یوسفیان در گفت‌و‌گو با آنا:

خشم ترامپ، نشانه درماندگی؛ ایران بازی را برده است/ آمریکایی‌ها ناتوان در عقب‌نشینی، عاجز در پیشروی

نماینده سابق مجلس، با تحلیل مواضع اخیر دونالد ترامپ و عصبانیت وی از پاسخ قاطع ایران، گفت: آمریکا در بن‌بستی استراتژیک گرفتار شده که نه توان عقب‌نشینی دارد و نه قدرت پیشروی؛ سناریوهایی که از حذف فیزیکی فرماندهان تا ترور رهبر معظم انقلاب را شامل می‌شد، یکی پس از دیگری شکست خورد و اکنون واشنگتن با دست خالی و خشمی پنهان، در تله‌ای که خود بافته، گرفتار آمده است.

«عزت‌الله یوسفیان»، نماینده سابق مجلس، در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، با اشاره به مواضع اخیر دونالد ترامپ و عصبانیت وی از پاسخ قاطع ایران، اظهار کرد: آن‌ها از ابتدا سناریوی خود را طراحی کرده بودند و تصور نمی‌کردند شرایط به این شکل پیش برود. در حملات اولیه، تصورشان بر این بود که با حذف فیزیکی جمعی از فرماندهان ارشد نظامی و تسلط کامل هوایی، زمینی و دریایی بر منطقه، همه چیز در اختیارشان خواهد بود. اما پس از گذشت مدتی دیدند که جز فشارهای اقتصادی، هیچ تغییری در اراده نظام و مردم ايران حاصل نشده است.

وی افزود: وقتی ترفند نخست جواب نداد، به سراغ تاکتیک‌های سیاسی و امنیتی دیگر رفتند. آن‌ها تجربه انفجار دفتر حزب جمهوری در تهران و به شهادت رساندن ده‌ها تن از بزرگان کشور را مرور کردند و دیدند آن زمان چون رهبر انقلاب را ترور نکردند در تمام کردن کار موفق نبودند و لذا این‌بار به سراغ ترور رهبر معظم انقلاب اسلامی رفتند و ایشان را به شهادت رساندند تا از این طریق نظام را از بین ببرند ولی باز هم این محاسبه شکست خورد و نظام بلافاصله جایگزین‌های لازم را تعیین کرد و باز هم غافلگیر شدند. رهبری جدید با تدبیر هوشمندانه آرامش و اقتدار کشور و نظام را حفظ کردند.

یوسفیان خاطرنشان کرد: تمام این تلاش‌ها نشان داد که ترامپ و تیمش عمیقاً در اشتباه بودند. آن‌ها خیال می‌کردند ایران پیشنهادهایی مانند «غنی‌سازی صفر» و «برد موشکی زیر هزار کیلومتر» را با گفتن «بسم‌الله» می‌پذیرد، غافل از اینکه جمهوری اسلامی نه تنها این مطالبات را برحق نمی‌داند، بلکه معتقد است اساساً چنین خواسته‌هایی قابل مذاکره نیست.

از برجام تا بن‌بست جدید؛ تناقض‌های آشکار آمریکا

این نماینده پیشین مجلس در ادامه به تناقض‌های رویکرد آمریکا اشاره کرد و گفت: اگر امروز ترامپ از پاسخ ایران عصبانی است، این خشم ناشی از ناتوانی در تحمیل اراده خود است. آن‌ها می‌دانند که ایران هرگز زیر بار غنی‌سازی صفر نخواهد رفت. مگر عضویت در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی دقیقاً به معنای پذیرش حق غنی‌سازی برای مصارف صلح‌آمیز مانند دارو و کود شیمیایی نیست؟ اگر ما غنی‌سازی صفر داشته باشیم، همانند خلبانی است که ثبت‌نام کرده اما اجازه تمرین و نشستن پشت هواپیما را نداشته باشد.

یوسفیان با اشاره به تجربه دهه ۵۰ خورشیدی و غنی‌سازی ۱۹.۵ درصدی برای مصارف دارویی در امیرآباد شمالی، تأکید کرد: نیازهای دارویی و پزشکی کشورمان ما را محتاج غنی‌سازی تا سقف ۱۹.۵ درصد می‌کند. امروز برخی از نمایندگان مجلس شاید شعار خروج از آژانس بدهند، اما واقعیت این است که ماندن در آژانس حقوقی را برای ما به همراه دارد که مهم‌ترینش حق غنی‌سازی تا سطح مجاز بین‌المللی و مورد نیاز کشور است. تحمیل غنی‌سازی صفر، ناقض اساس این حقوق است.

وی در پاسخ به این پرسش که چرا آمریکا این رویکرد تناقض‌آمیز را دنبال می‌کند، گفت: آنها خودشان هم یقین دارند ایران چنین چیزی را نمی‌پذیرد. حتی اگر از یک شهروند عادی در کوچه و خیابان هم بپرسید که آیا ایران این پیشنهادها را می‌پذیرد، پاسخ منفی می‌شنود. پس چرا این پیشنهادها تکرار می‌شود؟ به این دلیل که هدف اصلی آمریکا و اسرائیل، بهانه‌تراشی برای اقدام نظامی و حفظ فشار حداکثری است.

نقش اسرائیل در کاخ سفید؛ فرماندهی مخفی عملیات روانی

یوسفیان با اشاره به نفوذ عمیق رژیم صهیونیستی در ساختار تصمیم‌گیری آمریکا، تصریح کرد: اسرائیل عملاً کاخ سفید، وزارت خارجه و سایر ارکان تصمیم‌گیرنده آمریکا را اداره می‌کند. این، یک ادعا نیست؛ واقعیتی است که در رفتار ترامپ و تیمش به وضوح دیده می‌شود. یک‌طرفه بودن مذاکرات، اصرار بر مطالبات غیرمنطقی و همراهی کامل با راهبردهای نتانیاهو، همگی نشانه‌ای از همین فرماندهی پنهان است.

وی افزود: جمهوری اسلامی ایران به خوبی دریافته که مذاکره با چنین رویکردی فایده‌ای ندارد. وقتی طرف مقابل از قبل تصمیم گرفته که هر چه دیکته می‌کند «چشم» بشنود، دیگر جایی برای مذاکره باقی نمی‌ماند. نه غنی‌سازی، نه برنامه موشکی، نه سیاست‌های منطقه‌ای و نه هیچ کدام از مطالبات به حق ایران در چنین قالبی قابل بحث نیست.

این تحلیلگر مسائل سیاسی با اشاره به تحرکات اخیر انگلیس و فرانسه در منطقه در اعزام ناوهایی گفت: آن‌ها نیز که با ارسال ناوهای جنگی تلاش می‌کنند حضور خود را نشان دهند، اما سیاست‌هایشان در قبال ایران و تحولات تنگه هرمز عملاً پودر شده و از هم پاشیده است. اروپایی‌ها نیز سردرگم‌تر از آن هستند که بتوانند نقش میانجی جدی یا قدرت مستقل ایفا کنند.

زوال قدرت اروپا و آمریکا در سایه ایستادگی ایران

یوسفیان در ادامه به زوال قدرت غرب در برابر اراده ملت ایران اشاره کرد و گفت: امروز می‌بینیم که عربستان سعودی دارد به روشنی در برابر آمریکا می‌ایستد. کویت آشکارا سؤال می‌کند: «چکار کردی و چکار داری می‌کنی؟» جایگاه و پایگاه پیشین آمریکا در منطقه به سرعت در حال ریزش است. از سوی دیگر، اروپایی‌ها نیز چنان درگیر بحران‌های داخلی و سقوط سیاسی‌اند که توان بازیگری ندارند.

وی با اشاره به تحولات اخیر اروپا افزود: حزب کارگر انگلیس که ۲۷ سال بی‌منازع بود، اکنون سقوط کرده است. حتی در سطح شوراهای محلی آن‌قدر وضعیت آشفته است که دانشجوی فراری افغانستانی از طالبان به عنوان فردی که سابقه سیاسی ندارد، رأی می‌آورد. این‌ها همه نشانه‌های پوست‌اندازی و فرسایش ساختارهای سیاسی غرب است که ناشی از مقاومت ایران و تغییر معادلات منطقه‌ای می‌باشد.

یوسفیان با اشاره به اظهارات اخیر آلمان مبنی بر اینکه «این جنگ ما نیست، جنگ آمریکایی‌هاست» و سپس عقب‌نشینی از این موضع، گفت: امروز آن‌ها به شدت دچار دو دستگی هستند. آمریکا در تلاش است تا نیروهای خود را از برخی کشورها خارج کند و اروپا نیز به این نتیجه رسیده که توانایی نظامی مستقلی برای مقابله با قدرت‌های بزرگ ندارد. ناتو نیز در آستانه فروپاشی قرار دارد و ترامپ از خروج از آن سخن می‌گوید. در چنین شرایطی، ابرقدرت باقی‌مانده، یعنی آمریکا، در منطقه با چالش‌های جدی مواجه شده است.

جام جهانی و انتخابات؛ گره‌های کور پیش روی کاخ سفید

این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به محدودیت‌های زمانی و بین‌المللی دولت آمریکا، اظهار کرد: شرایط برای ترامپ بسیار دشوار شده است. از یک طرف، یک ماه دیگر مسابقات جام جهانی پیش رو داریم و از طرف دیگر انتخابات کنگره، هیچ دولتی نمی‌تواند همزمان با برپایی این رویدادهای وارد یک درگیری نظامی تمام‌عیار شود.

یوسفیان در پایان و با اشاره به آینده سیاسی آمریکا خاطر نشان کرد: سنت تاریخی آمریکا این است که انتخابات میان‌دوره‌‌ای کنگره همواره به ضرر حزب حاکم تمام می‌شود. اکنون با توجه به جمهوری‌خواه بودن ترامپ، به احتمال زیاد دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای پیش‌رو پیروز خواهند شد. آن‌ها هم اکنون در اقلیت، لایحه‌های متعددی برای محدود کردن اختیارات جنگی رئیس‌جمهور مطرح می‌کنند. اگر دموکرات‌ها اکثریت کنگره یا سنا را به دست آورند، دست و پای ترامپ بیش از پیش بسته خواهد شد. قدرت بی‌حسابی علیه ایران به کار گرفته شد، اما نتیجه‌بخش نبود. حالا آمریکایی‌ها وارد سردرگمی عجیبی شده‌اند؛ نه می‌توانند عقب‌نشینی کنند و نه توان پیشروی دارند. این همان بن‌بستی است که ترامپ خشم خود را از آن پنهان می‌کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر