اسرائیل دو پایگاه نظامی در سوریه و عراق تأسیس کرده/ ایران نباید منفعل باشد
«محمد شاهدی» کارشناس مسائل غرب آسیا در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری آنا، ضمن اشاره به تحرکات اخیر اسرائیل در برخی کشورهای منطقه از جمله عراق اظهار کرد: رژیم صهیونیستی یک پایگاهی نزدیک قامشلی سوریه و یکی هم در صحرای عراق یعنی منطقهای بیابانی و دور افتاده در دره حمیر و در حدود ۱۸۰ کیلو متری غرب شهر نجف نزدیک مرز با عربستان سعودی تأسیس کرده و در آن یک باند موقت به طول حدود یک و نیم کیلومتر ایجاد کرده که نشان از استقرار نیروهای نظامی دارد حتی بررسیها نشان میدهد که این باند فرود در اواخر فوریه ۲۰۲۶ یعنی فقط چند روز پیش از شروع عملیات غرش شیر (جنگ ۱۲ روزه ۲۳ خرداد تا ۳ تیر ۱۴۰۴) که طی آن اسرائیل ایران را هدف قرار داد ساخته شده است؛ این موضوع نشان از حمایت شدن نیروهای اسرائیلی از مبدأ این پایگاه در طول جنگ هوائی علیه ایران دارد.
وی در ادامه بیان کرد: نکته مهم دیگر این است که در دو جنگ تحمیلی در فاصله حدود ۷ ماهه رژیم اسرائیل از حریم هوایی عراق، سوریه و اردن علیه ایران استفاده کرد تا بتواند به زیر ساختها و اهدافی در ایران دست پیدا کند در این بین اساساً کار سوخترسانی هواپیماهای اسرائیلی در آسمان عراق یا سوریه اتفاق افتاده است. لذا این مساله ایجاب میکند که ایران به کشورهای منطقه کمک کند تا بتوانند از حاکمیت و استقلال خودشان دفاع کنند و متعاقب آن منافع و امنیت ملی ایران و دیگر کشورها حفظ شود و الا اگر اوضاع به این شکل باقی بماند دسترسی رژیم اسرائیل به آسمان کشورهای منطقه باز خواهد ماند و این رژیم هرموقع اراده کند میتواند امنیت منطقه را به خطر بیاندازد.
توانمندیهای نظامی و منطقهای ایران برای مقابله با دشمن
قائم مقام جمعیت دفاع از ملت فلسطین اضافه کرد: در سطح نظامی ایران و متحدانش نشان دادهاند نسبت به اقداماتی از این دست که منافع و امنیت آنها را تهدید میکند، منفعل نبوده و حتماً واکنش متناسب را انجام خواهند داد. این موضوع با توجه به شرایط جنگ اخیر در منطقه، گستره اهداف نظامی ایران و گسترش سطح درگیری و جنگ به کل منطقه از حساسیت بسیار بالاتری برخوردار است؛ لذا واکنش نظامی و انتقامگیری مستقیم به این نوع اقدامات از سوی ایران و مقاومت اسلامی عراق امری بدیهی است و این واکنش میتواند متوجه پایگاههای اسرائیلی و آمریکایی در خاک عراق و نیز مقرهای گروههای تروریستی تحت حمایت آنان در اقلیم کردستان و همچنین پایگاههای اسرائیلی - امریکایی در سطح منطقه به ویژه پایگاههایی همچون التنف، جولان اشغالی و حتی عمق اراضی اشغالی فلسطین باشد.
شاهدی تأکید کرد: البته در سطح سیاسی هرچند برخی معتقدند که لو رفتن این پایگاه میتواند عمدی و با هدف افزایش فشار سیاسی و دیپلماتیک به ایران از طریق نمایش توانمندیهای رژیم اسرائیل در نفوذ به عمق عراق و تهدید ایران باشد، اما ایران میتواند از آن به عنوان یک برگ برنده دیپلماتیک در روند تحت فشار قرار دادن دولت عراق، برای تشدید کنترل و گسترش اراده دولت جهت صیانت از تمامیت ارضی خود و جلوگیری از روند استفاده از فضای این کشور علیه ایران استفاده کند. همچنین در سطح بینالمللی نیز چنین موضوعی میتواند به عنوان نقض حاکمیت ملی عراق و تهدید صلح و ثبات منطقه و جهان مطرح شده و در نهایت کشورهای حامی محور مقاومت را مجبور کند که خواستار محکومیت شدید آن شوند.
شاهدی افزود: این اقدامات میتواند به افزایش سطح همکاریهای اطلاعاتی و امنیتی میان ایران با حشد الشعبی و نیروهای مقاومت اسلامی عراق کمک کند و از سوی دیگر انجام اقدامات نظامی هر چند کوتاه مدت علیه اشغالگران امریکایی و رژیمصهیونیستی را کاملا توجیهپذیرسازد.
نمیتوان شروع جنگ را منتفی دانست
تحلیلگر مسائل خاورمیانه ضمن اشاره به احتمال دوباره بروز جنگ در منطقه خلیج فارس تشریح کرد: هیچگاه نمیتوان شروع جنگ را منتفی دانست، حتی در زمانی که وارد گفتوگو و مذاکره میشویم. چرا که دشمن صهیونیستی- آمریکایی دو بار در حین مذاکرات برخلاف عرف و قواعد حقوق دیپلماتیک به ما حمله کرد؛ لذا اگرچه دشمن در تحقق اهداف خود شکست خورده و تکرار جنگ آوردهای برای او نخواهد داشت، اما نمیتوان امکان حمله مجدد را نادیده گرفت. چرا که به هر حال جنگ با یک توافق و مذاکره پایان میپذیرد، اما انگشت ایران باید در بین این دو نیز روی ماشه باشد. تا بتواند تضمینهای جدیدی برای پایان سایه و اساساً چرخه جنگ، آتشبس و دوباره جنگ ایجاد کند.
وی یادآور شد: مقامات سیاسی و نظامی طرفین درگیری و نیز کارشناسان و تحلیلگران جهانی تأکید دارند که آتشبس کنونی شکننده بوده و هر آن باید انتظار آغاز جنگ را کشید. ادبیات مقامات رژیمصهیونیستی نیز مؤید این نکته است که جنگ میتواند اجتنابناپذیر باشد. حتی اگر دولت آمریکا به دلایل متعددی خواستار توقف جنگ باشد. چرا که ذات رژیمصهیونیستی بحرانزا و بحران زیست است و اساساً وجود جنگ و ناامنی در منطقه امنیت رژیم را تضمین میکند؛ لذا اسرائیل این جنگ را ناتمام میداند و تأکید دارد که پایان جنگ یا باید با سقوط نظام در ایران همراه باشد و یا اینکه اورانیوم غنی شده از ایران خارج شود و البته همه تاسیسات هستهای آن نابود شود. اسرائیل هر نتیجهای غیر از این را یک شکست بزرگ برای خود میداند.
احتمال ماجراجویی دوباره اسرائیل در میانه مذاکرات
پژوهشگر حوزه مطالعات خاورمیانه تصریح کرد: افزایش سطح آمادگیهای نظامی در اسرائیل میتواند شاخصی در این ارتباط باشد که این رژیم امکان دارد ماجراجویی جدیدی مانند ترورهای جدید و مهم در داخل کشور و یا حملات گسترده به زیرساختهای ایران را آغاز کند البته به نظر میرسد اسرائیل برای چنین اقداماتی نیاز به هماهنگی و همراهی همهجانبه کاخ سفید دارد.
وی در ادامه عنوان کرد: لذا ادامه اقدامات نظامی در جبهه لبنان نیز شاخص مهمی در این ارتباط محسوب میشود که اسرائیل نمیتواند لبنان مقاوم را بپذیرد در حالی که یکی از شروط اصلی ایران توقف کامل جنگ در تمام جبههها من جمله لبنان است. در این میان هر چند به نظر میرسد آمریکا نیز خواستار تداوم جنگ نباشد، اما اصرار این کشور به تسلیم ایران نوعی بنبست دیپلماتیک را رقم زده است.
اسرائیل و آمریکا به دنبال یک جنگ فرسایشی نیستند
شاهدی تأکید کرد: همچنین متحدان عرب منطقهای آمریکا بویژه امارات متحده عربی نیز میدانند که اگر جنگ در همین شرایط به پایان برسد. دیگر به سطح قبلی از تعاملات اقتصادی و سیاسی نخواهند رسید و به همین علت از شروع جنگ علیه ایران استقبال میکنند؛ بنابراین به نظر میرسد تداوم شرایط کنونی یعنی نقض آتشبس در خلیج فارس از سوی امریکا و درگیریهای به اصطلاح زیر سطح آتشبس، از سوی اسرائیل در لبنان به همراه واکنش حزب الله میتواند هر لحظه کلید جنگ را مجدداً فعال کند هرچند نظر نمیرسد رژیم اسرائیل و امریکا خواستار یک جنگ طولانی و فرسایشی باشند، چون تبعات و اثرات این جنگ خارج از تصور و محاسباتشان بوده و هزینه هنگفتی بر اقتصاد جهانی و امنیت غذایی و انرژی جهان برجای گذاشته است که حتی با پایان جنگ نیز سالها باقی خواهند ماند.
تسلیمناپذیری مقاومت در غزه
وی با اشاره به شرایط فعلی گروههای مقاومت فلسطینی ادامه داد: اسرائیل علیرغم آتشبس همچنان غزه را زیر حملات خود گرفته است و با تشدید محاصره شخصیتهای سیاسی و نظامی مقاومت در غزه را ترور میکند. اما با توجه به سابقه مقاومت در جامعه فلسطینی و خصوصاً تقدیم دهها هزار شهید طی قریب سه سال گذشته، به نظر نمیرسد که مقاومت در غزه تسلیم شده باشد بلکه از برخی اقدامات مقاومت در غزه مانند سازماندهی دولتی و انتظامی و نیز وقوع برخی عملیاتها علیه دشمن اشغالگر و عوامل خائن چنین بر میآید که مقاومت تا حدی موفق به بازیابی خود شده است. تهدید حماس به از سرگیری عملیاتهای تهاجمی علیه اسرائیل در صورت تداوم نقض آتشبس شاخص مهمی در این ارتباط محسوب میشود؛ لذا مقاومت سطح آمادگی خود را برای یک جنگ دیگر در غزه افزایش داده است و آغاز یک جنگ دیگر با ایران میتواند به عنوان یک فرصت از سوی مقاومت لحاظ شود. خصوصاً که هم حزب الله و هم گروههای وابسته به محور مقاومت در عراق، انصارالله یمن و نیز گروههای مقاومت موجود در سوریه آن را یک فرصت تلقی خواهند کرد.
شاهدی ضمن تأکید بر ضدیت دولت فعلی لبنان با محور مقاومت یادآور شد: دولت لبنان به ریاست جمهوری جوزف عون و نخستوزیری نواف سلام اسرائیلیترین دولت ضد مقاومت در طول تاریخ لبنان است. این دولت امروز در یک توهم به سر میبرد و آن این است که بدون هیچ دستاورد و اهرمی میشود رژیم اسرائیل را وادار به عقبنشینی کرد دبیرکل حزب الله لبنان شیخ نعیم قاسم بارها بر این مسئله تأکید کرده است که دولت لبنان در ازای گفتوگو و امتیازاتی که به اسرائیل میدهد هیچ آوردهای به دست نمیآورد و اساساً یک طرفه در حال دادن امتیاز و پر کردن دست دشمن لبنان است.
بررسی تاریخی یک توهم
این کارشناس میائل بینالملل عنوان کرد: در یک بررسی تاریخی میتوان این توهم را در فلسطین اشغالی هم دید، محمود عباس (ابومازن مسئول تشکیلات خودگران) فکر میکرد با دادن امتیاز و گفتوگو با رژیمصهیونیستی میتواند برای ایجاد دولت فلسطینی امتیازی به دست بیاورد ولی شاهد بودیم که اسرائیل قرارداد ۱۹۹۳ اسلو را هم زیر پا گذاشت. کرانه باختری را یکبار دیگر اشغال نظامی کرد. منطقه الف و ب و ج را یکی کرد یعنی همان اختیارات نیمبند تشکیلات خودگردان را هم با شهرکسازی و اشغال نظامی از بین برد. امروز همین وضعیت پیشروی دولت لبنان است. رژیمصهیونیستی در لبنان آمده تا با ایجاد منطقه حائل (به اصلاح زرد) کمربندی امنیتی ایجاد کند تا امنیت خودش را مثل منطقه حائل در غزه حفظ کند و لذا دولت لبنان به غلط فکر میکند که میتواند با مذاکره و گفتوگو رژیم اسرائیل را از خاک لبنان بیرون کند و یا جلو جنایاتش را بگیرد که این مسئله قطعاً قابل تحقق نیست.
مقاومت، تنها گزینه نجات لبنان
شاهدی در پایان خاطرنشان کرد: امروز تنها گزینه نجات لبنان مقاومت است، زیرا این امر مهمترین ابزاری است که میتواند عقبنشینی اسرائیل را محقق سازد همچنان که در سال ۲۰۰۰ توانست به اشغال در جنوب لبنان پایان دهد و البته برای ایران اسلامی نیز آتشبس و پایان درگیری و اشغالگری در لبنان و اساساً در کل جبهه مقاومت جزو لاینفک و اولویت اصلی مذاکرات است.
انتهای پیام/