تولید انیمیشنهای کوتاه درباره جنگ/ سینمای مستند ظرفیت روایی فراوان دارد
مسعود سفلائی، معاون هنر تجربه و پویانمایی این مرکز و عضو هیئت علمی دانشگاه هنر ایران، در گفتگو با خبرگزاری آنا درباره روزهای جاری و شرایط کنونی جامعه از منظر تصویر، قاب سینما و مستند گفت: جنگ، بیتردید پدیدهای تأثیرگذار است و جامعه نخستین دریافتکننده آثار آن به شمار میآید. اکنون که کشور ما با تهاجم بیگانه مواجه شده است، سینما بهعنوان یکی از مهمترین ابزارهای بیان حال و گذشته این سرزمین، مسئولیتی جدی بر عهده دارد؛ مسئولیتی که بخشی از آن در زمان حال و بخشی دیگر در آینده خود را نشان خواهد داد. هنر، وجدان بیدار جامعه است و در هنگامه تهاجم، آنجا که ظلم و مهر در هم میآمیزند، ثبت و بیان درست رخدادها میتواند مسیر را برای آیندگان روشنتر سازد.
وی ادامه داد: اگر بخواهم وضعیت امروز جامعه را در قالب یک قاب سینمایی ترسیم کنم، آن را نمایی میان آرامش و اضطراب میبینم؛ جایی که حرکتهای روزمره مردم در شرایط جنگی، در تقابل با لایههای پنهان تغییرات اجتماعی و هجمههای بیگانگان قرار میگیرد. این تصویر، تصویر سردرگمی نیست، بلکه تصویر گذار است؛ گذار از یک جهان ذهنی به جهانی تازه که هنوز خطوط و طرح آن بهطور کامل شکل نگرفته است. در چنین لحظهای، فیلم مستند همچون آینهای عمل میکند که نه اغراق میکند و نه چیزی را کمرنگ نشان میدهد، بلکه واقعیت را دقیقتر میبیند و برای آینده، چشمانداز و برداشتی قابل تأمل ارائه میدهد. تأثیر این آثار نیز نه در کوتاهمدت، بلکه در گذر زمان آشکار خواهد شد.
سفلائی درباره مهمترین ویژگی این برهه از تاریخ بیان کرد: این دوره، زمان بازگشت و توجه دوباره به مفهوم انسانیت است؛ دورانی که مردم جهان شاهد تهاجمی گسترده به یکی از کهنترین تمدنهای بشری هستند و مفاهیمی، چون «انسان بودن» و حتی «حقوق بشر» معنایی تازه مییابند. به نظر من، مهمترین مشخصه این برهه «چندلایگی تجربه اجتماعی» است. هیچ رویدادی تکروایت نیست، بهویژه در جهان رسانهای امروز. هر کنش و رخداد، شبکهای از پیامدهای روانی، اقتصادی، فرهنگی و رسانهای را در پی دارد. جامعه با سرعتی بیسابقه در حال بازتعریف مفاهیمی، چون امنیت، امید، مشارکت و هویت است و همین کیفیت چندبعدی، این دوره تاریخی را از ادوار پیشین متمایز میکند.
این استاد دانشگاه درباره نقش هنر، بهویژه سینمای مستند، توضیح داد: همانطور که اشاره شد، نقش سینما انکارناپذیر است، اما آنچه اهمیت دارد، ثبت مؤثر وقایع است؛ ثبت بهگونهای که در آینده بتوان از این آثار برای روایت تاریخ بهره گرفت. سینمای مستند، کارکردی فراتر از ثبت دارد و نوعی حافظهسازی فعال به شمار میرود. هنر قادر است روابط پنهان میان وقایع و تأثیرات آنها بر جامعه را آشکار کند؛ اموری که در آمار و اخبار کمتر دیده میشوند. مستند، ریتم احساسات و عمق رخدادها را، بهویژه از منظر انسانی، ثبت میکند؛ امری که متون تاریخی و گزارشهای رسانهای بهتنهایی از عهده آن برنمیآیند. برای درک حسی این روزگار، بیتردید به فیلم مستند نیاز خواهیم داشت.
معاون هنر تجربه و پویانمایی مرکز، در تشریح رویکرد مستندساز در چنین شرایطی گفت: میتوان گفت رسالت هنرمند را خود او تعیین میکند؛ آنجا که انتخاب میکند در این روزگار به چه بپردازد، چه بگوید و چگونه بیان کند. امروز، هر سخنی که رنگ و بوی انسانیت داشته باشد، ارزشمند و کارآمد است. رویکرد مستندساز در این شرایط باید میان سه محور شکل بگیرد: صداقت در روایت، فاصلهگذاری حرفهای و حساسیت انسانی. او نه مجاز است به هیجانزدگی و بازنمایی سطحی روی آورد و نه به بیطرفی سرد و صرف بسنده کند. رسالت او خلق «پنجرهای منصفانه» است؛ پنجرهای که به مخاطب امکان دهد دریابد این دوران چگونه زیسته شده است.
سفلائی در پاسخ به این پرسش که هنر و سینما اثرگذارترند یا رسانههای خبری، گفت: هر دو حوزه جایگاه و کارکرد خود را دارند. به دلیل ماهیت تأملبرانگیز هنرهایی، چون سینما، تولیدات این حوزه بهسرعت قابل عرضه نیستند؛ از همین رو، اهمیت رسانههای خبری در بازتاب لحظهای وقایع بسیار بالاست. در شرایط فعلی، با کاهش دسترسی به منابع متنوع خبری، دقت در روایت و نحوه بیان فجایع یا امیدها در رسانهها اهمیتی دوچندان یافته است؛ چرا که بخش بزرگی از جامعه به رسانهها بهعنوان منبعی برای امید و دلگرمی نگاه میکند و انتظار دارد این مسیر همواره گشوده بماند. خبر، دارای سرعت است و سینما، دارای
عمق. رسانههای خبری برای روایت لحظه مناسباند، اما در انتقال لایههای نامرئی واقعیت محدودند. هنر میتواند فضا، احساس، ابهام، تضاد و پیامدهای انسانی را منتقل کند. در روایت واقعیت، دقت خبری اهمیت دارد، اما حقیقت زیسته، اغلب در سینما بهتر درک و دریافت میشود.
مدیرعامل گروه هنر و تجربه درباره تولید اثر در این روزها گفت: در شرایط کنونی، امید به آینده در میان جامعه شکننده شده است. از اینرو، پرداخت درست به این موضوع و توجه ویژه به کودکان، بهعنوان یکی از آسیبپذیرترین اقشار جامعه، در اولویت قرار دارد. کودکان بخش مهمی از جامعه هستند و پرداخت صحیح به آنها میتواند چراغ راهی برای آیندهای انسانیتر باشد. اگر بخواهم اثری درباره این روزها خلق کنم، محور آن را «کرامت انسانی در دل بحران» قرار میدهم. پیام چنین اثری این خواهد بود که انسان، حتی در سختترین شرایط، همچنان در جستوجوی معنا باقی میماند.
سفلائی درباره عناصر مؤثر در مستند گفت: سینمای مستند در این دوره بیش از هر زمان دیگری از ظرفیتهای متنوع روایی برخوردار است؛ ظرفیتهایی که پاسخگوی سلیقههای مختلف نیز هستند. از اینرو، نمیتوان شیوه یا روایت خاصی را برتر دانست. با این حال، یک اصل همواره تعیینکننده است و آن، صداقت هنرمند در ارتباط با اثر و مخاطب است؛ جایی که هنرمند با هر زاویه دیدی، بتواند حقیقت فضای اثر را صادقانه درک و منتقل کند.
وی ادامه داد: سه عنصر، مستند را برای مخاطب ملموس میکند: حضور انسانی، دقت در جزئیات و صداهای واقعی. زمانی که شخصیتها از قالبهای کلیشهای خارج شده و به انسانهایی واقعی با بیمها و امیدهای ملموس تبدیل میشوند، اثرگذاری مستند افزایش مییابد. همچنین، انسجام روایت، اعتمادپذیری را تقویت میکند. برای انتقال عمق رویدادها به حافظه آینده، استفاده از روشهای ترکیبی ضروری است؛ از جمله بهرهگیری از چند زاویه دید، رجوع همزمان به اسناد عینی و روایتهای شخصی، و پرهیز از تکصدایی. مستندساز باید نشان دهد که یک واقعه چگونه هم بر ساختارها و هم بر احساسات افراد اثر گذاشته است؛ ترکیبی که برای مخاطب جهانی نیز قابل درک خواهد بود.
این کارشناس ارشد سینما درباره ضرورت تولید انیمیشن گفت: انیمیشن، زبان ایجاز، فانتزی و خیال است و همین ویژگیها موجب میشود که از ظرفیت بالایی برای ارتباط با مخاطب جهانی برخوردار باشد. در بسیاری از موارد، یک اثر کوتاه انیمیشن میتواند تأثیری ماندگار و عمیق برجای بگذارد. در شرایط فعلی، با توجه به گرایش مخاطبان به آثار کوتاه، بهویژه در شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای نمایشی، اهمیت این قالب بیش از پیش نمایان شده است. انیمیشن، بهواسطه زبان استعاری و جهانی خود، در شرایط بحران جایگاهی ویژه دارد؛ چرا که میتواند مفاهیم انسانی و اخلاقی را با کمترین مقاومت فرهنگی منتقل کند و خشونت را بدون عادیسازی آن بازنمایی کند.
عضو هیئت علمی دانشگاه هنر تهران درباره چگونگی بازنمایی این فضا برای مخاطبان بینالمللی از طریق انیمیشن گفت: عبور از مفهوم انسانیت، ضرورتی اساسی در این روزهاست. زبان انیمیشن باید به بیان مفاهیم انسانی، توجه به واقعیتهای ایران و منطقه، و همچنین بازخوانی مفاهیمی چون حقوق بشر و قوانین بینالمللی، بهویژه در زمان جنگ، بپردازد. گاه زبان هنر از زبان سیاست پیشتر و مؤثرتر عمل میکند. برای روایت بحران از طریق انیمیشن، استفاده از نمادهای جهانی، طراحی فضاهای مشترک و روایتهای انسانی ضروری است. اغراق کنترلشده، رنگ، ریتم و حرکت میتوانند تجربهای خلق کنند که نیازمند پیشزمینه فرهنگی یا سیاسی خاصی نباشد. در واقع، انیمیشن مفاهیم را قابل ترجمه و عرضه میکند.
سفلائی درباره عناصر درکپذیری انیمیشن برای مخاطب جهانی بیان کرد: کوتاهی روایت، استفاده از رنگ، بافت و شخصیتپردازی با زبانی فراتر از کلام، کاهش وابستگی به دیالوگ و ایجاز در بیان تصویری، از مهمترین عناصر در تولید و عرضه جهانی انیمیشن هستند. سه عامل، روایت انیمیشنی را بینالمللی میکند: سادگی مفهومی، جهانسازی منسجم و احساس مشترک. مخاطب جهانی بیش از هر چیز به دنبال معنایی قابل لمس است. اگر انیمیشن بتواند احساساتی چون ترس، امید یا فقدان را بدون اتکا صرف به نشانههای بومی منتقل کند، به اثری جهانی تبدیل خواهد شد.
این استاد دانشگاه درباره ضرورت اکران آثار مرتبط با جنگ و مقاومت توضیح داد: همراهی فضای سینما با شرایط روز جامعه، امری ضروری است. مخاطب در زمان جنگ، فیلم را متفاوت میبیند؛ سلیقه، نگرانیها و میزان توجه او تغییر میکند. در همین راستا، برنامهریزی برای اکران آثار مرتبط در دستور کار قرار دارد. فیلمهایی مانند «کد ۷۰۰» نمادی از تابآوری جامعه در شرایط جنگی هستند و نشان میدهند چگونه رخدادها میتوانند زندگی یک یا چند خانواده را تحت تأثیر قرار دهند. این آثار بیانگر آن هستند که جامعه، با وجود همه سختیها، مسیر خود را ادامه میدهد؛ مسیری که شاید دشوار باشد، اما همچنان جاری است.
وی ادامه داد: اکران این آثار به دلایل مختلفی اهمیت دارد؛ از جمله شکلگیری حافظه جمعی، انتقال تجربه به نسلهای آینده، ایجاد درک مشترک از پیچیدگیهای بحران و دریافت بازخورد اجتماعی برای ادامه مسیر تولید. در برنامهریزیهای انجامشده، تلاش بر آن است که این آثار تنها به نمایش در چرخه رسمی اکران محدود نشوند، بلکه به فضاهای دانشگاهی، هنری و بینالمللی نیز راه یابند. پس از نمایش مستند «کد ۷۰۰»، برنامه ما بر تنوعبخشی به بسترهای نمایش متمرکز شده است؛ از اکرانهای شهری و پردیسهای سینمایی تا حضور در جشنوارههای تخصصی و نشستهای تحلیل جامعهشناختی. هدف آن است که این آثار در جریان گفتوگو قرار گیرند، نه صرفاً در مسیر نمایش.
معاون هنر تجربه و پویانمایی مرکز در پایان، درباره برنامههای تولید انیمیشن مرتبط با این موضوع گفت: از نخستین روزهای آغاز جنگ، ارتباط با سازندگان انیمیشن و فیلمسازان این حوزه برقرار شد و هماهنگیهایی برای تولید آثار کوتاه با مضامین مرتبط صورت گرفت. طرحهای مختلفی ارائه شد و جلسات متعددی برگزار گردید. در حال حاضر، تعدادی از این آثار آماده یا در مراحل نهایی تولید قرار دارند و بهتدریج در شبکههای اجتماعی منتشر خواهند شد. همچنین، برنامهریزی برای تولید آثار بلندتر نیز در دست انجام است تا بتوانند بهعنوان اسنادی از این دوره تاریخی مورد استفاده قرار گیرند. انیمیشن، همانند سایر شاخههای هنری، همراه با جامعه حرکت خواهد کرد؛ با زبانی متفاوت و بیانی تأثیرگذار.
انتهای پیام/