از شروط دیپلماسی در اسلام‌آباد تا آمادگی در میدان و حضور در خیابان

تحلیلگر مسائل راهبردی، در یادداشتی نوشت:شروط دیپلماسی، در پیام‌های رهبر انقلاب به روشنی صورت‌بندی و تکرار شده است. انتقام و دریافت غرامت خون‌های به ناحق ریخته شده، پرداخت کامل خسارت‌های مادی و معنوی به کشور و ایرانیان، تثبیت معادله جدید و بازگشت‌ناپذیر در تنگه هرمز و همچنین حفظ یکپارچگی جبهه مقاومت، ارکان نقشه راه مذاکره‌کنندگان را تشکیل می‌دهد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، مهدی اشتری، تحلیل‌گر مسائل راهبردی، در یادداشتی نوشت: در روزهای اخیر و با آغاز فرایند میانجی‌گری پاسلام‌آباد، عرصه تقابل با دشمن وارد مرحله‌ای پیچیده و سرنوشت‌ساز شده است. محوریت این مرحله دیپلماتیک، طرح 10 ماده‌ای جمهوری اسلامی ایران است که به عنوان چارچوب اصلی و غیرقابل تقلیل در مذاکرات با طرف آمریکایی روی میز قرار دارد. مبانی این طرح و رویکرد کلی نظام، در سه پیام راهبردی اخیر آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای به روشنی تبیین شده و نقشه راه دوران حساس کنونی را برای دستگاه دیپلماسی و آحاد جامعه ترسیم نموده است.

مفاد این طرح 10ماده‌ای، برآمده از تجربیات گذشته و مبتنی بر اقتدار میدانی جبهه مقاومت است که ترامپ علی‌رغم لفاظی‌هایش مجبور به پذیرش آن شد.

اما شروط دیپلماسی، در پیام‌های رهبر انقلاب به روشنی صورت‌بندی و تکرار شده است. انتقام و دریافت غرامت خون‌های به ناحق ریخته شده، پرداخت کامل خسارت‌های مادی و معنوی به کشور و ایرانیان، تثبیت معادله جدید و بازگشت‌ناپذیر در تنگه هرمز و همچنین حفظ یکپارچگی جبهه مقاومت، ارکان نقشه راه مذاکره‌کنندگان را تشکیل می‌دهد.

پیام‌های سه‌گانه رهبری، به ویژه پیام ایشان به مناسبت اربعین شهادت امام خامنه‌ای و شهدای جنگ رمضان به وضوح نشان می‌دهد که این شروط، صرفا ابزاری برای چانه‌زنی و تعدیل مواضع نیستند، بلکه خطوط قرمز اساسی محسوب می‌شوند که خدایی ناکرده عبور از آن‌ها به معنای بازگشت به چرخه خسارت‌بار توافقات پیشین چون برجام خواهد بود.

یکی از محورهای اساسی و هشداردهنده در این دکترین، شناخت دقیق ماهیت طرف مقابل است. تاریخچه رفتار ایالات متحده و رژیم صهیونیستی به صراحت ثابت کرده است که آن‌ها به هیچ قول و قراری پایبند نبوده و از هر فرصت و روزنه‌ای برای نقض تعهدات بین‌المللی خود بهره می‌جویند. بر همین اساس، در روند مذاکرات اسلام‌آباد، اتکا به وعده‌های شفاهی، توافقات مبهم و متون فاقد ضمانت‌های عینی، خطایی راهبردی تلقی می‌شود. هرگونه تفاهمی در چارچوب طرح 10 ماده‌ای و مبتنی بر گزاره‌های ذکر شده، باید بر پایه‌های مستحکم راستی‌آزمایی و ایجاد سازوکارهای تنبیهی و الزام‌آور استوار گردد تا راه بر هرگونه بدعهدی مجدد آمریکا و غرب، بسته شود.

در این مقطع خطیر، که آتش‌بس موقت و سکوت نسبی صحنه نبرد نظامی بر فضای کشور حاکم شده است، مهم‌ترین پیام و مطالبه رهبری متوجه افکار عمومی و بدنه اجتماعی است. استقرار آتش‌بس به هیچ وجه نباید به معنای پایان کار، عادی‌سازی شرایط و ترک میادین تلقی شود. بر این اساس، حفظ اتحاد مقدس و هوشیاری در این دوران نه تنها یک ضرورت، بلکه فریضه واجب ملی است. 

دلیل این تاکید راهبردی آن است که حضور حماسی جامعه در صحنه، اصلی‌ترین پشتوانه تیم دیپلماسی در اسلام‌آباد و قوی‌ترین اهرم فشار بر دستگاه محاسباتی دشمن به شمار می‌رود. 

در جمع‌بندی این شرایط باید تاکید کرد که ترکیب میدان مقتدر و آماده و دیپلماسی قاطع مبتنی بر نقشه راه رهبر معظم انقلاب با حضور مستمر و پررنگ مردم سلحشور و بصیر در صحنه، دکترین پیروزی در این نبرد ترکیبی را شکل می‌دهد. تثبیت دستاوردهای میدانی و تضمین آینده‌ای توام با عزت، امنیت و پیشرفت، منحصرا در گرو ایستادگی بر شروط تعیین‌شده، بی‌اعتمادی مطلق به واشنگتن، و تداوم بیداری و حضور ملی تا رسیدن به نتیجه نهایی و استیفاء کامل حقوق ملت ایران است.

انتهای پیام/

ارسال نظر