هدف قرار دادن دانشگاهها بخشی از جنگ علیه استقلال علمی کشور است
حجتالاسلام والمسلمین محمد معرفت، مدیرکل امور اساتید معارف و تأمین محتوای نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه آزاد اسلامی در گفتوگو با خبرنگار آنا ضمن محکومیت اقدامات جنایتکارانه دشمنان در حمله به دانشگاهها و مراکز علمی به تشریح این اقدام غیر قانونی پرداخت و بیان کرد: در هر نظام حقوقی و اخلاقیِ پذیرفتهشده در جهان، حمله به دانشگاهها، استادان و دانشجویان چه در قالب بمباران و چه به شکل هرگونه هدفگیری مستقیم، نقض آشکار اصول بنیادین حقوق بینالملل است. دانشگاه، بهعنوان قلب تپنده تولید علم و فرهنگ، طبق قواعد روشن حقوق بشردوستانه، در شمار مراکز غیرنظامی و مصون از تعرض قرار دارد. هدف قرار دادن چنین فضاهایی، تنها حمله به افراد بیدفاع نیست بلکه حمله به بنیانهای تمدنی ملّتهاست.
عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال افزود: وقتی یک قدرت یا بازیگر بینالمللی چنین رفتارهایی را انجام میدهد، پیامی روشن در لایههای عمیقتر خود دارد از جمله مهارِ علم، فشار بر نخبگان و ایجاد اختلال در مسیر پیشرفت یک جامعه، به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران حمله به محیطهای علمی را در پیوندی ساختاری با موضوع ترور نخبگان و دانشمندان بررسی میکنند. در این نگاه، هدفگیری دانشگاه و دانشمند دو روی یک سکهاند، زیرا هر دو اقدام، زیرساخت و سرمایه تولید علم را تضعیف میکند و با ایجاد ناامنی روانی، چرخه آموزش و پژوهش را مختل میسازد.
حجتالاسلام والمسلمین معرفت تصریح کرد: هدف گیری دانشمندان و مراکز علمی تلاشی است برای آنکه مسیر استقلال علمی یک ملت را کند یا متوقف کرده و این پیام بازدارنده را برای نسل جوان و آیندهساز کشور ارسال کنند که به سمت حوزههای حساس و اثرگذار علمی نروید. از همین زاویه است که مجموعه این رفتارها چه حمله به دانشگاه و چه حذف فیزیکی دانشمندان، در بسیاری از گزارشهای بینالمللی و تحلیلهای دانشگاهی، بخشی از یک الگوی گستردهتر برای فشار بر ظرفیت علمی یک کشور تلقی میشود؛ الگویی که گرچه در ظاهر جنبه نظامی یا امنیتی دارد، در عمقِ خود نبردی علیه دانش، استقلال علمی و آینده یک ملت است.
پیامدهای نبود عدالت جهانی برای جامعه علمی و دانشگاهی
حجت الاسلام معرفت در ادامه به بی تفاوتی سازمانهای حقوق بشری در محکومیت این اقدامات تروریستی اشاره و بیان کرد: در چارچوب حقوق بینالملل، حمله به دانشگاهها، مراکز علمی و محیطهای آموزشی، بهروشنی نقض اصول بنیادین حقوق بشردوستانه محسوب میشود. این موضوع بر پایه دو اصل کلیدی استوار است، اصل «تمایز» میان اهداف نظامی و غیرنظامی و همچنین اصل «حفاظت ویژه» از مراکز فرهنگی، علمی و آموزشی. بنابراین، هرگونه بیتفاوتی نسبت به حمله به فضاهای دانشگاهی، از منظر حقوقی، نوعی خلأ یا ضعف در عملکرد نهادهای بینالمللی تلقی میشود؛ اما چرا سازمانهای بینالمللی در برخی موارد واکنش قاطع نشان نمیدهند؟
مدیرکل امور اساتید معارف در دانشگاه آزاد در ادامه به تشریح چرایی عدم واکنش قاطع نهادهای حقوق بشری در این زمینه پرداخت و گفت: دلایل ساختاری و سیاسیِ این سکوت یا واکنشهای کمرنگ عبارت است از وابستگی ساختاری بسیاری از سازمانها به دولتهای قدرتمند، زیرا در جهان واقعی، نهادهای بینالمللی کاملاً مستقل نیستند. تأمین مالی، ساختار رأیگیری، و توازن قدرت در بسیاری از سازمانها باعث میشود واکنشهای آنها از ملاحظات سیاسی اثر بپذیرد.
وی افزود: معیارهای دوگانه در اجرای حقوق بینالملل یکی دیگر از دلایل عدم واکنش این سازمان هاست و یکی از نقدهای جدی دانشگاهی به نظم جهانی امروز این است که اجرای قوانین بهصورت یکسان انجام نمیشود. برخی کشورها با امکانات رسانهای، قدرت سیاسی یا نفوذ دیپلماتیک بیشتر، میتوانند شدت یا نوع برخورد سازمانهای بینالمللی را تحت تأثیر قرار دهند.
همچنین فشارهای دیپلماتیک و سیاسی نیز در این زمینه اثر گذار بوده است و مشاهده شده در مواردی که یک موضوع به منازعه سیاسی میان قدرتهای بزرگ تبدیل میشود، سازمانهایی مانند شورای امنیت یا حتی نهادهای حقوق بشری، به دلیل ترس از وتو، اختلاف داخلی یا پیامدهای سیاسی، واکنش محافظهکارانهتری نشان میدهند.
عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال به آخرین عامل موثر در این زمینه اشاره و بیان کرد: ادعای بیطرفی، اما عملکرد غیرمتوازن، آخرین عامل کوتاهی سازمانهای بین المللی در این زمینه است. بسیاری از این سازمانها در ظاهر بر اصول صلحطلبی و بیطرفی تأکید میکنند؛ اما در عمل نحوه برخوردشان با برخی پروندهها باعث میشود اعتماد عمومی نسبت به آنها کاهش یابد. بحرانهای گوناگون در چند دهه گذشته نشان داده است که فاصله میان شعارهای اخلاقی و عملکرد واقعی این نهادها بسیار زیاد است.
مدیرکل امور اساتید معارف دانشگاه آزاد در جمع بندی این بخش از سخنان خود به پیامدهای حاصل از عدم وجود عدالت جهانی و اجرای صریح قانون در این زمینه اشاره و تصریح کرد: عدم وجود عدالت و اجرای صریح قانون از سوی سازمانهای بین المللی باعث ایجاد خلأ در جامعه علمی و دانشگاهی میشود که پیامدهای حاصل از آن عبارتاند از: تضعیف اعتماد به سازوکارهای بینالمللی، احساس ناامنی و بیپناهی در میان دانشگاهیان، عادیسازی خطرناک حمله به محیطهای علمی و همچنین ایجاد تصویری است که گویی دانش و فرهنگ در برابر منازعات سیاسی مصونیت کافی ندارند. این شکاف میان قواعد رسمی و واکنشهای عملی از نگاه بسیاری از استادان، پژوهشگران حقوق بینالملل و متخصصان علوم سیاسی، یکی از چالشهای بنیادین نظم جهانی کنونی است.
قدرت علمی ایران؛ تهدید نرم برای منافع سلطهگران
حجتالاسلام معرفت در ادامه به تحلیل این اقدام جنایتکارانه پرداخت و بیان کرد: در مطالعات امنیت ملی، علوم راهبردی و جامعهشناسی جنگ، حمله به مراکز علمی همیشه در سطحی فراتر از یک اقدام نظامی تحلیل میشود. دانشگاه صرفاً یک ساختمان نیست؛ بلکه بستر تولید فکر، دانش، فناوری، امید و آینده یک جامعه است؛ بنابراین، هر حملهای به چنین ساختاری معمولاً حامل اهدافی چندلایه است.
مدیرکل امور اساتید معارف دانشگاه آزاد اسلامی در ادامه به مهمترین اهدافی که تحلیلگران برای چنین حملاتی برمیشمرند اشاره و تشریح کرد: نخستین هدف دشمنان ضربه زدن به توان آیندهساز یک ملت است. دانشگاهها مرکز تربیت نیروهای متخصص، نخبه و تصمیمساز هستند و هدف قرار دادن آنها میتواند به معنای هدف گرفتنِ مهندسان فردای صنعت، پزشکان آینده کشور، دانشمندان حوزههای پیشرفته و مدیران و سیاستگذاران نسلهای بعد باشد؛ به تعبیر دیگر، دشمن میکوشد سرمایه انسانی را پیش از شکوفایی تضعیف کند.
وی افزود: دیگر هدف دشمنان ایران اسلامی کند کردن آهنگ پیشرفت علمی و فناوری است، زیرا حمله به مراکز پژوهشی و محیطهای دانشگاهی، پروژههای علمی را متوقف میکند، زیرساختهای تحقیقاتی را از بین میبرد و زمان رسیدن به نوآوریها را سالها عقب میاندازد؛ چراکه از نگاه راهبردی، علم نیروی نرم و سخت یک ملت است. هر ضربه به علم، ضربه به قدرت آینده کشور است.
عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال در ادامه به دیگر اهداف دشمنان در این زمینه اشاره کرد و گفت: ایجاد ناامنی روانی در میان نخبگان، دیگر دلیل اقدامات جنایتکارانه دشمنان است. اگر یک جامعه احساس کند حتی دانشگاه ـ که باید امنترین محیط مدنی باشد ـ در امان نیست، پیامدهای روانی سنگینی ایجاد میشود؛ از جمله کاهش انگیزه نخبگان برای ماندن، ترس و اضطراب در محیط علمی، کاهش تمرکز پژوهشی و مهاجرت پنهان یا آشکار استعدادها. این نقطه دقیقاً همان جایی است که دشمن تلاش میکند جریان نخبگانی را متزلزل کند.
وی تصریح کرد: از کار انداختن چرخه تولید دانش بومی دیگر عامل این اقدام جنایتکارانه دشمنان است تا جامعه هدف نتواند دانش بومی تولید کند، فناوریهای کلیدی را مستقل توسعه دهد و در حوزههای استراتژیک به خودکفایی برسد.
وقتی دانشگاه آسیب ببیند، وابستگی علمی و فناورانه افزایش مییابد و این دقیقاً همان وضعیتی است که هر دشمنی ترجیح میدهد شاهد آن باشد.
از طرفی دشمنان با این اقدام هویت، فرهنگ و زیربنای فکری جامعه را هدف قرار گرفتهاند، زیرا دانشگاه فقط محل آموزش نیست؛ بلکه بستر شکلگیری هویت ملی، پویایی فکری و اندیشههای انتقادی است.
برخی تحلیلهای جنگ شناختی نشان میدهند هدف گرفتن دانشگاه حمله به هویت فکری جامعه است و نابودی نمادهای علمی باعث تضعیف روحیه ملی میشود. دانشگاه به عنوان مرکز نقد قدرت و تولید روشنفکری، یک هدف نمادین محسوب میشود.
حجت الاسلام معرفت در جمع بندی این بخش از سخنان خود به آخرین عامل موثر در این زمینه اشاره کرد و گفت: ارسال پیام بازدارنده به نسل جوان دیگر عامل ناشی از این اقدام جنایتکارانه دشمنان است چراکه جنگها فقط با گلوله پیش نمیروند؛ با پیام، تصویر و روان هم پیش میروند. در چنین حملاتی معمولاً پیام «راه علم، مسیر امنی نیست، از حوزههای حساس فاصله بگیرید» نهفته است. این پیام اگر در ذهن نسل جوان جا بیفتد، دشمن بدون شلیک گلوله هم به هدف خود رسیده است. به همین دلیل است که در مطالعات دانشگاهی، حمله به دانشگاهها همسطح حمله به ستونهای حیاتی یک تمدن تحلیل میشود.
مدیرکل امور اساتید معارف دانشگاه آزاد اسلامی توان علمی بالای جمهوری اسلامی ایران را مهمترین عامل این جنایت دشمنان دانست و تشریح کرد: در ادبیات امنیت ملی، هرگاه کشوری بتواند بدون وابستگی خارجی در حوزههای کلیدی به توانمندی برسد، برای رقبای راهبردی خود نوعی فشار ساختاری ایجاد میکند. این فشار نه از جنس نظامی، بلکه ناشی از خودکفایی علمی، نوآوری فناورانه و کاهش آسیبپذیری است.
وی افزود: دانشگاهها و مراکز علمی ایران در دهههای اخیر سه ویژگی مهم ایجاد کردهاند که از منظر دشمن قابلچشمپوشی نیست. نخستین ویژگی تبدیل علم به قدرت است بدین معنی که بخش قابلتوجهی از توانمندیهای فناورانه و دفاعی ایران بر پایه دانشی است که در همین دانشگاهها تولید شده است. این یعنی کاهش اثر تحریمها، افزایش استقلال استراتژیک، شکلگیری فناوریهای بومی و دستیابی به قابلیتهایی که معمولاً کشورهای محدود و خاصی به آنها دست مییابند. برای هر دشمنی، چنین واقعیتی یک چالش راهبردی محسوب میشود.
حجت الاسلام و المسلمین معرفت به دیگر ویژگی بارز توان علمی ایران پرداخت و بیان کرد: تابآوری علمی و توان بازتولید دیگر عامل مهم در این زمینه است، زیرا ایران فقط از فناوری استفاده نکرده؛ بلکه چرخهی تولید فناوری را نیز بومی کرده است. این چرخه، شامل «نیروی انسانی متخصص»، «دانشگاهها و پژوهشگاههای فعال»، «شبکه گسترده شرکتهای دانشبنیان» و «ساختارهای نوآوری و پژوهش کاربردی» میباشد. وقتی کشوری قادر باشد هم فناوری را تولید کند و هم بازتولید، فشار بر دشمن چند برابر میشود؛ چون در این صورت «بازدارندگی علمی» ایجاد میگردد.
وی تصریح کرد: پیشرفتهای مبتنی بر دانش داخلی نیز در این حوزه بسیار اثرگذار بوده است. یکی از نقاط حساس در تحلیلهای راهبردی آن است که توانمندیهای ایران عمدتاً با تکیه بر دانش داخلی رشد کردهاند، نه واردات فناوری. این ویژگی رقبا را در وضعیت دشوار قرار میدهد؛ زیرا نمیتوانند مسیر علمی ایران را با ابزارهای اقتصادی متوقف کنند، نمیتوانند رشد فناورانه را از طریق تحریم کنترل کنند، نمیتوانند دانش بومی را از چرخه تولید خارج کنند. در ادبیات راهبردی، چنین وضعیتی «منبع فشار برای دشمن» تعریف میشود.
این استاد دانشگاه آزاد اسلامی نقش نمادین دانشگاه در استقلال کشور را دیگر عامل مهم توان علمی بالای ایران دانست و تاکید کرد: دانشگاههای ایران فقط تولیدکننده فناوری نیستند؛ آنها نماد هویت علمی و استقلال ملی شدهاند. وقتی دانشگاه به نقطهای برسد که دانش بومی ایجاد کند، نخبگان را پرورش دهد و در حوزههای حساس حرف جدی داشته باشد برای دشمن به مرکز ثقل قدرت نرم و سخت تبدیل میشود و هر مرکز ثقل، از نگاه دشمن یک نقطه هدف بالقوه است!
حجت الاسلام معرفت در جمع بندی این بخش از سخنان خود به تلاش دشمن برای ایجاد اختلال در مسیر پیشرفت ایران اشاره کرد و گفت: از دیدگاه تحلیلی، وقتی دشمن احساس کند که پیشرفت علمی ایران قابل مهار نیست، آثار امنیتی و راهبردی دارد و ساختار منطقهای را تغییر میدهد، تلاش میکند این مسیر را مختل کند؛ اختلالی که میتواند شکلهای مختلف داشته باشد، از تهدیدات غیرمستقیم تا حمله به زیرساخت علمی.
ارزیابی دانشگاهی این است که چنین اقداماتی در واقع تلاشی است برای کند کردن مسیر رشد، کاهش اثرگذاری نخبگان، ایجاد وقفه در پیشرفت فناوریهای کلیدی و تضعیف روحیه علمی کشور.
حمله به علم؛ راهبرد تاریخی برای تضعیف تمدنها
مدیرکل امور اساتید معارف دانشگاه آزاد اسلامی در ادامه به مقایسه جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی با قوم مغول که سعی در نابودی علم و دانش ایران داشتند پرداخت و تشریح کرد: تاریخ تکرار میشود، اما نه در قالبهای تکراری، بلکه در الگوهای راهبردی ثابت. حملات کنونی، تلاشی برای اعمال همان راهبرد قدیمی یعنی نابودی ظرفیت علمی با ابزارهای مدرن است؛ زیرا دشمن دریافته است که در این مقطع، قدرت ملی ایران بیش از هر چیز به علم و نوآوری بومی آن گره خورده است.
حجت الاسلام معرفت افزود: تشابه بین حملات گذشته مانند حمله مغول و اقدامات کنونی در برابر مراکز علمی، یک الگوی راهبردی پایدار را نشان میدهد، حمله به ریشههای تمدن برای تضمین سلطه.
هدف مشترک هر دو نابودی سرمایه فکری است. در هر دو دوره، هدف اصلی، نابودی حافظه جمعی، ظرفیت نوآوری و زیرساخت تولید دانش جامعه هدف بوده است. مغولان با سوزاندن کتابها میخواستند دانش را در سطح کاغذ متوقف کنند؛ تهدیدات جدید با هدف قرار دادن نخبگان و زیرساختها میخواهند جریان دانش را در سطح فکر و اراده متوقف سازند.
این استاد دانشگاه آزاد اسلامی با تشریح نقش بازدارندگی روانی بیان کرد: تاریخ نشان میدهد که هرگاه یک تمدن به قلهای از علم و ادب رسیده است، دشمنانِ آن تمدن، برای شکاندن این پیشرفت، از دو شیوه استفاده کردهاند: حمله نظامی فیزیکی و حمله به نمادهای علمی.
در دوره مغول، نابودی کتابخانهها و عالمان، پیام واضحی برای بقایای جامعه داشت و به نوعی اعلام میکرد در برابر قدرت ما، علم شما ارزشی ندارد، اما در دوره معاصر، هدف قرار دادن دانشمندانی که دستاوردهای بومی دارند، پیامی مشابه را منتقل میکند و اعلام میکند تلاش شما برای استقلال علمی، با بالاترین هزینه مواجه خواهد شد.
این عمل صرفاً یک اقدام تلافیجویانه نیست؛ بلکه یک سیاست بازدارندگی منفی است؛ یعنی تلاش برای منعِ جامعهی هدف از ادامه مسیر موفقیتآمیز خود در حوزههای استراتژیک.
حجت الاسلام معرفت در جمع بندی این بخش از سخنان خود با تحلیل تفاوت در شیوهها گفت: به طور کلی وقتی به مقایسه اقدامات دشمنان ایران میپردازیم و آن را مورد بررسی قرار میدهیم به این نتیجه میرسیم که گرچه هدف مشترک است، اما سازوکار تغییر کرده است.
متأسفانه امروزه عادیسازی نقض قوانین رخ داده است. در گذشته، حمله به مراکز علمی حتی توسط فاتحان نیز نوعی عمل خارج از عرف تلقی میشد؛ اما امروز سکوت سازمانهای بینالمللی نشان میدهد، چارچوبهای حقوقی بینالملل نیز در برابر الگوهای جدیدِ ضربه به علم، دچار سستی شدهاند.
علمکشی مدرن؛ جنگ شناختی برای فرسایش استعدادهای جوانان
عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال در ادامه به مفهوم علم کشی دشمنان در ایران و اعطا سرگرمیها و تفریحات پوچ به جوانان با عنوان آزادی اشاره کرد و گفت: این موضوع یکی از پیچیدهترین و در عین حال تأثیرگذارترین ابزارهای تمدنی دشمنان در دوران معاصر است. این یک جنگ شناختی و نرم است که در آن، مفاهیم کلیدی مانند آزادی و پیشرفت بازتعریف شده و به شکلی گمراهکننده به جوانان عرضه میشوند.
حجت الاسلام والمسلمین معرفت افزود: تحلیل این پدیده در چند محور قابل ارائه است که محور نخست آن بازتعریف آزادی؛ از استقلال به سرگرمی است.
آزادی واقعی، در معنای تمدنی و راهبردی، به معنای توانایی انتخاب، توانایی تولید، توانایی خودکفایی و استقلال در تصمیمگیری است. آزادی واقعی یعنی اینکه جوانان ما بتوانند بر اساس نیازها و اهداف ملی خود، در عرصههای علمی، فناوری، فرهنگی و اقتصادی پیشرو باشند؛ اما آنچه که با ابزارهایی مانند شبکههای اجتماعی، ماهوارهها و پلتفرمهای غربی به جوانان ما عرضه میشود، در واقع آزادیِ مصرفگرایانه و آزادیِ منفعلانه است.
این آزادی، در نهایت به اسارت در فضای مجازی، وابستگی به فرهنگ بیگانه و اتلاف سرمایه انسانی منجر میشود. این سرگرمیهای پوچ، یک لذت لحظهای و تخدیرکننده ایجاد میکنند که باعث میشود جوانان از واقعیتهای مهمتر، از جمله مسئولیتهای ملی و فرصتهای حقیقی رشد، غافل شوند. در این سناریو، آزادی به معنای بیبندوباری اطلاعاتی و فرهنگی تعریف میشود، نه خودشکوفایی و استقلال.
مدیرکل امور اساتید معارف دانشگاه آزاد اسلامی تاکید کرد: فرسایش استعدادها، راهبرد دشمن در عصر دانشبنیان است. هنگامی که انرژی و تمرکز جوانان صرف سرگرمیهای سطحی و بیمحتوا میشود، فرصتهای طلایی برای یادگیری، پژوهش، نوآوری و فعالیتهای سازنده از دست میرود. این همان فرسایش استعداد است که در ادبیات راهبردی به آن «سرمایهگذاری منفی» یا «سرمایهگذاری در عدم پیشرفت» گفته میشود.
در دنیای امروز، توجه به باارزشترین کالای راهبردی تبدیل شده است. پلتفرمهای غربی با طراحیهای هوشمندانه، نه تنها برای جلب توجه، بلکه برای بهدام انداختن و نگهداشتنِ دائمی توجه جوانان طراحی شدهاند. این یعنی جنگ بر سر ذهن و اراده جوانان.
این فرسایش استعدادها، در واقع مکمل حملات فیزیکی و تروریستی به مراکز علمی است. زمانی که دشمن نتواند مستقیماً جلوی پیشرفت علمی را بگیرد، سعی میکند با مشغول کردن جوانان در سرگرمیهای بیحاصل، از رشدِ طبیعی و خودجوشِ استعدادها جلوگیری کند. این دو راهبرد، یکدیگر را تقویت میکنند.
حجت الاسلام معرفت در ادامه سخنان خود به مفهوم استعمار نوین اشاره و بیان کرد: هدف غایی استعمار نوین، حفظ سلطه و تسلط در عرصههای علم و فناوری است. دشمنان نمیخواهند کشورهایی مانند ایران، مستقل از آنها در فناوریهای کلیدی مانند هوش مصنوعی، بیوتکنولوژی، هوافضا و... پیشرفت کنند. جوانانی که در فضای سرگرمیهای دشمن غرق شدهاند، ناخواسته به ابزاری برای تحقق این هدف استعمارگرانه تبدیل میشوند. آنها در حالی که تصور میکنند آزاد هستند، در واقع به حافظانِ وضعیت موجودِ سلطه غرب بدل میگردند. آنها از مسیر استقلال علمی منحرف شده و به مصرفکننده منفعل تکنولوژی بیگانه تبدیل میشوند؛ در نتیجه، کشوری که نبض تپنده آن یعنی جوانان درگیر سرگرمیهای پوچ باشند، نمیتواند انرژی لازم برای پرواز به سمت قلههای علمی و جهانی را داشته باشد. این وضعیت، بقای استعمار فناوری و علم را تضمین میکند.
مدیرکل امور اساتید معارف دانشگاه آزاد اسلامی در جمع بندی سخنان خود با اشاره به تقابل دو مفهوم آزادی واقعی و آزادی کاذب تشریح کرد: آزادی واقعی، یعنی توانمند شدن جوانان برای حل مسائل کشور، خلق دانش نوین و ساختن آیندهای مستقل و سربلند؛ اما آزادی کاذب، یعنی مشغول شدن به سرگرمیهایی که هیچ دستاوردی جز اتلاف وقت و دور شدن از اهداف اصلی ندارند. در حالی که دشمن در حال دستیابی به اهداف راهبردی خود است، این دو مفهوم، در نقطه مقابل هم قرار دارند و جوانان امروز، در یکی از حساسترین بزنگاههای تاریخی، بین انتخاب یکی از این دو مسیر قرار گرفتهاند. این یک جنگ از درون است که در آن مفاهیم ارزشمند مانند آزادی، به ابزاری برای تضعیف هویت و اراده ملی تبدیل شدهاند.
انتهای پیام/