌های حداکثری واشنگتن تنظیم خواهد کرد.

وفایی در تشریح ابعاد عملیاتی این رویکرد تصریح کرد: در سطح عملیاتی، همان‌گونه که اشاره شد، چین احتمالاً همچنان بر تحقق «امنیت از طریق توسعه» و لزوم آتش‌بس فراگیر و پایدار تأکید خواهد داشت و بدون ورود به تعهدات امنیتی الزام‌آور، خود را به‌عنوان تسهیل‌گر اصلی روند صلح در منطقه معرفی خواهد کرد.

به گفته وی، در جریان دیدار روسای جمهور چین و آمریکا، پکن از یک سو به ترامپ یادآور خواهد شد که ثبات انرژی جهانی (و منافع خود چین) نیازمند پایان تنش‌هاست و از سوی دیگر به ایران اطمینان خواهد داد که از حقوق مشروع آن در چارچوب حاکمیت ملی حمایت می‌کند.

وفایی تأکید کرد: این تعادل دقیق به چین امکان می‌دهد هم روابط تجاری عمیق با خلیج فارس را حفظ کند، هم اهرم خود در برابر آمریکا را تقویت نماید و هم در نظم پساجنگ، نقش محوری در معماری امنیتی-اقتصادی منطقه ایفا کند. طبیعتاً موفقیت این رویکرد به هوشمندی دیپلماتیک ایران در بهره‌گیری از این فرصت و پرهیز از قرار گرفتن در موقعیت انتخاب میان دو قدرت بستگی دارد.

ایران؛ طرف مذاکره، نه موضوع معامله قدرت‌ها

کارشناس مسائل چین در بخش پایانی تحلیل خود با تاکید بر جایگاه جمهوری اسلامی ایران در معادلات جدید منطقه‌ای و جهانی خاطرنشان کرد: نکته مهم آن است که با توجه به وزن و شأن کسب‌شده برای تهران پس از پایداری تاریخی و ایثار خون شهدای مظلوم در «جنگ تحمیلی سوم»،  ایران امروز باید نه به‌عنوان وجه‌المصلحه یا موضوع معامله قدرت‌ها، بلکه به‌عنوان یکی از طرف‌های اصلی در مذاکرات شی جین‌پینگ با ترامپ و پس از آن پوتین مدنظر قرار گیرد. اهمیت، ظرافت و حساسیت دیپلماسی برای بهره‌گیری و تحقق ظرفیت‌هایی که میدان و مردم ایران فراهم آورده‌اند، از این منظر کاملاً قابل درک است.

وی در  نهایت گفت: امیدارم دستگاه دیپلماسی و تصمیم‌سازان کشور در این زمان طلایی و بسیار سرنوشت‌ساز که تا انجام ملاقات‌های تاریخی در پکن در پیش است، بتوانند بسته‌ای راهبردی و جامع برای همکاری چندجانبه با چین در حوزه غرب آسیا و تنگه هرمز را روی میز شی جین‌پینگ قرار دهند.

انتهای پیام/

ارسال نظر