در گفت‌وگو با آنا مطرح شد

تنگه هرمز؛ سلاح فوق‌راهبردی برای فروپاشی اقتصادی آمریکا/ ایران ۱۰۰ برگ برنده دارد و واشنگتن هیچ

نجفی با تأکید بر توانایی ایران بر انسداد کامل تنگه هرمز گفت: ایران هنوز وارد فاز تهاجمی نشده و همچنان در حال دفاع مشروع است. اما اگر اراده کنیم، می‌توانیم با توقف کامل انتقال انرژی از خلیج فارس، بازارهای مالی جهان را دچار فروپاشی کنیم. در چنین سناریویی، واشنگتن ناچار خواهد شد امتیازاتی به‌مراتب سنگین‌تر از لغو تحریم‌ها بپردازد.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، در روز‌هایی که تنش‌ها در خلیج فارس به اوج خود رسیده و تهدید‌های مقامات آمریکایی درباره تنگه هرمز تیتر رسانه‌ها شده است، پرسش اصلی اینجاست: آیا آمریکا واقعاً توانایی بازگشایی تنگه‌ای را دارد که ایران مسدود کرده است؟ و اگر پاسخ منفی است، چرا همچنان سناریو‌های تهاجمی علیه ایران مطرح می‌شود؟ 

در همین ارتباط، خبرنگار آنا در گفت‌و‌گو با «محمدپارسا نجفی» کارشناس حوزه بین‌الملل، با مروری بر تجربه‌های تاریخی جنگ‌های تنگه‌ای، ظرفیت‌های راهبردی ایران و آسیب‌پذیری‌های اقتصاد جهانی وابسته به نفت، به موضوعاتی می‌پردازد که در هیاهوی جنگ روانی آمریکا و رژیم صهیونیستی کمتر شنیده شده است.

نجفی در دفاع از انسداد کامل تنگه هرمز در صورت تشدید جنگ؛ اظهار کرد: اگر تنگه هرمز به‌صورت کامل بسته شود و عملکرد خطوط لوله‌ای که در عربستان و امارات وجود دارد و نفت و گاز خلیج فارس را به خارج از منطقه منتقل می‌کند، متوقف شود یا ایستگاه‌های پمپاژ آن از بین برود، این مسئله می‌تواند به معنای توقف صادرات یک‌سوم گاز مایع و ۲۵ میلیون بشکه نفت خام به بازار‌های جهانی باشد.

وی افزود: ۲۵ میلیون بشکه نفت به معنای یک‌چهارم تولید جهانی است که توقف صادرات آن طبیعتاً باعث جهش شدید قیمت نفت خام و گاز مایع در بازار‌های جهانی می‌شود.

سقوط بورس‌ها و فروپاشی زنجیره تولید جهانی

کارشناس مسائل بین‌الملل ادامه داد: چنانچه این اتفاق بیفتد، تأثیرات بسیار مهیب و سهمگینی بر اقتصاد آمریکا و همچنین متحدان آمریکا خواهد داشت.

نجفی با اشاره به زیرساخت‌های جایگزین منطقه بیان کرد: دو خط لوله اصلی وجود دارد؛ یک خط لوله موسوم به «شرقی-غربی» که از بندر جبیل و ساحل خلیج فارس کشور سعودی به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ عربستان کشیده شده و روزانه بین ۳ تا ۶ میلیون بشکه ظرفیت دارد. خط لوله دوم نیز از حبشان ابوظبی به بندر فجیره امارات منتقل می‌شود و حدود یک‌ونیم میلیون بشکه ظرفیت دارد.

وی تأکید کرد: اگر این دو خط لوله متوقف و تنگه هرمز هم بسته شود، بازار‌های مالی جهان یعنی بورس‌ها به‌سرعت دچار فروریزی می‌شوند. به این ترتیب، شرکت‌های تولیدی با توقف کامل زنجیره تولید مواجه می‌شوند؛ چراکه بخش زیادی از انرژی و حتی محصولات پتروشیمی که در دنیا به آن نیاز است، از منطقه خلیج فارس تولید می‌شود. علاوه بر این، ما شاهد توقف تولید، تعدیل نیرو، بیکاری و اخراج کارگران و همچنین ورشکستگی شرکت‌ها در اقتصاد‌های بزرگ خواهیم بود.

مسدودسازی واقعی یعنی توقف کامل، نه مدیریت موقت

کارشناس حوزه بین‌الملل با گفتن اینکه دستور رهبر انقلاب در پیام سال جدید، مبنی بر مسدود کردن تنگه هرمز بوده است؛ تاکید کرد: اکنون به هر دلیل این کار به‌صورت کامل انجام نشده و به عبارتی فعلاً تصمیم بر «مدیریت هوشمند» این آبراه است. با این اوصاف، هنوز بازار انرژی جهانی از نفت و گاز خلیج فارس استفاده می‌کند.

وی افزود: مسدود کردن به معنای مدیریت، عبور موقت یا ایجاد عوارض نیست؛ مسدود کردن یعنی توقف، یعنی تعطیل کردن، متوقف کردن و قفل کردن کامل آبراه.

انتقال بحران به قلب غرب و امتناع اروپا از همراهی با آمریکا

نجفی با بیان اینکه با انسداد کامل تنگه هرمز به‌شدت موافق است، گفت: این اقدام می‌تواند بحران را به درون شهر‌های ایالات متحده و متحدان آن مانند کانادا، انگلیس، استرالیا و کشور‌های اروپایی منتقل کند.

کارشناس مسائل بین‌الملل ادامه داد: علت اینکه اروپایی‌ها حاضر نشدند با آمریکا همراهی کنند، ترس آنها از جهش شدید قیمت نفت و همچنین کمبود عرضه فیزیکی نفت و گاز است؛ یعنی می‌ترسند جنگ در منطقه خلیج فارس تشدید شود و با بحران بسیار وحشتناکی که پیش‌تر به آن اشاره کردم، مواجه گردند.

وی تصریح کرد: اگر ایتالیا، آلمان، فرانسه یا حتی انگلیس حاضر نشدند در ائتلاف آمریکا مشارکت کنند، به این دلیل است که می‌دانند هرچه شدت جنگ در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز افزایش پیدا کند، به معنای افزایش شدیدتر قیمت نفت است. این نکته را هم تأکید می‌کنم که مطلقاً نه آمریکا و نه تمام کشور‌های جهان نمی‌توانند تنگه‌ای را که کشور مجاور آن مسدود کرده، باز کنند.

ناتوانی مهاجم در بازگشایی تنگه‌های مسدودشده

نجفی تاکید کرد: این چهارمین جنگ تنگه‌ای در تاریخ معاصر است؛ حال آنکه در سه جنگ دیگر، مطلقاً نیروی مهاجم نتوانست تنگه مسدودشده را باز کند. 

وی در این باره گفت: به‌عنوان مثال، شاهد بودیم که در سال ۱۴۰۲، به مدت یک‌ونیم سال انصارالله یمن تنگه باب‌المندب را به روی کشتی‌هایی که از مبدأ یا به مقصد رژیم صهیونیستی در حرکت بودند، مسدود کرده بود. آمریکایی‌ها به‌همراه ائتلاف ناتو و کشور‌های آسیایی متحد خود مانند ژاپن، هند و استرالیا تلاش کردند تا این مسیر را باز کنند، اما موفق نشدند.

نجفی با برشمردن شرایط میدانی آن عملیات افزود: نکته جالب اینجاست که انصارالله اصلاً به ساحل تنگه باب‌المندب دسترسی نداشت؛ یعنی نزدیک‌ترین نقطه از قلمرو انصارالله تا سواحل شرقی باب‌المندب ۳۰۰ کیلومتر فاصله داشت. همچنین قسمتی که مشرف بر تنگه باب‌المندب است در اختیار نیرو‌های وابسته به امارات و عربستان بود و در شرق، غرب و مرکز تنگه نیز آمریکایی‌ها پایگاه دارند. اما انصارالله که حتی یک متر از سواحل را در اختیار نداشت، به‌راحتی توانست تنگه را مسدود کند؛ حال آنکه کل کشور یمن معادل کمتر از یک‌سوم خاک ایران است و از این مقدار، فقط یک‌سوم در اختیار انصارالله قرار دارد. ضمن اینکه انصارالله پیش از بستن باب‌المندب، جنگ هفت‌ساله‌ای را نیز با آمریکا و ائتلاف نظامی عربستان پشت سر گذاشته بود.

انسداد هرمز اهرم فشاری فراتر از لغو تحریم‌ها

نجفی تأکید کرد: اگر ایران به‌صورت کامل هرمز را مسدود و آن دو خط لوله را متوقف یا منهدم کند، آمریکایی‌ها امتیازاتی به‌مراتب سنگین‌تر از لغو تحریم‌ها پرداخت خواهند کرد.

کارشناس مسائل بین‌الملل ااضافه کرد: اقداماتی که اروپا و آمریکا در باب‌المندب و دریای سرخ انجام داده‌اند، عملاً کارآمد نبوده است. این موضوع صرفاً محدود به تنگه هرمز نیست؛ بلکه حتی بسته شدن کانال سوئز در جنگ ۱۹۵۶ و اختلال در تردد دریایی در جنگ جهانی اول نیز به سود مدافعان و علیه متجاوزان تمام شد. به‌طور کلی، در جنگ‌ها همواره کفه ترازو به نفع مدافع و علیه متجاوز سنگینی می‌کند و عملاً غیرممکن است که یک نیروی متجاوز بتواند تنگه‌ای مسدودشده را به‌راحتی بازگشایی کند.

وی با تحلیل انگیزه‌های اظهارات مقامات آمریکایی یادآور شد: بنابراین، تصورات و تخیلاتی که ترامپ، روبیو و هگست مطرح می‌کنند، بیشتر «مصرف داخلی» دارد؛ چه در داخل آمریکا و چه در بازار‌های انرژی جهانی. این اظهارات در واقع نوعی جنگ روانی است برای تأثیرگذاری بر متحدان، نوسان‌سازی در بازار‌های مالی و بورس، و مدیریت افکار عمومی مصرف‌کنندگان داخلی آمریکا که هم‌اکنون افزایش هزینه‌های سوخت را تجربه می‌کنند.

نجفی در تکمیل این بحث هشدار داد: افزایش هزینه سوخت در آمریکا تنها به قیمت پمپ بنزین ختم نمی‌شود، بلکه پیامد‌های زنجیره‌وار و خطرناک‌تری دارد ازجمله افزایش نرخ بیکاری، گسترش حاشیه‌نشینی و نارضایتی‌های شهری، کاهش تولید ناخالص داخلی، و افزایش هزینه‌های خوراکی، درمانی، مسکن و حمل‌ونقل. 
از آنجا که در آمریکا نه‌تنها یارانه‌ای برای سوخت وجود ندارد، بلکه مالیات‌های سنگینی نیز بر آن اخذ می‌شود، مردم این کشور چندین برابر تحت فشار قرار دارند؛ مضاف بر اینکه درآمد آمریکایی‌ها افزایش نخواهد یافت، بلکه احتمال کاهش آن نیز وجود دارد و در نتیجه، شهروندان آمریکایی تحت فشار‌های چندلایه اقتصادی قرار خواهند گرفت.

وی خاطرنشان کرد: حال اگر تصور کنیم بورس آمریکا سقوط کند، اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا بی‌اعتبار شود و سلطه دلار در مبادلات جهانی شکسته شود، اینها همه عواملی هستند که فشار بی‌سابقه‌ای بر ساختار اقتصادی و سیاسی آمریکا وارد خواهند کرد. ریشه این آسیب‌پذیری آنجاست که آمریکایی‌ها اقتصاد جهان را به نفت و قیمت نفت را به دلار پیوند زده‌اند؛ ساختاری که هم نقطه قوت و هم پاشنه آشیل نظام اقتصادی آمریکاست.

توهمات ترامپ و ناتوانی عملیاتی آمریکا در میدان نبرد

در ادامه بحث درباره توهمات ترامپ، کارشناس مسائل بین‌الملل افزود: اگر آمریکا در میدان عمل وارد کارزار شود، می‌داند که اقداماتش تأثیرگذار نخواهد بود و هرچه فشار بیشتری وارد کند، مشکل بسته شدن تنگه و توقف صدور انرژی از خلیج فارس تشدید و پیچیده‌تر می‌شود؛ در نتیجه تلاش می‌کنند با تهدید یا تبلیغات، مانور‌های روانی انجام دهند که هیچ تأثیر راهبردی ندارد.

وی با اشاره به تهدید‌های اخیر مقامات آمریکایی بیان کرد: این مهلت‌های چندروزه‌ای که ترامپ تعیین می‌کند یا تهدید به زدن زیرساخت‌ها (به‌ویژه برق که بار روانی زیادی بر مردم دارد) و یا ادعای تصرف جزایر سه‌گانه، نه‌تنها بازدارندگی ایجاد نمی‌کند، بلکه ممکن است محاسبات را تغییر دهد. 

نجفی ادامه داد: ما حاضریم هزینه‌هایی را بپردازیم؛ حتی اگر فرضاً متجاوزان جزایر را تصرف کنند، این اقدام تأثیری در سرنوشت جنگ ندارد، زیرا ایران دست بازی برای ورود به فاز جنگ زمینی دارد و به‌راحتی می‌تواند پایگاه‌های آمریکا در اربیل، کویت، دبی، بحرین، قطر و سواحل عربستان (مانند رأس‌تنوره، بندر جبیل، دمام و ظهران) را هدف قرار داده یا تصرف کند.

ظرفیت‌های زمین‌نبرد ایران و مقایسه راهبردی با ارتش آمریکا

نجفی با برشمردن توانمندی‌های نیروی زمینی ایران تصرح کرد: نیروی زمینی ایران توانایی آن را دارد که به‌صورت آبی-خاکی یا عملیات سرزمینی، کویت را دور بزند، سواحل عربستان و امارات را کنترل کند و همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، پتانسیل لازم برای تسلط بر بحرین و حتی کل شبه‌جزیره العرب را دارد؛ آن هم نه با فشار، بلکه با سهولت.

کارشناس مسائل بین‌الملل ادامه داد: توجه داشته باشید که هنوز نزدیک به یک ماه از جنگ گذشته و ایران هنوز فراخوان نیرو‌های ذخیره (فرا مسلح) را صادر نکرده، چه برسد به بسیج عمومی؛ یعنی ایران با همان نیرو‌هایی که یک یا دو سال قبل در اختیار داشت مبارزه می‌کند و هنوز از ظرفیت کامل نیروی زمینی خود برای تسخیر سرزمین استفاده نکرده است. ایران دارای دو میلیون سرباز آماده‌به‌کار است و می‌تواند با بسیج عمومی، این رقم را به ده میلیون نیروی نظامی برساند؛ در حالی که کل ارتش آمریکا حدود ۴۵۰ هزار نفر نیرو دارد.

وی با یادآوری تجربیات تاریخی اشغالگری آمریکا تاکید کرد: آمریکایی‌ها برای اشغال کشوری مانند عراق که یک‌چهارم ایران وسعت دارد، در مارس ۲۰۰۳ با صد هزار نیرو حمله کردند و بعد صد هزار نیروی دیگر اضافه کردند تا مواضع اشغال‌شده را تثبیت کنند. آنها با حدود ۸۰ هزار نیرو به‌علاوه متحدان ناتو و شرق آسیا (ژاپن، استرالیا، کره و...) تلاش کردند افغانستان را کنترل کنند؛ حال با این اوصاف، خنده‌دار است که بخواهند با ۵۰ تا ۱۵۰ هزار نیرو، کشوری با وسعت یک میلیون و ۶۴۸ هزار کیلومتر مربع یا ۲۰ کیلومتر خط ساحلی حیاتی ایران را اشغال کنند. حتی تصرف جزایری مانند تنب بزرگ، تنب کوچک یا ابوموسی نیز تأثیری در باز کردن تنگه هرمز ندارد؛ پس تمام سناریو‌هایی که ترامپ مطرح می‌کند، زاییده توهمات شخصی اوست.

ترامپ؛ از استندآپ کمدی تا توهمات راهبردی

نجفی در بخش دیگری از سخنان خود به پیشینه و سبک مدیریت ترامپ و فقدان گزینه‌های مؤثر برای آمریکا اشاره کرد و گفت: ترامپ پیشینه‌ای به‌عنوان شومن و کمدین استندآپ دارد؛ او عادت کرده مسائل را در قالب شوخی و نمایش مطرح کند و در عرصه میدانی هیچ تجربه و تخصصی ندارد. کسانی که در دولتش به‌کار گمارده می‌شوند نیز دقیقاً شبیه خود او هستند. اگر نظرات کارشناسان نظامی آمریکا، اروپا و ناتو را بررسی کنید، می‌بینید که هشدار می‌دهند آمریکا تمام کار‌هایی که نباید انجام دهد را انجام داده و عملاً گزینه مؤثری ندارد.

وی افزود: ایران حداقل صد «برگ برنده» در اختیار دارد: بستن کامل تنگه هرمز، هدف قرار دادن خطوط لوله، بستن باب‌المندب، عملیات تسخیر سرزمین با نیروی زمینی و...؛ در مقابل، آمریکا هیچ برگ برنده‌ای ندارد. نکته بعدی اینکه آمریکا ممکن است به بسیاری از صنایع و شرکت‌های ایران حمله کند و خسارت بزند، اما این حملات چه تأثیری در باز شدن تنگه هرمز دارد؟ هیچ. صنعت نفت و برق ایران متمرکز نیست (برخلاف رژیم صهیونیستی یا عربستان) که با زدن یک نقطه، زندگی فلج شود. طبیعتاً جنگ خسارت دارد، اما همین مسئله باعث می‌شود ایران برگ‌های برنده دیگرش را رو کند و نتیجه برای آمریکایی‌ها معکوس شود: هرچه تهاجمی‌تر رفتار کنید، ما به‌مراتب تهاجمی‌تر پاسخ خواهیم داد.

سیاست دفاعی-واکنشی ایران و انسجام بی‌نظیر مردمی

نجفی با تأکید بر ماهیت دفاعی استراتژی ایران گفت: ایران هنوز سیاست دفاعی از نوع «واکنشی» دارد؛ یعنی به همان اندازه‌ای که بزنند، پاسخ می‌دهد. ما هنوز وارد فاز تهاجمی نشده‌ایم و تأکید می‌کنم که ایران حتی یک میلی‌متر از مرز‌های بین‌المللی عبور نکرده است؛ در حالی که به‌راحتی و مثل آب خوردن، در کمتر از یک ساعت می‌تواند کویت را تصرف کند. صدام بعد از یک جنگ هشت‌ساله با نیرویی که به‌مراتب از ایران ضعیف‌تر بود، ظرف دو ساعت کویت را تصرف کرد؛ این یک واقعیت تاریخی است.

کارشناس حوزه بین‌الملل ادامه داد: ما تا زمانی که دشمن دست از تهاجم برنداشته، به دفاع ادامه می‌دهیم و سیاست ما کاملاً تدافعی است؛ بله، هنوز ایران وارد فاز تهاجمی نشده است، اما اگر خاک ایران مورد اشغال قرار گیرد، قضیه معکوس می‌شود و ایران طبق همان سیاست «دفاعی-واکنشی» می‌تواند وارد خاک کشور‌های دیگر شود؛ یعنی به همان میزان که به ایران ضربه وارد شود، ایران نیز متقابلاً پاسخ خواهد داد؛ بنابراین ایران برگ‌های برنده‌ای در اختیار دارد و می‌تواند در زمان مناسب از آنها استفاده کند.

وی با ستایش از مقاومت مردم ایران خاطرنشان ساخت: در بخش مردمی نیز باید به این نکته اشاره کرد که مردم ایران یک ماه است در هوای سرد، در ایام ماه رمضان، تحت بمباران و فشار‌های جنگی، انسجام داخلی خود را حفظ کرده‌اند که این موضوع در نوع خود در دنیا بی‌نظیر است. مردم ایران توانایی سازگاری با شرایط سخت از جمله کمبود برق را دارند و ضمن اینکه ایران از توانایی صنعتی لازم برای ترمیم و احیای تأسیسات برقی خود برخوردار است. بخشی از تأمین برق ایران نیز متکی به منابع متنوعی مانند سلول‌های خورشیدی، توربین‌های بادی، انرژی زمین‌گرمایی و نیروگاه‌های سیکل ترکیبی و گازی است؛ یعنی صرفاً وابسته به یک منبع خاص نیست.

اقتصاد جهانی، نفت و واکنش زنجیره‌ای بازار‌ها به اختلال در خلیج فارس

 نجفی در ادامه به تحلیل تأثیرات جنگ انرژی بر بازار‌های جهانی و جایگاه راهبردی تنگه هرمز پرداخت و اظهارکرد: آمریکایی‌ها در حملات اخیر به تأسیسات انرژی، ضربه‌ای دریافت کردند که مجبور شدند اعلام کنند دیگر به صنایع نفت و گاز حمله نخواهند کرد. باز هم تأکید می‌کنم هر ضربه‌ای که به ایران یا متحدان آمریکا در بخش نفت، گاز و برق وارد شود، باعث افزایش هزینه‌های تولید و در نتیجه واکنش شدید بازار‌های جهانی انرژی و افزایش قیمت‌ها می‌شود؛ قیمت نفت، گاز، برق و حتی زغال‌سنگ افزایش پیدا می‌کند. زغال‌سنگ هیچ ارتباط مستقیمی به خلیج فارس ندارد، اما هرگاه تولید انرژی جهانی با اختلال مواجه شود، بازار جهانی به آن واکنش نشان می‌دهد و قیمت حامل‌های انرژی بالا می‌رود؛ چراکه اقتصاد جهان به انرژی و به‌ویژه نفت متصل است.

وی افزود: این یک اصل ثابت اقتصادی است؛ به محض اینکه در تولید انرژی جهانی خللی ایجاد شود، قیمت انرژی‌های موجود در بازار افزایش می‌یابد. شما می‌توانید مشاهده کنید که به محض اینکه ایران تنگه هرمز را به‌صورت نیمه‌بسته یا مشروط درآورد، چراغ‌های بورس‌های جهان قرمز شد؛ زیرا هزینه تولید و حمل‌ونقل به‌ناگهان افزایش یافت. یعنی تأثیر اولیه، پیش از آنکه عرضه فیزیکی با محدودیت جدی مواجه شود، به‌صورت تأثیر روانی و تبلیغاتی بر بازار‌های بورس دیده می‌شود؛ شرکت‌ها تلاش می‌کنند آینده خود را تخمین بزنند و کسب‌وکارشان را محدودتر کنند و برای مدیریت ریسک، ذخیره انرژی بیشتری جذب نمایند.

تنگه هرمز سلاح فوق‌راهبردی ایران و ستون فقرات شکننده اقتصاد آمریکا

نجفی با تشریح فرآیند تأمین انرژی جهانی گفت: از زمانی که یک نفت‌کش از منطقه خلیج فارس خارج می‌شود( چه از تنگه هرمز و چه از طریق خطوط لوله) حداقل یک ماه طول می‌کشد تا به یک پالایشگاه خارجی برسد، سپس در پالایشگاه انبار و فرآوری شود تا به فرآورده‌های نفتی تبدیل گردد؛ این فرآیند یک ماه تا یک ماه و نیم زمان می‌برد. اما به محض اینکه در خلیج فارس درگیری ایجاد شد و ایران تنگه هرمز را هدف قرار داد، ما شاهد افزایش فوری قیمت نفت بودیم.

کارشناس مسائل بین‌الملل توضیح داد: ترامپ و دولت آمریکا تلاش کردند با این ادعا که «ما تنگه هرمز را باز می‌کنیم» بازار را آرام کنند، اما نتوانستند؛ آنها چند روزی توانستند با اظهارات مقامات آمریکایی قیمت نفت را موقتاً پایین بیاورند، اما وقتی بازار‌ها متوجه شدند که آمریکایی‌ها عملاً قادر به بازگشایی تنگه نیستند، روند صعودی قیمت‌ها از سر گرفته شد. اگر دقت کرده باشید، لحن آمریکایی‌ها در صحبت درباره نفت و انرژی تغییر کرده است؛ حالا آنها خواهش می‌کنند که ایران به صنایع گازی حمله نکند، قول می‌دهند در عوض تنگه را باز بگذارند، و به‌طور کلی تمام توان دیپلماتیک و رسانه‌ای خود را متمرکز بر تنگه هرمز کرده‌اند؛ چراکه تنگه هرمز سلاح فوق‌راهبردی ایران است.

وی تأکید کرد: باید به پایگاه‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی حمله کرد و ما پیشانی و بازوی سپاه پاسداران و ارتش ایران را می‌بوسیم که با شجاعت از کشور دفاع می‌کنند، اما آن چیزی که می‌تواند ضربه نهایی، شدید و کوبنده‌ای به آمریکا وارد کند و ستون فقرات اقتصادی آن را بشکند، همان تنگه هرمز است؛ ابزاری که می‌تواند آمریکا را از درون دچار فروپاشی کند.

چرخه تکراری «امتیاز دروغین - تهدید» و اجماع ملی ایران علیه آتش‌بس

نجفی در بخش پایانی مصاحبه به تحلیل چرخه سیاست خارجی آمریکا، اجماع داخلی ایران و ماهیت بازدارندگی سلاح هسته‌ای پرداخت و گفت: نکته دیگری که باید به آن اشاره کنم، چرخه تکراری سیاست آمریکاست. آنها هر از چندگاهی وارد بازی می‌شوند، ادعا می‌کنند امتیازی به ایران می‌دهند، خبر دروغی مانند «مذاکره» یا «باز شدن تنگه هرمز توسط ایران» را منتشر می‌کنند، و وقتی ایران این اخبار را تکذیب کرد، یک تهدید سنگین جدید مطرح می‌کنند؛ مانند استقرار نیرو در سواحل، اشغال جزایر، یا حتی اشاره به استفاده از بمب اتم. این چرخه «امتیاز دروغین، تهدید، تکرار» تنها راهکاری است که آمریکایی‌ها در حال حاضر در اختیار دارند و غیر از این واقعاً هیچ کار مؤثر دیگری نمی‌توانند انجام دهند.

وی با بیان خواسته شفاف مردم و نظام ایران تصریح کرد: در مقابل، خواسته حکومت ایران که در بیان مسئولان مختلف ذکر شده و خواسته مردم ایران کاملاً شفاف است: امروز هیچ انسان عاقلی در ایران خواهان آتش‌بس نیست، چراکه همه می‌دانند آمریکایی‌ها در صورت توقف، تجدید قوا کرده و دو ماه، شش ماه یا یک سال بعد دوباره حمله خواهند کرد. مردم ایران می‌خواهند ریشه بحران کنده شود و حاضرند هر هزینه‌ای را تحمل کنند تا فرزندانشان در آینده در امنیت، رفاه، شکوفایی و ثبات به سر ببرند.

نجفی تاکید کرد: بنابراین از نظر ایران، با توجه به انسجام داخلی بی‌نظیری که وجود دارد، هیچ مشکلی وجود ندارد و اتفاقاً همین انسجام، مایه غافلگیری آمریکایی‌ها شده است؛ آنها با اطلاعات غلطی که دریافت کرده بودند، تصور می‌کردند با زدن رأس حاکمیت، ترور ژنرال‌ها و سرداران، می‌توانند توان نظامی ایران را زیر سؤال ببرند و با ایجاد خلأ حاکمیتی، شاهد شورش در ایران باشند، در حالی که برعکس شد و شاهد یکپارچگی ملی و دفاع سلحشورانه و تمام‌قد نیرو‌های مسلح ایران بودیم.

سلاح هسته‌ای آخرین سنگر دفاعی، نه گزینه عملیاتی میدان نبرد

کارشناس مسائل بین‌الملل ادامه داد: تنها یک نکته باقی مانده که آمریکایی‌ها یا تهدید نکرده‌اند یا اگر کرده‌اند، چندان جدی مطرحش نکرده‌اند: استفاده از بمب اتم. 
تأکید می‌کنم که نه آمریکا و نه هیچ کشور دیگری در هشتاد سال گذشته از بمب اتم در هیچ درگیری‌ای استفاده نکرده است؛ به این دلیل که سلاح هسته‌ای چه اتمی شکافتی، چه نوترونی، چه هیدروژنی و هر مدل دیگری اصلاً برای «استفاده» ساخته نشده، بلکه برای «نزدن» طراحی شده است. سلاح اتمی در تمام کشور‌هایی که آن را در اختیار دارند چه آمریکا، چه کره شمالی، رژیم صهیونیستی، هند، پاکستان، فرانسه، چین یا روسیه یک سلاح تدافعی یا «آخرین سنگر دفاعی» محسوب می‌شود.

وی با اشاره به دکترین نظامی قدرت‌های هسته‌ای تصریح کرد: تأکید می‌کنم که در دکترین بسیاری از این کشور‌ها آمده است که حتی پس از نابودی سرزمینی، از طریق زیردریایی‌های مجهز به موشک اتمی که در اقیانوس‌ها مخفی هستند، به کشور مهاجم پاسخ داده شود؛ یعنی سلاح هسته‌ای بیشتر یک ابزار بازدارندگی است تا یک گزینه عملیاتی برای میدان نبرد. بخشی از دکترین نظامی آمریکا و روسیه نیز همین است که پس از نابودی، از سلاح اتمی استفاده کنند. این آخرین سلاح دفاعی است، نه اولین سلاح دفاعی.

ایران قلب تپنده انرژی جهان و هدف اصلی تحریم‌های آمریکا

نجفی با اشاره به موقعیت جغرافیایی کشور بیان کرد: ایران در جایی قرار دارد که جنوبش خلیج فارس است که همه الآن مطلع‌اند کانون اصلی انرژی، نفت و گاز دنیا است و در شمالش دریای خزر (کاسپین) قرار دارد. اگر بخواهیم در مورد گاز نگاه کنیم، روسیه کشور اول دارنده گاز است، ایران دوم، قطر (که در جنوب ایران است) سوم، ترکمنستان (که در شمال ایران است) چهارم، و جمهوری آذربایجان پنجم. در مورد نفت نیز عراق تولیدکننده بزرگ نفت است، کشور‌های حاشیه جنوبی خلیج فارس و همینطور شبه‌جزیره العرب تولیدکننده نفت هستند و خود ایران نیز تولیدکننده است. یعنی ایران در یک کانون مرکزی از ذخایر نفت و گاز دنیا قرار دارد.

نجفی در جمع‌بندی نهایی اظهارات خود خاطرنشان کرد: دقیقاً به همین دلیل آمریکا تلاش می‌کند در اینجا مسلط شود؛ برای همین ایران را تحریم کرده است. این موضوع هیچ ربطی به سلاح هسته‌ای یا فعالیت هسته‌ای ایران ندارد، و حتی ربطی هم به دشمنی ایران با رژیم صهیونیستی ندارد؛ فقط و فقط به این مربوط می‌شود که ایران در مرکزی‌ترین کانون انرژی دنیا قرار دارد. آمریکایی‌ها برای سلطه بر نفت و گاز منطقه، تلاش می‌کنند ایران را زیر فشار قرار دهند. اگر از سلاح اتمی استفاده کنند، منطقه خلیج فارس، دریای خزر و ... غیرقابل استفاده برای استخراج می‌شود. بنابراین، یقین مطلق داریم که سلاح اتمی بر علیه ایران قابلیت استفاده ندارد؛ تهدید اگر هم مطرح کنند، فقط برای ترساندن مردم، ایجاد وحشت و ارعاب است.

وی با اشاره به سوابق تاریخی عدم استفاده از سلاح هسته‌ای یاد آور شد: اینکه در هشتاد سال گذشته، حتی دولت‌هایی که دارای سلاح اتمی هستند مثل آمریکا، روسیه، چین و غیره، در جنگ‌های خودشان از آن استفاده نکردند. شما شاهد بودید که روسیه در جنگ اوکراین، قبل از آن جنگ گرجستان، قبل از آن جنگ چچن، و شوروی در جنگ افغانستان از سلاح اتمی استفاده نکرد. آمریکا در جنگ ویتنام، جنگ کره، جنگ لیبی، سودان، یمن، عراق، یوگسلاوی، افغانستان، پاناما و ... از سلاح اتمی استفاده نکرد. فرانسه همینطور در بحران الجزایر، چین در جنگ با ویتنام، و انگلیس در جنگ سال ۱۹۸۲ با آرژانتین بر سر جزایر مالاویناس (همان فالکلند) از سلاح اتمی استفاده نکرد. سلاح اتمی آخرین سلاح دفاعی است؛ برای نزدن ساخته شده، نه برای زدن؛ بنابراین مسلماً نباید کسی از این مسئله بترسد.

انتهای پیام/

ارسال نظر