پیشنهاد سردبیر
چه کسی فرمان ایست به «قانون جهش تولید» را داد؟

قربانی کردن برنامه هفتم پای بروکراسی

۵ گام فوری برای جلوگیری از انفجار قیمت مرغ و گوشت و قحطی مصنوعی

از بن‌بست کنجاله تا جهنم دموراژ؛ هشدار نسبت به سقوط تولید پروتئین

ایران به دنبال ایجاد «قطب جاذبه تخصصی» برای نخبگان جهان

چگونه جابجایی مرز‌های مهاجرت با «دیپلماسی مجازی» 

چرا نقدینگی بخش خصوصی در بنادر رسوب کرد؟

وقتی کشتی‌های نهاده قربانی سیاست پولی می‌شوند

سایه وحشت بر سر منتقدان پهلوی

روشن شدن جوخه‌های ترور در تورنتو/یک منتقد دیگر رضا پهلوی به قتل رسید

پیدا شدن جسد محسن احمدی پور در کانادا و ناپدید شدن مشکوک مسعود مسجودی، فرضیه بازگشت به متد‌های حذفی دهه‌های گذشته را تقویت کرده است. این رخداد‌ها درست زمانی اوج می‌گیرد که منتقدان رضا پهلوی به جای مبارزه سیاسی، مسیر شکایت حقوقی از وی را در پیش گرفته بودند. 

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری آنا، از منظر حقوقی و قضایی، بررسی توالی اتفاقات اخیر نشان دهنده یک الگوی معنادار است. محسن احمدی پور و مسعود مسجودی صرفا مخالفان فکری نبودند؛ آنها بخشی از جریانی بودند که تلاش می‌کردند رفتار‌های رضا پهلوی و اطرافیانش را به چالش‌های قانونی بکشانند.

مسجودی به طور مشخص اقدام به شکایت حقوقی از پهلوی کرده بود. در دنیای حقوق بین الملل، زمانی که یک طرف دعوا قدرت پاسخگویی در پیشگاه دادگاه را ندارد، متوسل شدن به روش‌های فراقانونی برای حذف "شاکی" یک تکنیک کلاسیک در فرقه‌های سیاسی و گروه‌های تمامیت‌خواه است.

 

روشن شدن جوخه‌های ترور در تورنتو

 

کشف جسد احمدی پور در تورنتو، آن هم درست یک هفته پس از ناپدید شدن مسجودی، فرضیه تصادفی بودن این وقایع را از نظر جرم شناسی باطل می‌کند. 
پلیس تورنتو اگرچه مرگ را تایید کرده، اما سکوت درباره جزییات، نشان دهنده پیچیدگی امنیتی پرونده است. احمدی پور که از نزدیکان حامد اسماعیلیون شناخته می‌شد، بار‌ها از سوی جریان‌های تندرو وابسته به پهلوی تهدید به مرگ شده بود. این تهدیدات پیشینی، در دادگاه‌های کیفری به عنوان اماره قضایی بر قصد قبلی برای قتل تلقی می‌شود.

بازگشت به میراث ساواک

در تحلیل حقوقی این جنایات، نمی‌توان از تبارشناسی رفتار سیاسی جریان پهلوی غافل شد. میراث ساواک در حذف فیزیکی منتقدان در خارج از مرزها، اکنون به نظر می‌رسد در حال بازسازی است.
احمدی پور و مسجودی قربانیان جریانی هستند که تاب شنیدن نقد از درون را ندارد. وقتی شعار زن، زندگی، آزادی در خیابان‌ها داده می‌شود، اما در پشت صحنه، منتقدان سرسخت به طرز مشکوکی جنازه شان در آپارتمان‌های کانادا پیدا می‌شود، با یک پارادوکس حقوقی رو‌به‌رو هستیم.

 

این رخداد‌ها نشان دهنده وجود یک شبکه فشار است که فراتر از فعالیت سیاسی، وارد فاز عملیاتی شده است. از دیدگاه جرم شناسی سیاسی، حذف احمدی پور پیامی مستقیم به سایر منتقدان، به ویژه جریان اسماعیلیون است. این پیام روشن است؛ هرگونه شکایت حقوقی یا نقد ساختاری علیه پیشوای خودخوانده، هزینه جانی خواهد داشت. این نوع رفتار، مصداق بارز تروریسم سازمان یافته در خاک یک کشور ثالث است که نیازمند ورود جدی نهاد‌های حقوق بشری و پلیس بین الملل برای بررسی روابط مالی و لجستیکی میان ضاربان احتمالی و دفتر رضا پهلوی است.

تورنتو؛ حیاط خلوتی برای تصفیه‌های درون گروهی

چرا کانادا و تورنتو به مرکز این جنایات تبدیل شده است؟ ضعف نظارتی دولت کانادا بر فعالیت‌های فرقه‌ای اپوزیسیون و نفوذ گسترده لابی‌های ثروتمند وابسته به پهلوی در ساختار‌های غیررسمی این کشور، تورنتو را به محیطی امن برای تصفیه حساب‌های فیزیکی تبدیل کرده است. احمدی پور در محیطی کشته شده که پیش از آن تهدیدات علیه خود را علنی کرده بود، اما نبود چتر حمایتی قضایی برای منتقدان پهلوی، راه را برای مهاجمان هموار کرد.

از منظر حقوق عمومی، مسئولیت این قتل‌ها به عهده جریانی است که با تولید ادبیات نفرت و تقسیم جامعه به وفادار و خائن، فرمان قتل غیررسمی منتقدان را صادر می‌کند. مسعود مسجودی که شجاعانه به دنبال پیگرد قانونی رضا پهلوی بود، اکنون به سرنوشتی دچار شده که احمدی پور دچار آن شد. این زنجیره قتل‌ها و ناپدید شدن ها، یادآور تصفیه‌های استالینی در ابعاد دیگر است.

تیر خلاص بر ادعا‌های دموکراسی خواهی

جنازه محسن احمدی پور، تیر خلاصی بر ادعا‌های دموکراسی خواهی جریانی بود که رضا پهلوی نمایندگی می‌کند. این اتفاقات مشکوک، نه تنها یک بحران قضایی در کانادا، بلکه یک بن بست اخلاقی برای تمام کسانی است که هنوز زیر چتر این جریان فعالیت می‌کنند. وقتی امنیت جانی در میان خودی‌ها وجود ندارد، چگونه می‌توان از آزادی برای یک ملت حزف زد.
پلیس تورنتو تحت فشار افکار عمومی ناچار به افشای جزییات خواهد بود، اما تا آن زمان، واقعیت تلخ این است که اپوزیسیون خارج از کشور وارد فاز خودخوری امنیتی شده است. قتل مشکوک منتقدان، نشانه بارز استیصال سیاسی جریانی است که به جای صندوق رای و منطق حقوقی، با زبان گلوله و طناب دار در آپارتمان‌های مخفی با مخالفانش حرف می‌زند.

انتهای پیام/

ارسال نظر