پایان عصری از نفوذ سلبریتی‌ها/ هنرمندان ساکت و مردم در مرکز «تاریخ»

تحولات اخیر ایران، از حملات نظامی اسرائیل و آمریکا تا شهادت رهبر انقلاب و ۴۴ شب تجمع خودجوش مردمی، صفحه تازه‌ای در نسبت جامعه با نخبگان فرهنگی رقم زد. در این میان، «عبور مردم از سلبریتی‌ها» به پدیده‌ای محوری تبدیل شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، تحولات اخیر ایران، به ویژه درگیری‌های نظامی با اسرائیل و آمریکا در بهمن و اسفند ۱۴۰۴ و متعاقب آن شهادت آیت‌الله خامنه‌ای (رهبر انقلاب) در تاریخ ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ ، نقطه عطفی در مناسبات میان «جامعه» و «نخبگان فرهنگی» رقم زده است. آنچه در این میان بیش از پیش خودنمایی می‌کند، پدیده «عبور مردم از سلبریتی‌ها» است؛ فرآیندی که در آن هنرمندان و اینفلوئنسرهای مشهور، مرجعیت و نفوذ پیشین خود را بر افکار عمومی از دست داده‌اند و جامعه مستقیماً به میدان سیاست و اعتراض وارد شده است.

این گزارش به تحلیل جایگاه سلبریتی‌ها در برابر خیزش مردمی و تأثیر «سکوت» یا «موضع‌گیری» آن‌ها بر کارآمدی اجتماعات مردمی می‌پردازد.

مردم در خیابان: «خودجوشی» در برابر «کارگردانی» نخبگان

در حالی که در گذشته تصور می‌شد سلبریتی‌ها می‌توانند «سرمایه اجتماعی» خود را به نفع یا علیه حاکمیت به کار گیرند، تجربه ۴۴ شب درگیری اخیر نشان داد که مردم از هرگونه واسطه‌ای عبور کرده‌اند. تجمعات خودجوش مردمی در ۴۰ روز عزای عمومی پس از شهادت رهبر ، بدون نیاز به بیانیه یک بازیگر یا فراخوان یک خواننده شکل گرفت.

از میادین اصلی تهران نظیر میدان جمهوری اسلامی تا مساجد و اماکن مذهبی، مردم به صورت خودانگیخته حضور یافتند . این خیزش همگانی، نشان‌دهنده بلوغ سیاسی جامعه‌ای است که نیازی به «ترجمه» خواسته‌های خود توسط سلبریتی‌ها ندارد. در واقع، «مردم» امروز ایران، هم راوی رویدادها هستند و هم کنشگر اصلی آن؛ نقشی که پیشتر در انحصار چهره‌های مشهور بود.

سلبریتی‌ها در حاشیه: از سکوت مرگبار تا تبعید اجباری

در برابر این هیمنه مردمی، کارنامه و موضع‌گیری سلبریتی‌ها عمدتاً در حاشیه و ناکارآمد بوده است. تحلیل وضعیت سلبریتی‌ها در این دوره به سه دسته قابل تقسیم است:

سکوت و انزوای داخلی

بخش قابل توجهی از سلبریتی‌های داخل، در برابر وقایع اخیر سکوت پیشه کردند. این سکوت در حالی است که جوایز معتبر سینمایی همچون جشنواره فیلم فجر در اوج بحران برگزار می‌شد .

در این میان البته با شرف‌هایی چون مریلا زارعی یا سوگند طهماسبی هم بودند که نه تنها سکوت نکردند بلکه مدام در حال واکنش بودند، در مقابل اما برخی در پی حوادث دی ماه بیانیه داده و از بازیگری کناره گرفتند اما در برابر شهادت کودکان میناب، لامرد یا حتی 84 جوان رشید ناو دنا ساکت بودند.

«عبور از سلبریتی‌ها»: تحلیل جامعه‌شناختی پدیده

این «عبور» صرفاً به دلیل ترس یا سرکوب سلبریتی‌ها نیست، بلکه ریشه در تحول عمیق‌تری دارد:

نافرجامی الگوی «روشنفکرِ واسط»: جامعه به این نتیجه رسیده که سلبریتی‌ها قادر به حل بحران‌های معیشتی و سیاسی نیستند. حتی در مواردی که موضع‌گیری می‌کنند (مانند شاکردوست).

اولویت «نان» بر «نمایش»: تورم و فشار اقتصادی، جامعه را به سمت عینیت‌گرایی سوق داده است. مردم به جای دنبال کردن حاشیه‌های لاکچری سلبریتی‌ها، به دنبال راه‌حل مستقیم برای مشکلات خود هستند.

شبکه‌های اجتماعی بدون واسطه: با وجود قطعی‌های گسترده اینترنت، مردم یاد گرفته‌اند که مستقیماً و بدون فیلتر سلبریتی‌ها، روایت خود را به جهان مخابره کنند.

پایان عصری از نفوذ سلبریتی‌ها

گزارش حاضر نشان می‌دهد که تحولات اخیر، «سلبریتی» را در جایگاهی حاشیه‌ای و «مردم» را در مرکز تاریخ قرار داده است. در تقابل میان «ایران و جمهور» (به تعبیر رایج) از یک سو و «سلبریتی‌های ساکت» از سوی دیگر، مردم راه خود را یافته‌اند.

آن دسته از چهره‌های مشهوری که در این برهه سکوت کردند، محکوم به فراموشی در حافظه جمعی هستند. در مقابل، هویت «مردمی» به تنهایی به یک ارزش و سرمایه اجتماعی تمام‌عیار تبدیل شده است.

با توجه به عبور مردم از سلبریتی‌ها، فضای رسانه‌ای و فرهنگی کشور نیازمند بازتعریف الگوهای مرجعیت است. تجلیل از «قهرمانان گمنام» و «چهره‌های مردمی» به جای ستاره‌های اینستاگرامی، می‌تواند هم‌راستایی بیشتری با خواست عمومی جامعه امروز ایران داشته باشد.

انتهای پیام/

ارسال نظر