پناهی: در میانه جنگ چگونه گفتوگو کنیم که وحدت بهم نخورد؟
به گزارش خبرگزاری آنا، مهدی پناهی، پژوهشگر ارتباطات و رسانه در یادداشتی نوشت: در ۹ اسفند ۱۴۰۴ در جنایتی شرمآور که در تاریخ معاصر جهان سابقه ندارد؛ آمریکا با حمله نظامی به ایران قائد اعظم امت اسلام و ایران آیتالله سید علی خامنهای را به همراه خانواده به شهادت رساند و همزمان کودکان مظلوم میناب را در مدرسه بمباران و قتلعام کرد.
این جنگ ددمنشانه که در ادامه جنگ ۱۲ روزه خرداد ۱۴۰۴ و کودتای دیماه ۱۴۰۴ بود، تا به امروز ایرانیان زیادی را به شهادت رسانده است و دلاوران نظامی ایران نیز در پاسخ منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی و کشورهای حامی آنها را نابود کردهاند، اما انتقام اصلی نظم نوینی است که با ابزار تنگه هرمز توسط ایران حاکم خواهد شد و خسارت و غرامت این جنایت از دشمن گرفته میشود؛ بنابراین هرچند در دوره آتش بس هستیم، اما قرائن حکایت از ادامه جنگ دارد.
یکی از لازمههای پیروزی در جنگ، وحدت و انسجام ملی است. رهبر معظم انقلاب، آیت الله سید مجتبی حسینی خامنهای از اولین پیام خود تا کنون در سه برهه بر موضوع وحدت بین مردم تاکید کرده است.
در ۲۱ اسفند ۱۴۰۴ در اولین پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی و در دو فراز به موضوع وحدت مردم اشاره شده است:
"ثانیاً؛ باید بر وحدت بین آحاد و اقشار ملّت که معمولاً در مواقع مضیقه نمود خاصّی پیدا میکند، خدشهای وارد نشود. این امر با صرفنظر کردن از نقاط مورد اختلاف تحصیل خواهد شد. "
«ثالثاً؛ باید حضور مؤثّر در صحنه حفظ شود؛ چه به صورتی که در این روزها و شبهای جنگ از خود نشان دادید، و چه به صورت انواع نقشآفرینیهای مؤثّر در عرصههای مختلف اجتماعی، سیاسی، تربیتی، فرهنگی و حتّی امنیّتی. مهم این است که نقش صحیح، بدون خدشه به وحدت اجتماعی، بخوبی درک و تا حدّ ممکن به اجرا گذاشته شود. یکی از وظایف رهبری و بعضی مسئولین دیگر گوشزد کردن بعضی از این نقشها به آحاد یا اقشار جامعه است. از این رو اهمّیّت حضور در مراسم روز قدس ۱۴۴۷ را یادآور میشوم که باید عنصر دشمنشکنی در آن مورد توجّه همگان باشد.»
ایشان در پیام نوروزی به مناسبت آغاز سال ۱۴۰۵ با نام گذاری سال جدید با نام «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی» بار دیگر بر وحدت تاکید کردند.
در فرازهایی از این پیام آمده است:
«در حال حاضر در اثر وحدت عجیبی که بین شما هموطنان با همه تفاوت خاستگاههای مذهبی، فکری، فرهنگی و سیاسی ایجاد شده، در دشمن شکستگی بوجود آمده است.»
«ثانیاً یک مسیر دشمن، عملیات رسانهای او است که در این ایام بطور خاص با نشانهگیری ذهن و روان آحادی از مردم قصد خدشه در وحدت ملّی و به تبَع در امنیت ملی را دارد. ما باید مواظب باشیم تا مبادا در اثر سهلانگاری و بدست خود ما این قصد شوم تحقق یابد. از این رو توصیهام به رسانههای داخلی کشورمان با همه تفاوتهای فکری، سیاسی و فرهنگی که ممکن است داشته باشند این است که از پرداختن به نقاط ضعف بطور جدی خودداری کنند. در غیر اینصورت امکان وصول دشمن به مقصودش وجود دارد.»
و در نهایت در پیام رهبر انقلاب به مناسبت چهلم قائد عظیمالشأن انقلاب بار دیگر به موضوع وحدت به عنوان میراث اندیشهای رهبر شهید یاد میشود.
«رویکرد دستیابی به «ایران هر چه قویتر» از مسیر وحدت بین اقشار مختلف جامعه میگذرد که مکرراً مورد تأکید ایشان بود. شمّهی قابل توجهی از این وحدت در این چهل روز تحقق پیدا کرد: قلوب مردم به هم نزدیک شد، یخهای فیمابین اقشار مختلف با گرایشهای متفاوت شروع به ذوب شدن کرد، همگان زیر پرچم وطن جمع شدند و روز به روز به عدد این جمع و به کیفیت آن افزوده میشود. بسیاری از کسانی که هنوز به اینگونه حضور دست نیافتهاند، قلباً همراه و همسخن با جمعیتهای حاضر در میادین هستند.»
در شرایط جنگی، با یک پارادوکس روبهایم: از یک سو، برای پیروزی نیاز به وحدت و انسجام ملی داریم. از سوی دیگر، سرکوب اختلافها و ایجاد فضای تکصدایی نه تنها غیردموکراتیک است، بلکه در بلندمدت انسجام ملی را از درون تخریب میکند – دقیقاً همان چیزی که دشمن میخواهد.
اما این پرسش این روزها بیش از همیشه جدی شده: چگونه میتوان هم وحدت داشت و هم فضای عمومی برای گفتوگو و نقد سازنده ایجاد کرد؟
سه عاملی که گفتوگو را در جنگ نابود میکند
اول؛ تهدید وجودی جنگ: در شرایط اضطرار، ذهنیت جمعی به سمتی میرود که هر نقدی میتواند برچسب تضعیف کردن بخورد. مرز دوست و دشمن سیاهوسفید میشود و تحمل ابهام کاهش مییابد.
دوم؛ الگوریتمهای شبکههای اجتماعی: پلتفرمها برای جذب حداکثر تعامل طراحی شدهاند و محتوای خشمآور و قطبیکننده را چند برابر محتوای میانه پخش میکنند. نتیجه این میشود که دو ایرانی با دو دیدگاه متفاوت، دو روایت کاملاً متفاوت از جنگ میبینند؛ یکی فقط «پیروزی» و دیگری فقط «شکست». گفتوگویی در کار نیست.
سوم؛ شکافهای پیشین: جنگ بر روی اختلافات قبلی سوار میشود – خواه شکاف اصلاحطلب و اصولگرا، خواه اختلافات نسلی، قومیتی یا طبقاتی. دشمن از این شکافها با جنگ روانی و شایعهپراکنی استفاده میکند، اما سرکوب این اختلافات نیز کارساز نیست؛ اختلافات فقط به زیرزمین میروند و سمیتر میشوند.
راهحل مدل دوپلهای برای گفتوگو در عین وحدت
راه برونرفت از این معضل، در یک ساختار دوپلهای نهفته است:
پله اول فضاهای امن ابراز نظر است: مراجع رسانهای با مدیریت غیرقطبی، جلسات محلهای، اتاقهای گفتوگوی بسته در شبکههای اجتماعی، مساجد و حسینیهها. در این فضاها مردم میتوانند بدون ترس از برچسب خوردن، مشکلات واقعی را مطرح کنند، اما شرط کلیدی آن محرمانگی نسبی و عدم رسانهای شدن، تا دشمن نتواند سوءاستفاده کند.
پله دوم، میدان عمومی نمایش همبستگی است، همانند تجمعات حمایت از نیروهای مسلح، مراسم تشییع شهدا، جشنهای پیروزی، کمپینهای همبستگی در شبکههای اجتماعی. کارکرد این میدان، نشان دادن وحدت به دشمن و تقویت روحیه عمومی است.
نکته حیاتی در این میان این است که این دو پله هرگز نباید با هم قاطی شوند. اگر نقدها وارد میدان عمومی شوند، هم دشمن از آنها سوءاستفاده میکند و هم مردم عادی آنها را تفرقه تفسیر میکنند. اگر همه نقدها سرکوب شوند، فشار به پله دوم منتقل میشود و تجمعات همبستگی به اعتراض تبدیل میشوند.
برای فعالان رسانهای و اجتماعی چه باید کرد؟
در شبکههای اجتماعی، این تکنیکها باید به عنوان یک الگو مد نظر باشد: به
۱. «بله، اما»: به جای «این غلط است» گفته شود «از تلاش شما تشکر میکنم، اما برای بهتر شدن میتوان روش X را امتحان کرد». بله نشان میدهد گوینده در موضع حمایت از منافع ملی است.
۲. «من – ما»: انتقاد از منظر «ما» بیان شود، نه «من در برابر شما». به جای «شما باعث این فاجعه شدید» بگویید «ما همه در این شرایط هستیم، چطور میتوانیم کمک کنیم؟»
۳. «دشمن مشخص»: هر نقدی با اشاره به دشمن اصلی قاب گرفته شود. به جای «دولت هیچ کاری نمیکند» بگویید «دشمن میخواهد ما را بشکند، برای مقابله دولت باید در حوزه فلان بیشتر تلاش کند».
۴. «ارائه راهکار»: هر نقدی باید حداقل یک پیشنهاد عملی همراه داشته باشد. نقد بدون راهکار، فقط ناامیدی پخش میکند.
در تجمعات مردمی چه کنیم؟
تفکیک کارکرد تجمعات: تجمع همبستگی فقط محل ابراز وفاق است و هیچ شعار انتقادی در آن جای ندارد. تجمع اعتراضی نیز باید در فضاهای مشخص، با شعارهای راهحلمحور و بدون تخریب نمادهای ملی برگزار شود.
قاعده «دو پرچم»: اگر نقدی دارید، به طور نمادین نشان دهید که نقد شما به معنای بیتوجهی به تهدید خارجی نیست. مثلاً پرچم ملی و مقابله با دشمن همیشه بالا باشد یا شعارهای ضد دشمن حتما داده شود.
قانون «حریم زمانی»: در اوج بحرانهای حاد، مدتی از نقد عمومی دست کشیده شود و فقط به همبستگی و کمک بپردازید. پس از فروکش کردن بحران، نقدها با آرامش بیشتر مطرح شود یا حداقل در محافل عمومی و غیررسانهای مطرح شود.
شرط اصلی وحدت در عین گفتوگو: بلوغ عمومی
مهمترین شرط تحقق این مدل، بلوغ عمومی و خودمهارگری است. اینکه بدانیم همه چیز را هر جایی نمیتوان گفت، همه نقدها را هر لحظه نمیتوان مطرح کرد، و همه اختلافها را نمیتوان با دشمن در میان گذاشت.
بزرگترین سلاح در جنگ، یک «سپهر عمومی بالغ» است؛ نه آنقدر سست که دشمن آن را بدزدد، نه آنقدر خشک که مردم را خفه کند.
انتهای پیام/