حق کودکان برای شنیده شدن در خانواده ایرانی
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، محمدمهدی سیدناصری حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان: در بسیاری از جوامع معاصر، کودک دیگر صرفاً موضوع مراقبت و تربیت تلقی نمیشود، بلکه بهعنوان صاحب حق شناخته میشود؛ انسانی با کرامت ذاتی که باید امکان بیان نظر، مشارکت در تصمیمگیریهای مرتبط با زندگی خود و تجربه حس شنیدهشدن را داشته باشد.
با این حال، در بستر خانواده ایرانی که تاریخی طولانی از ساختارهای سلسلهمراتبی، اقتدار والدین و الگوهای تربیتی مبتنی بر اطاعت دارد تحقق «حق کودک برای شنیدهشدن» با چالشهای فرهنگی و اجتماعی خاصی مواجه است. این چالش نه به معنای نفی ارزشهای خانواده، بلکه نشانهای از گذار جامعه از الگوهای سنتی اقتدارمحور به الگوهای گفتوگومحور و مشارکتی است.
حق شنیدهشدن کودک، یکی از اصول بنیادین حقوق کودک در حقوق بینالملل محسوب میشود. ماده ۱۲ کنوانسیون حقوق کودک تصریح میکند که کودکِ قادر به شکلدهی دیدگاههای خود، حق دارد نظراتش را در تمام امور مرتبط با خود آزادانه بیان کند و این نظرات باید متناسب با سن و بلوغ او مورد توجه قرار گیرد. اهمیت این اصل در آن است که کودک را از موقعیت «مفعول تربیت» به «فاعل مشارکت» ارتقا میدهد. شنیدهشدن، صرفاً به معنای اجازه صحبت نیست؛ بلکه به معنای بهرسمیتشناختن شأن انسانی کودک و مشارکت دادن او در فرایند تصمیمسازی است. در ساختار سنتی خانواده ایرانی، اقتدار والدین بهویژه پدر نقشی محوری در تصمیمگیری داشته است.
این ساختار، که ریشه در سنتهای فرهنگی، ملاحظات اقتصادی و الگوهای تاریخی زیست جمعی دارد، در گذشته کارکردهای حفاظتی و انسجامبخش مهمی ایفا کرده است. با این حال، تحولات اجتماعی، افزایش سطح تحصیلات، گسترش رسانهها و تغییر سبک زندگی، انتظارات نسل جدید را تغییر داده است. کودکان و نوجوانان امروز در فضایی رشد میکنند که امکان دسترسی به اطلاعات، تجربههای متنوع و الگوهای متفاوت زیست اجتماعی را فراهم میکند. این تغییرات، شکاف نسلی را عمیقتر کرده و مفهوم اطاعت بیچونوچرا را به چالش کشیده است.
شکاف نسلی در خانواده ایرانی اغلب در موضوعاتی مانند انتخاب رشته تحصیلی، سبک پوشش، نحوه گذران اوقات فراغت، استفاده از فناوری و حتی انتخاب دوستان بروز مییابد. در بسیاری از موارد، تصمیمات کلیدی زندگی کودک بدون مشارکت او اتخاذ میشود؛ با این فرض که والدین بهدلیل تجربه بیشتر، بهتر میدانند چه چیزی به صلاح فرزندشان است. هرچند نیت حمایتی والدین قابل انکار نیست، اما حذف کودک از فرایند تصمیمگیری میتواند پیامدهای روانشناختی و اجتماعی قابل توجهی داشته باشد: کاهش اعتمادبهنفس، ضعف مهارت تصمیمگیری، احساس بیاهمیتی و شکلگیری شکاف ارتباطی میان نسلها.
مشارکت کودک در تصمیمگیریهای مرتبط با زندگیاش، به معنای واگذاری مسئولیت کامل یا تضعیف نقش والدین نیست؛ بلکه به معنای ایجاد گفتوگویی دوسویه و متناسب با سن کودک است. پژوهشهای روانشناختی نشان میدهد کودکانی که در فضای گفتوگومحور رشد میکنند، مهارتهای ارتباطی قویتر، حس مسئولیتپذیری بیشتر و توانایی بالاتری در حل مسئله دارند. وقتی کودک احساس کند نظرش شنیده میشود، حس تعلق و اعتماد او به خانواده افزایش مییابد و احتمال بروز تعارضهای مخرب کاهش پیدا میکند.
در مقابل، سرکوب مداوم نظرات کودک میتواند به مقاومت پنهان، فاصله عاطفی و در دوره نوجوانی به تعارضهای شدیدتر منجر شود. بازخوانی ماده ۱۲ کنوانسیون حقوق کودک در بستر فرهنگی ایران مستلزم توجه به ظرافتهای فرهنگی و اجتماعی است. تحقق حق شنیدهشدن کودک به معنای تقلید صرف از الگوهای غربی نیست، بلکه میتواند در چارچوب ارزشهای بومی مانند احترام متقابل، مشورت خانوادگی و مسئولیتپذیری جمعی بازتعریف شود. فرهنگ ایرانی خود دارای سنتهای مشورتی عمیقی است؛ از شوراهای خانوادگی تا ارزش «همفکری» در تصمیمات مهم. میتوان این ظرفیتهای فرهنگی را بهگونهای بازخوانی کرد که کودک نیز در حلقه گفتوگو قرار گیرد.
یکی از موانع تحقق این حق، نگرانی والدین از تضعیف اقتدار تربیتی است. برخی والدین تصور میکنند شنیدن نظر کودک به معنای از دست دادن کنترل یا ایجاد بینظمی در ساختار خانواده است. در حالی که رویکردهای نوین تربیتی نشان میدهد اقتدار والدینی میتواند با گفتوگو و احترام متقابل تقویت شود. اقتدار مبتنی بر ترس و اطاعت، ممکن است در کوتاهمدت نظم ایجاد کند، اما اقتدار مبتنی بر اعتماد و مشارکت، در بلندمدت به شکلگیری شخصیت مستقل و مسئول منجر میشود.
تحقق حق کودک برای شنیدهشدن، علاوه بر سطح خانواده، نیازمند حمایت ساختارهای آموزشی و فرهنگی نیز هست. مدارس میتوانند با ترویج مهارتهای گفتوگو، آموزش حقوق کودک و تقویت مشارکت دانشآموزان در تصمیمات مدرسه، این فرهنگ را تقویت کنند. رسانهها نیز نقش مهمی در تغییر نگرش عمومی نسبت به کودک ایفا میکنند؛ از بازنمایی کودک بهعنوان موجودی منفعل تا بهرسمیتشناختن او بهعنوان فردی دارای حق و صدا. از منظر حقوقی، بهرسمیتشناختن حق شنیدهشدن کودک میتواند به کاهش خشونتهای تربیتی، افزایش سلامت روان خانواده و تقویت سرمایه اجتماعی منجر شود.
خانوادهای که در آن گفتوگو جایگزین تحکم میشود، نهتنها محیطی امنتر برای رشد کودک فراهم میکند، بلکه مهارتهای دموکراتیک را در سطح خرد جامعه بازتولید میکند. کودکانی که در خانواده شنیده میشوند، در جامعه نیز شهروندانی مشارکتجو و مسئول خواهند بود. در نهایت، شنیدن صدای کودک به معنای پذیرش این واقعیت است که آینده جامعه در حال شکلگیری در ذهنها و تجربههای امروز آنان است.
خانواده ایرانی در حال تجربه گذار از اقتدار یکسویه به گفتوگوی چندسویه است؛ گذاری که اگر آگاهانه و متوازن مدیریت شود، میتواند به تقویت انسجام خانوادگی و پرورش نسلی توانمند و مسئول منجر شود. حق کودک برای شنیدهشدن، نه تهدیدی برای خانواده، بلکه فرصتی برای انسانیتر شدن روابط، تقویت اعتماد متقابل و ساختن آیندهای است که در آن، هر صدا کوچکترین صداها ارزش شنیدهشدن دارد.
انتهای پیام/
- تور استانبول
- غذای سازمانی
- خرید کارت پستال
- لوازم یدکی تویوتا قطعات تویوتا
- مشاوره حقوقی
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس