اربعین و امت مبعوث

محمدهادی همایون طی یاداشتی به بررسی نقش اعداد در نظام آفرینش و حوادث تاریخی می‌پردازد و به ویژه بر عدد ۴۰ به عنوان نماد کمال تأکید می‌کند و با تحلیل وقایع عاشورا و اربعین، نشان می‌دهد چگونه این حوادث نه تنها تاریخ را شکل داده‌اند، بلکه به عنوان نیروی محرکی برای تداوم و گسترش پیام دین عمل کرده‌اند.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، محمدهادی همایون نوشت: بسیاری از آیات قرآن کریم دلالت دارند بر این که نظام آفرینش بر یک نظم عددی و مهندسی استوار شده و اعداد در این نظام نقش مهمی دارند. همین نظم عددی است که به ما کمک می‌کند تا بتوانیم تحلیل دقیق‌تری از پدیده‌ها و حوادث داشته و حتی بتوانیم وقوع و توالی آنها را پیش‌بینی کنیم. در این میان برخی اعداد مانند ۵، ۷، ۴۰، ۷۲ یا ۳۱۳ بدلیل دربرداشتن بخش بزرگتری از حقایق، دارای عمق معنی و تکرار بیشتری در تاریخ بوده و توجه بیشتری را جلب کرده‌اند. یکی از این اعداد، عدد کمال یعنی ۴۰ است که حضور آن در هر پدیده و بویژه تکرار دوره‌ای آن بیانگر رسیدن آن امر به کمال خود در طول زمان است.

ریشه‌ی تحقق تاریخی این کمال، در ماجرای عاشورا و اربعین متصل به آن است که همانند یک نیروی محرکه توانسته این واقعه محوری تاریخ را در طول سالیان به پیش رانده و آن را به اوج ارتقاء و ظهور برساند، از اربعین اول کاروان اسراء تا اربعین امروز عراق. ثمره اجرای این برنامه الهی در دهم محرم سال ۶۱ قمری و سپس اتصال اربعین به آن در طول تاریخ، ایجاد و ترویج یک نمونه عالی از قوم مبعوث در آخرالزمان بود که با تعدادی کمتر، اما بسیار خالص و شفاف، تبدیل به پرچم و شاخصی شد که در طول تاریخ راهنمای شکل‌گیری نهایی این قوم باشد، با تعدادی در حد یک قوم و شایسته جهانی‌سازی پیام دین.

نمونه دیگر این ماجرا به آغاز تاریخ و نخستین تلاش انبیاء و مؤمنان برای برپایی حکومت جهانی اسلام بازمی‌گردد، قیام و قوم نوح (ع) این جمعِ نهایتاً ۸۰ نفره، پس از گذراندن پیروز و موفق ۷ دوره‌ی ۴۰ ساله‌ی ابتلاء و آزمایش سخت، هسته اولیه‌ی قوم مبعوث در آخرالزمان را در ابتدای تاریخ شکل دادند. این مؤمنان در هر نوبت که وحی الهی ادامه‌ی مقاومت را برای یک دوره‌ی ۴۰ ساله‌ی دیگر فرمان می‌داد و آنان باید از خرما‌های رسیده نخل‌های دوره‌ی قبل می‌خوردند و همان را برای گذراندن یک دوره‌ی دیگر می‌کاشتند، مقاومت و پایداری را پیشه کرده و خود را برای ادامه‌ی مسیر آماده می‌کردند. این امر با همه‌ی ریزش‌ها و غربال‌هایش نهایتاً به این بیان این گروه ۸۰ نفره‌ی باقی مانده از یک جمع ۱۰۰۰ نفره رسید که "دیگر برای ما فرقی نمی‌کند چند دور دیگر قرار است این آزمایش تکرار شود. برای ما همین که در این مسیر با نوح و ولایت ایشان هستیم کفایت می‌کند. " این ادراک بود که این جمع ۸۰ نفره را شایسته گشایش و فرج کرد، پس از گذراندن ۷ دوره‌ی کمال.

نمونه‌ی در ابعاد بزرگ در حد یک قوم، اما ناموفق آن نیز بازمی‌گردد به قوم بنی‌اسرائیل. از ابتدای ماجرای حضرت یعقوب و یوسف (ع) تا پایان دوران موسی (ع) و بلکه پس از آن، برنامه‌ی خداوند برآوردن این قوم و امت مبعوث از دل تاریخ و تلاش‌های انبیاء بود برای راهبری جریان آخرالزمان و برپایی حکومت جهانی اسلام. متأسفانه این قوم باوجود بروز شایستگی‌های اولیه، در هیچکدام از ابتلائات اربعینیِ قومی موفق بیرون نیامد، نه در سه دوره‌ی ۴۰ ساله زندگی حضرت موسی (ع )از تولد تا شکست قیام اولیه و فرار به مدین، از بازگشت به مصر تا خروج قومی از آن و ماجرای دریا، و از همه تأسف‌بارتر ۴۰ سال نهایی توقف در سینا تا سرگردانی در آن؛ و نه در ماجرای میقات موسی (ع) و افزوده شدن ۱۰ شب بر ۳۰ شب غیبت و ورود قوم به فتنه‌ی سامری و گوساله‌اش. این قوم با شکست در همان اربعین اول از حزب‌الله آخرالزمان‌ساز تبدیل شد به حزب شیطان و دشمن امروز امت مبعوث حزب‌الله.

به نظر می‌رسد با توجه به وحدت مسیر، آنچه امروز از معجزه‌ی مراحل رشد انقلاب اسلامی و جریان مقاومت نیز مشاهده می‌کنیم از همین الگوی ابتلائات اربعینی تبعیت می‌کند. با این تفاوت که خداوند با بروز شایستگی‌های بی‌نظیر قوم ایرانی آخرالزمان و امت مقاومت همراه آن در چله‌ی نخست، با تبدیل نماد ریاضی ضرب به جمع، ۷ دوره‌ی ۴۰ ساله را تبدیل به یک دوره‌ی چهل ساله و ۷ دوره‌ی یک‌ساله هر کدام با ارزش و فشردگی ۴۰ سال نمود. ۴۰ سال نخست در ۱۳۹۷ کامل شد و ۷ دوره‌ی پس از آن از ۱۳۹۸ و با شهادت حاج قاسم رحمةالله‌علیه آغاز و با ماجرا‌ها و شهادت‌های شگفت‌انگیز تا شهادت امام شهیدمان در پایان سال هفتم به اوج خود رسید. با این ۴۷ سال ابتلاء و آزمایش موفق، ورود ما به عصر بسیار ویژه فرج و قیام نهایی امری کاملاً محتمل و بلکه مشهود است. 

اما با دقت بیشتر در صحنه باز می‌بینیم که ظاهراً خداوند این دوره‌ی فرج را نیز در یک نظام اربعینی پیچیده و امت مأمور را در قالب آن مبعوث کرده است. چله‌ی اول ما در قالب یک دوره‌ی چهل روزه از شهادت امام شهید رحمةالله‌علیه آغاز شد و تا بروز برتری نظامی ما و از همه بالاتر شگفتانه ظهور و تثبیت اولیه‌ی مردم مبعوث پیش رفت. چله‌ی دوم که در روز‌های پایانی آن به‌سر می‌بریم، از آغاز مذاکرات اسلام‌آباد و در قالب مرحله‌ی دولت اسلامی الگوی تمدنی امام شهید، همراه کردن دیپلماسی را با میدان و خیابان هدف گرفت و تحولات صحنه نیز بیانگر این است که تا هفته آینده احتمالاٌ شاهد تحولاتی در صحنه‌ی نبرد نهایی و منتج به نوید پایان چله‌ی دوم و ورود به چله‌ی سوم خواهیم بود. 

اگر همانند قوم نوح (ع) قرار باشد این ابتلائات تا فرج نهایی ۷ دوره طول بکشد، باید بدانیم و امیدوار باشیم که خداوند در هر دوره فتح یک خاکریز سخت را برای ما در تقدیر خود دیده و با ما تا پایان راه خواهد بود. پایان این ۷ دوره‌ی چهل روزه، به اندازه‌ی مدت زمان درنگ مادر برای تولد نوزاد، و در اول ماه رجب خواهد بود. حتی اگر برنامه‌ی خداوند این نباشد، خوب است که ما خودسازی خود را برای این دوره‌ی سخت، اما پربهجت، بر اساس این چله‌ها تنظیم کرده تا آماده به ماه رجب برسیم، شاید آخرین رجب پیش از ظهور باشد.

انتهای پیام/

ارسال نظر